خانه> کلام و دین پژوهی >83


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
نظرات مقاله «پيامد...
احضار روح با نعلبك...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
احكام نماز و روزه ...
نقش قرآن در زندگي ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
جلسه خواستگاري
...

گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
لیست کتب اداره مشا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
خاطره اي جالب از ز...
موي بلند و وضو
اخلاق پيامبر - توص...
شيوه هاي کنترل نفس...
امام خميني(ره) و غ...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2089

بازدید مقالات:
6484004

بازدید سوالات:
2584560



شك به خدا خوبه يا بده؟! بازديد: 6461

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


در يك نظر «شك» سه قسم است:
1. شك قانوني؛ عبارت است از تردّد و نوسان ذهن در باب ارتباط ميان موضوع و محمول قضيه، براي تحقيق در مسير واقع يابي. اين شك، طبيعي بوده و موجب برطرف شدن احتمالات اضطراب آميز است. بر اين اساس گفته مي شود: يقين هاي اصيل و مفيد آن سوي پل، شك و ترديد قانوني است. چنين شكي - كه انسان را به يقين مي رساند - به مراتب بهتر از ايمان ظاهري بي اساس است.

زلت او به زطاعت نزد حق     پيش كفرش جمله ايمان ها خلق

مثنوي، دفتر اول، بيت 1579.
2. شك بيماري؛ اين شك، ناشي از ناتواني ذهن از رويارويي با مدعاها، دلايل، تجزيه، تحليل و ... در باب «واقعيات» است. در واقع ملاك اين بيماري، وحشت ذهن از بررسي واقعيات و تفكيك آنها از خيالات و حقيقت نماها است. يكي از اساسي ترين مختصات شك، بيماري جست و جوي آسايش فكري در فرار از فعاليت هاي مغزي است. اين شك در واقع ضد «معرفت» مي باشد.
3. شك حرفه اي؛ اين براي نشان دادن اوج فكري افراد ضعيف النفس است كه مدعي اند ما به مقامي از مراحل درك و شناخت رسيده ايم كه جز شك و ترديد راهي ديگر نمي بينيم. يا به دليل عشق ورزيدن به شكاكان است تا عشق به يافتن حقيقت و واقعيت!
شكي كه در قرآن از آن سخن رفته و مورد مذمت قرار گرفته است شك «قانوني» نيست؛ بلكه به شك «بيماري» و شك «حرفه اي» اشاره دارد.
در اين باب نگا: جعفري، محمدتقي، شناخت از ديدگاه علمي و ديدگاه قرآن، صص 312 - 310.
 

شكاكان از ديدگاه قرآن
بنابراين بايد توجّه كرد كه مراد از «شاك» در تعابير قرآن، آن كس نيست كه طالب برهان است؛ بلكه منظور كسي است كه نظير شكاكان (Scepticists) امروز، به نوعي شك بيماري مبتلا شده، تحصيل جزم و يقين را محال مي داند و شك را امري غيرقابل زوال تلقي مي كند. بر اين اساس، شكاكاني كه در آيات قرآن كريم از آنان، ياد مي شود، بر دو دسته اند:
دسته اوّل: كساني كه با گفتن «لاادري» (
Agnosticism) و «نمي دانم»، تصريح بر شك خود مي كنند؛ يعني، اين گروه شكاكاني اند كه به رغم آيات بيّني كه براي آنان اقامه شده است، نسبت به مبدأ آفرينش، معاد، وحي و آموزه هاي ديني در شك اند.
دسته
نگا: ابراهيم (14)، آيه 9و10؛ هود (11)، آيه 62؛ يونس (10)، آيه 104؛ نمل (27)، آيه 66 و ... .دوّم: اشخاصي كه به نفي رسالت و يا انكار مبدأ و معاد مي پردازند، ليكن در واقع جزم بر اين انكار نداشته و در آن شاك اند. به بيان ديگر اين دسته با زبان به انكار مي پردازند؛ ولي دليلي بر مدعاي خود ندارند ودر حالت شك به سر مي برند.جاثيه (45)، آيه 24 و 32؛ ق (50)، آيه 2 و 3؛ مؤمنون (23)، آيه 33 و 37.
از ديدگاه قرآن شكاكان همان منكران امور غيرمحسوس اند و منكران امور غيرمحسوس، كساني اند كه - به رغم ادعاي جزم گرايانه خود - نسبت به بطلان پنداري دعوت و دعوي پيامبران، طريقه و وسيله اي ندارند كه ادعاي آنان را اثبات كند.
نگا: شناخت شناسي در قرآن، صص 172 - 181.
 

آثار شك
با توجّه به آيات قرآن در باب شك و ترديد در مبدأ، معاد، رسالت، وحي و آموزه هاي ديني، دو مطلب اساسي استفاده مي شود:
1. شك و ترديد موجب انكار قلبي يا زباني يا هر دو مي گردد.
ابراهيم (14)، آيه 9 و 10؛ نمل (27)، آيه 66؛ جاثيه (45)، آيه 32؛ مؤمنون (23)، آيه 69؛ بقره (2)، آيه 23 و ... .
2. گاهي اين شك به مشركان نسبت داده مي شود
نمل (27)، آيه 66؛ هود (11)، آيه 62 و 110. و گاهي كافران.سبأ (34)، آيه 54؛ فصلت (41)، آيه 45؛ ق (50)، آيه 2 و 3.
بنابراين، يكي از علل شرك و كفر «شك و ترديد» است.
نكته: «ريب» و «شك» در آيات قرآن با يكديگر متفاوت است. «ريب» در لغت، حالت اضطرابي است كه بر اثر جهل و شك همراه با تهمت و مانند آن، در نفس ايجاد مي شود. از اين رو، كلمه «مريب» در آيات وصف شك قرار مي گيرد؛ يعني، شكي كه اضطراب مي آورد. به عنوان مثال در سوره «سبأ»، (آيه 54) مي فرمايد: كافران «در شك مريب اند»؛ يعني، دچار شكي اند كه اضطراب آور است. گاهي انسان - مثلاً - نمي داند فلان درخت، سالي چند بار ميوه مي دهد؛ در اينجا شك ايجاد شده است؛ ولي ريبي وجود ندارد. اما گاهي نمي داند كه مثلاً فلان راه، راهزن دارد يا خير؛ در اينجا علاوه بر وجود شك و ترديد، اضطراب نيز هست.
جوادي آملي، عبدالله، قرآن در قرآن (تفسير موضوعي قرآن كريم)، ج 1، صص 362 - 361.

«ظن» (گمان) در قرآن
قرآن پنج نوع ظن را مطرح كرده است:
2-1. ظن مخالف با واقع؛
انعام (6)، آيه 116؛ جاثيه (45)، آيه 24؛ آل عمران (3)، آيه 154؛ بقره (2)، آيه 78؛ حج (22)، آيه 15.
2-2. ظن موافق با واقع؛
توبه (9)، آيه 118؛ حاقه (69)، آيات 17 - 21.
2-3. ظني كه گناه است؛
حجرات (49)، آيه 12.
2-4. ظن غيركاشف يا ظني كه نمي تواند حقيقت را كشف كند؛اسراء (17)، آيه 52.
2-5. ظن محكوم.نجم (53)، آيه 28.
از جمع بندي اين آيات مي توان ديدگاه قرآن را در اين باره، چنين شمارش كرد:
يكم. پديده ظن (گمان)، به طور طبيعي انسان را با واقعيت آشنا نمي سازد، مخصوصاً اگر در مقدمات ظن هواهاي نفساني باشد؛همان، آيه 23. چرا كه ظن متمايل به هواهاي نفساني شده و از دليل و برهان فرار مي كند.
دوّم. ظن محكوم در باب اصول اساسي و اعتقادي انسان و به خصوص حيات ابدي (قيامت) و مسائل مربوط به آن است؛ يعني، بايد در اين امور علم و يقين داشت.
سوّم. بيشتر انسان ها از ظن پيروي مي كنند و تحمّل مشقت در راه تحصيل علم و يقين را ندارند.

        علم را دو پر گمان را يك پرست     ناقص آمد ظن پرواز به پرواز ابترست
        مرغ يك پر زود افتد سرنگون         باز بر پرد دوگامي يا فزون
مثنوي، دفتر سوم، ابيات 1510 و 1511.

چهارم. ظن محكوم و ظني كه مخالفت با واقعيت و حقيقت مي كند در قرآن كريم بيشتر به مشركان نسبت داده شده است. انعام (6)، آيه 148؛ يونس (10)، آيه 66؛ نجم (53)، آيه 23؛ جاثيه (45)، آيه 24.
در اينجا توجّه به يك نكته ضروري است و آن اين كه در برخي از آيات از واژه «زعم» استفاده شده است. جمعه (62)، آيه 6؛ نساء (4)، آيه 60؛ انعام (6)، آيات 22، 94 و 136؛ كهف (18)، آيه 52؛ قصص (28)، آيات 62 و 74؛ سبأ (34)، آيه 22. «زعم» همان گمان همراه با احساس بر حق بودن است. براساس آيات قرآن از «زعم» بازخواست بيشتر مي شود؛ زيرا ممكن است ظن ناشي از سهل انگاري و بي خيالي باشد؛ ولي زعم كننده گمان خود را مورد توجّه قرار داده و روي آن محاسبه كرده است. در اين باب نگا: شناخت از ديدگاه علمي و ديدگاه قرآن، صص 316 - 318.

«يقين» در قرآن
«يقين» عبارت است از جزم به ثبوت محمول براي موضوع و جزم به امتناع سلب محمول از موضوع و قابل زوال نبودن جزم اول و دوم. بنابراين، در «يقين» چهار شرط است و با اين شرطها، ظن و شك و حتي جهل از قلمرو يقين خارج مي شود؛ چرا كه در ظن و شك، جزم به ثبوت محمول و جزم به امتناع سلب محمول از موضوع، وجود ندارد و در جهل نيز، هر چند جزم به ثبوت موضوع براي محمول و جزم به امتناع سلب محمول از موضوع وجود دارد؛ ليكن اين هر دو جزم با شبهه يا با برهاني كه برخلاف آن اقامه شود، زايل مي گردد؛ ولي يقين غيرقابل زوال است.
قرآن كريم از ضرورتي كه حاصل شرايط چهارگانه «يقين» است، با عباراتي از قبيل
«لاريب فيه» و مانند آن ياد كرده است؛ مثلاً مي فرمايد:
(ذلك الكتاب لاريب فيه هدي للمتقين)؛ بقره (2)، آيه 2. «آن كتاب (قرآن) ترديدي در آن راه ندارد و هدايت براي متقين است». مفاد «لاريب» اين است كه قرآن ضرورتاً حق است و چون در آن كتاب، دعوت به مبدأ و معاد، دعوي وحي و رسالت است، دعوي آن نيز ضرورتاً حق مي باشد.
در جاي ديگر مي فرمايد:
(ربنا انك جامع الناس ليوم لاريب فيه)؛ آل عمران (3)، آيه 9. «پروردگارا! به تحقيق تو مردم را براي پاداش در روزي كه وقوع آن ترديدناپذير است، جمع مي كني»؛ مفاد آن اين است كه فرا رسيدن روزي كه پروردگار در آن بندگان را جمع مي كند، ضرورتاً حق است. نگا: جوادي آملي، عبدالله، معرفت شناسي در قرآن، ج 13 تفسير موضوعي، صص 255 - 256.
واژه يقين به معناي پيش گفته با مشتقات گوناگون در قرآن چندين نوبت تكرار شده است. نگا: رعد (13)، آيه 2؛ بقره (2)، آيه 4 و 118؛ مائده (5)، آيه 50؛ نمل (27)، آيه 3 و 82؛ روم (30)، آيه 60؛ لقمان (31)، آيه 4؛ سجده (31)، آيه 24؛ جاثيه (45)، آيه 4 و 20؛ طور (52)، آيه 36؛ حجر (15)، آيه 99؛ واقعه (56)، آيه 95؛ حاقه (69)، آيه 51؛ مدثر (74)، آيه 47؛ نساء (4)، آيه 157؛ انعام (6)، آيه 75؛ شعراء (26)، آيه 24؛ دخان (44)، آيه 7؛ ذاريات (51)، آيه 20.
 

مراتب يقين
از ديدگاه قرآن يقين داراي مراتبي است: علم اليقين، عين اليقين و حق اليقين. قرآن كريم «علم اليقين» را پلي براي «عين اليقين» قرار داده است تكاثر (102)، آيه 5 و 6.. اگر يقين از مرحله معرفت مفهومي و ذهني، به معرفت عيني و خارجي بار يابد؛ انسان آنچه را كه به آن معرفت مفهومي و ذهني دارد، بالعيان مشاهده خواهد كرد. در آيات «تكاثر»، خداوند مي فرمايد: اگر آدمي به علم اليقين برسد، مي تواند جهنم را ببيند؛ يعني، اگر به مرحله «علم اليقين» برسيم ره توشه اي داريم كه ما را با «عين اليقين» آشنا مي سازد. بالاتر از آن «حق اليقين» است؛ «حق اليقين» آن است كه انسان نه تنها شاهد حق باشد؛ بلكه عين شهود قرار گيرد و فاني از غير و باقي بالله شود. از خود چيزي نداشته باشد و در معرفت الهي غرق شود. از ديدگاه قرآن «حق اليقين»؛ يعني، يقين حقي كه بالاتر از آن در بخش معرفت نمي توان فرض كرد. حاقه (69)، آيه 51؛ در باب يقين نگا: جوادي آملي، عبدالله، مراحل اخلاق در قرآن، ج 11 تفسير موضوعي، صص 351-356.
به هر روي بايد توجّه داشت كه يقين مفهومي و ذهني و در واقع علم و جزم به ثبوت محمول براي موضوع و جزم به امتناع سلب محمول از موضوع و قابل زوال نبودن اين دو جزم، غير از يقين عيني و شهود حقيقت است.

        من يقين دانم كه عين حكمت است     ليك مقصودم عيان و رؤيت است
          آن يقين مي گويدم خاموش كن       حرص رؤيت گويدم نه جوش كن

مثنوي، دفتر دوم، ابيات 1821 و 1822.
نتايجي كه از آيات در باب يقين مي توان گرفت چنين است:
1. آيات الهي مي تواند، علتي براي حصول يقين به خداوند باشد. رعد (13)، آيه 2.
2. آنان كه از تباه شدن در خيالات و پندارهاي بازيگرانه ذهني و غرق شدن در ناداني ها، خودداري كرده، به مقام شامخ تقوا رسيده اند؛ به آخرت يقين دارند. بقره (2)، آيه 4.
3. وصول به يقين، بدون معرفت و كار و كوشش قابل تحقق نيست. حجر (15)، آيه 99.
4. بهره وران از يقين، راه خويش را ادامه داده، باكي از موانع در سير خود ندارند. سجده (32)، آيه 24؛ در اين باره ر.ك: شناخت از ديدگاه علمي و ديدگاه قرآن، صص 493 - 499.
5. يقين چون از شؤون معرفت و علم است، به معروف و معلوم تعلق مي گيرد و چون اسماي حسناي الهي - كه معروف است - تعدد دارد؛ معرفت ها و يقين ها متنوع خواهد بود. هر معرفتي نيز در حد خود از يقين برخوردار است. از اين رو، مي توان براي يقين شكل هاي گوناگوني به لحاظ متعلق آن تصور كرد.
6. عمده مراتب يقين بر حسب متعارف يقين علمي (علم اليقين)، يقين عيني (عين اليقين) و يقين حقي (حق اليقين) است. نگا: جوادي آملي، عبدالله، تسنيم (تفسير ترتيبي قرآن مجيد)، ج 2، صص 205و206.
7. چون متعلق يقين - كه اسماي حسناي الهي است - نامحدود مي باشد؛ حد خاصي از حصول يقين يا شهود آن را نمي توان پايان مرحله يقين دانست. حقيقت يقين، نوري است تشكيكي كه هم فزوني پذير است و هم حد خاصي ندارد. همان و محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، ج 10، ص 790.

نويسنده: محمدرضا كاشفي

 

 



نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       ناشناس : شک محل عبور خوبی است اما بد منزلگاهی است!

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها