نماز ۱۳۹۷/۰۸/۲۶ - ۹۶۱ بازدید

سلام.بنده خدایی میگه چرانمازبخوانم؟من هر روز باخداحرف میزنم خودم و دیگه نیازبه نماز نیست؟

شکل خاص نماز ومحتوی آن و هم چنین تعیین اوقات و سایر جزئیات عبادات - علاوه بر اسرار و رموزى که در آنها نهفته و ما از آنها اطلاعى نداریم - روحیه تسلیم در برابر خدا و دستورات پیامبر را در ما تقویت و استوار مى کند. در فرهنگ اسلامی تعیین کردن و مشخص نمودن شکل عبادت، با شارع مقدس است و کسی نمی تواند عبادتی اختراع کند. اگر کسی وِرْد و دعایی را به عنوان عبادت پدید آورد، از مصادیق روشن بدعت و تشریع است که کار حرامی است،‌ زیرا امور عبادی را همان گونه که از طرف شارع مقدّس بیان شده است، باید انجام داد، نه کمتر و نه بیشتر.آن کس که تشنگی و گرسنگی را در ما آفرید ، غذا و آب را نیز خود فراهم آورده است و آن کس که نیاز به عبودیت و پرستش را در ما قرار داد ، هم او پاسخ نماز و دعا راز و نیاز را برایمان مقرر داشته است. آنچه زیبایی و حُسن و خیر است، در نماز سفره ای است گسترده که خداوند آن را در پنج نوبت در شبانه روز برای بندگانش باز می‌کند و بر سر این سفره انواع و اقسام غذاهای لذیذ وجوددارد و هر کس مطابق ذوق و سلیقة و به اندازه توان و مرتبه وجودی و استعداد خود از آن بهره مند می‌شود. نماز عبادتی جامع است که می تواند تمام وجود انسان (از جهات بدنی و ظاهری گرفته تا جهات ذهنی و قلبی و باطنی) را در خدمت بندگی و پرستش قرار دهد. نیت خوب داشتن به تنهایی نمی تواند انسان را از انجام عبادت و نماز بی نیاز کند.شکل نماز هم قشنگ است، هم معارف بلند اسلامی در آن وجود دارد، هم تسبیح و تقدیس لفظی است و هم تقدیس عملی می‌باشد. رکوع و سجود و تسبیح و تحمید و دعا و تکبیر و سلام و خلاصه همة زیبایی ها در نماز است.
با این همه اگر نماز به طور صحیح و کامل با حفظ شرایط و آداب خوانده شود، جلوی بسیاری از مفاسد اجتماعی را می گیرد: «إنّ الصلاة تنهی عن الفحشاء والمنکر و لذکرالله اکبر(عنکبوت (29) آیة 45.) نماز اگر با مقدمات و تعقیبات همراه باشد،‌ انسان را به اوج معنویت می‌رساند. اذان با آن محتوای زیبا دل را می نوازد. نماز جماعت مخصوصاً در مساجد بزرگ مانند مسجد الحرام و مسجد النّبی(ص) زیباترین جلوة عبادت و همدلی و یکرنگی و صفا و صمیمیت است. پیامبر(ص) فرمود: «نماز نور چشم من است(بحارالانوار، ج 73، ص 141)البته خداوند به عبادت ما و هیچ موجود دیگر نیاز ندارد ، زیرا « فان الله غنی عن العالمین» (آل عمران (3) آیه 97) خداوند از تمام جهانیان بی نیاز است . این بندگان هستند که به خداوند نیاز دارند . «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله والله هو الغنی الحمید» (فاطر (35) آیه 15)ای انسان ها شما نیازمند به خداوند هستید و خداوند بی نیاز و ستوده است. بنابراین عبودیت و پرستش یکی از نیازهای انسان است. تمامی انسان ها از ابتدا تا کنون به شکلی پرستش داشته اند. روح انسان نیاز به عبادت و پرستش دارد. پرستش و ستایش علاوه بر پر کردن خلأ تنهائی وجود انسان ، وبر آورده شدن نیاز انسان و بجا آوردن مراتب سپاس و شکر گزاری ، موجب تکامل انسانی و رسیدن به مقام قرب الهی می شود و هیچ چیزی نمی تواندجای آن را پرکند.دانشمندان گفته اند: برای رسیدن به عرفان الهی و شناخت خود و خدا مراحلی باید طی شود. مرحلة اوّل، شریعت است. برای پیمودن این مرحله باید به سراغ عبادت پروردگار رفت و با استعانت و کمک از عبادت وارد مرحلة دوم یعنی طریقت شد، آن گاه از طریقت عبور کرده و به حقیقت پیوست که پیوستن قطره به دریا است.هر کدام از مکتب ها و آیین ها اَشکالی برای عبادت دارند امّا همه به دنبال پرستش و عبادت‌اند، ‌حتی موجودات دیگر نیز به عبادت و پرستش مشغولند. قرآن می‌فرماید: «کلّ قد علم صلوته و تسبیحه؛(نور (24) آیه 41)تمامی موجودات نماز و تسبیح خدا را می دانند». در جای دیگر می‌فرماید: «إنْ مِن شیء إلاّ یسبّح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم؛(4) هر موجودی با حمد، خدا را تسبیح می‌گوید، لیکن شما تسبیح آنان را نمی فهمید».از منابع و مآخذ اسلامی به دست می آید که برای رسیدن به حق و شاداب کردن روح عرفانی انسان، هیچ راهی بهتر از نماز یافت نمی شود. برای روح انسان شیفته هیچ غذایی سازگارتر و سرشارتر از نماز وجود ندارد، زیرا چه کسی بهتر از خداوند (که برای رسیدن به هر هدفی، ترکیب راه خاصی را مشخص فرموده است) می‌تواند مَرْکب و معجونی برای رشد و ارتقای انسان ها پدید آورد؟با مروری بر آیات و روایات در می یابیم که این معجون شفا بخش نماز است که اسلام آن را وسیلة تقرّب به خدا می‌داند (الصلوه قربان کل تقیّ).(اسراء (17) آیة 44.) نماز موجب تقرب هر انسان پرهیزکاری است وخداوند تنها اعمال پرهیزکاران را قبول می کند.(انما یتقبل الله من المتقین) طبیعی است انسان متقی شخصی است که مطیع وفرمانبر خداوند باشدعبادات واعمال را براساس دستورات او انجام دهد.هم چنین نماز رابطه بنده با خداست و طبیعی است که بنده آن را به جا می آورد که خواسته خداوند و معبود اوست و اصولاهدف اصلی از خلقت انسان بندگی است و نماز بهترین شیوه اظهار بندگی است و اگر قرار باشد که هر انسانی بر طبق خواسته خود عمل نماید نه آن چیزی که خداوند از او خواسته ، این دیگر بندگی خداوند نمی شود ، بلکه بندگی خود و عمل بر طبق خواسته خود است.یکی از پرسش هایی که برخی درباره نماز مطرح می کنند این است : چرا باید نماز به زبان عربی خوانده شود؟همراه این سؤال انتقاد می کنند که خواندن نماز به زبان عربی،برای عرب زبان ها یک نوع عبادت، پرستش و مناجات با خداست، زیرا آنان معنا و مفهوم اذکار نماز را می فهمند. اما برای مردمی که زبان مادری آنان عربی نیست، خواندن نماز به زبان عربی و گفتن اذکاری که معنی آن را نمی دانند روح مناجات، نیایش و معنویت را برای آنان در پی ندارد.حال که این طور است ، بهتر نیست همان گونه که عرب ها نماز را به عربی می خوانند، مردم دیگر به زبان خودشان بخوانند؟ مثلاً آنها که زبان مادریشان فارسی است به زبان فارسی، ترک زبانان به زبان ترکی و روس ها به زبان روسی و ...؟پاسخ نخستفرض کنید اسلام اجازه داده بود نماز به زبان غیر عربی خوانده شود، تصور کرده اید که چه مشکلاتی برای مسلمانان پیش می آمد؟ توجه کنید که اسلام خواسته است مسلمانان سراسر جهان به صورت یک ملت و امت واحد زندگی کنند، به ویژه از نظر سیاسی و اقتصادی، یک واحد بزرگ سیاسی و اقتصادی در سراسر جهان باشند تا بتوانند استقلال، عزت و اصالت خود را حفظ کنند.با توجه به این که وحدت، از ارکان امت اسلامی است ، باید عواملی برای تقویت پیوند میان مسلمانان پیش بینی شود. یکی از این عوامل یک رنگ بودن و یک جور بودن در برخی از عبادات، از جمله « نماز» است که اصلی ترین عبادت مسلمانان است.خوب دقت کنید: اگر قرار شود مثلاً در مساجد انگلستان، مردم به زبان انگلیسی نماز بخوانند و در ایران به زبان فارسی و در ترکیه به زبان ترکی و در مساجد حجاز به زبان عربی، یک مسلمان اهل انگلیس یا ایران هنگامی که به حجاز مسافرت می کند و به یکی از مساجد وارد می شود خود را کاملاً غریبه احساس می کند. حتی در کشورهایی که اهالی آن دارای گویش های مختلفی هستند و یا لهجه های متفاوتی برای یک زبان وجود دارد، باز این مشکل وجود خواهد داشت.یا هنگامی که یک مسلمان عرب زبان به ایران یا ترکیه بیاید و به مساجد برود، هیچ آشنایی با قرائت آنان ندارد و نمی تواند در جماعت آنان شرکت جوید.هم چنین است اذان نماز. هدف از اذان، اعلام وقت نماز است. اگر قرار باشد اذان به غیر عربی باشد، چنانچه یک مسلمان عرب زبان یا انگلیسی زبان مثلاً به ایران مسافرت کند و بخواهد بداند مسجد کجاست و آیا وقت نماز شده است یا نه، اگر اذان به زبان فارسی گفته شود، تشخیص نخواهد داد که آیا این اذان است که خوانده شد و یا آواز. در حالی که همین آشنایی لفظی با نماز و اذان سبب می شود که هر مسلمانی به هر یک از ممالک اسلامی برود بتواند در مساجد شرکت کند و نماز بخواند.اذان و نماز برای او همان مفهومی را دارد که در کشور خود دارد.
از طرفی این نماز یکسان و به یک زبان مشترک ،سبب می شود مسلمان در کشورهای اسلامی دیگر احساس غربت نکند بلکه با سیار مسلمانان احساس اشتراک ، برادری و وحدت داشته باشد.پاسخ دومعلاوه بر مطلب بالا، مسئله نماز جماعت و نماز جمعه است . امام نماز را به چه زبانی بخواند تا برای مأمومین مفهوم باشد؟ به زبان عربی، ترکی، فارسی، انگلیسی و یا ... یا در مراسم بزرگ حج چه باید کرد؟ هر سال صدها هزار نفر مسلمان در ایام حج واجب ، در مکه و مدینه دور هم جمع می شوند. آن جا نماز ها را به چه زبانی بخوانند؟الان هنگامی که در مسجدالحرام نماز جماعت خوانده می شود همه مسلمانان ، امام و مأموم، به یک شیوه نماز می خوانند. اگر این هماهنگی نباشد، آیا فلسفه حج که تحقق وحدت و یکپارچگی اسلامی است تحقق خواهد یافت ؟بنابراین بهتراست نماز و اذان و اقامه که اعلام عمومی برای نماز است به یک زبان عمومی اسلامی باشد که همه آن را بفهمند و این زبان ، خود بخود زبان قرآن ، یعنی عربی خواهد بود.یک انتقاد و پاسخ آنانتقاد: قبول داریم که بهتر است نماز به زبان عربی خوانده شود و مسلمانان باید آن را فراگیرند. اما همه مسلمانان نمی توانند معنای جملات نماز را یاد بگیرند. نمازگزاری که نماز می خواند ولی معنای جمله هایی را که می گوید نمی داند، نمازش ناقص است. می توان گفت ؛ نمازش بدون روح و حالت نیایش است.پاسخ: حل این مشکل به این نیست که احیاناً گفته شود: هر مسلمانی نماز را به زبان خود بخواند. این جور که حل مشکل کردن، کار انسان های تنبل و کم کار است. ما در دوره ای زندگی می کنیم که بسیاری از کودکان و نوجوانان دنیاست کم با یک زبان خارجی آشنا هستند و این موضوع، یکی از نشانه های رشد و از عوامل پیشرفت هر ملت به شمار می آید. در همین کشور ما دانش آموزان از سال اول راهنمایی شروع به یادگیری دو زان خارجی ( انگلیسی و عربی ) می کنند. چه اشکالی دارد که بچه های مسلمان ، سی تا چهل جمله عربی بدانند به طوری که در برخورد با یک مسلمان دیگر ، به اندازه سی چهل جمله ، زبان مشترک داشته باشند و این انگیزه ای بشود تا همه مسلمانان به اندازه تفاهم با همدیگر زبان عربی را یاد بگیرند؟جمله های نماز با اذان و اقامه ، مجموعاً 29 جمله کوتاه است ، و بدون اذان و ا قامه 20 جمله است. یاد گرفتن 20 یا 29 جمله عربی با معنی روشن آن ، برای هر کس که علاقه داشته باشد، کار ساده ای خواهد بود.ضرورت صحیح خواندن نماز1. ما انسان ها درگفت و شنودهای روزانه سعی می کنیم با مخاطبان خود به طور صحیح و شایسته سخن بگوییم . هر اندازه ، مخاطب نزد ما محترم تر و عزیزتر باشد تلاش می کنیم کلمات را صحیح تر بر زبان جاری و جملات را به شکل زیباتری بیان کنیم. حال اگر مخاطب در نماز و نیایش ، خدای مهربانی است که محبوب ماست و ما به او عشق می ورزیم، طبیعتاً باید سعی کنیم با او به طرز صحیح صحبت کنیم و سخن بگوییم ؛ کلمات و جملات نماز را درست تلفظ کنیم تا رضایت خاطر او را جلب کنیم.اولاً: اتحاد و یکپارچگی و یکنواختی همه مسلمین را در سراسر عالم بخصوص در هنگامی که به جماعت نماز می خوانند میتوان یکی از حکمتهای مهم این مطلب خواند. همانطور که در همه ادیان و مذاهب رسمی و مهم جهان، نیایش های مخصوصی به زبان واحد ادا می شود.ثانیاً: زیبایی و رسایی و فصاحت و بلاغتی که در کلام عرب وجود دارد در هیچ یک از زبانهای دیگر به چشم نمی خورد.ثالثاً:چون زبان دین و قرآن ما، زبان عربی است، مسلمین با این عمل یک نوع شناخت اجمالی هر چند کم و مختصر با زبان دین و قرآن خود پیدا می کنند، باشد که خود تشویق و ترغیبی باشد برای ایجاد ذوق و شوق بیشتر برای یادگیری زبانقرآن. رابعاً: خواندن نماز به زبان واحد یکی از نشانه‌های جهانی بودندین اسلام است زیرا جمعیتی که دریک صف قرار می گیرند و در یک جبهه واحدفعالیت می کنند. لازم است دارای وجه اشتراکی قوی باشند که زبان، یک فاکتورمهم در این‌باره است.خامساً: اگر مجاز بود نماز به زبانهای دیگرخوانده شود بدون تردید مورد تصرف و تحریف و آمیخته شدن به خرافات بی‌اساس می شد که ادیان و کتب آسمانی دیگر نمونه‌های زنده و گویای این مطلب است.البته ممکن است حکمت ها و فواید دیگری هم برای این پرسش وجود داشته باشد که ما به ذکر همین مقدار بسنده می‌کنیم. سادسا:درعبادات ما موظف به تعبد از شارع هستیم یعنی زمانی که انسان با عقل و تحقیق دین را پذیرفت لوازم آن را نیز باید بپذیرد که یکی از آنها تعبد نسبت به احکام الهی است.

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.




حاصل جمع را در کادر وارد کنید