خانه> کلام و دین پژوهی >48


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
نظرات مقاله «پيامد...
احضار روح با نعلبك...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
احكام نماز و روزه ...
نقش قرآن در زندگي ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
جلسه خواستگاري
...

گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
لیست کتب اداره مشا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
خاطره اي جالب از ز...
موي بلند و وضو
اخلاق پيامبر - توص...
شيوه هاي کنترل نفس...
امام خميني(ره) و غ...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2089

بازدید مقالات:
6483998

بازدید سوالات:
2584559



علم يا ايمان بازديد: 7441

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


شهيد مطهري در انسان و ايمان مي فرمايند: ايمان نمي تواند جانشين علم شود و طبيعت را بشناساند و قوانين آن را براي ما مکشوف کند حال آن که اين با تعريف علم در روايات ما تعارض دارد در باب العلم اصول کافي با انبوهي از اين ها مواجه مي شويم: العلم ثلاثه آية محکمه فريضة عادله سنة قائمه يا لبس العلم بکثرة التعليم و التعلم بل العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء من عباده يا وجدت علم الناس في الاربع ان تعرف ربک و ان تعرف ما صنع بک و ان تعرف ما اراد منک و ان تعرف ما يعرضک عن دينک؟ و حتي مي بينيم در حکمت شناخت اشيا آن گونه که به وجود آمده اند و بررسي سير هبوط آن ها مد نظر است؟ منظورشان از علم اين جا scince است يا knowledge در حقيقثت منظورشان کدام علم است علم اسلامي يا فضل با توجه به اين که علم فعلي موجود در عالم را بسياري از فلاسفه ما قبول ندارند و مي گويند اين علم انسان را به قرب نمي رساند و بر اساس فلسفه ي تصرف است؟

جواب: گفتني است واژه "علم" کاربردهاي متفاوت دارد؛ 1. گاهي منظور از "علم" ، دانش تجربي و آگاهي حاصل از شناخت طبيعت و متكي بر تجربه و آزمون است (
Science) كه نزد دانشمندان علوم كاربردي به اين معنا بيشتر مراد مي باشد. 2. گاهي منظور از علم، مطلق دانش است كه شامل الهيات، رياضيات و طبيعيات مي شود(Knowledge) كه نزد دانشمندان علوم بنيادي و فلسفي بيشتر به اين معنا مراد است. 3. گاهي منظور از "علم"، دانش خداشناسي و آنچه به ارتباط انسان با خدا مربوط مي شود كه نزد دانشمندان ديني بيشتر اين معنا است. هنگامي كه از تقابل علم و دين و يا علم و ايمان گفته مي شود, بيشتر منظور علم به معناي(Science) است. ويژه گي علم به معناي گوناگون آن است که علم از مقوله ادراكات و عقل است. در حالي که ايمان از مقوله باور دروني است و جايگاه آن قلب است از اين رو علم حصولي و علم حضوري چه بسا زمينه ساز ايمان شود البته گاهي شدت علم در كشف حقايق و رساندن انسان به حقيقت كامل و خداوند عالم به اندازه اي زياد است كه با تقويت ايمان و نورانيت دل همراه مي شود كه از آن به نور علم ياد مي شود در اين صورت از حيطه عقل و مقوله ادراكات فراتر مي رود و به حيطه قلب و محبت وارد مي شود. جهت توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مي کنيم:
در فضيلت علم و عالم به چند آيه و حديث اشاره مى‏شود.
1. قل هل يستوي الّذين يعلمون و الذين لا يعلمون انّما يتذكّر اولوا الالباب؛ بگو آيا كساني كه مى‏دانند با كساني كه نمى‏داننديكسانند؟ تنها صاحبان مغز متذكّر مى‏شوند، (سوره زمر، آيه 9).
خدي سبحان در اين ايه، خطاب به پيامبرش مى‏فرمايد كه جاهل و عالم مساوي نيست و اين مقايسه‏ي است آشكار ميان آگاهان و ناآگاهان، و عالمان و جاهلان. اين جمله با استفهام
‏انكاري شروع شده است و جزء شعارهي اساسي اسلام است و عظمت مقام علم و عالمان رادر برابر جاهلان روشن مي سازد.
2. يرفع اللّه الذين امنوا منكم و الّذين اوتوا العلم درجات؛ خدا مقام اهل ايمان و دانشمندان را رفيع مى‏گرداند...، (سوره مجادله، آيه 11).
علاوه بر آيات قرآن كه از هر فرصتي بري بيان اين حقيقت استفاده مى‏كند، تعبيراتي در روايات اسلامي ديده مى‏شود كه بالاتر از آن در اهميت علم تصور نمى‏شود:
1. در حديثي از پيامبر اسلام(ص) آمده است: لا خير في العيش الاّ لرجلين عالم مطاع او مستمع واع؛ زندگي جز بري دو كس فايده ندارد:دانشمندي كه نظرات او اجرا گردد، و دانش طلباني كه گوش به سخن دانشمندي دهند.، (اصول كافي، جلد 1، باب صفت العلم و فضله، حديث7).
2. در رواياتي، از علم به عنوان چراغ عقل و حيات اسلام و بهترين شرف، ياد شده است.
اميرالمؤمنين(ع) مى‏فرمايد: العلم حياة، (غررالحكم) و العلم مصباح العقل، (همان) و لا شرف كالعلم،(ميزان‏الحكمه، ج 6، ماده علم - نهج‏البلاغه، حكمت 113).
و در عظمت درجه و رتبه عالم همين بس كه پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد: العلماء مصابيح الارض و خلفاء الانبيا و ورثتي، و ورثةُ الانبياء؛ عالمان چراغ‏هي زمينندو جانشينان پيامبران و وارث من و انبيا مى‏باشند، (پيشين، ص 457).
قرآن كريم درباره كسب علوم ديني و معارف اسلام مى‏فرمايد: و ما كان المؤمنون لينفروا كافّة فلولا نفر من كل فرقه منهم طائفة ليتفقّهوا في الدين و لينذرواقومهم اذا رجعوا اليهم لعلّهم يحذرون؛ شايسته نيست، مؤمنان همگي [به سوي ميدان جهاد] كوچ كنند. چرا از هر گروهي طايفه‏ي ازآنان كوچ نمى‏كند [و طايفه‏ي بماند] تا در دين آگاهي پيدا كند و به هنگام بازگشت به سوي قوم خود، آن‏ها را انذار نمايند تا [از مخالفت فرمانپروردگار [بترسند و خودداري كنند، (توبه، آيه 122).
بري آگاهي بيشتر در مورد اهميت علم و مقام عالمان، ر.ك: اصول كافي، ج 1، باب صفت العلم و فضله؛ ميزان الحكمه، انتشارات مكتب الاعلام الاسلامي، ج 6، ماده العلم.
آنچه كه يادگيري آن بر هر مسلمان واجب است در درجه اول اصول اعتقادي و سپس احكام مبتلا به شرعي است.علوم ديگر نيز در صورت نياز جامعه اسلامي به آنها به صورت واجب كفايي واجب مى‏شود.
آنچه كه يادگيري آن بر هر مسلمان واجب است , در درجه اول اصول اعتقادي (شناخت خدا و رسول و معاد و...) و سپس احكام مورد نياز شرعي است . علوم ديگر نيز در صورت نياز جامعه اسلامي به آنها, به صورت واجب كفايي واجب مي شود.
در اين جا نوعي خلط مبحث به وجود آمده است . علم حقيقي، معرفت خداوند و جهان بيني صحيح است نه يادگيري اصطلاحات و اطلاعات ; چه علم ديني باشد (مانند فقه و اصول ) و چه تجربي و ...; چه بسا كه علم ديني نيز حجاب معرفت شود. به گفته حضرت امام (ره ) حتي علم توحيد نيز ممكن است حجاب معرفت گردد. البته آشنايي با قرآن و حديث، تأثير به سزايي در بالا بردن معرفت انسان دارد; ولي آنچه اصل است , يافتن سر حيات و هدف آن (تحصيل معرفت خداوند و قرب به او) مي باشد كه مي تواند همه اسباب را در جهت صحيح هدايت كند. و از راه هاي مختلفي مي شود به اين هدف رسيد. ممکن است کسي از راه علم شيمي يا زيست شناسي به عظم خداوند پي ببرد - همان گونه که برخي ازعلم نجوم و نظم عجيب افلاک به خالق حکيم داناي قدرتمند پي برده اند - البته علومي هم که انسان را به اين مرتبه نمي رسانند مورد مذمت قرار نگرفته اند بلکه به عنوان نوعي فضل از آنها ياد شده و منظور مولوي و ابن سينا از آن اشعار اين نيست که نبايد به تحصيل علوم مختلف پرداخت. دليلش هم اين است که خود آنها از پرتلاش ترين انسان هاي عصر خود در باب تعليم و تعلم بوده اند، بلکه مراد آنها اين است که نبايد مغرور شد و به ظاهر علوم اکتفا کرد و بلکه بايد به حقيقت علم که عرفان است رسيد.
گرايش به يادگيري علوم به انگيزه هاي مختلف صورت مي گيرد و به طور معمول نيازهاي اوليه حياتي و طبيعي و محسوس جاذبه هاي بيشتري براي انسان ها دارد. لذا براي فراهم سازي بيشتر آسايش و تسلط بيشتر بر طبيعت، گرايش هاي مختلف علمي و تخصص هاي فراوان به وجود آمده است. اما تنها وارستگان و ژرف انديشان هستند كه فراتر از نيازهاي اوليه طبيعي و محسوسات به ارتباط نهاني دانش ها و ارتباط جهان هستي با آفريننده آن فكر مي كنند و از هدفمندي اين همه جنب و جوش ها سخن به ميان مي آورند.
مهمترين رسالت دين ايجاد انگيزه فراطبيعي در ميان انسان ها و جهت دهي صحيح به تلاش هاي روزانه است به طوري كه علاوه بر تأمين نيازهاي روزمره زندگي، به هدفمندي و تلاش براي دستيابي به مقصود هستي اقدام كند. از اين رو در فرهنگ اسلامي تمام دانش هاي مورد نياز براي زندگي بشري داراي اهميت است و توصيه شده به مقدار لازم و نياز جامعه، مردم براي فراگيري آن اقدام كنند و از آن به «واجب كفايي» تعبير شده است.
اما براي همه انسان ها در هر مرتبه علمي كه قرار دارند توجه به هدف و هدفمندي جهان و ايمان به مبدأ و معاد لازم و «واجب عيني» شمرده شده است و غفلت اكثريت جامعه بشري جاي تأسف دارد زيرا حتي از علوم تجربي و مهندسي نيز مي توان به آن هدف مقدس دست يافت و منافاتي با زندگي روزمره ندارد، لذا از نظر قرآن و روايات، علم وسيله است نه هدف؛ آن هم وسيله‏ي كه انسان را به كمال مى‏رساند و دنيا و آخرت او را آباد مى‏كند. گفتني است كه ارزش هر علم به ارزش موضوع آن علم است و در اين جهت علوم الهي و ديني - با توجه به موضوع آن - از ساير علوم اشرف و برتر است؛ ولي اين بدين‏معنا نيست كه علوم ديگر بى‏اهميت و بدون ارزش است و علم نيست.
در نگاه كلي قرآن، هر علمي كه انسان را به دنياپرستي سوق دهد و به چنگال ماديات بسپرد و فهم و شعور او را به طرف خواب و عيش و نوش بكشاند هدف نهايي او را تنها وصول به ماديات قرار دهد، چيزي جز ضلالت و گمراهي نيست.
در قرآن كريم آمده است: «ذلك مبلغهم من العلم ان ربك هو اعلم بمن ضل عن سبيله؛ اين آخرين حد آگاهي آنها است و خداوند به حال آن كه از راه حق گمراه شده آگاه است»، (نجم، آيه 30). پس علوم غيرديني نيز مى‏تواند نقش‏آفرين بوده و موجبات سعادت آدمي را فراهم كند. اين در صورتي است كه هدف تلقي نشود، بلكه وسيله پيشرفت و رسيدن به كمال باشد. از طرف ديگر علوم ديني نيز اگر طالب آن قصد رسيدن به دنيا را داشته باشد، موجب بدبختي انسان مى‏شود.
خلاصه اين که علمي که در روايات و آيات بر آن تأکيد شده و از آن تمجيد گشته و به عنوان اشرف علوم محسوب مي گردد علم خداشناسي است زيرا معلوم اين علم از معلوم ساير علوم برتر و اشرف است و هر علمي به اندازه معلوم خود ارزش دارد و روشن است که کسب معرفت و جهان بيني و خداشناسي منحصر به يک رشته نيست.
شخصي ممکن است از علم شيمي آن چنان خدا را بشناسد که از مطالعه کتاب هاي ديني نشناسد - پس آن چه مهم است شناخت کيمياي هستي است - البته بايد پذيرفت بعضي از علوم و رشته ها به اين هدف نزديک تر و کم واسطه ترند. در غير اين صورت از علوم مختلف به عنوان فضل نام برده شده نه کمال.
از طرف ديگر انسان موجودي اجتماعي و وابسته به اجتماع است و همچنان که از مواهب اجتماعي بهره مي برد بايد به حال اجتماع نيز سودمند باشد گاهي اوقات تحصيل در رشته اي خاص ممکن است به ظاهر براي فردي به طور مستقيم سودي معنوي در بر نداشته باشد ولي چون باعث پيشرفت جامعه به ويژه جامعه اسلامي مي گردد و موجب سربلندي و اقتدار و عزت علمي و اقتصادي آن مي گردد، تحصيل آن لازم است وتحصيل با چنين انگيزه اي خود از عبادات مهم است. اين از ويژگي هاي دين مقدس اسلام است که پيروان آن در هر حال و کار و شغلي که هستند مي توانند با انگيزه و نيت خدايي و قصد خدمت به مردم در حال عبادت باشند با مطالعه در تاريخ به دست مي آيد که عده زيادي از مردان حق و بزرگان اهل کمال در علوم مختلف زمان خود استاد و متخصص بوده اند يعني آنها ميان تحصيل علومي مثل رياضيات و زيست شناسي و فيزيک و شيمي و تحصيل در رشته هاي معارف ديني هيچ گونه تقابل و منافاتي نمي ديده اند و با آن نيت پاک همه را در راه رسيدن به قرب حق و پيمودن راه بندگي به کار مي برده اند. پس تحصيل در علوم جانور شناسي نيز مانند علوم ديگر اگر با انگيزه عالم شدن و آشنايي بيشتر با شگفتي هاي خلقت و نيز تقويت بنيه علمي کشور و رفع نيازهاي علمي و تخصصي آن باشد، کاري عبادي و آخرتي است، چون نيت و انگيزه خدايي و معنوي است. بر عکس اگر کسي در رشته معارف تحصيل کند ولي انگيزه او کسب شهرت يا درآمد و يا به دست آوردن منصب و مقامي باشد، هر چند موضوع تحصيلي اش ارزشمند است ولي چون با انگيزه اي الهي ومعنوي انجام نمي گيرد فاقد ارزش است.

نويسنده :كاظم مصطفايي
k_mostafaee@porseman.org



نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       صادق : بد نيست

       مهدي - ن : عالي ولي علم بدون تقوا و علم با ايمات و تقوا راهم بيان بفرمائيد با تشكر

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها