خانه> سياسي و انديشه سياسي >2498


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
قرص شب امتحان (تار...
پيامدهاي خودارضايي...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
همجنسگرايي، علل و ...
هولوكاست چيست؟
عجم، دشمن اهل بيت؟...
علامت قبولي توبه
گناهان كبيره
چگونه از ياران اما...
چشم چراني، آثار و ...
رابطه دختر و پسر
احكام نماز و روزه ...
تقويت اراده در انج...
اخلاق پيامبر (4) -...
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
نقش قرآن در زندگي ...
لیست کتب اداره مشا...
شوخي هاي پيامبر
جلسه خواستگاري
...

دوستي با نامحرم در...
چه كنم گناه نكنم؟!
دفتر 30 پرسش ها و ...
شيوه هاي کنترل نفس...
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
گرايش دختران آمريك...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
فطريه چيست؟
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
دفتر 32 پرسش ها و ...
اخلاق پيامبر(2)- م...
مهارت ارتباط مؤثر ...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2218

بازدید مقالات:
8277288

بازدید سوالات:
2653016



اقدامات عوام فريبانه رضاخان بازديد: 478

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


اقدامات عوام فريبانه رضاخان
رضاخان در يک دوره‌اي با ماليدن گل بر سر و روي خود، در صف اول دسته‌هاي عزاي سيدالشهداء حرکت مي‌کرد که تصاوير آن موجود است و در حمايت از نهضت کربلا شعارهايي سر مي‌دادند؛ ولي مردم از همان ابتدا چندان اعتمادي به اين فرد نداشتند. از ديگر اقدامات رضاخان، ديدار با علماي نجف نظير مرحوم نائيني و آسيدابوالحسن اصفهاني است که بسيار اظهار ارادت هم مي‌کند. جريان از اين قرار است که در يک مقطعي علما به ايران مي‌آيند. وقتي اختلافات و کشمکش‌هاي بين‌النهرين پيش آمد و عراق تشکيل شد، علما در اين نهضت نقش بزرگي داشتند و پايه‌گذار عراق بودند. بعد انگليسي‌ها مسلط شده و بر علما سخت مي گيرند. علماي عراق بر اساس روش مرسوم خود اعلام مي‌کنند که اگر اينگونه عمل کنيد ما از عراق مي‌رويم و هميشه اينگونه بودکه با اين تهديد، مردم تهييج شده و در حمايت علما به پا مي‌خاستند و مشکل حل شده و توطئه‌ها خنثي مي‌شد. در اين نوبت هم علما همين کار را کردند و اعلام کردند که ما فردا از عراق خارج مي‌شويم. اما وقتي حرکت کردند، از حضور مردم هيچ خبري نبود. اين چيزي بود که انگليسي‌ها توانسته بودند با ايجاد فضاي رعب و وحشت در ميان مردم، پديد آورند. البته اختلافات خود حوزه هم- مخصوصاً در اثر نفوذي‌ که اسدالله خرقاني و ديگران کرده بودند- به جايگاه حوزه لطمه زده بود.
در هر حال علما به ايران مي‌آيند و رضاخان هم در ايران به نوعي احترام نگه مي‌دارد و وقتي هم که رضاخان در مسير خود به خوزستان، به کربلا و نجف مي‌رود، با علما ديدار کرده و مرتب اظهار ارادت مي‌کند. علماي نجف که وي نزد آنها مي‌رفته است اغلب شاگردان مرحوم آخوند خراساني بوده و همگي مشروطه‌طلب بودند و همچنان دعوا داشتند و فضاي نجف کاملاً دو قطبي بود و اين اختلافات وجود داشت. از آنجا که علماي نجف عمدتاً مشروطه‌طلب بودند، رضاخان هم که نزد آنها آمد، گفت که مي‌خواهم مشروطه را اجرا کنم. علما هم که ناکامي مشروطه را ديده‌اند، حالا فکر مي‌کنند با توجه به اينکه ايران يک فرد قوي مي‌خواهد که مسايل را پيش ببرد و اين فرد (رضاخان) هم آمده و اظهار ارادت مي‌کند و ابراز مي‌کند که من مصمم هستم کارهاي شما را پيش ببرم، بنابراين او را تأييد ضمني هم مي‌کنند. اما خيلي طول نمي‌کشد که در سال 1306 ش علماي نجف متوجه مي‌شوند اين، آن کسي نيست که فکر مي‌کردند و در جريان ماجراي جمهوري‌خواهي رضاخان به يکباره علماي نجف عليه رضاخان قيام مي‌کنند و به او اولتيماتوم مي‌دهند و بدين ترتيب رضاخان عقب‌نشيني مي‌کند و از سال 1306 به بعد، وي آن رويکرد ضد ديني خود را آشکار مي‌کند.
 

رضاخان و همراهي او با سياست‌هاي انگليس:
رضاخان کاملاً همراه با سياست‌هاي انگليس است و گزارش مجلس لردها هم حکايت از همين همراهي دارد، نمونه‌اي از همراهي وي، داستان قتل کنسول آمريکا در ايران است که رضاخان و تمامي نيروهاي نظامي و انتظامي کاملاً بر اين ماجرا نظارت مي‌کردند و هيچ دخالتي در جلوگيري از قتل وي نکردند.
يکي ديگر از دلايل همراهي رضاخان با سياست‌هاي انگليس و نيز نقش انگليس در کودتا و همراهي آنها با کودتا، سندي است که مربوط به وزارت جنگ و به امضاي خود رضاخان است. متن اين سند چنين است (نامه رضاخان به رئيس الوزراء):
مقام منيع حضرت اشرف رياست محترم وزراء دامت عظمته
نظر به اينکه کلنل اسمايس1 در مدتي که مشغول خدمت بوده است وزارت جنگ کمال رضايت را از ايشان دارد. لذا پيشنهاد مي‌نمايد که از طرف دولت، نشان درجه اول خارجه به مشاراليه اعطاء شود و ضمناً براي يادآوري خاطر مبارک تصديع مي‌دهم در اين موقع که ژنرال آيرون سايد و ژنرال گوري و بعضي از صاحب منصبان انگليس که در ... گيلان ابراز لياقت نموده و مي‌خواهند از ايران مسافرت نمايند، بي مورد نيست که نشان‌هايي که حضرت اشرف مقتضي ‌مي‌دانند قبل از حرکت به آنها مرحمت شود.
اصولاً کودتا را يک تيم مخفي انجام مي‌دهد و اين ردّ پاها است که در اسناد، سرنخ قضايا را به ما مي‌دهد مثلاً پول بانک شاهنشاهي است که ارتباط با کودتا را مي‌رساند، حضور انسان‌هايي مثل عين‌الملک، سيد ضياء و... و اسنادي نظير سند فوق است که اين مطلب را مي‌رساند.
رضاخان کم‌کم آن مدارج ترقي را طي مي‌کند اما يک‌وقتي به اين نتيجه مي‌رسد که نمي‌توان اينگونه آهسته آهسته گام برداشت و گام جدّي براي پيشبرد امر خود برنداشت. نامه‌اي که رضاخان به امضاي خود در تاريخ سوم اسفند 1302 در مورد جمهوري‌خواهي به امير لشکر جنوب نوشته است، يکي از آن اقدامات عاجل وي در طي مدارج ترقّي است. متن نامه چنين است:
خيلي محرمانه و خصوصي است
البته از آهنگ ... مرکز نسبت به تغيير رژيم مملکت و ضدّيت عملي که در اين باب دارند مستحضر شده‌ايد. براي اينکه اين به يک غائله خونين منتهي نشود و امنيت برقرار شود همه از من تقاضا کرده‌اند که قبول پيشنهادات آنها را کرده و من هم براي اينکه افتخار جديدي براي عموم نظاميان تحصيل گردد به آنها قول مساعدت داده و اين است که در ضمن اين مختصر شما را متوجه مي‌سازم که ملتفت امر بوده، بلافاصله شروع به اقدام و ضمناً بدانيد که موضوع جمهوريت يک امري است ملّي و بايد با دست مردم صورت انجام يابد و در ميان مردم سه طبقه هستند که مدخليت تامّ در پيشرفت کار دارند. اول: تجّار و کسبه و اصناف بازار که در موقع لزوم، اقدام به بستن بازار کرده؛ دوم: روزنامه‌نگاران و احزاب سياسي که معايب قاجاريه و سلطنت مطلقه و محاسن جمهوريت را با کمال آزادي و بدون ترس و بيم بيان کرده و جامعه را بيدار نمايند؛ سوم: سلطه علما و روحانيون. شما بايد بدون اينکه کسي بفهمد و از طرف نظاميان مداخله مستقيمي صورت بگيرد، سلطنت را تغيير داده و رژيم مملکت را از مشروطيت به جمهوريت تبديل نمايند و در اين صورت به شما تأکيد مي‌کنم که اين امر بايد طوري عاقلانه و ماهرانه و محرمانه و ملّي صورت بگيرد که کمترين توهّمي از طرف من و شما و نظاميان در کار نباشد و بايد ضمناً خيلي فوري و جدي و بلافاصله با تمام معنا زمينه کار هم فرآهم آيد.
با توجه به متن فوق مشاهده مي‌شود بعد از کودتا که هيچ کسي جرأت نداشت مطلبي عليه جريانات موجود در روزنامه‌ها بنويسد ولي ناگهان در جريان مسئله جمهوريت ورق برگشته و توصيه مي‌شود که روزنامه‌نگاران بدون ترس و بيم شروع به نوشتن کنند. نيز معلوم است که علما همراهي نکرده‌اند و در اين نامه توصيه مي‌شود که بايد ‌آنها را در اين جريان همراه کرد.
