خانه> انقلاب و دفاع مقدس >714


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
قرص شب امتحان (تار...
پيامدهاي خودارضايي...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
همجنسگرايي، علل و ...
هولوكاست چيست؟
عجم، دشمن اهل بيت؟...
علامت قبولي توبه
گناهان كبيره
چگونه از ياران اما...
چشم چراني، آثار و ...
رابطه دختر و پسر
احكام نماز و روزه ...
تقويت اراده در انج...
اخلاق پيامبر (4) -...
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
نقش قرآن در زندگي ...
لیست کتب اداره مشا...
شوخي هاي پيامبر
جلسه خواستگاري
...

دوستي با نامحرم در...
چه كنم گناه نكنم؟!
دفتر 30 پرسش ها و ...
شيوه هاي کنترل نفس...
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
گرايش دختران آمريك...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
فطريه چيست؟
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
دفتر 32 پرسش ها و ...
اخلاق پيامبر(2)- م...
مهارت ارتباط مؤثر ...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2218

بازدید مقالات:
8277274

بازدید سوالات:
2653015



رابطه با آمريكا
كلام امام (2)
بازديد: 6000

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


‌أ.   استقبال از قطع رابطه

عاليجناب پاپ ژان پل دوم!

مكتوب آن عاليجناب بر اساس نگراني از تيرگي بين كشور اسلامي ايران و ايالات متحده آمريكا واصل گرديد. از حسن نيت آنجناب قدرداني مي كنم و خاطر محترم را متوجه مي كنم كه ملّت شريف مجاهد ما اين قطع روابط را به فال نيك گرفته و براي آن جشن عظيم بپا كرده و چراغاني ها و پايكوبي ها نمودند. از دعاي شما به درگاه خداوند متعال براي ملّت مبارز ما شكرگزارم ، لكن متذكر مي شود كه جناب شما از انگيزه هاي تيرگي هاي ديگر و مشكلات خطرناك بزرگتر كه مرقوم داشته ايد نگران نباشيد كه ملّت اسلامي ايران از مشكلاتي كه در اين قطع روابط بوجود آيد استقبال ميكند و از خطرهاي بزرگتر كه مرقوم شده است ، هراس ندارد و آن روز براي ملّت ما خطرناك است كه روابطي نظير روابط رژيم خاء ن سابق تجديد شود و با اميد به خداي متعال تجديد نخواهد شد[1]

 

‌ب.    عدم شرافت انساني دولت آمريكا

ما اگر چنانچه بخواهيم اسلام را پيش ببريم ديگر نبايد نوكر باشيم . اگر نوكر نباشيم رابطه اش را با ما قطع مي كند، ما از خدا مي خواهيم كه رابطه قطع بشود. ما ذلت را نخواهيم پذيرفت براي خاطر اينكه يك رابطه با يك ابرقدرت داشته باشيم . شرافتي نيست رابطه داشتن با امثال آمريكا، دولت آمريكا يك شرافت انساني مع الاسف الآن ندارد كه ما بخواهيم به واسطه آن شرافت انساني اش با آن رابطه داشته باشيم . دولت آمريكا اين است كه داريد مي بينيد كه مظلوم را- دارد- در هر جا پيدا مي كند پوست مي كند، هر جا بتواند مي رود و بمب سرشان مي ريزد، هر چه بتواند ذخاء ر ملّت ها را مي برد، ما بخواهيم روابط با اينها داشته باشيم ؟ بهتر اين است كه ما با اينها روابط نداشته باشيم ، بهتر اين است با آنهائي كه مي خواهند ما را بچاپند رابطه نداشته باشيم تا يك وقتي كه به خود بيايند و بفهمند شرق هم هست در عالم . آن روزي كه بفهمند كه شرق هم يك جايي هست كه تمدن از او پيش آنها رفته است و مع الاسف خود شرق هم خودش را گم كرده است.[2]

 

‌ج.     ظلم و غارتگري

ما روابط باآمريكا ميخواهيم چه بكنيم ، روابط ما با آمريكا، روابط يك مظلوم با يك ظالم است . روابط يك غارت شده با يك غارتگر است . ما مي خواهيم چه كنيم آنهاميل دارند، كه باما روابط، آنها احتياج دارندكه با ما روابط داشته باشند، ما چه احتياجي به آمريكا داريم ، آمريكا آن طرف دنياست ، آنها مي خواهند كه بازار داشته باشند اينجا، آنها باز طمع دارند كه نفت ما را بخورند. ما كه ، اسلام كه بنا ندارد كه ظلم به ديگري بكندمظلوم هم نخواهد شد.[3]

 

‌د.      قطع چپاولگري

ملّت شريف ايران ! خبر قطع رابطه بين آمريكا را دريافت كردم اگر كارتر در عمر خود يك كار كرده باشد بتوان گفت به خير و صلاح مظلوم است ، همين قطع رابطه است . رابطه بين يك ملّت بپاخاسته براي رهائي از چنگال چپاولگران بين المللي با يك چپاولگر عالمخوار، هميشه به ضرر ملّت مظلوم و به نفع چپاولگر است . ما اين قطع رابطه را به فال نيك مي گيريم چون كه اين قطع رابطه دليلي بر قطع اميد آمريكا از ايران است ملّت رزمنده ايران اين طليعه پيروزي نهايي را كه ابرقدرت سفاكي را وادار به قطع رابطه يعني خاتمه دادن به چپاولگري ها كرده است ، اگر جشن بگيرد حق دارد. ما اميدواريم كه نابودي سرسپردگاني مثل سادات و صدام حسين به زودي انجام بگيرد و ملّت هاي شريف اسلامي به اين انگل هاي خاء ن ، آن كنند كه ملّت ما با محمد رضاي خاء ن كرد و به دنبال آن براي آزاد زيستن و به استقلال تمام رسيدن ، قطع روابط با ابرقدرت ها مخصوصا آمريكا نمايند.[4]

آن چيزي كه در اين قريب پنجاه سال بر ما گذشته است و آن چيزي كه از بيست و چند سال پيش از اين به وسيله آمريكا بر مملكت ما گذشته است ، سال هاي طولاني لازم است تا ما ترميم كنيم اينها را. ما ميخواهيم چه بكنيم روابط داشته باشيم با آنهائي كه مي خواهند ما را بچاپند؟ را بطه ما با آنها غير از اين است كه رابطه چپاولگر و چپاول بشو است ؟ براي چه ما مي خواهيم اين را؟ درها را همه را ببندند و ما را محاصره اقتصادي بكنند، ما خودمان در انيجا مملكت وسيعي داريم ، آب هم داريم ، خدا باران هم به ما مي دهد، خودمان مي كاريم و مي خوريم و هيچ احتياجي به اين مسائل نداريم . آنها نترسانند يك ملتي را كه مي خواهد خودش را به كشتن بدهد تا استقلالش را حفظ بكند.[5]

 

‌ه.      رهايي از دام آمريكا

يك دسته اي نصيحت كنند ما را كه شما بايد صلح بكنيد، اين مال ضعف است ، آن اشخاص ضعيفي كه هميشه در دام آمريكا بودند يا امثال اينها از اين مسايل مي گويند لكن ما تازه خارج شديم از اين دام ، دوباره حاضر نيستيم وارد بشويم ، ملّت ما حاضر نيست به اين كه دوباره در اين دام وارد بشود، دوباره مستشارهاي آمريكا بيايد و هر حكومتي مي خواهد بكند. تا حالاما را عقب نگه داشتند بس است اين مي خواهند باز هم نگه دارند، عقب تر ببرند؟[6]

ملّت ايران اگر مي خواست كه صلح آمريكايي بكند، همان اول از آمريكا جدا نمي شد و قطع روابط نمي كرد و دستش را از ايران كوتاه نمي كرد و جاسوسان او را بيرون نمي كرد و امروز هم اگر دستش را به صلح آمريكايي دراز كند، صدام و امثال صدام كنار مي روند، لكن مستشارهاي آمريكايي وارد معركه مي شوند. ما نمي توانيم صلحي را بپذيريم كه طرح آمريكايي دارد.[7]
...
ما اگر امر داير بشود به اينكه برگرديم به حال سابق بشريت و با الاغ از اين طرف به آن طرف برويم و آزاديمان را حفظ بكنيم يا خير، بنده آقاي كارتر و امثال او از ابرقدرت ها باشيم و زندگاني هاي فلان و كذا داشته باشيم ، ما آن را ترجيح مي دهيم ، ملّت ما آن را ترجيح دارد مي دهد.[8]

 

‌و.      محكوميت مذاكره

آقاي كارتر تفضل فرمودند كه دو نفر بفرستند با ما صحبت بكنند ما چه صحبتي با شما بكنيم ؟ صحبت با شما كي بكند؟ جواب اين زن هائي كه بچه هاشان را از دست دادند، پدرهائي كه جوان هاشان را از دست دادند، آنهائي كه در اين طول زمان از آمريكا ضربه خوردند، ممالكي كه ضربه خوردند اينقدر، ما جواب اينها را چه بدهيم ؟ ما جواب اين مملكت هاي كثيري كه با امر آمريكا، با توطئه آمريكا، آنها را به نابودي كشيدند، وجدانا جواب آنها را چه بدهيم ؟ بنشينيم با كي صحبت كنيم ؟ رد كردم اين را كه نه ، نه ما يك همچو حقي داريم نه ديگران يك همچو حقي دارند ما تابع ملّت هستيم ، ما خدمتگزار ملّت هستيم ، ما بايد روي مسير ملّت سير بكنيم ، ما هيچ خوفي از اين نداريم كه بر بخورد به آقاي كارتر يا امثال او و توطئه زيادتر بكند يك كسي ، يك كشوري كه براي خدا قيام كرده است ، فريادش الله اكبر بوده ، او را از چه مي ترسانند.[9]

ما با اينها چه صحبت بكنيم آنها كه شبكه جاسوسي در اينجا درست كردند، توطئه درست كردند، كردستان و امثال اينها را، اينها نقشه مي كشند و راه مي دهند، ما با اينها بنشينيم صحبت بكنيم ، چي چي صحبت بكنيم ؟[10]

 

‌ز.       آشتي ناپذيري با دولتمردان آمريكا

من كرارا گوشزد نموده ام كه رابطه ما با امثال آمريكا، رابطه ملّت مظلوم با جهانخواران است.[11]

با آمريكا و روابط ما با نمي دانم شوروي و روابط ما با اينها يك چيزي است كه براي ما يك صلاحي دارد اين مثل رابطه بره با گرگ است رابطه بره با گرگ ، رابطه صلاحمندي براي بره نيست اينها مي خواهند از ما بدوشند.[12]

 

‌ح.     زيان رابطه (سلطه مجدد(

چه فايده اي براي ما دارد كه رابطه داشته باشيم و آنوقت محلي كه بايد سفارت باشد اين وضع را داشته باشد؟ روابط ما اين است كه اجازه بدهيم - سفارتخانه - به اسم سفارتخانه محل جاسوسي درست بكنند و اين خون هايي كه ما داديم هدر برود و باز محمدرضا را بياورند اينجا!! چون خودش حالا مفلوك است ، پسرش را!! يك نقشه اي كه مي گويند دارند اين است كه در خواب دارد آقاي كارتر براي خودش نقشه مي كشد كه با بختيار آنجاست و آن هم آنجا و بعضي از اشخاص هم اينجا و روابط هم اينجا دارند با آنها، مع الاءسف تو مغزشان دارند يك همچو نقشه اي مي كشند، تخيلاتي مي كنند براي خودشان لكن مطلب از اينها گذشته است ، ديگر حناي اينها رنگي ندارد. نه حناي آقاي كارتر رنگ دارد و نه حناي آنهايي كه در اينجا دلشان مي خواهد آنها بيايند و دوباره اينجا همان بساط پيدا بشود و همان قضايا تجديد بشود، اينها ديگر نمي شود. اگر- رابطه اي - مي گويند كه ما با دنيا رابطه داشته باشيم ، رابطه متقابل و دوستي باشد، ما بايد با همه دنيا روابط داشته باشيم . اگر اينطور رابطه باشد، ما هرگز نمي خواهيم كه رابطه با اينها داشته باشيم.[13]

 

‌ط.    نتيجه سازش (دفن اسلام )

امروز دنيا، دنياي آشوب و جنگ و انفجار و هواپيما ربايي است و ايران از خيلي جاهاي دنيا آرامتر است . ممكن است بعضي ها كه اين چيزها را نديده اند، با خود بگويند با قدرت ها بايد ساخت . ولي بايد بدانند كه سازش ، امروز نابودي تا آخر است ، دفن اسلام است تا آخر دنيا. مردم بايد محكم بايستند و از اسلام و كشور دفاع كنند و از توطئه ها به خود هراس راه ندهند كه اگر كمي عقب بنشينند، بايد دست از اسلام بكشيم و تكليف ما برخلاف اين است . مردم انقلاب كردند، بايد پاي زحماتش هم بنشينند. مردم ، پيغمبران و پيغمبر اسلام ( ص ) را و ابراهيم ( ع ) را در نظر بگيرند، ببينند كه با آنها چه مخالفت ها شد، ولي دست از هدفشان نكشيدند. اگر ما مسلمانيم ، بايد دنباله روي آنها باشيم . دنباله روي از آنان كه فقط روزه و نماز و مسجد نيست . دنباله روي از آنان مبارزه براي حفظ اساس اسلام است . بايد براي حفظ اساس اسلام تا آخر ايستاد و پيشروي كرد.[14]

 

‌ي.   مزاياي قطع رابطه (شكوفايي استعدادها(

با آغوش باز اين انزوا را مي پذيريم . تا انزوا نباشد افكار شما به راه نمي افتد. مغزهاي شما از مغز آمريكايي كوچكتر نيست لكن شما را از انزوا بيرون آوردند و مرتبط كردند، تا آخر قيامت شما بايد منزوي آنوقت باشيد، وابسته ، افكارتان اصلا به راه نيفتد، مغزهايتان بخشكد آنجا و هيچ راه عمل نكنيد. اگر مغزهاي ما عمل مي كرد، حالا وضع كشور ما غير از اين بود، لكن نگذاشتند مغزهاي ما عمل بكند. همه چيز را آوردند، اموال زيرزميني ما را دادند و همه چيز را آوردند، فراهم كردند كه مبادا شما به فكر اين بيفتيد يك صنعتي ايجاد كنيد تا ارتباطتان را از دنيا قطع نكنيد، اين ارتباطي كه شما را به انزواي حقيقي مي كشد، نمي توانيد خودتان اهل صنعيت بشويد و نمي توانيد مملكت تان صنعتي بشود، نميتوانيد مستقل باشيد و نمي توانيد آزاد باشيد. اين انزوا از نعمت هاي بزرگ خداست.[15]

ما استقبال مي كنيم يك همچو انزوايي را كه ما را وادار مي كند كه خودمان به فكر خودمان بيفتيم . وقتي اين انزوا نباشد ما متكل به غيريم ، هر چي مي خواهيم دستمان پيش غير دراز هست . گندم هم مي خواهيم از آنها بگيريم و ارزاقمان را از آنها بگيريم و صنايع مان را آنها برايمان بيايند درست بكنند، همه چيزمان دست آنها باشد. ملّت تا اينطور باشد نمي تواند خودش داراي يك چيزي باشد، در اقتصاد مستقل باشد، در جنگ مستقل باشد، در اجتماع مستقل باشد. وقتي شما منزوي باشيد مي توانيد اين كارها را بكنيد. شماي منزوي مي توانيد كه فكر بكنيد كه بايد كشاورزي مان را خودمان اداره كنيم محتاج نشويم به ديگران ، براي اينكه منزوي هستيم ديگران نمي دهند به ما. وقتي يك ملتي احساس كرد كه ارزاقش را ديگران نمي دهند به او، خودش به فكر مي افتد كه براي خودش درست كند. مادامي كه در نظرش اين است كه نه ، ما مي آورند برايمان ، مي دهند به ما، نمي تواند كار بكند. اينهايي ي كه وقتي در اطرافشان ده تا پانزده تا نوكر هست ، مي افتند و تنبل مي شوند و هيچ كار از آنها نمي آيد، وقتي مي بريشان حبس ، خودش تو حبس كارهاي خودش را مي كند براي اينكه منزوي شده . ملتي كه منزوي بشود مي تواند ترقي كند، مترقي مي شود. ملتي كه منزوي نيست نمي تواند به ترقي راه خودش را برود. ملّت غير منزوي يعني ملتي كه اتكالش به ديگران هست ، خوراكش را از ديگران مي گيرد، اتومبيلش هم از ديگران مي گيرد، برقش هم از ديگران مي گيرد. اين ملّت تا آخر بايد اسير باشد. تا منزوي نشويد نمي توانيد مستقل بشويد. از انزوا ما چه ترسي داريم ، ما آن روزي كه منزوي نبوديم همه گرفتاري ها را داشتيم.[16]

 

شرايط ايجاد مناسبات بين نظام اسلامي و آمريكا

 

‌أ.        شرايط دوران شكل گيري انقلاب

 

1.      عدم حمايت از رژيم پهلوي

حالا ما اعلام مي كنيم كه اگر چنانچه اين دول به اصرار خودشان باقي باشند در پشتيباني كردن از محمدرضاخان ، دولتي اگر تشكيل شد، ملّت ايران امر مي كند به اينكه تمام اين قراردادهائي كه كرديد ولو به نفع ما هم باشد نمي خواهيم . اگر آمريكا زياد اصرار در اين باب بكند ديگر با او قراردادي بسته نخواهد شد. از حالابايد مقام خودش را موضع خودش را احراز كند، درست كند. هر كدام از اين رئيس جمهورها و اين دولت ها از حالابايد حسابشان را درست كنند با مملكت ايران و ميزان اين است كه پشتيباني از اين آدمي كه اين مردم را50 سال خانواده اش اختناق كرده اند و الآن در اين چند سال و در اين آخر يك سال اينهمه كشتار كردند و 15خرداد آنقدر كشتار كرده يك نفر آدم و دشمن مردم است و مردم دشمن او هستند، اگر چنانچه اينها پشتيباني از اين بكنند و اصرار به اين پشتيباني بكنند، ملّت ايران تمام قراردادهائي كه اينها دارند لغو مي كند و بعد از اين هم با اينها قرارداد نمي بندد.[17]
روابط ما با آمريكا و همچنين با ساير كشورهاي جهان بر اساس احترام متقابل خواهد بود ما براي آمريكا حق تعيين سرنوشت خودمان را قاء ل نخواهيم بود آنچه تا به حال دولت هاي گذشته درآمريكا و اكنون دولت آقاي كارتر انجام داد ومي دهد، نشان مي دهد كه هنوز به تمام وسايل متوسل مي شوند كه اين سلطنت را براي تامين منافع خودشان حفظ كنند و لذا هنوز حالت خصمانه نسبت به نهضت اسلامي كنوني دارند، تا وضع به اين منوال است نظر ما نيز نسبت به سياست آمريكا، نظري منفي است و البته ما حساب ملّت آمريكا را با دولت آمريكا جدا كرده و مي كنيم و از ملّت آمريكا مي خواهيم كه از نهضت اسلامي ايران پشتيباني كنند روابط فعلي ايران و آمريكا، روابط ارباب و نوكري است كه قطعا بايد به يك رابطه سالم تغيير پيدا كند.[18]

ملّت ايران با دولت ايالات متحده يا هر دولت ديگري كه از شاه و جنايات او حمايت مي كند تا زماني كه آزادي و استقلال كشور تامين نشده است ، مذاكره اي نخواهد داشت.[19]

 

2.      عدم مداخله در امور ايران

اگر آمريكا به نحو صحيح رفتار كند و در امور داخلي ما مداخله نكند و مشاوران خود را كه در امور كشور ما دخالت دارند فرا خواند، ما نيز آنها را را احترام خواهيم گذاشت.[20]

مادامي كه آنها روابط حسنه داشته باشند، روابط حسنه است اگر چنانچه دولت آمريكا دست از پشتيباني شاه بردارد و دست از دخالت در مملكت ما بكشد و ما را به حال خود بگذارد، با او روابط حسنه خواهيم داشت.[21]

 

‌ب.     شرايط بعد از پيروزي انقلاب اسلامي

 

1.      تحويل شاه مخلوع و عدم جاسوسي

اگر چنانچه آمريكا شاه مخلوع ، اين دشمن شماره يك ملّت عزيز ما را به ايران تحويل دهد و دست از جاسوسي برضد نهضت ما بردارد، راه مذاكره در موضوع بعضي از روابطي كه به نفع ملّت است باز مي باشد.[22]

 

2.      عزل يا اصلاح دولتمردان

(فالك :... سه اميد و آروز دارم ... سوم :... مردم ايران و مردم آمريكا به هم عشق بورزند تفاهم كنند، احترام بگذارند.)

امام :... اگر اين قدرتمندهايي كه در راءس ملتها واقع مي شوند كنار بروند يا اصلاح بشوند؛ تفاهم با ملتها آسان خواهد بود. اما تا زماني كه آنها هستند تفاهم معلوم نيست بشود.[23]

 

3.      حفظ احترام متقابل

(سوال :... عده زيادي از مردم آمريكا فكر مي كنند كه دولت آينده ضد آمريكايي خواهد بود.)

امام : دولت جمهوري اسلامي است و در متن دولت ، ضديتي با هيچ دولتي و مملكتي نيست آمريكا اگر چنانچه با اين دولت رفتارش ، رفتار انساني باشد و احترام را حفظ كند، اين دولت با او هم مانند ساير دول ، احترام متقابل را حفظ خواهد كرد.[24]

(سوال : رابطه يك دولت اسلامي و دولت آمريكا در آينده چگونه خواهد بود؟)

امام : بايد ببينيم آمريكا خودش در آينده چه نقش دارد. اگر آمريكا بخواهد همانطور كه حالابا ملّت ايران معامله مي كند با ما رفتار كند، نقش ما با او خصمانه است و اگر چنانچه آمريكا به دولت ايران احترام بگذارد، ما هم باهمان احترام متقابل عمل مي كنيم و با او به طور عادلانه كه نه به او ظلم كنيم و نه به ما ظلم كند، رفتار خواهيم كرد و اشكالي پيش ‍ نمي آيد.[25]

آن روز ما روابط ممكن است پيدا بكنيم ، روابطي كه متقابل باشد با هم ، متعادل باشد باهم والارابطه اي كه اينطور باشد كه سابق بود و آنطور باشد كه اينها دلشان مي خواهد، ما همچو رابطه اي را مي خواهيم چه بكنيم؟[26]

ما نمي خواهيم به آمريكا ظلم بكنيم و نمي خواهيم زير بار ظلم آمريكا برويم ، كارهائي كه كرده اند، ظلم به ما بوده كه آن را تحمل نخواهيم كرد. ما روابط دوستانه با همه ملّت ها داريم و دولت ها هم اگر با ما به طور احترام رفتار كنند، احترام متقابل را داريم.[27]

 

4.      حذف خوي استكباري و سلطه طلبي

اگر پياده شد آقاي كارتر از آن عرشي كه دارد آمد روي زمين مين نشين ها تفاهم كرد، ما هم با او تفاهم مي كنيم و به استثناي اينكه - بايد- آن ظلم هايي كه به ما كرده است بايد جبران بكند. با ملّت آمريكا كه هيچ چيز نداريم ، هيچ اختلافي نيست بين ملّت ها با هم با - دولت هاي شان - دولتي كه بعد پيش مي آيد، تفاهم كند با ما، اينطور نباشد كه من در كاخ سفيد نشستم و شما در كوخ نشستيد و كاخ نشين با كوخ نشين بايد ارباب و رعيت باشد- اين - اگر اين كلمه را بردارند و ما را همانطور كه هستيم ، بفهمند، ادراك كنند ماها را، ما با آنها چرا رابطه اي نداشته باشيم ؟ با دولت آمريكا هم رابطه پيدا مي كنيم ، با همه جا و اما اگر وضع اينطور باشد، ما مي خواهيم چه كنيم كه پيشقدم بشويم براي اينكه نوكري كنيم ؟! پيشقدم بشويم براي اينكه هم نوكري كنيم هم همه چيزمان را تقديم كنيم ؟! آنوقت نوكر كه مي گرفتند يك اجرتي به او مي دادند، اينها نوكر مي گيرند و همه چيزش را هم مي گيرند، ما مي خواهيم چه كنيم با اينها رابطه داشته باشيم ؟ هيچ لازم نيست رابطه داشته باشيم.[28]

ما تا آخر ايستاده ايم و با آمريكا روابط ايجاد نخواهيم كرد، مگر اين كه آدم بشود و از ظلم كردن دست بردارد و از آن طرف دنيا نيايد در لبنان و نخواهد دستش را به طرف خليج فارس دراز كند. مادامي كه آمريكا اين طور است و آفريقاي جنوبي آن طور عمل مي كند و اسرائيل هست ، ما با آنها نمي توانيم زندگي بكنيم.[29]

 

‌ج.      شرايط داخلي نظام اسلامي

 

استقلال همه جانبه جمهوري اسلامي

من بارها گفته ام و هم اكنون اعلام مي كنم كه ايران بايد تا قطع تمام وابستگي هاي سياسي ، نظامي ، اقتصادي و فرهنگي خود از آمريكا به مبارزات قاطع خود عليه اين جهانخوار بيرحم ادامه دهد و بعد در صورتي كه ملّت بيدار و شريف ما اجازه دهد، ارتباط بسيار عادي خود را در حد ساير كشورها با آمريكا برقرار مي كنند.[30]

 

به نقل از كتاب آمريكا از ديدگاه امام خمينى(ره)، تهيه شده در مركز تحقيقات سپاه


 

پي نوشت ها

[1] صحيفه نور، جلد: 12، ص : 43، پاسخ امام خميني به پاپ ژان پل دوم (رهبر كاتوليك هاي جهان )، تاريخ سخنراني : 25/1/59 .

[2] صحيفه نور، جلد: 11، ص : 35، مصاحبه با خبرنگاران مسلمان مقيم انگلستان و خبرنگاران آفريقايي و آسيايي ، تاريخ سخنراني : 26/9/58.

[3] صحيفه نور، جلد: 6، ص : 57، در جمع نمايندگان ستاد نيروي هوايي و عشاير فارس ، تاريخ سخنراني : 2/2/58.

[4] صحيفه نور، جلد: 12، ص : 40، در جمع نمايندگان ستاد نيروي هوايي و عشاير فارس ، تاريخ سخنراني : 19/1/59.

[5] صحيفه نور، جلد: 12، ص : 139، در جمع اعضاي شركت كننده در كنفرانس بين المللي بررسي مداخلات آمريكا در ايران ، تاريخ سخنراني : 14/3/59.

[6] صحيفه نور، جلد: 20، ص : 90، در جمع مسوولان لشكري و كشوري به مناسبت عيد سعيد فطر، تاريخ سخنراني : 8/3/66.

[7] صحيفه نور، جلد: 18، ص : 77، در جمع فرماندهان نيروي دريايي و هوانيروز و پرسنل نيروي هوايي و دريايي ، تاريخ سخنراني : 1/6/62.

[8] صحيفه نور، جلد: 12، ص : 138، در جمع اعضاي شركت كننده در كنفرانس بين المللي بررسي مداخلات آمريكا در ايران ، تاريخ سخنراني : 14/3/59.

[9] صحيفه نور، جلد: 10، ص : 163، در جمع كاركنان و كارمندان شهرداري اهواز، تاريخ سخنراني : 17/8/58.

[10] صحيفه نور، جلد: 10، ص : 164، تاريخ سخنراني : 17/8/58.

[11] صحيفه نور، جلد: 12، ص : 40، پيام به مناسبت قطع رابطه با آمريكا و جنايت صدام ، تاريخ سخنراني : 19/1/59.

# در آبان ماه سال 67 كارتر نامه اي به حضرت امام ارسال داشت و سپس اطلاعيه اي از سوي حاج احمد آقا بدين شرح منتشر شد.
بسمه تعالي
به اطلاع عمومي مي رساند، امروز شنبه 28/8/67 نامه اي منسوب به آقاي كارتر رئيس جمهوري اسبق آمريكا خطاب به حضرت امام مدظله العالي رسيده است كه كارشناسان ما خط جيمي كارتر را تاييد كرده اند و حضرت امام فرمودند: «براي جلوگيري از هر سوء استفاده اين نامه به اطلاع عموم برسد.«
لحن نامه به صورتي است كه گويي ايران مايل است با آمريكا ارتباط برقرار كند ولي گروگانهاي آمريكايي و لبنان مانع اين امر مي باشند كه حضرت امام ضمن تكذيب هرگونه ارتباط ايران با گروگانگيري فرمودند: »همان گونه كه بارها گفته ام رابطه ايران و آمريكا، رابطه گرگ و ميش نيست . اينها مي خواهند از ما بدوشند.«

[12] صحيفه نور، جلد: 10، ص : 58 و 57، در جمع دبيران عضو انجمن اسلامي آذربايجان شرقي ، تاريخ سخنراني : 4/8/58.

[13] صحيفه نور، جلد: 11، ص : 35، مصاحبه با خبرنگاران مسلمان مقيم انگلستان و خبرنگاران مسلمان آفريقايي و آسيايي ، تاريخ سخنراني : 26/9/58.

[14] صحيفه نور، جلد: 19، ص : 59، در جمع سرپرست و اعضاي ستاد تبليغات جنگ ، تاريخ سخنراني : 18/6/63.

[15] صحيفه نور، جلد: 13، ص : 148، در جمع دانشجويان پيرو خط امام ، تاريخ سخنراني : 12/8/59.

[16] صحيفه نور، جلد: 13، ص : 147، در جمع دانشجويان پيرو خط امام ، تاريخ سخنراني : 12/8/59.

[17] صحيفه نور، جلد: 3، ص : 174 و 175، درجمع ايرانيان مقيم پاريس ، تاريخ سخنراني : 26/8/57.

[18] صحيفه نور، جلد: 4، ص : 8، مصاحبه با تلويزيون سراسر ايتاليا، تاريخ سخنراني : 11/9/57.

[19] صحيفه نور، جلد: 3، ص : 29، مصاحبه با مجله عربي زبان المستقبل ، تاريخ سخنراني : 15/8/57.

[20] صحيفه نور، جلد: 4، ص : 186، مصاحبه با لوموند، تاريخ سخنراني : 19/10/57.

[21] صحيفه نور، جلد: 4، ص : 197، مصاحبه با روزنامه نيويورك تايمز، تاريخ سخنراني : 20/10/57.

[22] صحيفه نور، جلد: 10، ص : 158، پيام به مناسبت سفر دو تن از نمايندگان ويژه آمريكا، تاريخ سخنراني : 16/8/58.

[23] كوثر، ج 3، ص 185، مصاحبه با ريچارد فالك رئيس بخش مطالعات پرينستون آمريكا.

[24] صحيفه نور، جلد: 4، ص : 50، مصاحبه با ريچارد فالك رئيس بخش مطالعات خارجي پرينستون آمريكا، تاريخ سخنراني : 20/9/57.

[25] صحيفه نور، جلد: 3، ص : 33، مصاحبه با تلويزيون آمريكا، تاريخ سخنراني : 15/8/57.

[26] صحيفه نور، ج : 11، ص : 35، مصاحبه با خبرنگاران مسلمان مقيم انگلستان ، تاريخ سخنراني : 26/9/58.

[27] صحيفه نور، جلد: 3، ص : 275، مصاحبه با خبرنگار آمريكايي ، تاريخ سخنراني : 10/9/57.

[28] صحيفه نور، جلد: 11، ص : 36، در جمع خبرنگاران مسلمان مقيم انگلستان ، تاريخ سخنراني : 26/9/58.

[29] صحيفه نور، جلد: 19، ص : 74، در جمع وزير امور خارجه ، سفرا و كارداران جمهوري اسلامي در اروپا، تاريخ سخنراني : 6/8/63.

[30] صحيفه نور، جلد: 11، ص : 265 و 257، پيام به مناسبت سالروز پيروزي انقلاب اسلامي ، تاريخ سخنراني : 22/11/58.


نويسنده :
info@porseman.org

نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       مرتضي از مرودشت : نصر من الله و فتح قريب مرگ بر آمريكاي مردم فريب

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها