خانه> قرآن و دانشجو >789


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
نظرات مقاله «پيامد...
احضار روح با نعلبك...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
احكام نماز و روزه ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
جلسه خواستگاري
...

گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
لیست کتب اداره مشا...
موي بلند و وضو
خاطره اي جالب از ز...
اخلاق پيامبر - توص...
امام خميني(ره) و غ...
تا باشگاه هسته اي

آمار سایت


تعداد مقالات:
2025

بازدید مقالات:
6198403

بازدید سوالات:
2563225



رمز سعادت (14) بازديد: 3031

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


در اين شماره گفتگويي را در رابطه با هدايت گري مردم پس از رحلت شريفشان، تقديم مي كنيم.

آيا پيامبر اكرم (ص)راه قطعي هدايت انسانها، پس ازخود رامعرفي فرموده اند؟

دانشجو:      باعرض سلام خدمت استاد گرامي، انشاءالله عبادات حضرتعالي درماه شعبان مورد قبول خداوند قرار گرفته باشد. اگر اجازه فرماييد سوال جديد را عرض كنم.

دكتر:           سلام عليكم، از اين كه خداوند توفيق گفتگوي جديدي را به بنده لطف فرمود، خوشحالم. در خدمتتان هستم.

دانشجو:      خداوند متعال در سوره رعد آيه 7 مي فرمايد:

«إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هاد»؛ يعني اي پيامبر توفقط بيم دهنده هستي و براي هر گروهي هدايتگري هست.

 آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، هدايتگران پس از خود را معرفي كرده اند يا مردم بايد خود آنها را پيدا نمايند؟

دكتر:           پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، پس از نزول اين آيه خطاب به اميرالمومنين عليه السلام فرمودند: «انت الهادي، يا علي بك يهتدي المهتدون من بعدي»[1]؛ يعني اي علي تو هدايتگر هستي و كساني كه بعد از من طالب هدايت هستند، فقط بوسيله تو هدايت مي شوند. اين فرمايش پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، تكليف بعد از ايشان را مشخص مي كند كه تنها راه هدايت بعد از ايشان، تمسك به اميرالمومنين (عليه السلام) است و لاغير. زيرا كلمه «بك» بر «يهتدي» مقدم شده و افاده حصر مي كند يعني بعد از ايشان، جز اميرالمومنين (عليه السلام)، كسي نمي تواند عهده دار امر هدايت مردم شود.

دانشجو:      با توجه به اين كه، قرآن كتاب هدايت است، آيا تمسك به آن بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، براي هدايت كافي نيست؟

دكتر:           پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در حديث مشهور «ثقلين» كه مورد اتفاق شيعه و سني است تاكيد داشته اند كه جهت هدايت قطعي بايد هم به قرآن و هم به اهل بيت تمسك داشت و نه به قرآن تنها.

ايشان مي فرمايند: «ايهاالناس! اني تارك فيكم ما ان اخذتم به لن تضلوا بعدي، امرين: احدهما اكبر من الاخر، كتاب الله حبل الله ممدود ما بين السماء و الارض، و عترتي اهل بيتي، و انهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض»[2]؛ يعني اي مردم، من در بين شما چيزي بجا مي گذارم كه اگر به آن چنگ بزنيد بعد از من ابدا گمراه نخواهيد شد. (و آن) دو امر است. يكي از آنها بزرگتر از ديگري است (آن) كتاب خداوند است كه طنابي است كه بين آسمان و زمين كشيده شده است و (ديگري) عترت و اهل بيتم و اين دو ابدا از هم جدا نمي شوند تا (در قيامت كنار) حوض كوثر بر من وارد شوند.

البته اين حديث نوراني نكات مهم زيادي دارد ولي آنچه كه بنده ابتدائا اشاره مي نمايم اين است كه راه هدايت قطعي و تضميني كه ابدا در آن گمراهي نباشد، اين است كه به هر دوي قرآن و عترت چنگ بزنيم؛ يعني با گرفتن يكي و رها كردن ديگري قطعا در معرض گمراهي هستيم.

دانشجو:      در معرض گمراهي قرار گرفتن، با گمراه شدن فرق مي كند. يعني از اين حديث اينگونه بر نمي آيد كه هر كس به اهل بيت متوسل نگردد، گمراه است.

دكتر:           اجازه دهيد با يك مثال جواب را عرض كنم. ، فردي مبتلا به بيماري قلبي است و پزشك، يك نسخه حاوي دو دارو براي او تجويز كرده و مي گويد اگر، از هر دو دارو استفاده كنيد، قطعا شفا مي يابيد. حال كدام انسان عاقلي به خود اين اجازه را مي دهد كه فقط از يك دارو استفاده كند به اميد اين كه شايد شفا يابد. با توجه به اين كه عاقبت و تشديد بيماري قلبي، مرگ است حتي اگر تاكيد پزشك نباشد، هيچ انسان عاقلي به مصرف كمتر از دو دارو اكتفا نمي كند.

حال با توجه به اين كه گمراهي، مرگ معنوي است، حتي اگر پيامبراكرم (صلي الله عليه و آله) تاكيد نمي فرمودند، عقل ايجاب مي كرد كه به هر دوي قرآن و اهل بيت، تمسك بنماييم.

به علاوه و مهمتر اين كه، حديث شريف، خود جواب شما را مي فرمايد:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) الفاظي را كه به كار برده اند، يعني«ما»، «به» و «لن يفترقا»، همگي دليل بر يكي بودن اين دو جزء مي كند، چنانچه فرموده اند: من در بين شما چيزي (نه چيزهايي) به جا مي گذارم كه اگر به آن (نه آنها)چنگ بزنيد، ابدا گمراه نمي شويد و اين دو ابدا از هم جدا نمي شوند.

ملاحظه مي فرماييد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از يك چيزي سخن مي فرمايند كه دو جزء دارد كه ابدا قابل جداشدن نبوده و لازم و ملزوم يكديگر مي باشند و كل آن باعث هدايت مي شود. طبيعي است اگر يك جزء لازم حذف شود ديگر آن كل، اثر هدايت گري قطعي را نخواهد داشت.

البته با مراجعه به ساير آيات و روايات، اين سخن را با وضوح و صراحت بيشتري مي توان ثابت نمود؛ بدين ترتيب كه شرط هدايت گري قرآن اين است كه آياتش توسط معلمين آن، تبيين شود و راسخون در علم، آيات متشابه را توضيح دهند و الا اين آيات، باعث ايجاد گمراهي در دل هاي بيمار مي شود[3] و يا بالاتر اين كه حديث سفينه، تنها راه نجات را تمسك به اهل بيت مي داند و بدون تبعيت از آن، (حتي با فرض تمسك به قرآن) هلاكت قطعي را پيش بيني فرموده است[4] تمام احاديث فوق كه مورد قبول شماست، اذعان دارند كه وجود اهل بيت در كنار قرآن براي كسب هدايت از قرآن ضروري است.

دانشجو:      اجازه فرماييد كمي راجع مدرك حديث ثقلين صحبت نماييم. جنابعالي، حديث را از كتاب درالمنثور نقل فرموديد. آيا از كتب دسته اول ما هم مدركي در اين باره سراغ داريد؟

دكتر:           اين حديث را 314 نفر از دانشمندان اهل تسنن، از قرن دوم تا سيزدهم نقل كرده اند من جمله صحيح مسلم 2/283، مسند احمد 5 /181، صحيح ترمذي 2/220،[5] كه همگي از صحاح سته و معتبر ترين كتب اهل تسنن هستند؛ مثلا در مورد مسند احمد، ابوموسي مديني مي گويد: «و حديثي را نقل نكرد مگر از كسي كه صداقت و ديانتش بر او ثابت شده باشد» و ابن عساكر مي گويد: «مسند احمد داراي قدر و منزلت بزرگ و مقصود امام (احمد) از جمع آوريش اين است كه براي سنجش احاديث به آن مراجعه كنند.[6]

همين طور درباره اعتبار صحيح مسلم، همين بس كه خود وي مي گويد: «من در اين كتاب، آنچه بر صحتش علماء اجماع كرده اند، آورده ام» و محدثين بزرگ اهل سنت قائل به صحت احاديث صحيح مسلم هستند[7]. با اين اجماع و تواتر، اگر باز هم متعصبيني به بهانه هاي واهي، بخواهند در سند حديث شك بنمايند، تنها مي توان گفت كه «عرض خود مي بري و زحمت ما مي داري»

دانشجو:      جناب دكتر در اين حديث كلمه «اخذ» و در احاديث ديگر، «تمسك» آمده است. «تمسك»كه به معناي قبول امامت نيست.

دكتر:           كلمه «لن يفترقا» يك كلمه كليدي در اين حديث شريف است. با توجه به لفظ «لن يفترقا» هر صفتي كه قرآن داشته باشد، بايد اهل بيت نيز داشته باشند و الا در آن مورد، جدايي بين قرآن و عترت ايجاد مي شود؛ لذا همان طوركه تمسك به قرآن كريم به معني پيروي كامل از آن است، تمسك به اهل بيت (عليهم السلام)، معنايي جز پيروي كامل ندارد[8] و اطاعت همه جانبه در امور دين ودنيا، همان تائيد مقام امامت آنانست. جالب اين جاست كه در بعضي نسخه ها بجاي تمسكتم، اتبعتم آمده است كه جنبه پيروي را خيلي واضحتر بيان مي فرمايد[9] و جالب تر اين كه در بعضي نقلها، حضرت سه بار تاكيد مي فرمايند: «اذكركم الله في اهل بيتي»[10] يعني پس از معرفي ثقلين، سه بار مي فرمايند به شما در مورد اهل بيتم، (خواست) خداوند را تذكر و هشدار مي دهم. يعني مباد كه پس از من اهل بيتم را رها كرده و از اين ثقل، جدا شويد كه گمراهي در كمينتان است.

دانشجو:      بر طبق آيه 23 شوري، خواست خداوند، مودت به اهل بيت مي باشد.

دكتر:           مودت واقعي همراه با تبعيت است و نمي توان دعوي محبت به كسي را داشت و با منويات او مخالفت نمود. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه مبين قرآن هستند، در حديث سفينه به خوبي تصريح فرموده اند كه فقط كساني كه سوار كشتي نوح شدند نجات يافتند و اگر فرزند نوح هزار بار عاشق پدر و كشتي او باشد، عدم تبعيت از پدر و سوار كشتي نشدنش، باعث هلاكت وي شد. حديث ثقلين نيز رابطه عاطفي صرف را باعث نجات از گمراهي نمي داند بلكه تمسك به اهل بيت را لازم مي داند.

آيا شما يك لغتنامه سراغ د اريد كه اخذ و تمسك را به معني محبت گرفته باشند؟ در حالي كه لسان العرب، ج18، ص487، چنين مي گويد: «وَ الَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتابِ‏، أي يؤْمنون به و يحكمون بما فيه»؛ يعني تمسك به كتاب به معني ايمان به آن و حكم كردن به آنچه در آن است .

و در فرهنگ ابجدى، ج1 ص259 آمده: «تَمَسَّكَ-تَمَسُّكاً [مسك‏] به: به او آويخت يا پناهنده شد.

از اين دو لغتنامه به خوبي معني حديث ثقلين مشخص مي شود، يعني ايمان به قرآن و اهل بيت داشته، به پناه آن دو رفته و به دستورات آن دو عمل كنيم. به علاوه در نقل ديگري پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هشدار را بالاتر برده حجت را بر تمام كساني كه معتقد ند محبت به اميرالمومنين (عليه السلام) كافيست، تمام مي كند: «ياري كننده آن دو، ياري كننده من و واگذارنده آن دو واگذارنده من (است)»

يعني اگر كسي اهل بيت را رها كرد ولو قلبا به آنها علاقه مند باشد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را رها كرده است. من از شما مي پرسم كه آيا مردم، بلافاصله بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، اميرالمومنين را رها كردند يا نه ؟و حكم اين رها كردن چيست؟ و در حال حاضر، آيا برادران اهل تسنن، اهل بيت را رها نكرده اند؟ و واگذاشتن اهل بيت (عليهم السلام)، همان واگذاشتن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نيست؟

دانشجو:      مردم نهايتا به علي رضي الله عنه روي آوردند و ايشان را رها نكردند.

دكتر:           ببينيد يك درخت در هنگامي كه احتياج به آب دارد، اگر باغبان مهرباني به آن آب بدهد، زنده مي ماند ولي اگر به موقع به آن آب نرسيد خشك شده، و پس از آن ديگر آب دادن فايده اي ندارد. در همين حديث ثقلين، در بعضي نقل ها اين گونه آمده كه «از اهل بيت من سبقت نگيريد كه هلاك مي شويد»[11] يعني كساني كه درخلافت، بر اميرالمومنين (عليه السلام) سبقت گرفتند، نتوانستند تشنگي معنوي جامعه را برطرف نمودده باعث هلاكت خود و جامعه گشتند و لذاست كه مردم ظرفيت تحمل ايمان و عدالت اميرالمومنين (عليه السلام) را نداشته و آن جنگ ها و مصيبات بر ايشان تحميل شد؛ به علاوه از كلمه كليدي «لن يفترقا» بر مي آيد كه همان طور كه در مورد قرآن كريم، خداوند متعال مي فرمايد: هيچگونه باطلي در آن راه ندارد[12]، در مورد اهل بيت (عليهم السلام) نيز بايد معتقد باشيم كه در آنها هيچ باطلي راه ندارد؛ يعني هيج سخن يا عمل باطلي از آنها سر نمي زند و به عبارت ديگر معصوم هستند؛ زيرا اگر خطا يا گناهي از آنها سر زند در آن حال از قرآن جدا شده اند. به علاوه كساني كه از سوي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به عنوان مرجعي قطعي براي هدايت، معرفي شده اند، حتما خود بايد هدايت شده و بري از گمراهي باشند و الا اگر فردي حتي در يك مورد گمراه و غير معصوم باشد؛ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، مردم را براي كسب هدايت به او ارجاع نخواهند فرمود.

حال سوال اين است كه كدام يك از خلفاء، اين صفت مندرج در حديث ثقلين يعني عصمت را دارا هستند كه بتوانند جامعه را به هدايت رسانده و از گمراهي نجات دهند؟ بالعكس خود آنان اعتراف به خطاهاي زيادي داشته اند كه كتب اهل تسنن درج شده است.

در خاتمه اجازه دهيد بنده از شما سوالي بنمايم. با توجه به اين كه بنا بر حديث ثقلين قرآن از اهل بيت جدا نمي شود، يعني در هيچ زماني نمي توان فرض كرد كه قرآن باشد و در كنار آن امامي نباشد. پرسش اين است كه آن اهل بيتي كه معصوم و قرين قرآن است، در حال حاضر كيست؟

دانشجو:      بنده نمي توانم مصداقي با اين مشخصات پيدا نمايم. شما بفرماييد.

دكتر:           اگر خاطرتان باشد در بحث مهدويت، حديث مشهور «اثني عشر خليفه»[13] را از كتب مشهور شما توضيح داده و گفتيم كه اسلام با 12خليفه از پيامبرِ هميشه عزيز خواهد بود و تنها مكتبي كه 12خليفه براي پيامبر قائل است شيعه است كه معتقد است كه امام دوازدهم، غايب است و داراي عمر طولاني و همين امام، قرين و همراه قرآن و معصوم مي باشد.

دانشجو:      اعتقاد به يك منجي معصوم در كنار قرآن، بسيار اميد بخش و حركت زاست. انشاءالله اين منجي بشريت، هر چه زودتر به فرياد مظلومان جهان رسيده، دنيا را از شر ظالمين و كفار نجات دهد.

دكتر:           انشاءالله بنده و شما از ياران و انصار ايشا ن باشيم.

دانشجو:      انشاءالله؛ از اين كه وقت خود را به بنده داديد بسيار متشكرم. در پناه خداوند باشيد، خدا نگهدار.

دكتر:           موفق باشيد، خدا نگهدار.


پي نوشت ها:


[1]  مستدرك علي الصحيحين3/335.

[2]  در المنثور،6/60، به نقل از خلاصه عبقات الانوار 218.

[3]  سوره نحل، آيه 44: «و انزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم»؛ يعني ما ذكر را بر تو نازل كرديم تا براي مردم، آيات قرآن را تبيين نمايي؛ يعني آيات بدون تبيين كافي نيستند.

سوره البقره، آيه 26: «إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيي‏ أَنْ يَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها فَأَمَّا الَّذينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثيراً وَ يَهْدي بِهِ كَثيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقينَ»؛ خداوند از اين كه (به موجودات ظاهرا كوچكى مانند) پشه، و حتى كمتر از آن، مثال بزند شرم نمى‏كند. (در اين ميان) آنان كه ايمان آورده‏اند، مى‏دانند كه آن، حقيقتى است از طرف پروردگارشان؛ و اما آنها كه راه كفر را پيموده‏اند، (اين موضوع را بهانه كرده) مى‏گويند: «منظور خداوند از اين مثل چه بوده است؟!» (آرى،) خدا جمع زيادى را با آن گمراه، و گروه بسيارى را هدايت مى‏كند؛ ولى تنها فاسقان را با آن گمراه مى‏سازد!

آل‏عمران، آيه 7: «هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ»؛ او كسى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن، آيات «محكم» [صريح و روشن‏] است؛ كه اساس اين كتاب مى‏باشد؛ (و هر گونه پيچيدگى در آيات ديگر، با مراجعه به اينها، برطرف مى‏گردد.) و قسمتى از آن، «متشابه» است‏ [آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى‏رود؛ ولى با توجه به آيات محكم، تفسير آنها آشكار مى‏گردد.] اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‏انگيزى كنند(و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسير (نادرستى) براى آن مى‏طلبند؛ در حالى كه تفسير آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند. (آنها كه به دنبال فهم و دركِ اسرارِ همه آيات قرآن در پرتو علم و دانش الهى) مى‏گويند: «ما به همه آن ايمان آورديم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذكر نمى‏شوند(و اين حقيقت را درك نمى‏كنند). ترجمه آيت الله مكارم شيرازي.

[4]  المستدرك علي الصحيحين، 7/451: يقول ابوذر سمعت رسول الله (صلي الله عليه و سلم): مثل اهل بيتي مثل سفينه نوح، من ركبها نجي و من تخلف عنها غرق؛ يعني مثل اهل بيتم، مانند كشتي نوح مي ماند كه هر كسي سوار آن شد نجات يافته و هر كه از آن سرپيجي نمود غرق خواهد شد.

[5]  خلاصه عبقات الانوار،حديث ثقلين، ص- 175-177- -184—488.

[6]  همان 412-413.

[7]  همان، 418، به نقل از تدريب الراوي، 2/98.

[8]  لسان العرب، ج 18، ص 487.

[9]  حاكم در مستدرك، 3/ 109 به نقل از خلاصه عبقات، 617.

[10]  بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏23، 115، باب 7؛ فضائل أهل البيت (ع) و النص عليهم جملة من خبر الثقلين و السفينة و باب حطة و غيرها...

 وَ مِنْ صَحِيحِ مُسْلِمٍ فِي الْجُزْءِ الرَّابِعِ مِنْهُ مِنْ أَجْزَاءٍ سِتَّةٍ فِي آخِرِ الْكُرَّاسَةِ الثَّانِيَةِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ يَزِيدَ بْنِ حَيَّانَ قَالَ قَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَوْماً فِينَا خَطِيباً بِمَاءٍ يُدْعَى خُمّاً بَيْنَ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ وَعَظَ ثُمَّ ذَكَرَ وَ قَالَ أَمَّا بَعْدُ أَلَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا أَنَا أ بَشَرٌ يُوشِكُ أَنْ يَأْتِيَنِي رَسُولُ رَبِّي فَأُجِيبَ وَ إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ أَوَّلُهُمَا كِتَابُ اللَّهِ فِيهِ الْهُدَى وَ النُّورُ فَخُذُوا بِكِتَابِ اللَّهِ وَ اسْتَمْسِكُوا بِهِ فَحَثَّ عَلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ رَغَّبَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ وَ أَهْلُ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي أَهْلِ بَيْتِي

[11]  درالمنثور، 2/60؛ صواعق ابن حجر، 136؛ ... به نقل از خلاصه عبقات، 645.

[12]  فصلت، 42: «لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميد».

[13]  صحيح بخاري، 3، 101،جزء 9، چاپ دار الجيل بيروت به نقل از نفحات الولايه في شرح نهج البلاغه.



نظر شما راجع به اين مقاله

 

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها