داشتن خواهر بزرگتر در ازدواج ۱۳۷۸/۱۰/۱۱ - ۱۱۴ بازدید

من دخترى ۲۶ساله و در آستانه ازدواج هستم و در یکى از شهرستان ها دور از خانواده ام مشغول به کار مى باشم و آنجا پسرى همسن خودم و متدین از من خواستگارى نموده و از نظر مالى هم پایین تر و شغل آزاد هم دارد بسیار با ایمان است و این یکى از خواسته هاى مهم من در انتخاب همسر است لذا نمى خواهم این فرصت را از دست بدهم ولى مشکل اصلى من خواهر بزرگترم است که ازدواج نکرده است و مانع ازدواج من هم مى شود مى گوید تا من ازدواج نکنم تو حق ندارى ازدواج کنى. ۳۶سال دارد و تهدید به خودکشى مى کند. خواهر بزگتر از خودم و کوچکتر از او با کلى بدبختى تازه سال قبل در سن ۳۰سالگى ازدواج کرد چون تا آن موقع به خاطر همین خواهرم مرتب جواب منفى مى داد و وقتى هم ازدواج کرد خواهرم او را اذیت مى کرد. مرتب خواستگار برایش مى آید تا مراحل آخر هم پیش مى رود ولى باز دقیقه آخر همه چیز به هم مى خورد در منزل با همه دعوا مى کند پدرم از دستش به عذاب است از طرفى مى ترسم بگویم به خواستگاریم بیایید چون از خواهرم مى ترسم که آبرویم را ببرد و از طرفى دلم هم برایش مى سوزد که دوباره ناراحت شود، خیلى برایش دعا مى کنم همه فامیل دعا مى کنند و از طرفى به من اصرار مى کنند که به خواستگارهایم جواب بدهم تو را به خدا دعایى، راه حلى براى مشکل ازدواج خواهرم بگوید قلب بسیار مهربانى دارد ولى زبان تند، حاضر نیستم رنجش را ببینم اکنون دو سال است که به خاطر او صبر کرده ام ولى هر دخترى هم بهارى دارد در محیط کارم که مردان مجرد زیاد هستند دلم نمى خواهد هر روز ۱ نفر عاشقم شود مى خواهم زودتر ازدواج کنم. کمکم کنید ببخشید که درد دلم زیاد شد.

در صورت رضایت خانواده تان شما و خواستگارتان نامزد شوید و مراسمى خصوصى داشته باشید که دو طرف مطمئن باشند فرد مورد نظرشان را از دست نخواهند داد ولى تا زمانى که خواهر بزرگترتان ازدواج نکرده موضوع نامزدى تان را علنى نکنید تا کسى متوجه نشود. به هر حال رد کردن خواستگارى که اشاره کرده اید به خاطر ناراحتى دل خواهرتان منطقى به نظر نمى رسد. امیدواریم ایشان نیز تأمل بیشترى نسبت عملکرد خود و آینده شما داشته باشد. از این که نسبت به خواهرتان دلسوزانه حمایت مى کنید و به فکر او هستید و دوست دارید در حل مشکلات به او کمک کنید به شما احسنت و آفرین مى گوییم چه این که داشتن چنین روحیه آکنده از عاطفه انسانى بسیار ارزشمند است و مطمئنا شما در پیشگاه خداوند عزیز و مورد تکریم هستید. گرچه شرایطى که براى خواهرتان پیش آمده و ازدواج او را به تأخیر انداخته ممکن است کمى براى او نگران کننده باشد. اما مشکل آن قدر جدى و لاینحل نیست که ایشان فکر کنند همه درهاى امید به روى او بسته شده و در یک بن بست جدى قرار گرفته که بخواهد خودکشى کند.بزرگ جلوه دادن مشکل، منفى بافى، سوء ظن و افکار پوچ انسان را مستأصل و مأیوس مى کند و باعث تخریب روح و جسم انسان مى شود و باید به طور جد از این وضعیت خود را نجات داد به او گوشزد کنید روح خود را نیازارد و خودخورى و ناراحتى را کنار بگذارد و به فضل و رحمت بى منتهاى خداوند امیدوار باشد. چه بسا تأخیر در ازدواج او حکمتى داشته و خداوند فرد مناسب تر و بهترى را نصیب او خواهد کرد. خداوند مى فرماید «چه بسا شما چیزى را دوست دارید ولى خیر شما در آن نیست و چه بسا از چیزى کراهت دارید اما خیر شما در همان نهفته است» بنابراین:
خدا گر زحکمت ببندد درى
ز رحمت گشاید در دیگرى در حال حاضر دختران با سنین بالا در جامعه ما زیاد وجود دارند و به طور کلى سن ازدواج به دلایل متعددى بالا رفته است گرچه این روند نه براى جامعه و نه براى افراد، مفید نیست ولى جامعه ما نیز مانند بسیارى از جوامع به آن مبتلا شده است بنابراین مشکل ایشان منحصر به فرد نیست که او زانوى غم در بغل بگیرد. بسیارى از جوانان در سنین بالاترى قرار دارند ولى در عین حال با نشاط و سرحال هستند و هیچ گاه خود را محروم و مأیوس از زندگى و آینده اى درخشان نمى بینند. خود شما نیز باید به همین نکته توجه داشته باشید که هر چند با چنین موقعیتى که خواهرتان هنوز ازدواج نکرده، و امکان ازدواج تان فراهم شده مطمئن باشید به فضل الهى مشکل حل خواهد شد و همان طور که تاکنون تحمل داشته اید و از طرف دیگر به خواهرتان احترام گذاشته اید و به خود اجازه نداده اید دل وى را بشکنید که قابل تقدیر و تحسین است. باز هم تحمل کنید و بدانید، از آنجا که خداوند جبار است و نیکى ها و احسان هاى بندگان خود را هرگز بى پاسخ نمى گذارد و اگر بنده اى کار خیرى انجام دهد آن را به گونه اى که حتى گاهى خود فرد هم متوجه نمى شود، جبران مى کند.
تجربه عملى و مشاهدات بالینى نشان مى دهد که اگر کسى از خودگذشتگى و گذشت را سیره خود قرار دهد خداوند آن را جبران خواهد کرد. موارد زیادى در این زمینه قابل بیان است که ذکر آن مثنوى هفتاد من کاغذ مى شود. مطمئن باشید خداوند جبار است و این کار شما را جبران خواهد کرد. اگر مسیر و راه را براى دیگران باز کنید خداوند نیز مسیرهاى دیگرى را براى چنین کسى که از خودگذشتگى داشته و از روى اخلاص و جلب رضایت خداوند اقدامى کرد، به روى او بازخواهد کرد.
امیدواریم و دعا مى کنیم به زودى درباره شما نیز چنین اتفاق خوشایندى رخ دهد در عین حال، در صورت تمایل خواهرتان و رضایت خانواده محترمتان، مى توانید با فرد مورد نظر نامزد شوید و مراسمى کاملاً خصوصى داشته باشید که دوطرف مطمئن باشند فرد مورد نظر را از دست نخواهند داد ولى تا زمانى که خواهر بزرگتان ازدواج نکرده موضوع نامزدیتان را علنى نکنید تا کسى متوجه نشود. به هر حال جواب رد دادن به خواستگارى که اشاره کرده اید به خاطر ناراحتى خواهرتان منطقى به نظر نمى رسد. امیدواریم ایشان نیز تأمل بیشترى نسبت به عملکرد خود و آینده شما داشته باشد.

نظرات

میهمان
سلام . من دختری ۲۰ساله هستم . میخواهم با یکی از فامیل هایم ازدواج کنم اکنون خواهری ۴۰ ساله دارم که خییلیی بد زبان است و میترسم نزد خواستگارم به من توهین کند و بد زبانی کند الان تورووو خدا چگونه خواهرم را راضی کنم تا تزد خواستگارم ابرویم را نبرد . ممنون میشم راهنمایی کنید.
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی قبل از هرچیز لازم است با خواستگارتان در مورد رفتارهای ناپسند خواهرتان صحبت کنید. لذا اگر ازدواج شما با ایشان حتمی است و مراسم خواستگاری به طور رسمی برگزار شده و خانواده ها موافقت خودشان با این وصلت را اعلام کرده اند و شما نیز از تفاهم و توافق کافی برخوردارید می توانید در طی صحبتهایتان با ایشان موضوع را اینگونه مطرح کنید که خواهرتان رفتارهای نادرست و خصوصیات اخلاقی بدی دارد که به هیچ وجه مورد تایید شما نیست اما از آنجاییکه وی از شما حرف شنوی ندارد نمی توانید مانع رفتارهای ناپسند او شوید. بگویید که اخلاق و رفتار ایشان با شما کاملا متفاوت است و امیدوارید خواستگارتان به حرفهای زشت او توجهی نکند و رفتار خواهرتان باعث برهم خوردن زندگی شما نشود.
از طرف دیگر لازم است با خواهرتان برخوردی منطقی و قاطع داشته باشید تا راه را بر رفتارهای نامناسب وی ببندید. به طور مثال به نکات زیر توجه کنید:
۱. انسان نباید از خود ضعف نشان دهد. ضعف نشان دادن، ناراحت شدن، گریه کردن و لجبازی باعث می شود که دیگران نقطه ضعف شما را بدانند و چه بسا دوست داشته باشند که شما را با این حرف ها اذیت کنند و لذت ببرند. برخی افراد از اذیت کردن دیگران لذت می برند. پس رفتار قاطعانه و نه ضعف و انفعال می تواند در اینطور مواقع مفید باشد.
۲. شما باید بصورت منطقی با ایشان صحبت کنید و مشکل را حل کنید. منطق برنده ترین شمشیر است.
می توانید احساسات تان را با خواهرتان در میان بگذارید و به او بگویید که چقدر از برخورد و حرفهای وی ناراحت می شوید. البته فقط احساس تان را بیان کنید و قضاوت نکنید مثلا بگویید که من خیلی از رفتار شما ناراحت می شوم. قضاوت نکنید مثلا نگویید تو خیلی احمقانه رفتار می کنی یا تو خیلی بدجنس هستی.
۳. سعی کنید روابط بهتر و صمیمانه تری با خواهرتان داشته باشید. به جای آن که منتظر باشید معجزه ای از سوی خواهرتان اتفاق افتد، با او همانگونه رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کند.
این قانون را بپذیرید که وجود سرشار از محبّت، ضمن بذل محبت به دیگری می تواند او را نیز به مهربانی سوق دهد؛ بنابراین هیچ فرصتی را برای ابراز محبّت به خواهرتان از دست ندهید. از امواج پرشور و خستگی ناپذیر دریا الهام بگیرید و در راه ابراز عشق و علاقه همچون موج از پای ننشینید.
۴. از شخصی که حرف و سخنش بر روی خواهرتان تاثیرگذار است بخواهید با ایشان صحبت کند و بگوید حرفهای زشت ایشان باعث می شود شخصیت خود وی نزد دیگران از بین برود. بگوید که آبروی شما و او یکی است و به عنوان خواهر بزرگتر لازم است در رفتارهایش دقت بیشتری به خرج بدهد.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.