خانه> دفتر خاطرات >288


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
احكام نماز و روزه ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
جلسه خواستگاري
...

گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
لیست کتب اداره مشا...
اخلاق پيامبر(2)- م...
موي بلند و وضو
خاطره اي جالب از ز...
اخلاق پيامبر - توص...
امام خميني(ره) و غ...
تا باشگاه هسته اي

آمار سایت


تعداد مقالات:
2049

بازدید مقالات:
6313443

بازدید سوالات:
2573960



بايد بريم بميريم بازديد: 4443

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


شهيد بهشتي زندگي عجيبي داشت، ما تنها 10 صحنه از زندگي او را آورده ايم، اما ابعاد روحي او خيلي بيش از اينهاست. اگر همين ها را هم نگوييم «بايد بريم بميريم». اينها را به عنوان نمونه بخوانيد ولي حتما به دنبال خاطرات ديگرش باشيد.

 

1- يك‌بار در سن 16سالگي به روستايي رفتم؛ آنجا در دهه محرم و صفر، منبر مي‌رفتم. در يكي از سفرها از ظلم كدخدا صحبت شد؛ كه هم كدخدا بود و هم ارباب. به جوان‌هاي روستا گفتم: كه چرا بايد اين برشما حكومت كند و زور بگويد؟ گفتند: سرنيزة ژاندارم از او حمايت مي‌كند؛ گفتم: اين كدخدا را بايد برداريم، حالا اگر او را برداريم، كدخداي خوب داريد؟ گفتند: بله، آقا سيدجعفر، آدم خوبي است و ما همه او را قبول داريم. ما دست به كار شديم تا كدخدا و ارباب را از ده بتارانيم؛ ولي مگر دست تنهايي مي‌شد؟ جوانان روستا را برضد او بسيج كرديم، ولي كافي نبود پشت او در شهر به فرمانداري محكم بود در شهر تلاش كرديم يك وسيله‌اي پيدا كنيم كه فرماندار از كدخدا حمايت نكند. آن وقت كدخدا را جاكن كرديم و سيدجعفر را به جايش گذاشتيم.

2- گفتم: «آقا فكر نمي‌ كنين توي اين جلسه عمومي ممكنه مأموراي ساواك هم باشن. شايد صحيح نباشه اينقدر صريح صحبت بكنين!» گفت: «اگه ما اين حرفها رو نگيم بايد بريم بميريم.»

3- مثل وقتي كه مي‌خواستن برن مسافرت. انگار نه انگار. خيلي راحت رفتن يه حوله، يه مسواك و يه خميردندون با خودشون برداشتن و بعد هم با مأموراي ساواك رفتن. اين اولين دستگيري پدرم بود.

4- اين جمله شده بود جزء شاخصه هاي مهم انديشه هاي دكتر: «هيچ حكم اسلامي نيست كه نتوان آن را توجيه عقلاني كرد». حتي سيد مي آيد براي حكم تحريم ربا يك دليل عقلاني مي آورد؛ موضوعي كه خيلي ها معتقد بودند اين حكم، از احكامي است كه بايد تعبداً پذيرفت. يا شايد شنيده باشيد كه زماني استخاره هاي سيد اعجاب انگيز بوده ولي از يك تاريخي به بعد ديگر قطع مي شود و دليل كار را پس از اصرار افراد مي گويد كه: اين كار اراده و اتكاء به عقل را تضعيف مي كند! علت اين رفتارش هم در ارائه دين، واضح است. او معتقد است، دين اسلام، جهاني است پس بايد با زبان عقل فطري آن را بيان كرد.

5- توي يکي از کشورهاي خارجي يك بار وقت نماز ظهر كه شده بود، ماشين‌رو كنار يك پاركينگ نگه مي‌داره و پياده مي‌شه، نماز مي‌خونه. مردم هم هاج و واج دورش جمع مي‌شن. تا حالا اين حركات عجيب رو از كسي نديده ‌بودن! پليس را خبر مي‌كنن پليس بعد از نماز مي‌ره سراغ سيد و می خواد از كارهاي سيد سر در بياره. دليل كارهاش رو ازش مي پرسه. جواب مي ‌شنوه كه من مسلمانم و اين‌هم يكي از عبادت‌هايي است كه بايد انجام بديم. بعد مي پرسه: چه‌طور شما كه با مذهب ‌ها و مردم مختلف سر و كار دارين، اين را نمي‌ دونين؟! مأمور پليس هم عذرخواهي مي كنه و مي گه: ما فكر ‌كرديم شما دارين شعبده بازي مي‌كنين!

6-  اونجا توي هامبورگ براي مسلمونا، پيداكردن گوشتي كه ذبح شرعي شده باشد، يه مشكل بزرگ بود اما...

آقا هماهنگ كرده بودند با شهرداري و با يه قصاب. هفته ‌اي چندبار مي ‌اومد همون قصابي و خودش شروع مي‌كرد به ذبح شرعي. تا اينكه سروصداي بعضي از روستايي‌ها هم در اومد. براي اونا هم آقا فكري كردن. سفارش‌ها رو مي‌گرفتن و گوشت‌ها رو ليست مي‌كردن. كم ‌كم بقيه مردم غيرمسلمان هم شده بودند مشتري اين فروشگاه مي ‌گفتند گوشت اين فروشگاه زمان بيشتري سالم مي ‌مونه!

7- سيد مي‌ گفت ساواك در مورد من «پياده ي پياده» بود. اين قطعه كه با هم مي‌خوانيم، قسمتي از يك سند ساواك است. سند شماره 86/21 مورخه 11/1/47:

«آقاي محمد حسيني بهشتي نماينده مذهبي ايران در هامبورگ كتابي به نام صداي اسلام در اروپا (نماز) نوشته... كه در صفحه 20 آن درباره جمله بسم‌الله مي‌نويسد در جامعه مسلمانان هر ساختمان يا مؤسسه جديد فقط بايد به نام خدا افتتاح شود و افتتاح آن به نام هيچ كس جايز نيست و در جاي ديگر مي‌نويسد مداحان خود فروخته كم‌كم آنها را در جامعه به صورت بتهاي مغرور خودكامه و خطرناكي در مي‌آورند كه خودآگاه يا ناخودآگاه انتظار دارند مردم به حد پرستش به آنها احترام گذارند و از آرا و فرمانهايشان بي‌چون و چرا تبعيت كنند.

110،106ـ نظريه: نظر مؤلف از جمله افتتاح ساختمانها و مؤسسات... افتتاح و شروع كار مؤسسات جديدي است كه به نام شاهنشاه آريامهر انجام مي‌گيرد لذا چاپ و انتشارات كتاب يادشده به مصلحت نيست.»

8- انتقاد اگر داريد بكنيد ولي راست بگوييد؛ چرا اين‌قدر درباره خانه من درباره ماشين من كه سوار مي‌شوم [دروغ مي گوييد]؟ درباره همسر من مي‌گويند، همسر آلماني دارد. من اصلاً سيگار نمي‌كشم، مي گويند زير سيگاريش طلاست. گفته بودند اين با ماشين كه از در خانه‌اش وارد مي‌شوي؛ بايد يك ربع ساعت راه بروي تا به ساختمان برسي، اين دروغ‌ها را تاكي مردم باور مي‌كنند. تنها افتخار من اين است كه يك طلبه هستم كه هرچه از دستم برآيد به اين انقلاب خدمت بكنم... هر روز شايع مي‌كنند كه بهشتي در خانه علَم نشسته در صورتي‌كه اين خانه سال‌هاي سال است مال من بوده... از اندوخته چهل ميليون توماني من در بانك اسلامي و از ثروت شصت و اندي ميليوني من در شركت‌هاي ساختماني سخن مي‌گويند...

9- اين چند جمله مربوط است به راديو بي بي سي، برنامه جام جهان نماي اول، برنامه شبانگاهي 8/4/1360:

«آيت الله دكتر سيد محمد حسيني بهشتي، رهبر حزب جمهوري اسلامي، رييس ديوان عالي كشور و عضو شوراي رياست جمهوري، مردي خوش لباس، با چهره اي گيرا و پر ابهت بود. گر چه او با ديدي نو به مسايل زمان مي نگريست، اما در عمل سياستگري را پيشه ساخته و هرگز كلمه اي بي جا بر زبان نمي آورد و در ميان روحانيت ايران، او از معدود كساني بود كه به نظم و سازمان، اعتقاد داشت.

بهشتي به عنوان يك نويسنده اسلامي در مسائلي از قبيل «مفهوم دولت در اسلام» و نيز «نقش روحانيت در رابطه اسلام با مكتب هاي فكري جديد» مطالب فراواني نوشته است. سال هاي اقامت او در آلمان غربي، به عنوان رهبر جامعه مسلمانان هامبورگ، از موضوعات بحث بر انگيز او به ويژه پس از انقلاب بوده است.

قدرت سازماندهي دكتر بهشتي در ايجاد حزب جمهوري اسلامي، تسلط بر قدرت از طريق مجلس و سازمان دادن سپاه پاسداران و جهاد سازندگي به خوبي آشكار شد.

مرگ بهشتي، خلاء قدرتي در تمام دستگاه هايي كه تحت كنترل او بود، به وجود مي آورد و مشكل است بتوان در ميان روحانيت حاكم، كسي را يافت كه بتواند تمام نقش هاي او را عهده دار شود.»

10- «... اشخاصي بودند كه آن قدري كه من از آنها مي‌شناسم از ابرار بوده‌اند، از اشخاص متعهد بوده‌اند كه در رأس آنها مرحوم شهيد بهشتي است. ايشان را من بيست سال بيشتر مي‌شناختم. مراتب فضل ايشان و مراتب تفكر ايشان و مراتب تعهد ايشان بر من معلوم بود. و آنچه كه من راجع به ايشان متأثر هستم، شهادت ايشان در مقابل او ناچيز است و آن مظلوميت ايشان در اين كشور بود. مخالفين انقلاب، افرادي ]را[ كه بيشتر متعهدند، مؤثرتر در انقلاب‌اند، آنها را بيشتر مورد هدف قرار داده‌اند. ايشان مورد هدف اجانب و وابستگان به آنها در طول زندگي بود. تهمت‌ها، تهمت‌هاي ناگوار به ايشان مي‌زدند! از آقاي بهشتي اينها مي‌خواستند موجود ستمكار ديكتاتور معرفي كنند، در صورتي كه من بيش از بيست سال ايشان را مي‌شناختم و برخلاف آنچه اين بي‌انصاف‌ها در سرتاسر كشور تبليغ كردند و مرگ بر بهشتي گفتند، من او را يك فرد متعهد، مجتهد، متدين، علاقمند به ملت، علاقمند به اسلام و به درد بخور براي جامعة خودمان مي‌دانستم.» اين جملات را امام خميني (ره) دو روز بعد از شهادت ايشان فرموده بودند. براي شادي روح هر دوي آنها صلواتي هديه مي کنيم. اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

نگفتم بايد بريم بميريم؛ چند نفر ما، اين چيزها را راجع به شهيد بهشتي مي دانستيم؟



نظر شما راجع به اين مقاله

 

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها