خانه> قرآن و حديث >408


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
نظرات مقاله «پيامد...
احضار روح با نعلبك...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
احكام نماز و روزه ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
جلسه خواستگاري
...

گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
لیست کتب اداره مشا...
موي بلند و وضو
خاطره اي جالب از ز...
اخلاق پيامبر - توص...
امام خميني(ره) و غ...
تا باشگاه هسته اي

آمار سایت


تعداد مقالات:
2025

بازدید مقالات:
6198361

بازدید سوالات:
2563222



انقلابي ديگر؛ سخنان امام سجاد در شام (2) بازديد: 5175

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


در شماره قبلي اين مقاله به سخنراني هاي امام سجاد(ع) و گفتگوهاي آنها پرداختيم. در اين شماره به بحث هايي مثل بازماندگان عاشورا در شام و ماندگاري امام حسين(ع) خواهيم پرداخت. لطفا نظرات خود را درج فرمائيد.

 

بازماندگان عاشورا در شام

جشن و پايكوبي آتش افروزان كربلا، در كوفه و شام چنان بود كه گويي اين حاكمان مدعي اسلام، بزرگترين دشمن دين خدا را از ميان برداشتند. گرچه اين شادماني چندان دوام نيافت اما بر دل هاي حادثه ديده بازمانده از كربلا، سنگين و طاقت فرسا بوده است.

اگرچه آنان كه با ديده اي الهي به قضاياي جهان مي نگرند و با قلبي مملو از عشق خداوند سبحان آن را تحليل و تجزيه مي نمايند، بر مصيبتي با اين عظمت سنگين -كه در آسمان و زمين مانند ندارد-شكيبايي مي ورزند و اميد به حضرت حق دارند و نااميدي و افسردگي پيشه نمي كنند. سخنان اهانت بار حاكم كوفه با دخت علي(ع)، حضرت زينب كبري(س)، كه گوياي عمق نفرت و نفاق و بي ديني عبيدالله بن زياد بود، مي توانست هر انسان شكيبايي را از پاي درآورد اما درس آموز مكتب فاطمي و علوي به نيكي مي داند كه وظيفه پيام رساني عاشورا، خود استمرار قيام حضرت اباعبدالله الحسين(ع) است و زينب(س) چه زيبا به عربده هاي مستانه وي پاسخ مي گويد: «ما رأيت من الله الا جميلا» در حادثه جانكاه و غمبار كربلا، از خدا جز زيبايي نديده ام. و آن گاه كه سخن مي گويد گويا، در اين حادثه، هيچ آسيبي نديده است، چنان سخن مي گويد كه گويا اميرالمؤمنين علي(ع) خطبه مي خواند و مجلس را چنان دگرگون مي سازد كه آغازين طليعه قيام هاي توابين را مي توان به چشم ديد، آري آنان كه سرمست از پيروزي ظاهري بوده اند را رسوا ساخت و مردم به انديشه در آنچه كرده اند واداشت.

اين كاروان، چنان كه دشمنان طراحي كرده اند قرار است با همان سختي و مرارت، به سوي شام برده شود، بايد جهانيان بدانند كه اين مدعيان خلافت اسلامي، چه پليدي و پلشتي ها و ستم ها در حق پيامبر خاتم(ص) روا داشته اند ... با بدترين نوع رفتار، تلخ ترين شيوه رفتن، و جانگدازترين يادآوري آن حماسه، از كوفه با مركب هاي محاصره شده به سوي شام برده مي شوند، در شام تبليغ چنان گسترده است كه مردم تصور كرده اند گروهي دشمنان دين، شورشيان قدرت طلب و خطرناك را از ميان برداشته اند و همراهانشان را آورده اند.

اين ناآگاهي در مردم كوفه وجود ندارد، چرا كه اولا كوفه مركز حكومت علي(ع) ‌است و با خاندان علي(ع) به طور كامل آشنايي دارند، ثانيا مردم كوفه هم از امام حسين(ع) جهت حكومت بر آنان دعوت كرده اند و ثالثا مسلم بن عقيل، در نامه اش اين اشتياق مردم كوفه را تأييد كرده است و رابعا اين كه در تاريخ به طور آشكار نقل شده است كه در مسير راه برخي به امام حسين(ع)‌گفته اند كه مردم كوفه دلهايشان با شماست ولي شمشيرهاشان عليه شماست و ... . اين نشان از آن است كه مردم كوفه امام حسين(ع) و خاندان ايشان را كاملا مي شناخته اند و داستان هايي كه درباره عدم شناخت اصحاب امام حسين(ع) در كوفه نقل مي شود محل تأمل و ترديد است و بايد با دقت بيشتري نقل شود.

اما مردم شما از آغاز اسلام آوردن در زمان خليفه دوم، حكومت يزيد بن ابي سفيان برادر معاويه را مدت كوتاهي تجربه كرده اند و بعد از مرگ وي، خليفه دوم به پاس قدرداني از ايشان، برادرش معاويه بن ابي سفيان را حاكم آنجا كرد كه بيش از چهل سال وي حاكم شام بوده است. از اين نكته و مسائل متعدد ديگر مي توان فهميد كه دينداري مردم شام، دينداري همراه با بصيرت و آشنا با روح دين نيست و از فهم درست دين بي بهره بوده اند و به نوعي در آموزه هاي ديني، دشمني و مخالفت با علي(ع) را نيز آموخته اند، اينجاست كه امام سجاد(ع) به تفصيل به معرفي خود، پدر و جد بزرگوارش مي پردازند و به گونه اي تلاش كرده اند تا به مردم بفهمانند كه اولا در دينداري و ايمان شان ذره اي ترديد وجود ندارد و ثانيا آنان هيچ طمعي به دنيا نداشته اند بكله اين دنيا خواهي حاكمان شام بوده است كه بيعت گرفتن به هر قيمت را، زمينه كشتار وحشيانه فرزندان پيامبر اكرم(ص) قرار داده اند و گروهي ناآگاه براي رسيدن به دنيايي بهتر، چنان كرده اند و ... .

مردم ناآگاه از انگيزه هاي كشتار اين انسان هاي پاكباخته در كربلا، در پرتو سخنان روشنگرانه آن امام عزيز (امام سجاد-ع-) دريافتند كه حاكمان شام و كوفه براي دنيايي بدون دين، و به دور از آموزه هاي قرآني و اسلامي، به اين رفتار ددمنشانه دست يازيدند و آنان را فريب داده اند، ... كه خود زمينه آشنايي اين مردم با اهل بيت(عليهم السلام) گرديد و آغاز عزاداري در شام.

تأثير اين سخنراني آن قدر زياد هست كه تاريخ نگاران آورده اند. در كتاب تذكره سبط ابن جوزي و هم در كامل ابن اثير نقل شده است كه: چون سر امام را به شام آوردند، نخست يزيد شاد شد و از كار ابن زياد اظهار خشنودي نمود و براي ابن زياد جوايز و هدايايي فرستاد، اندكي كه از ماجرا گذشت، نفرت و خشم مردم را از اين عمل زشت احساس كرد و ديد كه مردم به او دشنام مي‏ دهند، از كرده و گفته خود پشيمان شد و مي‏گفت: خداوند پسر مرجانه را لعنت كند كه كار را آنچنان بر حسين سخت گرفت كه راه مرگ را آسانتر شمرد و شهيد گرديد! و مي ‏گفت: مگر در ميان من و ابن زياد چه بود كه مرا چنين مورد خشم مردم قرار داد و تخم دشمني مرا در دل نيكوكار و بزهكار كاشت؟! (كتاب قصه كربلا، ص 506)

سيوطي مي ‏گويد: "فسر بقتلهم اولا ثم ندم لما مقته المسلمون علي ذلك و ابغضه الناس و حق لهم ان يبغضوه!" (تاريخ الخلفاء 208).

طبري مي‏ گويد: "فسر بقتلهم اولا و حسنت بذلك منزلة عبيد الله عنده ثم لم يلبث الا قليلا حتي ندم علي قتل الحسين"، تا آنجا كه مي ‏گويد يزيد گفت: "لعن الله ابن مرجانة! فبغضني الي المسلمين و زرع لي في قلوبهم العداوة فبغضني البر و الفاجر بما استعظم الناس من قتلي حسينا!"، از اين نقل واضح است كه تزلزل موقعيت اجتماعي و خشم مردم نسبت به او، يزيد را وادار به تغيير روش كرد. (تاريخ طبري 5/255)

حتي يزيد هم از كشتن امام حسين(ع)‌و ياران وفادارش خود را تبرئه كرد و عبيدالله بن زياد را عامل اين قتل شمرد و او را نفرين و لعن مي كرد. اما اين از شيوه هاي حاكمان منافق و تزويرگر است كه در نهان و پنهاني دستوري مي دهند و به انجام آن از عمق جانشان خوشحالند اما در ظاهر براي عوام فريبي و ظاهر سازي، اظهار بي اطلاعي، ناخشنودي و ناراحتي مي كنند و خود نيز اشك تمساح مي ريزند. اگر نبود اين سخنان روشنگرانه و دقيق و زيبا –در حاليكه آزار دهنده ترين رفتار را حاكمان از خود به نمايش گذاشتند و بيشترين اهانت و دشمني را روا داشته اند- قيام  حضرت سيدالشهدا(ع)، را چنان زشت و قدرت طلبانه و ضدديني جلوه مي دادند كه اثري و ثمري از آن باز نمي ماند.

 

ماندگاري حسين(ع)

برخي گمان مي كنند با پيروزي به هر قيمت مي توانند به ماندگاري خويش نيز مدد رسانند اما در طول تاريخ و در ادبيات قرآن مي توان به نيكي دريافت آنان كه با حق و دين گره خورده اند جاودانه و ماندگار شده اند و دشمنان و مخالفان حق و حقيقت –اگرچه مدتي بر اريكه قدرت باقي بمانند- نابودشدني و از بين رفتني هستند. حسين(ع) در سال 61 در بيابان كربلا با ياران وفادارش در راه تبليغ دين و عمل به سنت پيامبر اكرم(ص) و علي(ع) به شهادت رسيد و يزيد پيروز ظاهري ميدان شد اما تمام مدت حكومت يزيد بيش از سه سال به درازا نيانجاميد و دودمان اموي در مدتي كوتاه برچيده شد و جز نفرت و نفرين يادگاري بر ايشان بر جاي نماند، اما در طول تاريخ هواداران و عاشقان حسين(ع)، هميشه ياد و نامش را گرامي داشتند و در همان شهر كوفه قيام هاي بزرگي شكل دادند و به خونخواهي آن امام(ع) برخاستند و ... .

از سخنان زينب كبري(س) در كوفه و امام سجاد(ع) در شام، اين درس آموخته مي شود كه بايد در راه دفاع از حق، هيچگاه از پاي ننشست و از وارد شدن مصيبتي هر چند بزرگ بي تابي نكرد و نااميد نشد و از هر اندوهي، بايد براي تبليغ درست دين و ارزش ها بهره جست.

و امروزه نيز انديشمندان و سخنرانان و عالمان ديني مؤظفند به تبيين درست دين و معارف قرآني بپردازند و پيرايه ها و خرافات و تعصبات ناروا را از چهره دين بزدايند و معيار پيروي از حق را به دست بدهند تا كساني به نام دين و ارزش هاي ديني، به ترويج خرافات و جهالت ها نپردازند.

 

پايان



نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       hassan ghezelbash : به نظر من اگر متن سخنان امام سجاد در ابتدا آورده می شد خیلی بهتر می شد.

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها