خانه> تاريخ و سيره >630


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
نظرات مقاله «پيامد...
احضار روح با نعلبك...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
احكام نماز و روزه ...
نقش قرآن در زندگي ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
جلسه خواستگاري
...

گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
لیست کتب اداره مشا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
خاطره اي جالب از ز...
موي بلند و وضو
اخلاق پيامبر - توص...
شيوه هاي کنترل نفس...
امام خميني(ره) و غ...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2090

بازدید مقالات:
6486468

بازدید سوالات:
2584780



عقیله بنی هاشم بازديد: 3735

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


 

ولادت حضرت زينب(سلام الله عليها)

حضرت زينب كبري «عقيله بني هاشم»، سوّمين فرزند حضرت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب و حضرت فاطمه زهرا عليهماالسلام است كه در روز پنجم جمادي الاول سال پنجم يا ششم هجري، در مدينه طيبه ديده به جهان گشود و پيامبر خدا صلّي اللّه عليه و آله نام زينب  را براي وي برگزيد. (اين قول مشهور است، خصائص الزينبيه، ص 55)

كنيه گراميشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب مبارکش که بيش از 60 مورد ذکر شده عبارتند از: «عالمه غير معلمه، نائبة الزهرا، نائبة الحسين، مليکة النساء، عقيلة النساء، عديلة الخامس من اهل الکساء، شريکة الشهداء، سيدة العقايل، سرابيها، سلالة الولاية، سقيقة الحسن، عقيلة خدر الرسالة، وليدة الفصاحة، رفيعة الولاية، البليغة، الفصيحة، الکاملة، عابدة آل علي، صديقة الصغري، موثقة، عقيلة الطالبين، فاضلة، معصومة الصغري، قرينة النوائب، محبوبة المصطفي، قرة عين مرتضي، صابرة محتسب، شريکة الحسين، بطلة کربلا، عظيمة بلواها، عقيلة قريش، باکيه، سليلة الزهرا،عقيلة جليلة، امرأة عاقله، محدثه، راضية بالقدر و القضاء وحيدة، شجاعة، زاهدة، عامله و...» (اين القاب هر يک، سر فصلي براي يک ويژگي حضرت است که به دليل طولاني شدن از شرح و بسط خودداري و تنها به ارائه فهرست بسنده شد. براي مطالعه پيرامون هر لقب به خصائص زينبيه مراجعه کنيد.)

در آن زمان که صديقه کبري (عليهاالسلام) به اين گوهر درياي عصمت و طهارت باردار بود، پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) در مدينه حضور نداشتند و به سفري رهسپار بودند. هنگامي که وجود مقدس زينب کبري (سلام الله عليها) متولد گشت، صديقه طاهره (عليهاالسلام) به اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدينه حضور ندارد، شما اين دختر را نام بگذاريد. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمي گيرم، صبر نما که به اين زودي رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامي که صلاح داند بر اين کودک مي نهد.

هنگامي که  سه روز گذشت، رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مراجعت نمود و همانگونه که رسم و سيره رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (عليها السلام) وارد گشتند.

امام علي (عليه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد: يا رسول الله! خداوند متعال دختري به دخترت عطا فرموده است، نامش را معين فرماييد. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من مي‌باشند، لکن امر ايشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحي مي‌باشم. در اين حال جبرييل نازل شد عرض کرد: يا رسول الله! حق تو را سلام مي رساند و مي فرمايد: نام اين مولود را «زينب» بگذار، چرا که  اين را در لوح محفوظ نوشته ايم.

رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) قنداقه آن مولود گرامي را طلبيد و به سينه چسبانيد، ببوسيد و نامش را زينب نهاد و فرمود:  به حاضرين و غايبين امت، وصيت مي نمايم  که حرمت اين دختر را پاس بدارند. همانا که او به خديجه کبري (عليها سلام) شبيه است.

نقل شده که وقتي حضرت زينب را نزد رسول خدا حاضر کردند رسول خدا صلي الله عليه و آله او را گرفت و به سينه ي شريفش چسبانيد و صورت مبارک خود را به صورتش نهاد و بلند گريست (چنان که) اشک از محاسن شريف ايشان جاري شد، حضرت فاطمه عليهاالسلام پرسيد: (اي پدر گرامي) گريه ات براي چيست؟ خدا نگرياند دو چشم شما را!، فرمود: اي دختر من، اي فاطمه! بدان که بعد از تو و بعد از من اين دختر، گرفتار بلاها خواهد شد و مصيبت هاي گوناگون بر وي وارد خواهد شد، در اين لحظه حضرت فاطمه عليهاالسلام به شدت گريست و پرسيد: اي پدر! ثواب کسي که بر او و مصيبت هايش گريه کند، چيست؟ فرمود: اي پاره تن من و روشني چشمم! هر کس بر او و مصيبت هايش گريه کند، ثواب گريه اش مانند ثواب کسي است که بر دو برادر او (حسن و حسين) گريه کند. (طراز المذهب، ص 2، نقل از خصائص الزينبيه، ص 53)

 

دوران کودکي

حضرت زينب عليهاالسلام از همان کودکي داراي کمالات معنوي و علمي بود چنان که اميرمؤمنان را به شگفتي وامي داشت. آن گونه که ملامحمد تقي، معروف به شهيد ثالث، در مجالس المتقين و ابي سعيد سبزواري در مصابيح القلوب مي نويسند: «حضرت زينب عليهاالسلام همراه با ابوالفضل العباس عليه السلام در دوران کودکي، کنار اميرمؤمنان عليه السلام نشسته بودند، حضرت رو به ابوالفضل کرد و گفت: فرزندم بگو يک، او گفت يک. آن گاه از او خواست بگويد دو، ولي ابوالفضل عليه السلام پاسخ داد: پدر! با زباني که يک گفته ام دو نمي گويم، (منظورش وحدانيت خدا بود) امام عليه السلام از خوشحالي فرزندش را بوسيد. آن گاه زينب عليهاالسلام پرسيد: پدر! ما را دوست داري! فرمود: چگونه شما را دوست نداشته باشم، شما ميوه دل من هستيد. حضرت زينب عليهاالسلام عرض کرد: «لايجتمع حبّان في قلب مؤمن حب اللّه و حب الاولاد و ان کان ولابد فالحب لله تعالي و الشفقة للاولاد؛ دو محبت در قلب مؤمن جمع نمي شود (هم) حب خدا و (هم) حب اولاد اگر چاره اي نباشد پس دوستي مخصوص خداست و شفقت و مهرباني براي اولاد.» (مناقب خوارزمي، ج 1، ص 122، در کتاب زينب کبري علامه نقدي و در کتاب رياحين الشريعة، ج 3، ص 54، اين سؤال (بگو يک...) را به حضرت زينب عليهاالسلام نسبت داده است.) آري زينب از همان کودکي صاحب علم و کمال بود.

همچنين از همان کودکي علاقه اي عجيب به برادرش امام حسين عليه السلام داشت چنان که زينب کوچک هنگامي که گريه مي کرد، تنها در آغوش برادرش آرام مي گرفت. اين رفتار، فاطمه زهرا عليهاالسلام را شگفت زده کرده بود. به رسول خدا صلي الله عليه و آله عرض کرد:پدر من از چنين رفتاري تعجب مي کنم. اين گونه محبت بيش از حدّ معمول است. زينب بدون ديدن حسين شکيبايي ندارد و اگر بوي حسين را نشود، جان از تنش بيرون مي رود، رسول خدا صلي الله عليه و آله وقتي اين حکايت را شنيد، آه از سينه برکشيد و اشک بر چهره اش روان شد و فرمود: اي نور چشم من اين دختر با حسين عليه السلام به سفر کربلا خواهد رفت و رنج ها خواهد ديد... ». (خصائص زينبيه، ص 255)

 

وصلت فرخنده

حضرت زينب عليها السلام به سن ازدواج رسيده بود. از بين خواستگاران متعددي که به منزل علي(عليه السلام) مي آمدند، تقاضاي عبدالله بن جعفر بن ابي طالب - برادر زاده علي عليه السلام که از طرف خود کسي را براي خواستگاري حضرت زينب فرستاده بود، - مورد پذيرش قرار گرفت. در اين وصلت فرخنده مهريه حضرت زينب مطابق با مهريه مادرش فاطمه عليها السلام يعني 480 درهم معين گرديد. (فرازهايي از زندگي زينب کبري عليها السلام، ص 71)

 

زينب عليها السلام، معلم قرآن

يک سال پس از استقرار امير مؤمنان عليه السلام در کوفه، زنان و دختران مشتاق دانش، به آن حضرت پيام فرستادند و گفتند: ما شنيده ايم که دختر شما حضرت زينب عليها السلام همانند مادرش فاطمه زهرا عليها السلام منبع سرشار دانش و داراي علوم و کمالات است. اگر اجازه دهيد در صبح يکي از روزهاي عيد به محضرش حاضر شده و از آن سرچشمه دانش بهره مند شويم.
علي عليه السلام اجازه داد تا دختر عالمه اش زينب کبري عليها السلام، بانوان مسلمان کوفه را آموزش دهد و مشکلات علمي و ديني آنان را حل کند. زينب عليها السلام نيز آمادگي خود را اعلام نمود و بعد از ديدارهاي مقدماتي، جلسه تفسير قرآن براي آنان تشکيل داده و پرسش ها و شبهات آنان را جواب مي داد. (رياحين الشريعه، ج 3، ص 57)

روزي در يکي از جلساتي که حضرت زينب عليها السلام براي زنان کوفي تفسير مي گفت، امير مؤمنان عليه السلام وارد جلسه شد تا کلاس درس دخترش را از نزديک ببيند. آن روز حضرت زينب عليها السلام در مورد تفسير «کهيعص» سخن مي گفت. علي عليه السلام ضمن اشاره به تفسير ديگري از اين آيه فرمود: دخترم! اين حروف رمزي است در مصيبت هايي که بر شما عترت پيامبر صلي الله عليه و آله وارد خواهد شد. سپس آن حضرت تمام مصائب کربلا را براي دخترش و حاضرين شرح داد. زينب عليها السلام با شنيدن آن متاثر شده و صداي ناله اش بلند گرديد و فضاي جلسه قرآن عوض شد. (خصائص الزينبيه، ص 27)

 

عبادت حضرت(س)

گرچه سراسر زندگي حضرت زينب  عليها السلام براي حفظ و احياي معارف اسلامي سپري شد، كه همه آن ها با هدف اطاعت از اوامر الهي انجام مي گرفت اما آن حضرت در عبادت به معني خاص نيز از موقعيت  برجسته اي برخوردار بودند. در سخت ترين شرايط نيز به طور كامل به انجام وظايف عبادي اهتمام مي ورزيدند.

حضرت سجاد (عليه السلام) مي فرمايد: «عمه ام زينب در جريان حادثه كربلا با آن همه مشكلات حتي در شب عاشورا و شب يازدهم محرم نيز نماز شب را ترك نكردند». (زينب كبري، فريادي بر اعصار، ص 23)، امام حسين عليه السلام به اندازه اي به خلوص و بندگي زينب اعتقاد داشتند كه هنگام وداع خطاب به او فرمودند: «يا اختاه لاتنسيني عند نافلة الليل؛ خواهرم مرا در نماز شب خود فراموش مكن».

باز امام سجادعليه السلام مي فرمايد: «عمه ام زينب در طول راه كوفه و شام، همواره نماز شب را به پا مي داشت. در برخي از منازل بين راه مي ديدم كه او از فرط خستگي و رنجوري ناشي از آزار دشمن، نمازهايش را در حال نشسته مي خواند». (زينب كبري، ص 62 / ص 63)

 

بالاترين عظمت

اوج عظمت حضرت در جريان قيام امام حسين عليه السلام و به خصوص زمان اسارت حضرت بوده است، عظمت اين كار بزرگ آنوقت آشكار شد كه نبرد عاشورا به پايان رسيد و اهل بيت امام حسين عليه السلام اسير شدند و با پايان يافتن جنگ مسلحانه در ميدان كربلا، رسالت و مسئوليت زينب كبري عليهاالسّلام و ديگر اسيران، شروع شد و حركت فرهنگي آنان عليه سپاه ظلمت، آغاز گرديد. اگر قيام ارزنده حسيني همچنان در طول تاريخ براي هميشه تازه و سازنده باقي مانده است، يكي از عوامل آن وجود حضرت زينب و خطبه هاي غراء آن حضرت است.

 

وفات حضرت زينب(س)

حضرت زينب سلام الله عليها، شيرزن دشت كربلا سرانجام پس از عمري دفاع از طريق حقه ولايت و امامت در 15 رجب سال 63 هجري قمري(بنا به قول مشهور) در ضمن سفري كه به همراه همسر گراميشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، وفات نمودند و بدن مطهر آن بانوي بزرگوار در همانجا دفن گرديد. مزار ملكوتي آن حضرت (دمشق/سوريه)، اينك زيارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام مي باشد. گفتني است که در مورد محل دفن حضرت زينب عليها السلام اختلاف شديدي ميان سيره نويسان و تاريخ نگاران وجود دارد، آنچه که در متن آمده، طبق نظر شيخ بهايي، محدث نوري، علامه بحر العلوم، محدث قمي، و از مورخان اهل سنت ابن بطوطه، ابن حوراني و صيادي شافعي و... است. ولي برخي محل دفن آن حضرت را در مصر و بعضي ديگر در بقيع مي دانند. (حضرت زينب کبري، ص 167; زينب قهرمان، ص 395; تاريخ اماکن زيارتي و سياحتي سوريه، ص 65)

 

نتيجه:

بي تريد در شرايط سخت كنوني اگر بانوان جوامع اسلامي سيره عملي و اوصاف اخلاقي شيرزن كربلا را الگو و اسوه خود قرار دهند، روز به روز ارزش ها و فضايل آنان شكوفاتر خواهد شد و بي شك در صورت تحقق چنين مهمي زمينه سعادت دنيا و آخرت براي مسلمانان مهيا خواهد شد.

 

 

 



نظر شما راجع به اين مقاله

 

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها