خانه > اخلاق و عرفان >838


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
قرص شب امتحان (تار...
پيامدهاي خودارضايي...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
همجنسگرايي، علل و ...
هولوكاست چيست؟
عجم، دشمن اهل بيت؟...
علامت قبولي توبه
گناهان كبيره
چگونه از ياران اما...
چشم چراني، آثار و ...
رابطه دختر و پسر
احكام نماز و روزه ...
تقويت اراده در انج...
اخلاق پيامبر (4) -...
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
نقش قرآن در زندگي ...
لیست کتب اداره مشا...
شوخي هاي پيامبر
دوستي با نامحرم در...
جلسه خواستگاري
...

شيوه هاي کنترل نفس...
چه كنم گناه نكنم؟!
دفتر 30 پرسش ها و ...
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
اثر بيدار ماندن بي...
گرايش دختران آمريك...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
فطريه چيست؟
ايميل هايي از شيطا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
دفتر 32 پرسش ها و ...
مهارت ارتباط مؤثر ...
اخلاق پيامبر(2)- م...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2218

بازدید مقالات:
8468900

بازدید سوالات:
2662326



دستوراتي اخلاقي از امام خميني(ره) بازديد: 3606

1. تسويف، حيله و دام بزرگ شيطان
تا جواني در دست توست، كوشش كن در عمل و تهذيب قلب و در شكستن اقفال و رفع حجب كه هزاران جوان، كه به افق ملكوت نزديك ترند، موفق مي شوند و يك پير موفق نمي شود.
قيد و بندها و اقفال شيطاني، اگر در جواني غفلت از آنها شود، هر روز كه از عمر بگذرد ريشه دارتر و قوي تر شوند.
درختي كه اكنون گرفتست پاي
به نيروي شخصي برآيد ز جاي
گرش همچنان روزگاري هلي
به گردونش از بيخ برنگسلي
از مكايد بزرگ شيطان و نفس خطرناكتر از آن، آن است كه به انسان وعده اصلاح در آخر عمر و زمان پيري مي دهد و تهذيب و توبه الي الله را به تعويق مي اندازد براي زماني كه درخت فساد و شجره زقوم قوي شده و اراده و قيام به تهذيب، ضعيف، بلكه مرده است.(1)
2. دوستي حلال دنيا، خاستگاه همه خطاها
پسرم! هيچ گاه دنبال تحصيل دنيا، اگرچه حلال او باشد، مباش كه حب دنيا، گرچه حلالش باشد، رأس همه خطاياست چه خود، حجاب بزرگ است و انسان را ناچار به دنياي حرام مي كشد. تو جواني و با قدرت جواني كه حق داده است مي تواني اولين قدم انحراف را قطع كني و نگذاري به قدمهاي ديگر كشيده شوي كه هر قدمي، قدمهايي در پي دارد.(2)
3. بنگر كه را نافرماني مي كني؟
پسرم! گناهان را، هر چند كوچك به نظرت باشد، سبك مشمار:(3) [انظر الي من عصيت] و با اين نظر، همه گناهان، بزرگ و كبيره است.
هر گناهي، گرچه كوچك، به گناهان بزرگ و بزرگتر، انسان را مي كشد، به طوري كه گناهان بسيار بزرگ در نظر انسان ناچيز آيد، بلكه گاهي اشخاص به ارتكاب بعضي كبائر به يكديگر فخر مي كنند و گاهي به واسطه شدت ظلمات و حجابهاي دنيوي، منكر به نظر معروف و معروف منكر مي گردد.(4)
4. زبان، دشمن بزرگ انسانيت و معنويت
دخترم! آفات زياد بر سر راه است. هر عضو ظاهر و باطن ما، آفتها دارد كه هر يك حجابي است كه اگر از آنها نگذريم به اول قدم سلوك الي الله نرسيديم...
به بعض آفات اين عضو كوچك و اين زبان سرخ، كه سر سبز بر باد دهد و آن گاه كه ملعبه شيطان است و آلت دست او، جان و روح و فؤاد را تباه كند، اشاره مي كنم: از اين دشمن بزرگ انسانيت و معنويت غافل مشو. گاهي كه در جلسات انس با دوستان هستي خطاهاي بزرگ اين عضو كوچك را آن قدر كه مي تواني شمارش كن و ببين با يك ساعت عمر تو، كه بايد صرف جلب رضاي دوست شود، چه مي كند و چه مصيبتها به بار مي آورد كه يكي از آنها: غيبت برادران و خواهران است...
دخترم! نگاهي كوتاه [كن]به آنچه درباره غيبت و آزار مؤمنين و عيب جويي و كشف سر آنان و تهمت آنان وارد شده، دلهايي را كه مهر شيطان بر آنها نخورده مي لرزاند و زندگي را بر انسان تلخ مي كند.
اينك، براي علاقه اي كه به تو و احمد دارم، توصيه مي كنم از آفات شيطاني، خصوصاً آفتهاي بسيار زبان خودداري كنيد و همت به نگهداري آن كنيد. البته در آغاز، قدري مشكل است، لكن با عزم و اراده و تفكر در پي آمدهاي آن آسان مي شود. از تعبير بسيار سرزنش دهنده قرآن كريم عبرت بگير(5) كه مي فرمايد: و لا يغتب بعضكم بعضا ايحب احدكم ان ياكل لحم اخيه ميتا(6)
5. وارستگي از تعلقات دنيا
آنچه مايه نجات انسان ها و آرامش قلوب است، وارستگي و گسستگي از دنيا و تعلقات آن است كه با ذكر و ياد دائمي خداي تعالي، حاصل شود. آنان كه در صدد برترينها به هر نحو هستند، چه برتري در علوم، حتي الهي آن، يا در قدرت و شهوت و ثروت، كوشش در افزايش رنج خود مي كنند.
وارستگان از قيود مادي كه خود را از اين دام ابليس تا حدودي نجات داده اند، در همين دنيا در سعات و بهشت رحمتند.
در آن روزهائي كه در زمان رضاخان پهلوي و فشار طاقت فرسا براي تغيير لباس بود و روحانيون و حوزه ها در تب و تاب به سر مي بردند (كه خداوند رحمن، نياورد چنين روزهايي براي حوزه هاي ديني) شيخ نسبتاً وارسته اي را نزديك دكان نانوايي كه قطعه ناني را خالي مي خورد، ديدم كه گفت:
[به من گفتند عمامه را بردار من نيز برداشتم، دادم به ديگري كه دو تا پيراهن براي خودش بدوزد. الان هم نانم را خوردم و سير شدم، تا شب هم خدا بزرگ است].
پسرم! من چنين حالي را اگر بگويم به همه مقامات دنيوي مي دهم، باور كن ولي هيهات... آنچه گفتم، بدان معني نيست كه خود را از خدمت به جامعه كنار كشي و گوشه گير و كل بر خلق الله باشي كه اين از صفات جاهلان متنسك است يا درويشان دكان دار. سيره انبياء عظام، صلي الله علي نبينا و عليهم اجمعين و ائمه اطهار، عليهم السلام، كه سرآمد عارفان بالله و رستگان از هر قيد و بند و وابستگان به ساحت الهي در قيام به همه قوا عليه حكومتهاي طاغوتي و فرعونهاي زمان بوده و در اجراي عدالت در جهان رنجها برده و كوششها كرده اند، به ما درسها مي دهد و اگر چشم بينا و گوش شنوا داشته باشيم، راه گشايمان خواهد بود: من اصبح و لم يهتم بامورالمسلمين فليس بمسلم.(7)
6. خدايي كردن انگيزه ها
پسرم! نه گوشه گيري صوفيانه دليل پيوستن به حق است و نه ورود در جامعه و تشكيل حكومت، شاهد گسستن از حق، ميزان در اعمال انگيزه هاي آنهاست. چه بسا عابد و زاهدي كه گرفتار دام ابليس است و آن دام گستر، با آنچه مناسب اوست چون: خودبيني و خودخواهي و غرور و عجب و بزرگ بيني و تحقير خلق الله و شرك خفي و امثال آنها، او را از حق دور و به شرك مي كشاند. و چه بسا متصدي امور حكومت كه با انگيزه الهي به معدن قرب حق، نائل مي شود. چون: داود نبي و سليمان پيامبر(ع) و بالاتر و والاتر چون: نبي اكرم، صلي الله عليه و آله و سلم، و خليفه بر حقش، علي بن ابي طالب، عليه السلام و چون: حضرت مهدي، ارواحنا لمقدمه الفدا، در عصر حكومت جهانيش. پس، ميزان عرفان و حرمان، انگيزه است. هر قدر انگيزه ها به نور فطرت نزديك تر باشند و از حجب و حتي حجب نور وارسته تر، به مبداء نور وابسته ترند، تا آن جا كه سخن از وابستگي نيز كفر است...(8)
7. قيام للًه
يكتا موعظه خدا را با دل و جان بشنو، با تمام توان بپذير و در آن خط سير نما: [قل انما اعظكم بواحده ان تقوموالله مثني و فرادي] ميزان در اول سير، قيام للّه است، در كارهاي شخصي و انفرادي و هم در فعاليتهاي اجتماعي. سعي كن در اين قدم اول موفق شوي كه در روزگار جواني آسانتر و موفقيت آميزتر است.(9)
8. دل را به خدا بسپار.
پسرم! مجاهده كن كه دل را به خدا بسپاري و موثري را جز او نداني. مگر نه عامه مسلمانان متعبد، شبانه روزي چندين مرتبه نماز مي خوانند و نماز، سرشار از توحيد و معارف الهي است و شبانه روزي چندين مرتبه [اياك نعبد و اياك نستعين] مي گويند و عبادت و اعانت را خاص خدا (در بيان) مي كنند، ولي جز مؤمنان بحت (خالص) و خاصان خدا، ديگران براي هر دانشمند و قدرتمند و ثروتمند، كرنش مي كنند و گاهي بالاتر از آنچه براي معبود مي كنند و از هر كس استمداد مي نمايند و استعانت مي جويند و به هر حشيش براي رسيدن به آمال شيطاني، تشبث مي نمايند و غفلت از قدرت حق دارند.(10)
9. انتقادها سكوي پرش براي عارفان است
پسرم! چه خوب است به خود تلقين كني و به باور خود بياوري يك واقعيت را كه مدح مداحان و ثناي ثناجويان چه بسا كه انسان را به هلاكت برساند و از تهذيب دورتر سازد. تاثير سوء ثناي جميل در نفس آلوده ما، مايه بدبختي ها و دورافتادگيها، از پيشگاه مقدس حق، جل و علا، براي ما ضعفاء النفوس، خواهد بود و شايد عيب جوييها و شايعه پراكنيها، براي علاج معايب نفساني ما سودمند باشد كه هست، همچون عمل جراحي دردناكي كه موجب سلامت مريض مي شود.(11)
من و تو اگر اين حقيقت را باور كنيم و حيله هاي شيطاني و نفساني بگذارند واقعيات را، آن طور كه هستند، ببينيم، آن گاه از مدح مداحان و ثناي ثناجويان، آن طور پريشان مي شويم كه امروز از عيب جويي دشمنان و شايعه سازي بدخواهان... و عيب جويي را آن گونه استقبال مي كنيم كه امروز از مداحيها و ياوه گوييهاي ثناخوانان. اگر از آنچه ذكر شد به قلبت برسد، از ناملايمات و دروغ پردازيها ناراحت نمي شوي و آرامش قلب پيدا مي كني كه ناراحتي ها اكثراً از خودخواهي است. خداوند همه ما را از آن نجات مرحمت فرمايد.(12)
10. تقواي از محرمات، قدم اول سلوك
راه چاره خلاص از عذاب اليم، منحصر است به دو چيز، يكي اتيان به مصلحات و مستصحات نفسانيه و ديگر پرهيز از مضرات و مولمات آن و معلوم است كه ضرر محرمات در مفسدان نفسانيه از همه چيز بيشتر است و از اين سبب محرم شده اند. وافضل از هر چيز و مقدم بر هر مقصد و مقدمه پيشرفت و راه منحصر مقامات و مدارج انسانيه اين دو مرحله است كه اگر كسي مواظبت كند، از اهل سعادت و نجات است.
مهمتر بين اين دو، تقوا از محرمات است و اهل سلوك نيز، اين مقام را مقدم شمارند بر مقام اول و از مراجعه به اخبار و آثار و خطب نهج البلاغه واضح شود كه حضرات معصومين«عليهم السلام» نيز به اين مرحله بيشتر اهميت داده اند.
پس اي عزيز! اين مرحله اول دوري از گناه را خيلي مهم شمار و مواظبت و مراقبت در امر آن نما كه اگر قدم درست برداشتي و اين پايه را محكم كردي، اميد وصول به مقامات ديگر است والا رسيدن به مقامات، ممتنع و نجات، بس مشكل و صعب شود.(13)
11. تفكر
بدان كه تذكر از نتايج تفكر است ولهذا منزل تفكر را مقدم دانسته اند از منزل تذكر. جناب خواجه عبدالله فرمايد:
[التذكر فوق التفكر، التفكر طلب و التذكر وجود] تذكر فوق تفكر است زيرا كه اين، طلب محبوب است و آن، حصول مطلوب. تا انسان در راه طلب و دنبال جستجوست، از مطلوب محجوب است، چنانچه با وصول به محبوب از تعب تحصيل فارغ آيد و قوت و كمال تذكر، بسته به قوت و كمال تفكر است و آن تفكر كه نتيجه اش تذكر تام و تمام معبود است، در ميزان ساير اعمال نيايد و با آنها در فضيلت طرف مقايسه نشود، چنانچه در روايت شريفه از عبادات يكسال و شصت سال و هفتاد سال، تفكر يك ساعت را بهتر شمرده اند.
معلوم است غايت و ثمره مهمه عبادات، حصول معارف و تذكر از معبود حق است و اين خاصيت، از تفكر صحيح بهتر حاصل مي شود. شايد تفكر يك ساعت، ابوابي از معارف را به روي سالك بگشايد كه عبادات هفتاد سال نگشايد و يا انسان را چنان متذكر محبوب نمايد كه از مشقتها و زحمتهاي چندين ساله اين مطلوب حاصل نشود. (14)
12.اصلاح قلب
انسان بايد عمده توجه و اصل مقصدش، اصلاح قلب و اكمال آن باشد، تا به كمال سعادت روحاني و درجات عاليه غيبيه نايل شود و اگر از اهل علوم و دقايق و حقايق نيز هست، در ضمن سير در آفاق وانفس، عمده مطلوبش به دست آوردن حالات نفسانيه خود باشد كه اگر از مهلكات است به اصلاح آن پردازد و اگر از منجيات است به تكميل آن بكوشد.(15)
13. حق جويي و عشق به او، چراغ راه سالك
دخترم! سرگرمي به علوم، حتي عرفان و توحيد، اگر براي انباشتن اصلاحات است (كه هست) و براي خود اين علوم است، سالك را به مقصد نزديك نمي كند كه دور مي كند: [العلم هوالحجاب الاكبر] و اگر حق جويي و عشق به او، انگيزه است (كه بسيار نادر است) چراغ راه است و نور هدايت: [والعلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء] و براي رسيدن به گوشه اي از آن، تهذيب و تطهير و تزكيه لازم است. تهذيب نفس و تطهير قلب از غير او، چه رسد به تهذيب از اخلاق ذميمه كه رهيدن از آن بسيار مجاهده مي خواهد و چه رسد به تهذيب عمل از آنچه خلاف رضاي او، جل و علا است و مواظبت به اعمال صالحه از قبيل: واجبات كه در راس است مستحبات به قدر ميسور به قدري كه انسان را به عجب و خودخواهي دچار نكند.(16)
14. نوشيدن حقيقت [لااله الا الله]
كوشش كن كلمه توحيد (لا اله الا الله) را كه بزرگ ترين كلمه و والاترين جمله است، از عقلت به قلبت برساني كه حظ عقل، همان اعتقاد جازم برهاني است و اين حاصل برهان، اگر با مجاهدت و تلقين به قلب نرسد، فايده و اثرش ناچيز است. چه بسا بعضي از همين اصحاب برهان عقلي و استدلال فلسفي، بيشتر از ديگران در دام ابليس خبيث مي باشند. (پاي استدلاليان چوبين بود.) و آن گاه اين قدم برهاني و عقلي تبديل به قدم روحاني و ايماني مي شود كه از افق عقل به مقام قلب برسد و قلب باور كند آنچه را استدلال اثبات عقلي كرده است. (17)
15. ذكر مدام
اي عزيز! در راه ذكر خدا و ياد محبوب تحمل شاق هرچه بكني كم كردي. دل را عادت بده به ياد محبوب، بلكه به خواست خدا صورت قلب صورت ذكر حق شود و كلمه طيبه [لااله الاالله] صورت اخير و كمال نهايي نفس گردد كه از اين، زادي بهتر براي سلوك الي الله و مصلحي نيكوتر براي معايب نفس و راه بهتري در معارف الهيه يافت نشود. پس اگر طالب كمالات صوريه و معنويه هستي و سالك طريق آخرت و مسافر و مهاجر سير الي الله هستي، قلب راعادت بده و به تذكر محبوب و دل را عجين كن با ياد حق تبارك و تعالي. (18)
16. تادب به آداب شريعت
بدان كه هيچ راهي در معارف الهيه پيموده نمي شود، مگر اين كه انسان، ابتدا كند از ظاهر شريعت و تا انسان متادب به آداب شريعت حقه نشود، هيچ يك از اخلاق حسنه از براي او به حقيقت پيدا نشود و ممكن نيست كه نور معرفت الهي در قلب او، جلوه كند و علم باطن و اسرار شريعت از براي او منكشف شود و پس از انكشاف حقيقت و بروز انوار معارف در قلب نيز متادب به آداب ظاهر خواهد بود. (19)
17. دوام بر وضو
براي جلوگيري از شر نفس و شيطان، دوام بر وضو را سفارش مي فرمودند و شيخ ما مي گفتند: [وضو به منزله لباس جندي(سرباز) است] (20)
18. نمازهاي پنجگانه، شجره طيبه توحيد را در قلب محكم كردند
اين نمازهاي پنجگانه عمود دين و پايه محكم ايمان است و در اسلام، چيزي بعد از ايمان، به اهميت آن نيست، بعد از توجهات نورانيه باطنيه و صور غيبيه ملكوتيه، كه غير از حق تعالي خاصان درگاه او كسي نداد، يكي از جهات مهمه كه در آن هست اين تكرار تذكر حق، با ادب و اوضاع الهي است كه در آن منظور گرديده است كه رابطه انسان را با حق تعالي و عوالم غيبيه محكم مي كند و ملكه رايحه خضوع لله را در قلب ايجاد كند و شجره طيبه توحيد و تفريد را در قلب محكم كند، به طوري كه با هيچ چيز آن زايل نشود و در امتحان بزرگ حق تعالي كه در حال ظهور سكرات موت و اهوال مطلع و شهود نمونه غيبت حاصل شود از امتحان درست بيرون آيد و دينش مستقر باشد نه مستودع و زايل شدني، كه به اندك فشاري نسيان عارض نشود.
پس اي عزيز! اياك ثم اياك و الله معينك في اوليك واخراك.مبادا در امر ديانت و خصوصا اين نمازهاي پنجگانه تهاون كني و آنها را سست شماري. (21)
19. سرچشمه فيوضات، تخليص نيت است
اي عزيز! علاج و كل العلاج در اين است كه انسان مي خواهد علمش الهي باشد وارد هر علمي كه شد مجاهده كند و با هر رياضت و جديتي شده، قصد خود را تخليص كند. سرمايه نجات و سرچشمه فيوضات تخليص نيت و نيت خالص است: ]من اخلص لله اربعين صباحا جرت ينابيع الحكمه من قلبه علي لسانه[ اخلاص چهل روزه كه آثار و فوايدش اين است. پس شما كه چهل سال، يا بيشتر، در جميع اصطلاحات و مفاهيم در هر علمي كوشيديد و خود را علامه در علوم مي دانيد و از جندالله محسوب مي كنيد و در قلب خود اثري از حكمت و در لسان خود قطره اي از آن نمي بينيد بدانيد تحصيل و زحمتتان با قدم اخلاص نبوده، بلكه براي شيطان و هواي نفس كوشش كرديد. پس اكنون كه ديديد از اين علوم، كيفيت و حالتي حاصل نشد، چندي براي تجربه هم باشد به اخلاص نيت و تصفيه قلب از كدورات و رذايل بپردازيد. اگر از آن اثري ديديد آن وقت، بيشتر تعقيب كنيد، اگر چه باب تجربه كه پيش آمد، در اخلاص بسته مي شود، ولي باز شايد روزنه اي به آن باز شود و نور آن، تو را هدايت كند. (22)
20. سوز و گداز امامان (ع) سرلوحه كارت باشد
مطالعه در ادعيه معصومين، عليهم السلام، و سوز و گداز آنان از خوف حق و عذاب او سرلوحه افكار و رفتار باشد. (23)
آنچه در ادعيه و مناجات معصومين، عليهم صلوات الله و سلامه، مي يابيم در اخبار كه اكثرا به زبان عرف و عموم است، كمتر يافت مي شوزد. (24)
در هر حال، كتب فلسفي، خصوصا از فلاسفه اسلام و كتب اهل حال و عرفان، هر كدام اثري دارد: اوليها، انسان را ولو به طور دورنما آشنا مي كند با ماوراء طبيعت و دوميها، خصوصا بعضي از آنها، چون: منازل السائرين و مصباح الشريعه (كه گويي از عارفي است كه به نام حضرت صادق به طور روايت نوشته است) دلها را مهيا مي كنند براي رسيدن به محبوب و از همه دل انگيزتر، مناجات و ادعيه ائمه مسلمين است كه راهبرند به سوي مقصود، نه راهنما و دست انسان حق جو را مي گيرند و به سوي او مي برند. افسوس و صدافسوس كه ما از آنها فرسنگ ها دور هستيم و مهجور. (25)
21. تدبر در قرآن، انسان را به مقامات والا هدايت مي كند
من قائل بي خبر و بي عمل، به دختر مي گويم: در قرآن كريم، اين سرچشمه فيض الهي، تدبر كن. هرچند صرف خواندن آن كه نامه محبوب است به شنونده محجوب، آثاري دلپذير دارد. لكن تدبر در آن، انسان را به مقامات بالاتر و والاتر هدايت كند: افلا يتدبرون القرآن ام علي قلوب اقفالها (26) و تا اين قفل و بندها باز نگردد و به هم نريزد، از تدبر هم آنچه نتيجه است، حاصل نگردد. خداوند متعال پس از قسم عظيم مي فرمايد: انه لقرآن كريم، في كتاب مكنون، لايمسه الاالمطهرون. (27) و سر حلقه آنها، آنان هستند كه آيه تطهير در شأنشان نازل گرديده.
تو نيز مايوس نباش كه ياس از اقفال بزرگ است. به قدر ميسور در رفع حجب و شكستن اقفال براي رسيدن به آب زلال و سرچشمه نور، كوشش كن. (28)
22. قرائت و تدبر در آيات آخر سوره حشر نفس را اصلاح مي كند
پسرم! سوره مباركه حشر را مطالعه كن كه گنجينه هايي از معارف و تربيت در آن است و ارزش دارد كه انسان يك عمر در آنها تفكر كند و از آنها به مدد الهي توشه ها بردارد خصوصا آيات اواخر آن، آن جا كه مي فرمايد: «يا ايهاالذين آمنوا اتقواالله و لتنظر نفس ما قدمت لغد واتقواالله ان الله خبير بما تعملون. (29)
جناب عارف و شيخ عاليمقدار ما مي فرمودند كه: مواظبت به آيات شريفه آخر سوره (حشر) از آيه شريفه: يا ايهاالذين آمنوا اتقواالله و لتنظر نفس ما قدمت لغد... تا آخر سوره مباركه، با تدبر در معني آنها در تعقيب نمازها و خصوصا در اواخر شب، كه قلب فارغ البال است، خيلي موثر است در اصلاح نفس. (30)
23. توسل به امامان معصوم، عليهم السلام، درهر پگاه
چون صبح، اشتغال به كثرات و ورود در دنياست و با مخاطره اشتغال به خلق و غفلت از حق انسان مواجه است، خوب است انسان سالك بيدار، دراين موقع باريك براي ورود دراين ظلمتكده تاريك، به حق تعالي متوسل شود و به حضرتش منقطع گردد و چون خود را در آن محضر شريف، آبرومند نمي بيند، به اولياء امر و شفعاء انس و جان يعني رسول ختمي، صلي عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام متوسل گردد و آن ذوات شريفه را شفيع و واسطه قرار دهد.
و چون براي هر روز، خفير و مجيري است، پس روزشنبه به وجود مبارك رسول خدا صلي الله عليه و آله و روز يكشنبه به حضرت اميرالمومين عليهم السلام و روز دوشنبه به امامان همامان سبطان، عليهماالسلام و روز سه شنبه به حضرات سجاد و باقر و صادق عليهم السلام و روز چهارشنبه به حضرات كاظم و رضا و تقي و نقي عليهم السلام و روز پنجشنبه به حضرت عسكري عليه السلام و روز جمعه به ولي امر، عجل الله فرجه الشريف، متعلق است.
مناسب آن است كه در تعقيب نماز صبح، براي ورود دراين بحر مهلك ظلماني و دامگاه مهيب شيطاني، متوسل به خفراي آن روز شود و با شفاعت آنها، كه مقربان بارگاه قدس و محرمان سراپرده انس اند، از حق تعالي، رفع شر شيطان و نفس اماره بالسوء را طلب كند و در اتمام و قبول عبادات ناقصه و مناسبك غيرلايقه، آن بزرگواران را، واسطه قرار دهد. البته حق تعالي، چنانچه محمد صلي الله عليه و آله و دودمان او را وسايط هدايت و راهنماهاي ما مقرر فرموده و به بركات آنها امت را از ضلالت و جهل نجات مرحمت فرموده به وسيله و شفاعت آنها قصور ما را ترميم و نقص ما را تتميم فرمايد و اطاعت و عبادات ناقابل ما را قبول مي فرمايد. (31) و دراين توسل، بايد به گوش جان نوش كند. و به قلب خود بيابد كه: گاه شود، ولي امر، متصل به ملاء اعلي و اقلام عليه و الواح مجرده شود و براي او مكاشفه تامه جميع موجودات شود. و گاه اتصال به الواح سافله حاصل شود. پس مدتي مقدر را كشف فرمايد و تمام صفحه كون نيز در محضر ولاي مابي او حاضر است و هرچه از امور واقع شود به نظر آن حضرات بگذرد و در روايات عرض اعمال بر ولي امر، وارد است كه: هر پنجشنبه و دوشنبه، عرض اعمال بر رسول خدا و ائمه هدي، عليهم السلام شود و در بعضي روايات است كه: درهر صبح و در بعضي هم صبح و شب، عرض شود اعمال عباد و اينها به حسب اجمال و تفصيل و جمع و تفريق است. (32)
24. انفاق و ايثار، ماده فساد را از درون انسان قطع كند
در آيه شريفه آمده است: (لن تنالواالبر حتي تنفقوا مما تحبون)
هرگز به خوبي نايل نشويد مگر اين كه در راه خدا انفاق كنيد از آنچه دوست داريد.
... بايد دانست كه انسان با علاقه مندي و محبت به مال و منال و زخارف دنيويه بزرگ شده است و تربيت گرديده و اين علاقه در اعماق قلب او، جايگزين گرديده و منشا بيشتر مفاسد اخلاقي و اعمالي، بلكه مفاسد ديني، همين علاقه است... اگر انسان به واسطه صدقات و ايثار بر نفس، اين علاقه را بتواند سلب كند يا كم كند، البته قطع ماده فاسد و جرثومه قبايح را كرده و طريق نيل به حصول معارف و انقطاع به عالم غيب و ملكوت و حصول ملكات فاضله و اخلاق كامله را، براي خود مفتوح نموده (33)
25. دعاي (يا من اظهر الجميل) تحفه حق براي رسول خداست
از ادعيه شريفه كه بسيار فضيلت دارد و نيز مشتمل بر آداب مناجات بنده با حق است و مشتمل بر تعداد عطاياي كامله الهيه است كه با حال قنوت كه حال مناجات و انقطاع به حق است، تناسب تام دارد و بعضي از مشايخ بزرگ (رحمهم الله) بر آن تقريبا، مواظبت داشتند، دعاي [يا من اظهر الجميل] است كه از كنوز عرش است و تحفه حق براي رسول خداست و براي هر يك از فقرات آن، فضايل و ثواب هاي بسيار است، چنانچه در توحيد صدوق رحمه الله است.(34)
26. مناجات شعبانيه، انسان را به يك جايي مي رساند
مناجات شعبانيه را خوانديد؟ بخوانيد آقا، مناجات شعبانيه از مناجات هايي است كه اگر انسان دنبالش برود و فكر در او بكند، انسان را به يك جايي مي رساند. آن كسي كه اين مناجات را گفته و همه ائمه به حسب روايات مي خواندند، اينها، آنهايي بودند كه وارسته از همه چيز بودند.(35)
 برگرفته از روزنامه كيهان 9/3/90

 

پي نوشت ها
1- ره عشق، .28
2- نقطه عطف، .42
3 و4، همان، 43، .40
5- ره عشق، .38
6- حجرات آيه، .12
7- نقطه عطف، 14، .11
8- همان، .15
9- همان، .17
10- همان، 26، .25
11 و 12 -همان، 33، 32، .31
13- اربعين حديث، ج 1، .207
14- همان، .278
15- همان، ج 2، .175
16- ره عشق، .25
17- نقطه عطف، .24
18- اربعين حديث، ج 1، .279
19- همان، .15
20- همان، .207
21- همان، ج 2، .54
22- همان، ج 2، .63
23- نقطه عطف، .42
24- ره عشق، .29
25- ره عشق، .35
26- محمد، آيه .24
27- واقعه، آيات 79، 78، .77
28- ره عشق، 27، .28
29- نقطه عطف، .19
30- اربعين حديث، ج 1، .207
31- آداب الصلوه، .409
32- همان، .370
33- اربعين حديث، ج 2، .150
34- آداب الصلوه، .405
35- صحيفه نور، ج 19، .158


نويسنده :
info@porseman.org



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها