خانه> دفتر خاطرات >434


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
علامت قبولي توبه
تقويت اراده در انج...
احكام نماز و روزه ...
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
جلسه خواستگاري
...

همه شرايط وضو
اثر بيدار ماندن بي...
گرايش دختران آمريك...
چرا فقط بي حجابي! ...
لیست کتب اداره مشا...
اگه روسري خود را ب...
دفتر 30 پرسش ها و ...
ايميل هايي از شيطا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
دوستي با نامحرم در...
شيوه هاي کنترل نفس...
خاطره اي جالب از ز...
موي بلند و وضو
اخلاق پيامبر - توص...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2126

بازدید مقالات:
6689913

بازدید سوالات:
2596725



تحصيل در آمريكا بازديد: 5519

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


دكتر آقا مرتضي تهراني امام جمعه سابق نيويورك تعريف مي كرد كه وقتي براي دكترا در رشته فلسفه از يكي از دانشگاه هاي آمريكا پذيرش گرفتم به همراه يكي از دوسان آشنا به آن سرزمين، راهي دانشگاه شديم. ابتدا قرار بود كه ديداري با رئيس دانشگاه داشته باشيم. در بين راه با خود فكر كردم كه نكند رئيس يك خانم باشد! علت اين نگراني اين بود كه در آن جا وقتي دو نفر به هممي رسند چه زن باشند و چه مرد با هم دست مي دهند معمولا مصافحه گرمي هم مي كنند. به دنبال اين فكر به نامة پذيرش كه در دست داشتم نگاهي انداختم.

بله درست بود! رئيس دانشگاه يك خانم بود، اين بود كه رو كردم به دوستم و به او گفتم: راستي يادت باشه كه من با اين خانم رئيس دست نمي دهم. او كمي دست پاچه شد و گفت آخر چرا؟ گفتم خوب معلومه چون من مسلمانم و اين خانم نامحرم! گفت: حالا اگر دست ندادي و اونم قبولت نكرد چي؟ گفتم: به جهنم! من آمده ام اينجا چيزي ياد بگيرم و برگردم نيامده ام كه دين خود را هم جا بگذارم.

گفت: خوب تقيّه كن! گفتم: من آخوندم يا شما؟ گفت: خوب شما! گفتم: پس بدون كه اينجا جاي تقيه نيست. گفت خود داني از ما گفتن هر چي شد پاي خودت! گفتم: توكل بر خدا!

وارد اتاق رئيس شديم و همچنان كه انتظار داشتم با خوشرويي به سراغمان آمد. دستش را به سمن من دراز كرد. گفتم خانم ببخشيد من هرگز با شما دست نمي دهم! اتفاقا «Never» را هم با شدت مضاعفي گفتم.

ناگهان مثل برق گرفته ها دستش را به عقب كشيد و سؤال كرد: چرا؟! مگر من چمه؟ گفتم: شما مشكلي نداريد، من مسلمانم و اسلام اجازه نمي دهد كه با يك خانم نامحرم دست بدهم. اگر خانم من هم اينجا بود با اين آقا دست نمي داد. گفت: پس اين همه مسلمان كه در دانشگاه ما درس مي خوانند با خانم ها دست مي دهند؟ گفتم: شما احتمالا مسيحي هستيد و مي دانيد كه بسياري از مسيحيان فقط از مسيحيت يك نام را با خود دارند و اين مسلمانان هم مثل مسيحي هاي شما هستند. گفت: عجب! نمي دانستم، پس معلوم مي شود كه اطلاعات من از اسلام خيلي كم است و من از اين به بعد سعي مي كنم درباره اسلام بيشتر تحقيق كنم بعد با هم صحبت كرديم و قرار شد كه من يك امتحان ورودي بدهم.

مدتي گذشت ولي از امتحان خبري نشد موضوع را پرس و جو كردم فهميدم كه اين خانم رئيس با استادي كه قرار بود از من امتحان بگيرد تماس مي گيرد و به او مي گويد: مي دانيد كه الآن ماه رمضان مسلمانان است و اين آقا مرتضي فردي مذهبي است و حتما به خاطر گرسنگي حاصل از روزه امتحان دادن برايش سخت است به نظر من بهتر است از اين امتحان صرف نظر كرده و او را افتخاري بپذيريم و او هم قبول كرده بود.

من به لطف الهي به همين راحتي از مانع امتحان ورودي گذشتم البته در طول تحصيل تمام تلاشم را مي كردم كه بهترين باشم تا آن جا كه استادم در جلسه دفاعيه دكترا اعلام كرد كه تا كنون 40 نفر از من دكترا گرفته اند و آقا مرتضي دومين شخص است كه توانسته است در كمترين زمان ممكن به دست من به درجه دكترا نائل آيد.



نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       حمید از بستان آباد : چوخ ساغولون

       علي جنگي عين الدين : متشكر

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها