خانه> کلام و دین پژوهی >266


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
نظرات مقاله «پيامد...
احضار روح با نعلبك...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
احكام نماز و روزه ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
جلسه خواستگاري
...

چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
دفتر 30 پرسش ها و ...
اخلاق پيامبر(2)- م...
موي بلند و وضو
خاطره اي جالب از ز...
اخلاق پيامبر - توص...
امام خميني(ره) و غ...
تا باشگاه هسته اي
مصحف فاطمه (س)

آمار سایت


تعداد مقالات:
1999

بازدید مقالات:
6110617

بازدید سوالات:
2558261



امامت در قرآن 1 بازديد: 7624

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


امامت و رهبري جامعه بشري از ديرپاترين مسائلي است که با آمدن نخستين انسان بر روي زمين مطرح بوده و در طول تاريخ آمدن انبياء که خود امامان و رهبران جامعه بوده اند، بحث امامت به صورت جانشيني يا همان «وصي» نيز تحقق و غيبت داشته است. تا زمان پيامبر اکرم آن حضرت در زمان خويش علاوه بر منصب نبوت و رسالت و منصب تعليم و تببين احکام اسلام، منصب الهي ديگر به عنوان فرمانرواي جامعه اسلامي و امامت را نيز داشتند که منصب هاي فرعي قضاوت و فرماندهي نظامي و امثال آن از آن اشقاق مي يافت، و بعد از رحلت آن حضرت، نيز افرادي براي اين سمت تعيين شده اند.

امامت بحث هاي متنوع و مختلفي دارد آنچه در اين مقاله به آن پرداخته مي شود، امامت از ديدگاه قرآن آخرين کتاب و ماندگارين کتاب الهي است.

 

الف- معني و مفهوم امامت

امامت در لغت به معناي پيشوايي و رهبري است، (راغب در مفردات مي گويد: «و الامام الموم به انسانا کان تقدي به قوله او فعله او کتابا او غير ذلک حقا او مبطلا، در صحاح اللغه الموده الامام الذي يقتدي به». (المفردات، راغب اصفهاني، نشر الکتاب، اول، 1404، ص 24) و هر کسي که متصدي رهبري گروهي شود «امام» ناميده مي شود، خواه در مسير حق باشد يا در راه باطل. در قرآن کريم نيز امامت به همين معناي لغوي به کار رفته است. چنان که در مورد امامت بر حق مي فرمايد: «ائمه يهدونا بامرنا؛ آنان را پيشواياني قرار داديم که به فرمان ما (مردم را) هدايت مي کردند» (انبياء، 73) و در امامان باطل مي خوانيم: «و جعلنا هم ائمه يدعون الي النار؛ و آنان (فرعونيان) را پيشواياني قرار داديم که به آتش (دوزخ) دعوت مي کنند» (قصص، 41) و در آيه ي ديگر در مورد سران کفر مي فرمايد: «ائمه الکفر؛ پيشوايان کفر». منتهي اگر امامت در جهت خاص و با قيد به کار رفته باشد، مخصوص همان جهت خواهد بود. مانند امام جماعت،امام جمعه، امام عسکر (و لشکر) و اگر بدون قيد به کار مي رود عام و فراگير خواهد بود. مثل اين که خداوند مي فرمايد: «ابراهيم را امام قرار داديم» (انبياء، 73)

ولي در اصطلاح علم کلام، امامت عبارت است از «رياست (و پيشواي) همگاني و فراگير بر جامعه اسلامي در همه امور ديني و دنيوي». (مصباح يزدي، آموزش عقايد، سازمان تبليغات اسلامي، ص 298)

و قرآن نيز برهمين معناي عام و فراگير دلالت دارد آن جا که مي فرمايد: «اني جاعلک للناس اماما؛ براستي من تو را پيشواي مردم قرار دادم» چون قيدي براي آن بيامده تمام امور ديني و دنيوي را در بر مي گيرد.

امام هشتم مي فرمود: «امامت مقام انبياء و ارث اوصيا است، امامت خلافت الهي، و جانشيني  رسول خد است ... ». (اصول کافي، ج 1، ص 198)

 

ب- الفاظ هم معناي امامت

در قرآن گاه به جاي الفاظ امام از واژه هاي ديگر استفاده شده است، مانند واژه "ولي"، "اولي الامر" و ... که به نمونه هاي اشاره مي شود.

1. واژه ولي: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ (55)

ولى شما تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده ‏اند. همان كسانى كه نماز برپا مى ‏دارند و در حال ركوع زكات مى ‏دهند».

آيه ي فوق به اتفاق شيعيان (علامه اميني، الغدير، اسلاميه، ج 3، ص 163، ناصر مکارم شيرازي، پيام قرآن، نسل جوان، ج 9، ص 200-201) جمعي زيادي از علماي اهل سنت درباره علي عليه السلام و ولايت او نازل شده است مرحوم علامه اميني نام 66 نفر از بزرگان اهل سنت را با کتاب هايشان نام برده که نزول آيه ي شريفه را در مورد امير المؤمنين علي عليه السلام پذيرفته اند. (الغدير، همان، ج 3، ص 162-156) ولايت در اين آيه همان معناي امامت را دارد، همان معناي که در حديث معروف غدير امده که «من کنت مولاه فعلي مولاه؛ هر کس من مولا و رهبر او هستم، علي، مولا و رهبر او است».

2. واژه اولي الامر: در قرآن مي خوانيم: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي اْلأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ اْلآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً (59)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد اين بهتر و نيك‏ فرجام‏تر است».

حاکم حسکاني، حنفي نيشابوري، از علماي اهل سنت ذيل اين آيه پنج حديث نقل کرده که در همه آنها عنوان «اولي الامر» بر علي عليه السلام (به عنوان مصداق روشن امامت) تطبيق شده است و در يکي از آنها امده که حضرت پيامبر اکرم به علي عليه السلام فرمود «تو اولين مردي از صاحبان امر هستي». (حاکم حسکاني، شواهد التنزيل، مؤسسه الاعلمي، ج 1، ص 148، 151؛ درک پيام قرآن، ج 9، ص 219-215)

و همين طور عنوان خليفه در آيات و روايات بر امام اطلاق شده است. (از جمله در حديث معروف «يوم الدار» آمده «انت وصيي و خليفتي»

 

ج- اهميت امامت

 قرآن کريم امامت را بالاتر از نبوت مي داند، و چنين بيان مي کند که ابراهيم بعد از داربودن مقام نبوت و خلت (خليل الهي) به مقام امامت ترفيع درجه يافته است «اني جاعلك للناس اماما؛ من تو را امام و پيشواي مردم قرار دادم». (بقره، 124)

و عدم اعلام امامت مساوي به عدم انجام رسالت دانسته شده آنجا که مي فرمايد: «اى پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكنى پيامت را نرسانده‏ اى و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‏ دارد آرى خدا گروه كافران را هدايت نمى ‏كند». (مائده، 67) چنان که معرفي امام و امامت باعث کمال دين و تمام کننده نعمت شمرده شده است. آن گاه که پيامبر اکرم (ص) علي (ع) را در غدير خم به خلافت و امامت منصوب مي کند، خداوند مي فرمايد: «اليوم اکملت لکم دينکم؛ امروز دينتان را برايتان کامل کردم».

و پيامبر  اکرم فرمود: «هر کس بميرد و امام زمام خويش را نشناسد، به مرگ جاهلي از دنيا رفته است». (الغدير، ج 10، ص 359-360)

و فخر رازي از بزرگ ترين علماي اهل سنت تقل نموده که پيامبر اکرم فرمود: «اگر کسي بميرد و امام زمان خويش را نشناسد پس بايد به خواست خودش يا يهودي و يا نصراني بميرد (ولي مسلمان از دنيا نخواهد رفت)». (فخر رازي، مجموعه الرسائل، چاپ مصر، 1328، المسائل الخمسون، ص 384) اين ها و غير آن حکايت از اهميت و عظمت مقام امامان و امامت دارد که بدون امامت دين کامل نيست و رسالت ناتمام است و معرفت ناقض.

در بخش آينده اين مقاله، به الهي بودن منصب امامت خواهيم پرداخت. با نظرات خويش ما را ياري كنيد.

ادامه دارد



نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       پرهام : بسیار جالب و خواندنی بود.اگر اهل سنت معنای درست قرآن را درک می کردند آن وقت مثل ما امامت را باور داشتند.سایتتون بسیار عالللللللللللی است.اجرتان با خدا

       مرادی : بسم الله سلام اولی الامر در قرآن دوبار عبارت "اولی الامر" در قرآن آمده است.آیات 59 و 83 سوره النساء. اطاعت از اولی الامر در آیه 59 آمده است.برخی از این آیه نتیجه میگیرند که اطاعت از اولی الامر بدون قید و شرط است.اگر ترتیب و پیوستگی آیات هر سوره و کلیت قرآن را در نظر بگیریم به این نتیجه نمی رسیم. بعلت وجود "اولی الامر" در آیه 83 معلوم میشود که افرادی تحت این عنوان در زمان رسول الله وجود داشته اند.ایشان معصوم نبوده اند.چگونه پس از رحلت رسول الله افرادی تحت همین عنوان معصومند؟ بنظر می آید در آیه 59 فرمان "اطیعوا الله" با عبارت "اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرسول" تاویل میشود.عبارت "اطیعوا الله" بتنهایی معلوم نمی کند که چگونه از خداوند باید اطاعت کرد. البته تاویل مختصر و مفید برای "اطیعوا الله" همان "اطیعوا الرسول" است.چنانکه در بعضی آیات نیز داریم :"...اطیعوا الله و اطیعوا الرسول..."(سوره مائده آیه 92).ولی آیه 59 سوره النساء کاملترین و بهترین تاویل را ارائه میدهد.این خود بسبب نزول تدریجی قرآن بر رسول الله است. در حالت عمومی و پیش فرض مومنین باید اختلافات را خدمت رسول الله ببرند تا ایشان بنا بر "رسالات" الهی و اشراف کلی خود بر پیام الهی (الذکر) قضاوت کنند...انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم...نحل آیه 44 . با اضافه کردن حالات استثنایی و در یک حالت عمومی فراگیر باید گفت اختلافات بین مردم و یا بین مردم و اولی الامر و حتی شکوائیه به خداوند پس از شنیدن نظر رسول الله (مورد ذکر شده در سوره مجادله) با "رساله" و پیام (جدید یا پیام قبلی) بر رسول الله مرتفع میشود. "الرسول" در یک موقعیت زمانی و مکانی خاص با " الرسول" در موقعیت زمانی و مکانی دیگر فرق دارد و دلیل آن نیز نزول تدریجی قرآن است.این روش خود عاملی است برای تربیت تدریجی مسلمین در اطاعت از "رسالات الله".تا پس از رحلت رسول الله اختلافات مومنین مرجع اصلی داشته باشد. اما پس از رحلت رسول الله در خواندن قرآن و مرجع قرار دادن آن روشی معتبر و مستقل از افراد لازم است.روشی که خود رسول الله نیز تابع آن بوده اند. تکه تکه و گزینشی خواندن آن مفید نخواهد بود و به اختلافات دامن زده خواهد شد.باید ترتیب و پیوستگی آیات در هر سوره و کلیت قرآن را رعایت کرد.تا بر ما نیز الذکر (بینش کلی) حاصل شود. والسلام

       محمد : با سلاو و درود فراوان خدا خير دنيا و اخرت بهت بده به حق 14 معصوم صلوات الله عليهم اجمعين اين مقاله ابي بود برعطش من ،مدتها دنبال يه همچين چيزي ميگشتم . احسنت عالي بود تحقيقت به اميد اينكه مقالات بعدي شما را بازهم ببينيم

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها