خانه> احكام و فلسفه احکام >414


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
نظرات مقاله «پيامد...
احضار روح با نعلبك...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
احكام نماز و روزه ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
جلسه خواستگاري
...

گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
لیست کتب اداره مشا...
موي بلند و وضو
خاطره اي جالب از ز...
اخلاق پيامبر - توص...
امام خميني(ره) و غ...
تا باشگاه هسته اي

آمار سایت


تعداد مقالات:
2025

بازدید مقالات:
6198388

بازدید سوالات:
2563224



تساوي زن و مرد (2) بازديد: 5746

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


همان طور كه در شماره قبلي اين مقاله ملاحظه كرديد سعي شد به بررسي اين كه چرا زنان نمي توانند قاضي و پيامبر و امام جماعت و ... شوند پرداخته شود (تساوي زن و مرد) كه در اين شماره كه آخرين شماره اين مقاله است به مبحث باقي مانده (امامت) مي پرازيم. ما رو با نظراتتون ياري كنيد.

 

امامت:
امامت دو گونه است، يكي امامت ظاهري، سياسي، اجتماعي و ديگري امامت باطني و معنوي. «واسبغ عليكم نعمه ظاهره و باطنه؛ و نعمت هي ظاهر و باطن خود را بر شما تمام كرد» روايت وارده از موسي بن جعفر(ع) در تفسير آيه شريفه، كه نعمت ظاهره را به امام ظاهر و نعمت باطنه را به امام باطن تفسير نموده است(ر.ك: طباطبايي، سيدمحمدحسين، الميزان، ج 16، ص 252)
آنچه در تاريخ ديده مي شود اين است كه «زن» امام ظاهري و سياسي و اجتماعي نبوده است. اما آيا زنان به خاطر «زن بودن» نمي
توانند امام ظاهر و سياسي باشند؟ يا اينكه در شرايط سياسي و اجتماعي گذشته اين امر پذيرش اجتماعي نداشته است؟ به جد مي توان احتمال داد كه امامت ظاهري و سياسي مناسب حيات روحي و معنوي بانوان نباشد. و اما امامت باطني و معنوي كه به معني دستگيري و هدايت حقيقي از باطن و مقام ولايت است. مطمئنا بانوان بزرگواري داري اين مقام بوده اند مانند: فاطمه زهرا(س) كه داري مقام ولايت حقيقي و معنوي است.
زن و مرد هر دو انسان اند و از نظر انسانيت همانند هم و متساوي و متشابه اند؛ اما به دليل تفاوت هي جسمي و روحي، داري احكام متفاوتي هستند. اگر ما تفاوت هاي جسمي و روحي زن و مرد را در نظر نگيريم و حكمي متشابه بري آنان وضع كنيم، ظلم نموده ايم بنابراين اگر مي بينيد برخي از مسؤوليت هي اجرايي مثل نبوت يا مرجعيت بري زنان نيست نه به خاطر آن است كه نمي تواند به درجه عالي قرب همانند مردان برسد؛ بلكه نبوت يا مرجعيت يك مسؤوليت اجرايي اجتماعي و عمومي است كه خداوند به دليل ظرافت هي جسمي و روحي زن، آن را به دوش مردان نهاده است. به علاوه، همه مردان نيز داري نبوت نيستند؛ بلكه تعداد اندكي اين مسؤوليت را داشته اند.
اما در مورد آيه ي كه اشاره فرموده ايد؛ گفتني است كه از آن جا كه تصور مشركان آن بود كه ملائكه از جنس مؤنث هستند و طبق عرف نادرست خود، پسر را برتر از دختر مي پنداشتند، قرآن در مقام باطل نمودن پندار نادرست آنان مي گويد: شما كه بري خود فرزند پسر را انتخاب مي كنيد، پس چگونه وجود فرزند دختر را كه شما حاضر نيستيد آن را به خود نسبت دهيد به خدا نسبت مي دهيد. اين سخن معنايش آن نيست كه خداوند اصلاً فرزندي دارديا آن فرزند دختر است يا دختر ارزشش كمتر از پسر است؛ بلكه مقصود آن است كه شما چگونه نسبت به ذات اقدس الهي چنين نسبت هايي را روا مي داريد كه آن نسبت ها را حتي بري خود هم روا نمي داريد.
گفتني است كه قرآن كريم در بيان مقام زن پس از معرفي پيامبران به عنوان الگوي بشريت - به ويژه ابراهيم و پيامبر گرامي اسلام - دو الگوي زن را بري همه مردان و زنان جامعه اسلامي معرفي مي كند: آسيه (همسر فرعون) و مريم. اين امر نشانگر اوج تعالي زن در جامعه بشري است.
درباره تفاوت هاي زن و مرد توضيح ديگري با تکيه بر برخي نظريات علماي اسلامي ارائه مي شود به اين شرح که:
اولا، در اجتماع كارهاي مختلفي است كه بايد انجام گيرد تا آن اجتماع سامان يابد و در اين راستا قطعا"، تقسيم وظائف امري بديهي مي نمايد و تقسيم وظيفه يك امتياز براي يك طرف و يا نقص در طرف ديگر محسوب نمي شود، چه اين كه اين گونه تفاوتها در تقسيم وظيفه، ارزشي نيست، بلكه رعايت تناسب است. «محمد قطب» مي نويسد: «مزيت بزرگ اسلام اين است كه يك نظام اخلاقي و حقوقي واقعي است، هميشه مراعات فطرت بشري را مي نمايد. اسلام مردم را به تهذيب طبايع خود از رذائل نفساني، دعوت مي كند، اما هرگز آن ها را به تغيير طبيعت هاي آن ها دعوت نمي كند. اين درست است كه اسلام زن و مرد را در شخصيت انساني مساوي مي داند ولي اين امر نيز بديهي است كه يكايك اعضاي جامعه انساني نمي توانند در تمام امور با هم كاملا" متساوي و متشابه باشند، بلكه مقتضاي عدالت اجتماعي اين است كه همه اين افراد عضو يك اجتماع، در حقوق عمومي انساني مشترك باشند و لكن ويژگيهاي نفساني افراد و گروهها نيز ناديده گرفته نشود ... و ضرورت وجودي اين تفاوتها نيز به مقتضاي هدف خلقت است. اگر زنان بخواهند مادر باشند بايد احساساتي باشند، عاطفي باشند. اگر مادر بخواهد با جنبه عقلاني خشك باشد، هرگز نيمه هاي شب از بستر نمي خيزد ... اگر صد پدر هم جمع شوند، هرگز نياز عاطفي كودك به مادر را اقناع نمي سازند. بر عكس، غلبه، جهت عاطفي و احساساتي در مردان كه نوعا" در كارهاي اقتصادي و اجتماعي و سياسي و مديريتي جامعه تلاش مي كنند، موجب مي شود كه آن ها نا موفق باشند زيرا اداره اين امور نياز به تعقل و تدبير دارد. اگر يك قاضي بخواهد با روحيه ئ احساساتي حكم كند، هرگز نه حكم عادلانه خواهد داد و نه آنچه مصالح جامعه را تضمين كند»، (محمد قطب، شبهات حول الاسلام ; دار النعمان في النجف، الطبعه السادسه، 1963، صص 112 - 115)
ثانيا: نفي جواز امامت جماعت توسط بانوان، امر مسلم نزد همه فقها نيست، بلكه اكثر فقها (حداقل در بين معاصرين) از جمله مقام معظم رهبري معتقدند كه امامت جماعت بانوان براي بانوان منعي ندارد، (رجوع شود به رساله هاي عمليه مراجع تقليد و نيز اجوبه الاستفاآت مقام معظم رهبري، ص 167، مسأله 606).
ثالثا: كساني كه قائل به منع امامت جماعت توسط بانوان هستند، نوعا فتوي به عدم صحت نداده اند بلكه بنابر احتياط وجوبي چنين نظري را اتخاذ كرده اند و دليل آن نيز روشن است چون مدرك قابل اعتنايي در مسأله وجود ندارد بلكه دليل آن ها يا اجماع مدركي است كه فاقد شرايط اعتبار و حجيت است و يا حديث ضعيف است (الحر العاملي، وسايل الشيعه، كتاب القض، باب 2 از ابواب صفات القاضي) كه مرحوم مجلسي اول در كتاب «روضه المتقين»، (ج 12، صص 3 - 4) احتمال ضعف سند را داده است. علاوه بر آن كه لحن آن نيز «منع» و سلب يك حق نيست بلكه ترخيص از يك تكليف لزومي و وظيفه دشوار است. در اين روايت كه رسول خدا(ص) به علي (ع) مي فرمايد «يا علي ليس علي المرأه جمعه ... » با تعبير «ليس علي» تكليف شاق و صعب حضور در نماز جمعه و جماعت و تصدي قضا از زن برداشته شد، پس مفاد آن حديث، سلب تكليف است نه نفي حق.
رابعا: در خصوص امامت جمعه، چون اين منصب منحصر به اقامه نماز جمعه نمي شود بلكه مستلزم يك سلسله كارهاي اجتماعي و مديريتي در جامعه است كه اين امر خود مقتضي فعاليت هاي خارج از منزل و ارتباط با افراد غير محرم است و رويكرد دين مبين اسلام براي رعايت عفاف، اجتناب از تماس نامحرمانه بين زن و مرد و حضور بيشتر بانوان در خانواده، و عهده داري وظائف مقدس مادري است كه مركز و كانون سعادت است آنچنانكه رسول اكرم (ص) فرمودند: «بهشت زير پاي مادران است.» انجام اين رسالت خطير از مردان ساخته نيست، بانوان را از اين تكليف معاف دانسته است.
خامسا: به هر صورت بايد توجه داشت كه امامت جماعت يا جمعه يا تصدي قضا و ... به هيچ نحو بيانگر هيچ گونه كمال يا امتيازي نيست كه عدم آن نشانه نقص باشد، زيرا همانطور كه خداوند متعال فرمود، يگانه ارزش نزد خداوند متعال، در پرتو كسب تقواي الهي است، (ان اكرمكم عندالله اتقيكم، حجرات 13) كه براي همگان ميسر است و هيچ در پيش شرط جنسيتي يا قومي و نژادي ندارد و راه كسب آن نيز عبوديت و بندگي خداوند است، (ان اعبدوني هذا صراط مستقيم، يس 61) نه جعل امتياز و حقوق كه به منظور تقسيم يك سري وظائف اجتماعي است.
 

بري آگاهي بيشتر ر.ك:
1- نظام حقوق زن در اسلام شهيد مطهري
2- زن در آيينه جلال و جمال الهي آيت اللّه جوادي آملي
3- مقاله تساوي حقوق زن و مرد از ديدگاه اسلام علي محمدي آشناني.

پايان



نظر شما راجع به اين مقاله

 

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها