خانه> شخصيتها >651


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
نظرات مقاله «پيامد...
احضار روح با نعلبك...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
احكام نماز و روزه ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
جلسه خواستگاري
...

اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
دفتر 30 پرسش ها و ...
اخلاق پيامبر(2)- م...
موي بلند و وضو
خاطره اي جالب از ز...
اخلاق پيامبر - توص...
امام خميني(ره) و غ...
تا باشگاه هسته اي
مصحف فاطمه (س)

آمار سایت


تعداد مقالات:
1995

بازدید مقالات:
6096877

بازدید سوالات:
2557703



نیم نگاهی به زندگانی امام(ره) بازديد: 3954

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


 

شناخت الگوي موفق در عمر حاضر، آرزوي هر جوان حقيقت‌جو و طالب رشد و خوشبختي است. نوشتار ذيل نيم‌نگاهي به گنجينه شخصيتي و زندگي امام خميني(ره) در دوران حيات روح‌انگيز ايشان دارد. به اميد پيروي از گفتار و رفتار الهي او که چون چراغي فروزان، تا روشني بخش پويندگان طريق سعادت مي باشد.

- امام در تمام طول شبانه‌روز وقت تلف شده و بدون برنامه نداشتند. ايشان روزي سه مرتبه و هر بار نيم ساعت قدم مي‌زدند که اين راه رفتن با ذکر گفتن و يا گوش كردن راديو همراه بود.

- روز تاسوعا و عاشورا زيارت عاشوراي ايشان ترک نمي شد و آن را با صد لعن و سلام مي خواندند. در ماه مبارک رمضان هر روز چندين جزء قرآن مي خواندند.

- امام معمولا در مجالس سکوت اختيار مي کردند، مگر موقعي که کسي از ايشان چيزي مي‌پرسيد. با مردم همزيستي داشتند و با خضوع تمام سعي مي کردند که زودتر سلام کنند و عمل به احکام دين مورد تأکيد ايشان بود.

- امام در مصرف برق نهايت صرفه‌جويي را داشتند.

- امام به نظافت اهميت مي دادند.

- امام احترام به مادر را بسيار مهم مي دانستند و سفارش مي کردند که براي مادرتان هديه بخريد.

- امام در انتخاب همسر چه براي دخترانشان و چه براي پسرانشان روي خانواده‌هايشان خيلي تأکيد مي کردند. امام مي فرمودند: «خانواده‌ها بايد هم مسلک باشند، سنخيت داشته باشند و مؤمن و متعد باشند.»

- از جمله آزادي‌هايي که امام در مورد همه و نيز در مورد فرزندانشان معتقد بودند، حق انتخاب همسر بود. لذا به هنگام ازدواج دخترانشان مي فرمودند: من فلاني را مناسب تشخيص دادم اما نظر صائب و نهايي به عهده شما فرزندان است و در صورت عدم تمايل دختران به ازدواج، مسأله منتفي بود.

- امام در مورد مهريه فرزندانشان حد متعارف را در نظر داشتند. مقدار زيادي را نمي‌پذيرفتند، ولي قانع به اين هم نبودند که کسي فقط يک کلام‌ا... مجيد را مهر قرار دهد.

- مرقومه امام در صفحه اول قرآني که براي يک زوج جوان نوشتند چنين بود: «زن و مردي که مي‌خواهند ازدواج کنند اگر بخواهند خوشبخت باشند، بايد عازم سازش باشند، يعني بايد تمام تلاش‌شان اين باشد که با يکديگر بسازند».

- امام در عين حال که به ارتباط بين زن و مرد (نامحرم) بسيار حساس بودند به اين امر نيز معتقد بودند که زن با حفظ خود از گناه مي تواند بيش‌ترين فعاليت را داشته باشد.

- ايشان در پاسخ به افرادي که از ايشان درخواست کرده بودند از ورود خانم‌ها در تظاهرات و راهپيمايي‌هاي دوران انقلاب جلوگيري کنند تا احيانا اهانت و هتک حرمتي نسبت به آن‌ها نشود مي فرمودند: «خانم‌ها دوش به دوش مردان در کنار آقايان در تمام مراحل شرکت داشته باشند و هيچ حس حق ندارد که تفوهي (حرف و سخني) نسبت به مسأله جدا کردن خانم‌ها از حرکت سياسي، اجتماعي و فرهنگي داشته باشد.

- امام خميني در توصيه به مسؤولين مي فرمودند: شما سعي کنيد امکانات تحصيلي را براي خانم‌ها فراهم کنيد که به اين‌ها در طول تاريخ ظلم بسيار شده، حال آن‌که برخي از آن‌ها را که من مي‌بينم استعدادهاي خوبي دارند که بايد شکوفا شود و در حقيقت حيف است که هدر رود.»

- يکي از شاگردان و مريدان امام مي گويد: روزي براي تکامل معنوي و تهذيب روح از حضرت امام راهنمايي خواستيم آن حضرت، با يک جمله کوتاه، يک دنيا مطلب به ما گفتند: «سعي کنيد در اخلاص عمل».

- ميهمان‌داري حضرت امام بسيار ساده بود، تشريفاتي نبودع اگر خورشتي سر سفره بود يک نوع بود، هيچ‌گاه نديدم دو نوع خورشت سر سفره باشد، اما نوعا از خورشت قرمه‌سبزي خوششان مي‌آمدند.

- براي وضو گرفتن آب اضافي مصرف نمي‌کرد، حتي بين مسح سر و شست و شوي دست راست و چپ شير آب را مي بستند تا مبادا آب اضافي از شير خارج شود.

- حضرت امام درعين پرکاري و تلاش مداوم بسيار منظم بودند، يکي از اساسي‌ترين رموز موفقيت امام در زندگي، نظم بود. اهل منزل امام زندگي ايشان را به صورت يک ساعت اتوماتيک خودکار درک کرده‌اند؛ لذا دستورالعمل کارشان را از روي کار ايشان منظم مي‌کردند، دقيقا مي دانستند که امام چه ساعتي مي خوابند، چه ساعتي بيدار مي‌شوند، چه زماني براي ملاقات مي‌آيند.

- اولين روز بستري شدن حضرت امام در بيمارستان، همه خانواده دور ايشان حلقه زده بودند، در حالي که حالت رضايت‌آميزي در چشم‌ها و صورتشان موج مي‌زد، سعي مي‌کردند که اضطراب و نگراني ما را تخفيف دهند و گاهي بدون مقدمه شروع به نصيحت و توصيه مي‌کردند، مثلا نمازتان را اول وقت بخوانيد، سعي کنيد از گناهان، چه کوچک و چه بزرگ اجتناب کنيد، بزرگ‌ترين عبادت گناه نکردن است، اگر گناه نکنيد خداوند راه توفيق انجام مستحبات را به شما نشان مي‌دهد.

- اگرچه حضرت امام مسؤوليت رهبري جامعه اسلامي را به دوش داشتند، ولي هيچ وقت مسأله خانواده و محبت به فرزندان را فراموش نمي‌کردند، ما مي ديديم صبح‌ها وقتي که سفره پهن مي‌شد، خود حضرت امام چاي مي‌ريختند.

- حضرت امام بسيار به نماز جماعت اهميت مي دادند، بسيار سفارش به نماز مي کردند، هميشه مي‌گفتند: همين که شما مي گوييد اول اين کار را بکنم بعد نماز مي خوانم، اين خلاف است؛ نگوييد اين حرف را، به نمازتان اهميت بدهد، اول نماز.

- روزي يکي از طلاب به امام عرض مي‌کند که شما چرا در بين صحبت‌هايتان از امام زمان(عج) کمتر اسم مي‌بريد؟ امام به محض شنيدن اين سخن در جا ايستادند و فرمودند: چه مي گويي؟ مگر شما نمي‌دانيد ما آنچه داريم از امام زمان(عج) است و آنچه من دارم از امام زمان(عج) است و آنچه از انقلاب داريم از امام زمان است.

- حضرت امام وقتي وارد مجلسي مي‌شدند هرجا که بود مي‌نشستند.

- مرحوم حاج آقا مصطفي، فرزند گرامي حضرت امام درباره شبي که امام را در قم دستگير کردند و به تهران بردند، به نقل از امام مي گفت: وقتي مرا مي بردند، بين قم و تهران ماشين از جاده منحرف شد، من فکر کردم مي خواهند قضيه را خاتمه بدهند. ولي وقتي مراجعه به قلبم نمودم، ديدم هيچ تغييري نکرده است. حضرت امام بعد از آزاديشان در سال 42 در مسجد اعظم قم سخنراني کردند، فرمودند: وا... من به عمرم نترسيدم. آن شبي هم که مرا از قم به تهران مي‌بردند آن‌ها مي ترسيدند من آن‌ها را دلداري مي‌دادم.

- روزي حضرت امام براي درس دادن وارد شدند، متوجه شدند که تشکي براي ايشان انداخته‌اند، فورا آن را کنار زدند و مثل ساير طلاب روي زيلوي مسجد نشستند و درس را شروع کردند.

- يکي از مسائلي که دوستان امام در آن اتفاق نظر داشتند، اين بود که ايشان مطلقا غيبت نمي‌کردند، از همان ايام جواني در مجلسي که نشسته بودند اجازه نمي‌دادند به هيچ وجه کسي غيبت کند و اگر کسي مي‌خواست غيبت کند، امام فورا مطلب را بر مي‌گرداندند و رشته سخن را تغيير مي‌دادند.

- هنگامي که حضرت امام براي نماز شب از خواب برمي‌خاستند در دل شب،‌از يک چراغ قوه بسيار کوچک استفاده مي کردند که تنها جلوي پاي ايشان را روشن مي کرد و لامپ را روشن نمي کردند و به آرامي راه مي رفتند تا اين‌که ديگران بيدار نشوند.

- در کنار حسينيه جماران، محلي از پول مردم ساخته شده بود که باني داشت قرار شده بود که کمي به ظاهر حسينيه برسند، روزي امام آمدند و ديدند که بناها و کارگران مشغول گچ‌کاري در حسينيه هستند. امام با عصبانيت بيرون آمدند و جمله بسيار عجيبي فرمودند: بگذاريد من بميرم و شما اين کارها را انجام دهيد.

 

منابع:

- برگرفته از کتاب سيره امام خميني(ره)، ج 1.

- کتاب پرتوي خورشيد، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمين(ره)، واحد خاطرات.



نظر شما راجع به اين مقاله

 

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها