اسرار نماز ۱۳۸۹/۰۳/۱۶ - ۵۶۷ بازدید

اسرار نماز را می خواستم؟

به عنوان مقدمه باید گفت : آنچه در قلمرو اعتبار قرار دارد، مانند احکام و آداب نماز، به عهده فقه و دعا و اخلاق است و هر آنچه که از مرحله واجبات و مستحبات ظاهری نماز عبور نموده و به حالت نفسانی و شهود عینی رسیده باشد در محدوده اسرار نماز قرار می گیرد . لذا آنچه که در خصوص اسرار نماز مطرح می گردد برداشت های عارفانه از نماز می باشد که از همین حالات نفسانی و شهود عینی می باشد . (1)اما در پاسخ به شما دوست گرامی گزیده ای از مقدمه آیت الله جوادی آملی بر کتاب سرالصلاة امام خمینی ( قدس سره ) را تقدیم می نمائیم که امیدواریم مفید فایده قرار گیرد .اوج سر نماز در شهود خداوند نهفته است:و اعبد ربک حتى یأتیک الیقین یعنی از محدوده لا حول و لا قوة الا باللّه گذشتن و مرحله لا اله الا اللّه را پیمودن، به ذروه لا هو الا هو یعنی توحید تام رسیدن است .
معناى توحید تامّ نیز ، «قطع» توجه به غیر خدا نیست، زیرا قطع توجه به نوبه خود توجه و التفات است، بلکه «انقطاع» توجه به غیر است. و براى اینکه این «انقطاع» هم دیده نشود، کمال انقطاع مطلوب موحدان ناب مى باشد، به طورى که نه تنها غیر حق دیده نشود، بلکه این ندیدن هم دیده نشود. و این فقط در متن عبادت، مخصوصا نماز، تعبیه شده است. چنانکه برخى رکوع را «فنا»، و سجود را «فناى از فنا» دانستند، و چنین سروده اند:
در خدا گم شو کمال اینست و بس گم شدن گم کن وصال اینست و بس
راز نماز، که در شهود جمال معبود نهفته است، همه مجارى ادراکى نمازگزار را متوجه آن جمال محض مى کند و از سایر امور باز مى دارد، لذا هیچ رنجى را احساس نمى کند. مرحوم حکیم سبزوارى مى فرماید: جایى که جمال صورى یوسفى محدود زنان را فانى کند به نص کلام الهى که فلمّا رأینه أکبرنه و قطعن أیدیهن«»جمال مطلق که هر جمال ظلّ جمال اوست چه خواهد کرد - خاصه نسبت به عارفین در حال استغراق در ذکر و عبادت.
«سرّ نماز» در خرق همه حجابهاى ظلمانى و نورى است. و معناى «خرق» ندیدن است، نه نبودن. و خرق نهایى عبارت از خود را ندیدن است، نه نابود شدن، چون نابودى کمال نیست بلکه ندیدن هنر است. سالک که به مقام فناء تام راه یافت، چیزى جز خدا نبیند - نه خود را و نه غیر را و نه ندیدن غیر را و نه دیدن حق را.
در این حال تمام حجابها خرق شد مگر حجاب خدا دیدن که این قابل خرق نیست، چون نیستى است و نقص:
آنچه نیک از خصایص قدم است آنچه بد از خسایس عدم است
و چون خود شهود حق تعین است، پس خداوند بکنه معروف نخواهد شد، و در نتیجه کنه ذات معبود احدى قرار نمى گیرد، زیرا عبادت فرع معرفت است.
و اساس نماز بر «تسبیح» و «تنزیه» ذات حق شروع مى شود، و به آن نیز ختم مى گردد، زیرا گذشته از تسبیحهاى فراوان که در رکوع و سجود و رکعتهاى سوم و چهارم، ادا مى شود، بیشترین ذکرى که به عنوان افتتاح و بعنوان مقارن و همراه، و سپس به عنوان تعقیب نماز، گفته مى شود همانا «تکبیر» است. و «تکبیر» گر چه نشانه «جمال» حق است، ولى «جلال» الهى در آن مستتر است، زیرا خود «تکبیر» عین «تنزیه» است، چون معناى اللّه اکبر این نیست که خداوند بزرگتر از اشیاء دیگر است، بلکه معنایش این است که خداوند بزرگتر از توصیف است، گر چه به وصف کبریایى مطلق باشد. و این بزرگداشت از «توصیف» همان تنزیهى است که از آیه سبحان ربّک رب العزة عما یصفون استفاده مى شود. و چون از اذان و اقامه و تکبیرهاى هفت گانه افتتاحى گرفته تا تکبیرهاى سه گانه تعقیب نماز خداوند تنزیه مى شود، لذا نماز به نوبه خود «تسبیح» خواهد بود، و از این جهت از آیه و اذکر ربّک کثیرا و سبّح بالعشىّ و الإبکار و آیه فسبحان اللّه حین تمسون و حین تصبحون دستور به نماز استفاده شده است، که منظور از «تسبیح» در بامداد و شامگاه همان نماز است، نه ذکر مطلق. ( برگرفته از مقدمه آیت الله جوادی آملی بر کتاب سرالصلاة یا همان آداب الصلاه امام خمینی (قدس سره ) ج : 1 ص : 10 ) (2)
-----------------
پی نوشت :
1. این نکته را متذکر شدیم تا بحث اسرار نماز با فلسفه نماز یا علت وجوب نماز و یا مباحث دیگری که راجع به نماز وجود دارد اشتباه گرفته نشود
2. از آنجا که بحث اسرار نماز بسیار مفصل تر از آنچیزی است که در این نوشتار بدان اشاره شد برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به کتاب های
- اسرار الصلاه میرزا جواد آقا ملکى تبریزى
- سر الصلاه ( آداب الصلاه ) امام خمینی (قدس سره )
- پرتویی از اسرار نماز حجه الاسلام قرائتی
- اسرار نماز شهید ثانی ، ترجمه مهدی پور

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.




حاصل جمع را در کادر وارد کنید