اهل سنت و تشهد و سلام ۱۴۰۰/۱۰/۰۷ - ۹۳ بازدید

متن تشهد دوم اهل سنت

طریقه تشهد و سلام در نماز اهل سنت به گونه زیر است: 12ـ تشهّد. پس از اتمام سجده ی رکعت دوم، می‌نشینیم و این‌گونه تشهّد می‌خوانیم:«اَلتَّحِیَّاتُ للهِ وَ الصّلَوَاتُ وَ الطَّیِّبَاتُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْنَا وَ عَلَی عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِیْنَ، اَشْهَدُ اَنْ لاَّ اِلَهَ اِلاَّ الله وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُوْلُهُ».13ـ صلوات. پس از اتمام تشهد، اگر نمازی که در حال خواندن آن هستیم دو رکعتی باشد، باید صلوات‌ها را نیز بخوانیم این‌گونه:«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی اِبْرَاهِیْمَ وَ عَلَی آلِ اِبْرَاهِیْمَ اِنَّکَ حَمِیْدٌ مَّجِیْد. اَللَّهُمَّ بَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِ مَحَمَّدٍ کَمَا بَارَکْتَ عَلَی اِبْراهِیْمَ وَ عَلَی آلِ اِبْراهِیْمَ اِنَّکَ حَمِیْدٌ مَّجِیْد».14ـ دعا. سپس این دعا را نیز باید بخوانیم:«اَلَّلَهُمَّ اغْفِرْلِیْ وَ لِوَالِدَیَّ وَ لِاُسْتَاذِیْ وَ لِجَمِیْعِ الْمُؤْمِنِیْنَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْمُسْلِمِیْنَ وَ الْمُسْلِمَاتِ، اَلاَحْیَآءِ مِنْهُمْ وَ الاَمْوَاتِ، رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَ فِی الآخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ وَ احْشُرْنَا مَعَ الاَبْرَارِ بِرَحْمَتِکَ یَا اَرْحَمَ الرَّاحِمِیْنَ.15ـ سلام. پس از اتمام دعا، به دو طرف سلام می‌دهیم. یعنی صورت را اول به طرف راست چرخانده و می‌گوییم:«السَّلاَمُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَهُ اللهْ» و بعد به طرف چپ گردانده و بازمی‌گوییم:« السَّلاَمُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَهُ اللهْ».بدین ترتیب خواندن نمازهای دو رکعتی تمام می‌شود. (حوزه علمیه عرفانیه عرفان آباد)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
با سلام وخسته نبا شید من از لحاظ فکر وروح دایم همیشه مغزم درگیر است به طوری که باور کردنی نیست دایم به فکر اینم که چجوری می میرم فرشته مرگ چگونه به سراغم می اید به عذاب قبر و تنهایی در قبر تاریک وبخشیده شدن ونشدنم وازاین جمله فکرها یکسره مغزم را درگیر میکند ایا اینها گناه است یعنی من ادم نا امیدی هستم
پرسمان
سلام علیکم، جواب اجمالی
یکی از مباحث مهم در حوزه رفتاری و اخلاقی ایجاد تعادل است. افرادی می توانند تعادل روانی و اخلاقی داشته باشند که دارای شخصیتی متعادل باشند. از جمله عواملی که شخصیت متعادل را موجب می شود، نگرش انسان به مسایل اعتقادی از جمله مساله خوف و رجاست؛ چرا که خوف بدون رجا و رجا بدون خوف هر دو عامل شخصیت نامتعادل و در نتیجه رفتارهای نامتعادل است ، خوف و ترس بیش از اندازه از مرگ و عذاب خدا موجب ناامیدی از رحمت خدا می شود که خود از گناهان بزرگ است و رجا و امیدواری بیش از اندازه هم موجب راحت طلبی و ترک عمل می شود ، لذا توصیه شده که این دو در تعادل نگه داشته شود .
اگر نگاه به مرگ و عذاب قبر به این صورت باشد که مرگ پلی است به جهان دیگر و زندگی اصلی در آن جهان است و انسان می تواند با اعمال خیر خود آماده آن دنیا شده و عذاب قبر را از خود دور کند ، چنین نگاهی ، ترس ازمرگ و عذاب قبر را از انسان دور کرده و انسان با انجام کارهای خوب امید به زندگی پیدا کرده و خود را آماده برای رفتن می کند، اما اگر نگاه به مرگ این باشد که همه چیز تمام می شود و انسان باید خود را آماده عذابهای مختلف کند ، چنین نگاه و فکری درست نیست به دلیل آنکه موجب ناامیدی و افسردگی انسان می شود ؛ بنابراین اگر یاد مرگ و عذاب قبر موجب انگیزه ، امید و انجام عمل خیر شود، خوب است و درمقابل اگر موجب ترس بیش از اندازه و ناامیدی در انسان شود ، بد بوده و ناامیدی از رحمت خدا از گناهان کبیره است و باید انسان نگاه و عملکرد خود را تغییر دهد . جواب تفصیلی
الف ) اعتدال در مسائل اخلاق و رفتاری
یکی از مباحث مهم در حوزه رفتاری و اخلاقی ایجاد تعادل است. افرادی می توانند تعادل روانی و اخلاقی داشته باشند که دارای شخصیتی متعادل باشند. از جمله عواملی که شخصیت متعادل را موجب می شود، نگرش انسان به مسایل اعتقادی از جمله مساله خوف و رجاست؛ چرا که خوف بدون رجا و رجا بدون خوف هر دو عامل شخصیت نامتعادل و در نتیجه رفتارهای نامتعادل است.
دانشمندان علم اخلاق می گویند: بیم و امید از خداوند، دو بال تکامل مؤمن هستند. همان گونه که پرنده با دو بال پرواز می کند؛ در صورتی که تعادل بال ها محفوظ باشند مؤمن نیز با بال های ترس و امید به لقاء الهی می رسد.در آیاتی این دو حالت درکنار هم آورده شده است (یحذرالاخره و یرجورحمه ربه)[۱] حضرت علی «علیه السلام» فرمودند: «خیرُ الاعمال اعتدال الرجاء و الخوف»[۲] «بهترین کارها، تساوی بین خوف ورجانسبت به خداوند است» در امور معنوی توازن ترس و امید، ضامن رشد و تکامل به سوی کردگار است،. غلبه ترس بر امید، آدمی را به نومیدی و نیستی می کشاند چنانکه سنگینی امید بر ترس از پروردگار نیز او را به غرور و غفلت می کشاند؛ در نتیجه سبب در جا زدن و مانع سیر تکاملی آدمی خواهد شد. بندگان خاص بیم و امید را در کنار هم دارند و خدا را با خوف وطمع می خوانند.[۳] «یَدْعُونَ خَوْفا وَ طَمَعَا»[۴] امام صادق(ع) در بخشی از وصیتنامه خود به ابن جندب، نجات یافتگان از عذاب الهی را کسانی معرفی می کند که خوف و رجاء حقیقی متعادل در دل هایشان وجود دارد: «یهلک المتکل علی عمله... قلت فمن ینجو؟ قال الذینهم بین الرجاء والخوف...) کسی که به اعمال خود [اعمال خوب] تکیه نموده است به هلاکت می رسد و کسی هم که به امید رحمت خداوند بر انجام گناهان جرات پیدا می کند نجات نخواهد یافت. [ابن جندب] سؤال کرد پس چه کسی نجات پیدا می کند؟ حضرت فرمودند: کسانی که حالشان میان خوف و رجاء باشد.[۵] یعنی نه خوف شان آن چنان است که از آمرزش گناهانشان ناامید باشند و نه رجاءشان آن چنان است که جرات ارتکاب گناه را داشته باشند؛ هم شوق به ثواب در دل هایشان وجود دارد و هم خوف از عذاب. ازامام صادق سوال شد لقمان حکیم چه وصیتی به پسرش کرد؟ حضرت فرمود: لقمان گفت: از خدا بترس حتی اگر اطاعت جن وانس را آورده باشی ممکن است عذاب بشوی و امیدوار باش حتی اگر گناه جن و انس را آورده باشی.[۶] اگر رجاء بر خوف غلبه کند به حدی که دیگر انگیزه ترک گناه در انسان باقی نماند انسان مبتلا به گناه می شود که در آن هلاکت است واگر خوف بر رجاء غلبه بکند یعنی فرد فکر کند که چون مرتکب گناهی شده است پس خدا او را به جهنم خواهد برد. چنین فردی باید توبه کند و با انجام کارهای خوب، به رحمت و آمرزش خداوند امید و رجاء داشته باشد. ب ) آفات ترس و بیم بیش از اندازه
بیمناکی از پروردگار به منزله تازیانه‌ای است برای سلوک بندگان در وادی قُرب الهی. هم‌چنان‌که فقدان و ضعف این تازیانه، سالک کوی الهی را بی‌زاد و توشه بر راه می‌نهد، شدت و فزونی بیش از حدّ آن نیز فروغ امید را نسبت به امکان وصول به سرمنزل مقصود در دل او خاموش نموده توان حرکت را از او خواهد گرفت. بنابراین افراط در بیمناکی از خداوند «قنوط و یاس» برخی از ارباب لغت، قنوط را درجه شدید یاس دانسته‌اند. [۷] [۸]
از رحمت الهی است که آفت بزرگ خوف از خداوند است و از رذیلت‌های بزرگ اخلاقی به شمار می‌آید. بر همین اساس قرآن قنوط از رحمت الهی را گمراهی محض می‌داند. «... وَ مَنْ یَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ اِلاَّ الضَّالُّونَ» «چه کسی ـ‌جز گمراهان‌ـ‌ از رحمت پروردگارش نومید می‌شود؟» [۹]
و در جای دیگر نومیدی از رحمت خداوند را فقط شایسته کافران می‌انگارد: «اِنَّهُ لا یایْئسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ اِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ» «همانا جز گروه کافران، کسی از رحمت خدا نومید نمی‌شود.» [۱۰]
در بسیاری از موارد، بیم آدمی از فرجام بد زندگی و عاقبت شوم است؛ بیم از آنکه مبادا انسان در حال کفر و انکار خداوند و یا شک و تردید از دنیا رود؛ یا در حالی دنیا را ترک کند که قلبش خالی از اُنس و محبت به خداوند باشد و در نتیجه از اعمال خویش شرمگین و به عذاب الهی گرفتار شود. بدیهی است که هر کس چنین بیم و هراسی در دل داشته باشد، از هم اکنون در پی تغییر منش و رفتار خود خواهد بود. و این همان رمز فضیلت بیم از پروردگار است. پی نوشتها :
۱ . زمر /۹ ازآخرت می ترسد وبه رحمت پروردگارش دل بسته است
۲ . محمد محمدی ری شهری میزان الحکمه ج ۴ص۱۵۶۸ قم مرکز تحقیقات دارالحدیث چ دوم ۱۳۷۹
۳ . مکارم شیرازی ناصر اخلاق درقران ج۲ ص۱۴۶ تا ۱۵۵ چ ۳ قم مدرسه علی ابن ابن ابی طالب ۱۳۸۴آ
۴ . سجده /۱۶ می خوانند پروردگارشان رابا ترس وامید
۵ . محمد محمدی ری شهری میزان الحکمه ج ۴ ص۱۷۹ قم مرکز تحقیقات دارالحدیث چ دوم ۱۳۷۹
۶ . محمد محمدی ری شهری میزان الحکمه ج ۴ ص۱۷۹ قم مرکز تحقیقات دارالحدیث چ دوم ۱۳۷۹
۷. ابی هلال عسکری و سید نورالدّین، جزایری، معجم الفروق اللّغویّه، ص۴۳۵.
۸. ابی هلال عسکری و سید نورالدّین، جزایری، معجم الفروق اللّغویّه، ص۴۳۶.
۹. حجر/سوره۱۵، آیه۵۶.
۱۰. یوسف/سوره۱۲، آیه۸۷.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.