خانه> ايستگاه اول >285


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
قرص شب امتحان (تار...
پيامدهاي خودارضايي...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
همجنسگرايي، علل و ...
هولوكاست چيست؟
عجم، دشمن اهل بيت؟...
گناهان كبيره
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
رابطه دختر و پسر
علامت قبولي توبه
تقويت اراده در انج...
احكام نماز و روزه ...
ماجراي دختران و پس...
اخلاق پيامبر (4) -...
شيوه هاي همسريابي
نقش قرآن در زندگي ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
جلسه خواستگاري
...

لیست کتب اداره مشا...
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
دفتر 30 پرسش ها و ...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
گرايش دختران آمريك...
اگه روسري خود را ب...
دوستي با نامحرم در...
ايميل هايي از شيطا...
شيوه هاي کنترل نفس...
چرا جنگ را ادامه د...
جايگاه و ارزش نماز...
اخلاق پيامبر(2)- م...
خاطره اي جالب از ز...
موي بلند و وضو
اخلاق پيامبر - توص...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2186

بازدید مقالات:
7154815

بازدید سوالات:
2619541



سرمقاله بند تنباني بازديد: 4909

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


 

دانشجو که می گوییم لابد منظورمان کسی است که دانش می جوید؛ اما نه! دانشجو این روزها معنی دیگری در ذهن می آورد. دانش جوییدن ما شده بند تنبانی و شب امتحانی. دانشجو، یعنی کسی که در دانشگاه قبول شده (یا به زور پول و سایر وسایل خود را به دانشگاه خورانده) پس «دانش» جو بودن شرط دانشجو بودن نیست.

*

سخن که از عدالت و عدالت طلبی به میان می آید، لابد گوینده باید کسی باشد که خودش عدالت طلب باشد، یعنی لااقل با خانواده و دوست و همکار خودش عادلانه رفتار کند. اما عدالت طلبی ما شده بند تنبانی و لقلقه زبانی. اگر خودمان را عدالت طلب بدانیم، مثل همان دستمال کثیفی هستیم که آقا فرمود نمی شود با آن شیشه را پاک کرد. همه جا حرفمان عدالت طلبی است، اما در پرونده خودمان، نمونه های زیادی بی عدالتی _از نوع فاحش_ دیده می شود.

*

این ماجراهای بند تنبانی کش دار تر از این حرف هاست. اصلا بند تنبان همان کش است. به هر جا که سرک می کشی امثال آن فراوانند، البته از حق نباید گذشت؛ در همه جا، جنس اصلی و تقلبی کنار هم هستند. اصلا اگر جنسی، اصلی نداشته باشد، تقلبی آن که به بازار نمی آید.

*

سرمقاله که می گوییم لابد انتظار خواندن یک مطلب حسابی و پر معنا داریم. اما سرمقاله های ما هم شده بند تنبانی و لحظه ای و آنی. چه می شود کرد، این یکی را باید تحمل کرد. چاره ای نیست.

*

نشریه که می گوییم...

 

ناگفته بسيار ماند

يا حق؛ امضاء: سردبير



نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       ناشناس : سلام ممنون از اينكه مي خبريدم تنبان را برايم بتعريفيد لطفا
       پرسمان : تنبان همان شلوار باستاني است. بنابراين بند تنبان هم مي شود کش...

       رهگذر : خوب هر چي دلتان مي خواهد به دانشجو تيکه مي اندازيد و آخرش هم مي گوييد بند تنباني بود... يعني به دل نگير
       پرسمان : به دل نگير برادر... خيلي بي راه نگفته ايم.

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها