خانه > احكام و فلسفه احکام >409


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
قرص شب امتحان (تار...
پيامدهاي خودارضايي...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
همجنسگرايي، علل و ...
هولوكاست چيست؟
عجم، دشمن اهل بيت؟...
علامت قبولي توبه
گناهان كبيره
چگونه از ياران اما...
چشم چراني، آثار و ...
رابطه دختر و پسر
احكام نماز و روزه ...
تقويت اراده در انج...
اخلاق پيامبر (4) -...
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
نقش قرآن در زندگي ...
لیست کتب اداره مشا...
شوخي هاي پيامبر
دوستي با نامحرم در...
جلسه خواستگاري
...

شيوه هاي کنترل نفس...
چه كنم گناه نكنم؟!
دفتر 30 پرسش ها و ...
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
اثر بيدار ماندن بي...
گرايش دختران آمريك...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
فطريه چيست؟
ايميل هايي از شيطا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
دفتر 32 پرسش ها و ...
مهارت ارتباط مؤثر ...
اخلاق پيامبر(2)- م...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2218

بازدید مقالات:
8468900

بازدید سوالات:
2662326



تساوي زن و مرد (1) بازديد: 8862

در اين مقاله و شماره بعدي آن سعي خواهد شد به بررسي اين که چرا زنان نمي توانند قاضي و پيامبر و امام جماعت و ... شوند پرداخته شود (بحث تساوي زن و مرد) لطفا نظرات خود را درج فرمائيد.

مطلبي كه در اسلام به آن توجه خاص شده مسأله تفاوت‏
هاي روحي و جسمي زنان و مردان و نيز تفاوت وظايف آنهاست. يك حقيقت غير قابل انكار اين است كه مرد و زن از نظر جسمي و شرايط فيزيولوژيك با يكديگر متفاوتند و هر يك براي انجام وظايف ويژه‏اي آفريده شده ‏اند. اينكه بعضي‏ ها اصرار دارند اين دو جنس را مساوي در همه چيز قلمداد كنند اصراري دور از واقعيت است و مطالعات مختلف علمي آن را انكار مي‏ كند (مطهري، مرتضي، نظام حقوق زن در اسلام، بخش هفتم، صص 167-190) آيا با وجود اين تفاوت آشكار مي‏ توان گفت زن و مرد بايد در تمام شئون همراه يكديگر گام برداشته و در تمام كارها مثل هم باشند؟ حتي در جوامعي كه شعار آنها مساوات و برابري بين زن و مرد در تمام جهات است، در عمل غير آن ديده مي‏ شود. مثلا مديريت سياسي و نظامي بيشتر آنها در دست مردان است. واقعيت اين است كه جنس زن براي انجام وظايف متفاوتي با مرد آفريده شده و به همين دليل احساسات متفاوتي دارد. قانون آفرينش، گرمي كانون خانواده و پرورش نسل‏ ها را بر عهده او گزارده به همين دليل سهم بيشتري از عواطف و احساسات به او داده است. در حالي كه وظايف خشن و سنگين اجتماعي بر عهده جنس مرد گذارده شده و سهم بيشتري از دورانديشي به او اختصاص يافته. بنابراين اگر بخواهيم عدالت را اجرا كنيم بايد پاره‏ اي از وظايف اجتماعي كه نياز بيشتري به انديشه و مقاومت و تحمل شدائد دارد بر عهده مردان گزارده شود و وظايفي كه عواطف و احساسات بيشتري را مي‏ طلبد بر عهده زنان. (مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، جلد 2، ص 164 ذيل آيه 228 سوره بقره) قرآن كريم با تصريح به واقعيت حقوقي زنان، عدالت در وضع قوانين را نيز گوشزد نموده است، با اشاره به اين حقيقت كه لازمه اين عدالت عدم برابري بين زنان و مردان در برخي حقوق است (تفسير نمونه، جلد 2، ص 157 و 156 ذيل آيه 228 سوره بقره)

آنجا كه م ي‏فرمايد: «و لهن مثل الذي عليهن بالمعروف و للرجال عليهن درجه و الله عزيز حكيم؛ و براي زنان همانند وظايفي كه بر دوش آنهاست حقوق شايسته‏ اي قرار داده شده و مردان بر آنان برتري دارند و خداوند توانا و حكيم است.» (بقره (2)، آيه 228)

در تفسير مجمع البيان آمده است (طبرسي، فضل‏بن حسن، تفسير مجمع البيان، جلد 3، ص 73؛ نگاه كنيد: تفسير نمونه، جلد 3، ص 362، ذيل آيه 32، سوره نساء): ام سلمه يكي از همسران پيامبر روزي به پيامبر اكرم(ص) عرض كرد: چرا مردان به جهاد مي روند و زنان جهاد نمي كنند و چرا براي ما نصف ميراث آنها مقرر شده اي كاش ما هم مرد بوديم و همانند آنها به جهاد مي‏ رفتيم و موقعيت اجتماعي آنها را داشتيم و همانند اين پرسش‏ها را ديگر زنان نيز از پيامبر(ص) مطرح كرده بودند كه اين آيه نازل شد: «برتري‏هايي كه خداوند نسبت به بعضي از شما بر بعضي ديگر قرار داده آرزو نكنيد (اين تفاوت‏ هاي طبيعي و حقوقي براي حفظ نظام اجتماع شما و طبق اصل عدالت است ولي با اين حال:) مردان و زنان هر كدام بهره‏اي از كوشش‏ ها و تلاش‏ ها و موقعيت خود دارند (و نبايد حقوق هيچ يك پايمال گردد) و از فضل (و رحمت و بركت) خدا درخواست كنيد و خداوند به هر چيز داناست.» (نساء (4)، آيه 32)

همان طور كه در شأن نزول آمده است تفاوت سهم ارث مردان و زنان و ديگر تفاوت ها براي جمعي به صورت يك سؤال در آمده بود آنها گويا توجه نداشتند كه اين تفاوت به خاطر آن است كه هزينه زندگي عموما بر دوش مردان است و ديگر تفاوت‏ها نيز به جهت تفاوت از نظر آفرينش و جنسيت و صفات جسمي و روحي است كه همه آنها بر طبق عدالت و قانون الهي است و اگر غير آن مصلحت بود براي شما قرار داده مي‏ شد بنابراين آرزوي تغيير آنها يك نوع مخالفت با مشيت پروردگار -كه عين حق و عدالت است - مي‏ باشد. اما در عين حال اين آيه گوش زد مي‏ كند كه نبايد اين تفاوت جنسيت سبب شود كه يكي از اين دو جنس حقوق ديگري را پايمال كند لذا بلافاصله مي‏ فرمايد: «مردان و زنان هر كدام بهره‏اي از كوشش ‏ها و تلاش‏ها و موقعيت خود دارند».

نكته مهم ديگري كه بايد به آن توجه داشت: اهميت و اهتمام اسلام به حفظ حرمت زن و پاسداشت كرامت وي و تأكيد بر حفظ عفت و پاكدامني اوست. و شايد يكي از فلسفه‏ هاي قوانيني كه اين گونه محدوديت ها را براي بانوان قرار داده است در صدد توجه دادن آنان به جايگاه بلند و مرتبه والاي آنان در آئين الهي مي ‏باشد و توجه دادن به كرامتي است كه خداوند به آنان بخشيده و فراهم آوردن ضمانت ‏ها و تعهدات كافي براي حفظ پاكي و پاكدامني آنان مي ‏باشد. (مقاله: شايستگي زنان براي عهده‏داري قضاوت، محمدي گيلاني، فصل‏نامه فقه اهل بيت، تابستان 1376، شماره 10، ص 114)

 

قضاوت‏

اما از سوي ديگر، اسلام زن را مانند مرد برخوردار از روح كامل انساني و اراده واختيار دانسته و او را در مسير تكامل كه هدف خلقت است مي‏ بيند لذا هر دو را در يكصف قرار داده و با خطاب‏هاي «يا ايها الناس» و «يا ايها الذين آمنوا» مخاطب ساختهبرنامه ‏هاي تربيتي، اخلاقي و علمي را براي آنها لازم كرده است. و با آياتي مثل «منعمل صالحا من ذكر أو انثي و هو مؤمن فاولئك يدخلون الجنه» (غافر (40)، آيه 40)

وعده برخوردار شدن از سعادت كامل را به هر دو جنس داده و با آياتي مانند: «من عملصالحا من ذكر او انثي و هو مؤمن فلنحيينه حيوة طيبة و لنجزينهم اجرهم باحسن ماكانوا يعملون»(نحل (16)، آيه 97) مي ‏گويد: هر كدام از زن و مرد مي ‏توانند بهدنبال انجام برنامه ‏هاي اسلام و وظايف الهي به تكامل معنوي و مادي برسند و بهحياتي طيب و پاكيزه كه سراسر سعادت نور است گام نهند.

براي آگاهي بيشتر و بهتر مطالعه كتاب ارزشمند «نظام حقوق زن در اسلام» اثر استادشهيد مطهري، به خصوص بخش ‏هاي پنجم، ششم و هفتم را توصيه مي ‏كنيم. اما در رابطه باقضاوت زن قبل از پاسخ به اين سؤال مقدمه كوتاهي لازم است.

هر چند گرايشات افراطي به تساوي حقوقي زن و مرد از يك سو و ظلم تاريخي وارد بر زناناز سوي ديگر، ممكن است سخن گفتن از تفاوت‏ هاي زن و مرد را با مشكل و قضاوت پيشينيمنفي روبرو سازد، اما حقيقت آن است كه واقعيات عيني تابع احساسات و قضاوت انسانقرار ندارند و تفاوت زن و مرد هم از نظر جسمي و بدني و هم از نظر روحي و عاطفي آنقدر روشن است كه انكار آن همچون انكار بديهيات است. البته واضح است كه سوء استفادهمردان از اين تفاوت طبيعي و ذاتي هرگز نمي ‏تواند دليلي بر نفي و انكار اين تفاوتها باشد، بلكه برعكس فقط شناخت اين تفاوت است كه مي‏ توان به تنظيم روابط حقوقيعادلانه متناسب با اين واقعيات براي زن و مرد اقدام نمود. تفاوت زن و مرد - چه بهصورت درست و چه به صورت نادرست - از ديرباز مورد توجه دانشمندان و فيلسوفاني همچونافلاطون و ارسطو بوده است و امروز نيز به گونه ‏اي ديگر مورد توجه دانشمندان علومفيزيولوژي، روان‏شناسي و جامعه‏ شناسي قرار دارد. از ديدگاه اسلام اين تفاوت به هيچوجه به اينكه مرد يا زن جنس برتر است و ديگري جنس پايين‏ تر و پست‏ تر و ناقص ‏ترمربوط نيست. قانون خلقت اين تفاوت‏ها را براي اين به وجود آورده است كه پيوندخانوادگي زن و مرد را محكم‏تر كند و شالوده وحدت آنها را بهتر بريزد (با اين مقدمهبه سراغ سؤالات مي ‏رويم).

تصدي امر قضا به عنوان يك واجب كفايي، بيش از آنكه حق باشد تكليف است. لذا در برخيروايات با تعبير «ليس علي المرئه» يعني بر عهده زنان اين تكليف تحميل نشده است وتعبير «ليس للمرئه» نشده است.
آنچه مسلم است اين است كه زن، وظيفه ‏اي براي تصدي امر قضا ندارد. اما سخن اين استكه آيا منصب قضا خاص مردان است؟ مشهور چنين معتقدند هر چند كساني هم هستند كه مردبودن را براي قاضي و قضاوت شرط نمي‏دانند. جداي از بحث‏هاي تخصصي و فقهي، توجه بهاين نكته سودمند است كه هر چند هم قضا و هم برخي از امور اجرايي از قبيل وزارت هردو از شاخه ‏ها و زيرمجموعه ‏هاي امامت و رهبري هستند اما اين تفاوت اساسي بين آنهاوجود دارد كه امور اجرايي به طور مستقيم يا غيرمستقيم تحت اشراف رهبري بوده و دخالتو اعمال ولايت توسط رهبر در اين حوزه برابر اصل است، ولي مقام و منصب قضاوت، چنيننيست زيرا هر چند قاضي منصوب امام و رهبر است اما به لحاظ وظيفه قضايي مستقل است وبه همين جهت اشراف بر او و دخالت در كار او خلاف اصل است. با توجه به اين تفاوت وبا توجه به آنكه در قضاوت از هيجانات احساسي و عاطفي و بهره ‏مندي او از حزم ودورانديشي او را در صدور رأي صائب كمك مي ‏كند اختصاص اين وظيفه به مردان و معافيتزنان از اين تكليف كاملاً توجيه ‏پذير است زيرا قواعد اجتماعي و قوانين حقوقي برحسب وضعيت غالب تدوين مي‏ شوند از اين رو وجود تعداد زناني فاضل و صاحب حزم و حاكمبر احساسات و عواطف خود، نمي‏ تواند ناقض قانون فوق باشد. ولي در عين حال براساسداده ‏هاي علم روان شناسي و نيز آنچه كه همه ما وجدانا در زندگي اجتماعي مشاهده مي‏كنيم زنان نوعا احساساتي تر هستند و اين امر نه تنها نقطه ضعف براي آنان نيست و نهتنها يك حسن؛ بلكه يك ضرورت زندگي براي آنان است تا از اين طريق در ايفاي نقش بيبديل و بي نظير پرورش و تربيت عاطفي فرزندان موفق باشند و چون احساساتي تر هستندبعد عقلانيت آنها تحت تأثير هيجانات، عواطف و احساسات قرار مي گيرد.

مسأله قاضي نبودن زن يكي از احكام بسيار حكيمانه اسلام در حمايت از زن است، زيراقضاوت تنها نيازمند علم نيست، بلكه تناسب روان شناختي نيز نياز دارد. برخورد باانواع بزهكاران و صدور احكام خشن در برابر آنان هرگز با روحيات لطيف زن سازگاريندارد. تجربه چند ساله اخير نشان داده است كه چند مورد استفاده از زنان در برنامه‏هاي قضايي موجب ابتلاء برخي از آنان به بيماري ‏هاي شديد عصبي و رواني شده است.برخي از آنها پس از چند روزي، درخواست كناره‏ گيري از اين كار نموده ‏اند. بنابراينكشاندن زن در اين صحنه ‏ها امتيازي براي زن نيست، بلكه انهدام و نابودي شخصيت اواست. در اين ورطه سخن بسيار است، ليكن به جهت رعايت اختصار به همين مقدار بسنده مي‏شود.

 

ادامه دارد ...


نويسنده :
info@porseman.org



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها