خانه> قرآن و دانشجو >652


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
نظرات مقاله «پيامد...
احضار روح با نعلبك...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
احكام نماز و روزه ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
جلسه خواستگاري
...

گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
لیست کتب اداره مشا...
موي بلند و وضو
خاطره اي جالب از ز...
اخلاق پيامبر - توص...
امام خميني(ره) و غ...
تا باشگاه هسته اي

آمار سایت


تعداد مقالات:
2025

بازدید مقالات:
6198404

بازدید سوالات:
2563225



رمز سعادت (4) بازديد: 3705

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


چرا کسي جز ائمه معصومين عليهم السلام، نمي‌تواند امام برخلق باشد؟

 

ادامه گفتگوي اينترنتي دانشجوي اهل تسنن و فرد شيعه:

احمد: جناب آقاي دکتر، سلام اميدوارم حالتان خوب باشد. بحث گذشته تان را با چند دانشجوي ديگر مجدداً خوانديم و بسيار استفاده کرديم. اگر اجازه بفرمائيد به سؤال جديدي بپردازيم:

در بحث گذشته با آيه مباهله ثابت فرموديد که تنها علي رضي الله عنه که نفس پيامبر است صلاحيت دارد که جانشين پيامبر باشد، آيا آيه اي در قرآن مي شناسيد که خلافت خلفاي غير از ائمه شيعه را رد بکند؟

دکتر: سلام به برادر عزيزم انشاءالله که حالتان خوب باشد و در درس ها موفق باشيد. يکي از صحنه هاي بسيار جذاب و مهيج تاريخ، زندگاني حضرت ابراهيم خليل ميباشد. آزمايشات سختي در طي زندگاني ايشان پيش آمد که همه را با سربلندي طي نمودند. ابتدا در محيط شرک، يک تنه به مبارزه با بت پرستي پرداخته تا بدانجا که در يک فرصت استثنايي بدون کوچکترين هراسي بتهاي مردم را شکستند.(1)

و وقتي که او را در منجنيق قرار داده و به سوي کوهي از آتش پرتاب نمودند، در جواب جبرائيل که به کمک ايشان آمده بود فرمود به تو احتياجي ندارم و بر خدا توکل نموده، خداوند نيز آتش را بر او گلستان نمود.(2)

سپس اقدام به ذبح فرزند نوجوانش به دستور خداوند نمود. فرزندي که پس از سالها خداوند در سن پيري به او لطف کرده بود ولي به لطف خداوند، کارد بر گلوي اسماعيل اثر ننمود.(3)

همچنين امتحانات متعدد ديگري براي ابراهيم عليه السلام پيش آمد که هرکدام را با موفقيت طي نمود. خداوند متعال مي فرمايد:

«و اذ ابتلي ابراهيم ربه بکلمات فاتمهن قال اني جاعلک للناس اماما قال و من ذريتي قال لاينال عهدي الظالمين» (124 ـ بقره)

يعني هنگامي که خداوند ابراهيم را با دستوراتي آزمود، او همه را بخوبي انجام داد، خداوند فرمود ترا براي مردم امام قرار ميدهم.عرض کرد آيا فرزندانم نيز امام خواهند شد؟فرمود عهد من (امامت) به ظالمين نخواهد رسيد.(4)

مراحل ارتقاي حضرت ابراهيم عليه السلام، بنا به فرمايش امام صادق(ع) به اين ترتيب بود که خداوند ابتدا ابراهيم را بنده خود قرارداد سپس او را به «نبوت» رسانيد (دين را به او وحي نمود) سپس به «رسالت» برگزيد (مأمور تبليغ دين در بين مردم شد) و پس از آن او را خليل قرارداد و بعد از آنکه همه کمالات در او جمع شد به او فرمود: «اني جاعلک للناس اماماً» يعني من تو را امام قرار ميدهم. حضرت ابراهيم عرض کرد آيا فرزندان من هم امام خواهند شد؟ خداوند فرمود:

عهد من (ا مامت) به ظالمين نميرسد.

سپس ا مام صادق عليه السلام فرمود سفيه، ا مام و رهبر نمي‌شود.(5)

با توجه به اينکه حضرت ابراهيم به عنوان يک پيامبر، راه صحيح زندگاني و عبادت را به مردم نشان داده و مردم را هدايت کرده و خود نيز پيشوا و الگوي مردم مي باشد و از سوي ديگر ايشان در هنگام اين گفتگوي، به مقام نبوت و رسالت نائل شده بودند (چون به ايشان قبلاً وحي شده بود و بشارت تولد اسحاق توسط پيک وحي به ايشان داده شده بود)(6) لذا مقام جديد امامت، ارتقاء به مقام بالاتريست و آن هدايت باطني افراد و اجراي احکام و حدود در جامعه مي‌باشد(7) يعني با توجه به اينکه شأن ائمه هدايت مي باشد: «و جعلنا هم ائمه يهدون بامرنا» آنها را اماماني قرار داديم که به امر ما هدايت مي کنند. (8) و پيامبران و منجمله حضرت ابراهيم(ع)، هدايت را در حد ارائه طريق ونشان دادن صراط مستقيم، قبلا دارا بودند، مقام جديد امامت، هدايتگري بصورت دست فرد را گرفتن و به هدف رساندن و رهبري اجرايي جامعه را بدست گرفتن، ميباشد.

احمد: در صدر اسلام بعد از پيامبر اکرم، خلفائي که جانشين ايشان شدند، رهبري اجرايي جامعه را بعهده گرفتند و اقامه حدود مي‌کردند پس چرا شيعيان آنها را نپذيرفتند.

دکتر: اتفاقاً اصل اختلاف همين جاست. بايد ببينيم چه کسي مي تواند هدايتگر واقعي باشد. يعني اولا تمام احکام دين اسلام را کاملاً بداند ثانياً در عمل آن‌را اجرا کند و الگوي جامعه باشد و ثالثاً در اجراء مردم را کمک نمايد.

قرآن کريم مي فرمايد: آيا آن کسي که (واقعاً ا فراد را) بسوي حق، هدايت ميکند سزاوارتر است که پيروي شود يا آنکه هدايت نمي‌شود مگر اينکه او را هدايت نمايند ؟(9) طبق اين آيه شريفه فقط کسي ميتواند امام باشد و مردم تبعيت او را بکنند که تمام امکانات هدايتگري يعني علم و عصمت را داشته باشد يعني از تمام احکام، اطلاع يقيني داشته باشد(10) و هيچگونه خطا و گناهي از او سرنزند.

با توجه به اين آيه، کسي که دانشي از دين نداشته باشد، چگونه مي خواهد مردم را به دين دعوت نمايد؟ و فرديکه خود آلوده به گناه باشد چطور مي تواند انسان ها را به سوي تقوي رهنمون شود؟ ادامه آيه اين بحث عقلي را بهتر توضيح مي فرمايد:

 آنجا که حضرت ابراهيم عليه السلام از خداوند سؤال مي کند که آيا امامت به ذريه من هم خواهد رسيد، خداوند متعال جواب ميفرمايد که عهد من (امامت) به ظالمين نميرسد يعني هر کسي که در طول عمر خود گناهي کرده و به خود ظلم نموده («وکانوا انفسهم يظلمون» 57-بقره) يا به جامعه ستم کرده باشد، لياقت خلعت امامت را نخواهد داشت.

احمد: بحث عقلي فوق قابل قبول است ولي آيا اگر کسي در گذشته گناهي کرده و بعد توبه نموده باشد باز هم مشمول ظالمين ميشود که لياقت امامت را نداشته باشد؟

دکتر: اگر دقت بفرمائيد قرآن کريم به عنوان يک قاعده «کلي» مي فرمايد که امامت به ظالمين نمي‌رسد. در نتيجه اولاً بسياري از کساني‌که ادعاي خلافت رسول الله صلوات الله عليه و آله را داشته اند و در زمان خلافتشان مرتکب ظلم و اشتباه شده اند، بطلان ادعايشان ثابت ميشود. باعتراف خليفه اول توجه فرماييد:

به خدا سوگند من بهترين شما نيستم و از اين جايگاه کراهت داشتم ودوست داشتم کسي از شما مرا کفايت کند.آيا گمان ميکنيدمن در بين شما به سنت رسول خدا عمل مي‌کنم؟ در اينصورت نمي‌توانم به آن قيام کنم زيرا رسول خدا با وحي نگاه داشته مي شد و همراه او فرشته اي بود، ومن شيطاني دارم که مرا فريب مي‌دهد. پس هنگامي‌که غضب کردم از من دور شويد تا مبادا در موها و پوست‌هايتان اثر گذارم همانا مراقب من باشيد، پس اگر در راه راست بودم کمک کنيد، و اگر کج رفتم کجي مرا زايل کنيد.(11)

و نيز به شرابخوري خليفه دوم بعد از تحريم شراب نظري بيفکنيد. (زمخشري از علماي اهل تسنن در ربيع الابرار 4/51)

آيا شرابخواري، فريب شيطان خوردن وبه راه کج رفتن و ظلم‌هاي متعدد ديگر صلاحيت براي امامت را نفي نمي‌کند؟

ثانياً افرادي که سابقه قطعي شرک و بت پرستي داشته اند (حتي اگر فرضاً توبه هم کرده باشند) مشمول آيه شريفه مي‌شوند زيرا خداوند مي‌فرمايد: «ان الشرک لظلم عظيم» يعني شرک ظلم بزرگي است و آيه کريمه 124 سوره بقره به طور مطلق، هرگونه ظلمي را (بدون در نظر گرفتن زمان ظلم) باعث رفع صلاحيت براي امامت مي‌داند و از نظر علم اصول چون آيه «کلي» است و ظالميني که توبه کرده را جدا نفرموده لذا شامل اينها هم مي‌شود. يعني مشرکي که توبه کرده، شرکش بخشيده مي‌شود ولي ديگر صلاحيت براي امامت ندارد.

مطلب ديگر اينکه، خداوند مي‌فرمايد: «من» تو را امام قرار مي‌دهم، يعني نصب امام بايد از جانب خدا باشد و کسي را که خداوند بعنوان امام تعيين کرده باشد، سخنش سخن الهي تلقي شده ولذا بايد از اشتباه و خطا به دور باشد و بدين ترتيب عقل حکم مي‌کند که امام بايد معصوم باشد و اين امام معصوم را خداوند نصب مي‌فرمايد.

احمد: جناب آقاي دکتر، درست است که خداوند به حضرت ابراهيم مي‌فرمايد من تو را به‌عنوان امام قرار مي‌دهم، ولي نصب حضرت ابراهيم از جانب خداوند، اثبات کنندة نصب بقيه امامان از جانب خداوند نيست.

دکتر: بسيار سؤال بجايي فرموديد. اگرچه در ابتداي آيه، امکان انتخاب امام توسط مردم رد نمي‌شود ولي انتهاي آيه اين امکان را منتفي مي‌سازد:

چون ثابت کرديم که امام بايد در تمام عمر خود مصون از هر خطا و گناهي باشد، اگر مردم بخواهند کسي را انتخاب کنند بايد او معصوم باشد. حال مردم چگونه مي‌توانند از گذشته افراد و گناه‌هايي که در زمان‌هاي دور انجام داده اند، اطلاع پيدا نمايند؟ حتي صحت و سقم اعمال فعلي آنها نيز گاهي براي مردم قابل تشخيص نيست. اي بسا گناهاني که در خلوت انجام مي‌شود و چه بسيار عباداتي که از سر ريا و نفاق بجا آورده مي‌شود. لذا عصمت افراد را فقط خداوند با علم غيبش مي‌تواند اطلاع داشته باشد و لذا فقط خداوند مي‌تواند امام را تعيين فرمايد. (12)

به علاوه اگر مردم مي توانستند امام را تعيين کنند، لازم نبود که حضرت ابراهيم عليه السلام امامت فرزندانش را از خداوند درخواست نمايد. چون مردم هر کسي را مي‌توانند انتخاب کنند، لذا سؤال حضرت ابراهيم و جواب قاطعانه خداوند، معرف انحصاري بودن تعيين امام توسط خداوند است. (13)

احمد: احاديث پيامبر اکرم صلوات الله، آيات کريمه را تبيين و روشن‌تر مي‌فرمايد. آيا در اين مورد حديثي نقل شده است؟

دکتر: اتفاقاً در ذيل اين آيه (124 بقره) در کتب اهل تسنن احاديث زيبايي نقل شده است.

اولاً راجع به سابقه شرک و بت پرستي: در کتاب مناقب ابن مغازلي که از مشاهير اهل تسنن است در توضيح اين آيه از پيامبر اکرم(ص) نقل شده است که فرمود: چون ابراهيم از خداوند شنيد که «لاينال عهدي الظالمين»، دعا فرمود: «و اجنبني و بني ان نعبد الاصنام» يعني خدايا من و فرزندانم را از اينکه بت بپرستيم، دور بدار. پس حق تعالي دعاي او را در حق من و علي بن ابيطالب اجابت فرمود و من و علي را از عبادت و سجده بر اصنام حفظ کرد. پس مرا نبي و علي را وصي قرار داد. (14)

اما اين دوري از بت پرستي و شرک، مختص به پيامبر(ص) و اميرالمومنين (ع)است و بقيه خلفا سابقه شرک و بت پرستي داشته اند در نتيجه نمي توانند امام باشند. (15)

ثانياً راجع به اينکه فرد غير معصوم نمي تواند امام شود، در ذيل همين آيه حديث مشهوري از پيامبر اکرم نقل شده که:

«لاطاعه لمخلوق في معصيه الخالق» (16) يعني از فردي که مرتکب معصيت خداوند مي شود نبايد اطاعت نمود. يعني رهبري که گناه و خطا از او سر مي زند هر دستوري که بدهد ممکن است که مخالف رضايت خداوند باشد لذا نمي‌توان اطاعت مطلق از او نمود. پس صلاحيت امامت و رهبري جامعه را ندارد.

 چون بحث خيلي به درازا کشيد براي بررسي اشتباهات خلفا که باعث سلب صلاحيت جهت امامت مي شود، شما را به مطالعه کتاب گزيده الغدير که از کتب اهل تسنن، مدرک داده است ارجاع مي دهم، ديگر مزاحم نشوم.

به اميد ديدار!

احمد: از اينکه وقت شريف خود را بما داده و با طرح مباحث مستدل و مستند، حقايق را براي ما روشن مي‌فرماييد بسيار ممنون هستم. تا گفتگوي بعدي شما را به خداوند مي‌سپارم.

 

از دانشجويان گرامي درخواست مي‌شود پاسخ سؤال ذيل را براي سايت پرسمان ارسال و از جوايز ارزنده آن بهره مند گردند.

سؤال: چرا کسي جز ائمه معصومين عليهم السلام، نمي‌تواند امام بر خلق باشد؟

 

 

پي نوشت‌ها:

1ـ آيات 73-51 سوره ابراهيم

2ـ تفسير نمونه ج 13 صفحه 446

3ـ صافات 110-101 و شرح آيه 39 ابراهيم در تفسير نمونه 10/364و مجمع البيان جلد 2 صفحه 204

4ـ يکي از ابتلائات بزرگ و به تعبيري، آخرين امتحاني که در روايات شيعه آمده، آزمايش ايشان به پذيرش امامت، ولايت و برتري ائمه اطهار تا حضرت مهدي عليهم السلام بود و زماني که ايشان ولايت ائمه معصومين را پذيرفت خداوند او را به مقام امامت ارتقاء داد. امام صادق عليه السلام در مورد «کلمات» مي فرمايند، مراد از آنها کلماتي است که آدم عليه السلام آنها را از پروردگار متعال فرا گرفت و خداوند به احترام آنها توبه آدم عليه السلام را قبول فرمود و آن کلمات نام محمد، علي، حسن و حسين عليهم السلام است که آدم عليه السلام پس از فرا گرفتن آنها گفت پروردگارا به حق محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام از تو مسئلت مينمايم که توبه مرا بپذيري خداوند توبه او را قبول فرمود زيرا او توبه پذير مهربان است. راوي: سپس پرسيدم يابن رسول الله منظور خداوند از «اَتَمَهُنَّ» چيست؟فرمود نام آن پنج نفر را بوسيله نام بقيه امامان تا حضرت قائم عليه السلام که 9 نفر از فرزندان حسين ميباشند تکميل کرد ... . (مجمع البيان به نقل از شيخ صدوق از کتاب نبوت)

و اصولاً پيامبران براساس اعتقادشان به چهارده معصوم، به مقام نبوت مي رسند. پيامبر اکرم صلوات الله عليه و آله فرمودند: خداوند محبت فاطمه و فرزندانشان را بر تمام مخلوقات عرضه فرمود هريک از آنان که زودتر پذيرفتند، پيامبران را از بين آنان قرار داد و کسانيکه بعد از آنها، اجابت کردند شيعه و پيروانشان نمود، خداوند همه را در بهشت گرد خواهد آورد. (فاطمه شادماني دل پيامبر ص 98 به نقل از مناقب مرتضويه ص 98 علامه کشفي) و اين قبول محبت حضرت فاطمه وفرزندانشان، رمز سعادت شيعه است.

5ـ تفسير صافي ج 1 ص 187 از کافي: امام صادق عليه السلام: «ان الله تبارک و تعالي اتخذ ابراهيم عبداً قبل ان يتخذه نبياً و ان الله اتخذه نبياً قبل ان يتخذه رسولا و ان الله اتخذه رسولاً قبل ان يتخذه خليلاً و ان الله اتخذه خليلاً قبل ان يجعله اماما فلما جمع له الاشيا قال اني جاعلک للناس اماما قال فمن عظمها في عين ابراهيم قال و من ذريتي قال لاينال عهدي الظالمين. قال لا يکون السفيه امام التقي و عنه عليه السلام من عبد صنما او وثناً لايکون اماماً».

6ـ آيه 71-69 سوره هود و لقد جائت رسلنا ابراهيم بالبشري ...

7ـ تفسير الميزان 1/375

8ـ 73- انبيا

9ـ 35 يونس: «افمن يهدي الي الحق احق ان يتبع امّن لايهدي الا ان يهدي ... ».

10ـ همانطور که خداوند در مورد حضرت ابراهيم مي فرمايد «و کذلک نري ابراهيم ملکوت السموات و الارض ليکون من الموقنين» يعني به ابراهيم ملکوت آسمانها و زمين را نشان داديم تا از يقيين کنندگان باشد يعني فرد با شک و جهل، نمي تواند امام شود.

 11- طبقات ابن سعد3- 151 وتاريخ طبري 3-210ومدارک ديگر ... .

12ـ تفسير منهج الصادقين ص 280: به نقل از عيون اخبار الرضا(ع) امام رضا عليه السلام: امامت قدرش بالاتر و شأنش بزرگتر و مکانش بالاتر از اين است که مردم با عقول خود به آن رسند و با اختيار خود امامي را بر پا دارند ... «و الله يوتي ملکه من يشاء » (بقره -237) يعني خداوند ملکش را به هرکس که اراده فرمايد خواهد بخشيد.

13ـ منهج الصادقين 1/277

14ـ منهج الصادقين 1/280

15ـ نام ابوبکر در زمان جاهلي عبد العزي يعني بنده بت عزي بود که بعد از اسلام آن‌را به عبدالله تغيير داد.

16ـ تفسير در المنثور 1/118



نظر شما راجع به اين مقاله

 

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها