سلمان رشدی و آزادی بیان ۱۳۹۵/۰۳/۱۸ - ۷۵۴ بازدید

توماس ریاد، رئیس آکادمی سلطنتی سوئد گفته است «صدور حکم مرگ برای انتشار یک اثر ادبی، نقض جدی آزادی بیان است »نظر شما چیست ؟

اگر مقصود رئیس آکادمی سلطنتی سوئد از عبارتی که نقل کرده اید این است که هیچ انسانی نباید به خاطر اثری که صرفا یک اثر ادبی است مورد محاکمه قرار گیرد چنین سخنی کاملا درست است و ما نیز صدور حکم مرگ برای اثری که صرفا اثر ادبی است تایید نمی کنیم، اما اگر مقصود این است که هر فردی حق دارد هر اثری را به بهانه ادبی بودن منتشر نماید و لو اثری که در آن اعتقادات و احساسات میلیون ها انسان بی گناه مورد جسارت و بی احترامی قرار گیرد طبیعتا این سخن نامعقول می باشد، چنانکه حتی خود رئیس آکادمی مزبور نیز اجازه نمی دهد فردی به بهانه اینکه قصد دارد قطعه ای ادبی و یا شعر بخواند مطالبی را قرائت کند که پر از اهانت و فحاشی به وی باشد، بر این اساس انتشار اثر ادبی اشکالی ندارد اما اگر اثر ادبی صرفا بهانه و پوششی برای توهین و گستاخی نسبت به مقدسات و معتقدات میلیون ها انسان باشد قطعا قابل تحمل نمی باشد چنانکه در همین مقاله ای که در ویکی پدیا نقل شده است اشخاصی که ادعای آزادی بیانشان گوش فلک را پر کرده اند نیز در سخنرانی های خود ناچار شده اند به این واقعیت اعتراف نمایند به عنوان مثال عبدالکریم سروش در سال 1381 در سخنانی در این زمینه چنین می گوید: «در قصه سلمان رشدی، فارغ از هرگونه داوری، عده‌ای از او دفاع کردند و گفتند مساله آزادی بیان است، ولی واقعاً این طور نیست. سلمان رشدی به پیامبر اسلام ناسزا گفته و اهانت کرده بود. او از آزادی بیان استفاده نکرده بود.»بنابر این عقل، وجدان و طبیعت انسان، فراتر از حکم شرع، حکم می کنند که اهانت و جسارت به معتقدات میلیون ها انسان به بهانه آزادی بیان و یا انتشار اثر ادبی، هرگز موجه نمی باشد ، در واقع آزادی بیان مطلق هرگز پذیرفته شده نمی باشد و این آزادی مرزهایی دارد که حتما باید مورد رعایت قرار گیرد و نمی توان به هیچ بهانه ای این خطوط قرمز را نقض کرد که در پایان به منظور آشنایی با این موضوع مطالبی در مورد آزادی بیان در غرب و اسلام و خطوط قرمز آن تقدیم شما می کنیم که امید است راهگشا باشد:در اندیشه اسلامی، در اصل ضرورت «آزادی بیان» و ثمراتی که بر آن مترتب است و ضررهای ناشی از منع آن، هیچ تردیدی نیست. اما سؤال اساسی آن است که آیا برای این «آزادی» حد و مرزی هست یا نه؟ آیا هر کس هر چه بخواهد، می تواند بگوید؟ و هر نظر و اندیشه یا هنر، رمان و... را می تواند آزادانه پخش کند؟

شرایط آزادی بیان

گفتنی است در هیچ نظامی، آزادی بیان به صورت مطلق و بدون حد و مرز وجود ندارد؛ بلکه آزادی محدود و در چهارچوب ارزش های پذیرفته شده در هر جامعه است. این چهارچوب ها از هر نظام و جامعه ای تا نظام و جامعه دیگر، متفاوت است و مبتنی بر جهان بینی و نظام فکری آن جامعه است. «موریس دوورژه» دربارة چهارچوب «آزادی» در دموکراسی می نویسد: «آیا با اعطای آزادی به دشمنان آزادی، به آنها اجازه داده نمی شود که آزادی را در هم بکوبند... دموکراسی به مخالفان خود اجازه بیان عقایدشان را می دهد؛ ولی تا وقتی که این کار را در چارچوب روش های دموکراتیک انجام دهند». جامعه شناسی سیاسی، ص 343 در متن اعلامیه «حقوق بشر فرانسه»، آزادی از اطلاق افتاده و مقیّد به حدود قانونی شده است: «آزادی آگاهی از افکار و عقاید از گران بهاترین حقوق بشر است. بنابراین هر یک از افراد کشور، می توانند آزادانه هر چه می خواهند بگویند، بنویسد و به چاپ برسانند؛ مگر مواردی که قانون معین کرده باشد. در آن صورت تجاوز از آزادی مزبور، مستلزم مسئولیت خواهد بود». مادة یازده قانون مزبور؛ حقوق اساسی در جمهوری اسلامی ایران، ج 7، ص 30 آزادی بی حدّ و حصر و بدون کنترل، آسیب ها و تباهی های گوناگونی را متوجه جامعه می کند؛ مانند: 1. تحریک و تهییج عموم به اعمال و افعال و یا خودداری هایی که مضرّ به حال جامعه و دولت است (نظیر آنارشیسم)؛ 2. هتّاکی و فحّاشی به مقامات مذهبی، ملّی و سیاسی و افراد مردم؛ 3. افشاگری و انتشار اسرار خصوصی افراد و مقامات و نیز اسرار نظامی و سیاسی کشور؛ 4. انتشار و القای اخبار نادرست و شایعه پراکنی و ایجاد اختلال در امنیت فکری جامعه. حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج 2، ص 455 بنابراین هیچ منطقی، آزادی لجام گسیخته و بدون حد و مرز را در هیچ عرصه ای ـ از جمله در عرصه «بیان» و امثال آن ـ تأیید نمی کند؛ لیکن آنچه در اینجا مهم است اصول و ارزش هایی است که می تواند دایرة آزادی ها را محدود کند و در این عرصه, بین اندیشة اسلامی و تفکر لیبرالی تفاوت بسیار است. در دیدگاه دینی، گرچه آزادی بیان جایگاه مهمی دارد؛ اما با توجّه به احکامی ـ چون حرمت غیبت, تهمت و دروغ ـ این نکته روشن می شود که آزادی مطلق در گفتن وجود ندارد؛ بلکه گفتار باید صادق باشد و موجبات اذیت و آزار دیگران و تضییع حقوق عمومی را فراهم نسازد. از دیدگاه اسلام آزادی بیان, مقیّد به مصالح شخصی و جامعة اسلامی و مصالح عالی دینی است. ازاین رو در مواردی که احتمال فساد در کار است، یا آزادی بیان انحراف عقیدتی و اخلاقی و امثال آنها را پدید می آورد، جایی برای آن وجود ندارد. از منظر حضرت امام(ره)، مهم ترین قیود آزادی بیان عبارت است از: 1. آزادی تا مرز فساد؛ یعنی, آنجا که از آزادی فساد خیزد، دایرة آن محدود به حدی می شود که سلامت معنوی جامعه حفظ شود. 2. آزادی در چارچوب اسلام و قوانین کشوری؛ 3. آزادی تا مرز اضرار مردم؛ 4. آزادی تا مرز توطئه بر ضد نظام اسلامی. صحیفة نور، ج 7، ص 232؛ ج 22، ص 283؛ و ج 6، ص 270؛ و ج 22، ص 169 از دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی، اختلاف نظر و سلیقه امری کاملاً طبیعی و مایه پیشرفت کشور است و طرح مطالبی که مخالف نظر مشهور باشد، اشکال ندارد، «به شرط آنکه نحوة مطرح کردن و پرداختن به آن علمی باشد». به نظر ایشان، بررسی همه مسائل از جمله مسائل سیاسی در فضای «آرام و با دید علمی», امری کاملاً ضروری است. «ضدیت با نظم و جهت گیری آنارشیستی، شایسته محیط های دانشگاهی نیست و صددرصد مخالف لوازم و ضروریات محیطهای علمی است». ر.ک: روزنامه کیهان، 9/9/81، ص 2 بر این اساس در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، انواع آزادی ها به رسمیت شناخته شده و دولت نیز موظف به تهیه و تدارک تمامی زمینه های لازم برای تحقق این نعمت الهی است؛ مشروط به آنکه مخلّ به مبانی اسلام یا حقوق عمومی نباشد: «نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند؛ مگر آنکه مخلّ به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد...». اصل 24 قانون اساسی

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.




حاصل جمع را در کادر وارد کنید