گام بعدي رضاخان بعد از اينکه نخست‌وزير شد، جمهوريت است. رضاخان با توجه به ارزيابي‌هايي که داشت متوجه شده بود که نمي‌تواند شاه شود؛ از اين رو به اين فکر افتاد که نظام کشور را تغيير داده و به جمهوري تبديل کند که علما مخالفت کرده و موضوع جمهوريت را شهيد مدرس و مرحوم شيخ حسين لنکراني با شکست مواجه مي‌کنند.
يکي از ايراداتي که امروزه متوجه روحانيون و علما مي‌کنند همين است که رضاخان در صدد تشکيل نظام جمهوري بود و شما علما نگذاشتيد و نظام پادشاهي باقي ماند و او شاه شد.
پاسخ اين است که اصلاً بحث جمهوريت مطرح نيست. البته خود امام خميني (ره) هم ظاهراً يک بحثي دارند مبني بر اينکه با تصور اين که جمهوري يک دوره محدودي دارد ولي وقتي انسان اين جمهوري‌هاي 40 يا 50 ساله را در دنيا مي‌بيند مطمئن مي‌شود که اگر رضاخان هم بود قطعاً همين رويه را پيش مي‌گرفت و سپس هم پسرش رياست جمهوري مادام‌العمر مي‌شد و اين نشان مي‌دهد که اصلاً بحث جمهوريت نيست و بحث ديگري است و آن اين است که مي‌خواهند نظام کشور را به هم بزنند و احمدشاه که قرارداد 1919 را امضاء نکرده، ببرند و رضاخان را بياورند. اينجا مخالفت علما جهت خنثي‌کردن اين توطئه است که با تبديل شدن ايران به جمهوري مخالف کردند.
در همين مقطع حوزه علميه قم هم توسط آيت الله حاج شيخ عبدالکريم حائري تأسيس مي‌شود. کودتا سال 1299 است و ارديبهشت 1301 حوزه علميه قم فعاليتش را به طور جدي آغاز مي‌کند. در شرايطي که رضاخان دستور داده بود که نظاميان با لباس قرمز و پرچم قرمز که علامت انقلاب و خون و خونريزي است ‌در تهران و شهرهاي ايران رژه بروند و تهديد کنند که اگر ايران، جمهور ي نشود ما خون راه مي‌اندازيم؛ راه اندازي حوزه علميه در چنين شرايطي توسط مرحوم حائري، اقدام بسيار مهم و بزرگي است.
سند ديگري که از ارتباط انگليس با رئيس‌الوزراء حکايت دارد، سند زير است. لازم به ذکر است در اين زمان، خود رضاخان به عنوان نخست وزير و رئيس الوزراء است و اين متن نامه سفير انگلستان در ايران است:
رئيس الوزراي عزيزم
مذاکراتي را که در صبح سيزده فوريه (24 دلو) با حضرت اشرف داشتم و اشعاراتي که براي يک کميسيون مختلط جهت انجام مسايل معوقه فيمابين دولتين ايران و انگليس نمودم و قبولي حضرت اشرف را در اين باب به صدر اعظم و وزير امور خارجه اعليحضرت پادشاه انگلستان اطلاع داده‌ام. جواباً معزّي‌اليه خواسته‌اند اطلاع دهم که آنچه را که با جناب اشرف مذاکره نموده‌ام و اقداماتي که مصمم شديم اتخاذ شود، تصديق نمودند و راپورت شخصي که پس از ورودم در لندن خواهم داد و مسلکي را که حضرت اشرف و جنابان وزير امور خارجه و وزير ماليه در کنفرانس‌هاي مزبور اتخاذ مي‌نمايند مأخذ عقيده جناب معظم له خواهد بود. از احساسات و لياقت هيأت دولت عاليه در اينکه روابط فيمابين مملکتين را بر يک اساس متين رضايت بخشي قرار دهند...
خود انگليسي‌ها در دو سه سال اول بعد از آمدن رضاخان اعلام مي‌کنند که روابط ما با ايران در عالي‌ترين سطح قابل تصور وجود دارد و خيلي از مسايل فيما بين حل شده است ولي با احمدشاه و قاجاريه مشکل داشتند.
يکي از زرنگي‌هاي رضاخان ارتباط با سفير شوروي در ايران (روت اشتاين) است که وي بعداً به انگليس فرار کرده و پناهنده شد و معلوم شد که جاسوس انگلستان بوده است. يکي از کارهاي وي مخابره خبرهاي خوب و مثبت به مسکو در مورد آمدن رضاخان و اوضاع خوب ايران با حضور وي بود. ارتباط رضاخان با وي هم مي‌تواند به واسطه نسبتي باشد که اين سفير با انگليس دارد و هم مي‌تواند به خاطر خبرهاي خوب وي از ايران باشد که براي شوروي مي‌فرستد که آنها عليه رضاخان اقدامي نکنند.
شموئيل اسحاق هايم و همسويي وي با اهداف کودتا:
شموئيل اسحاق هايم که رئيس حزب صيونيت در ايران و نماينده کليمي‌ها در مجلس چهارم و پنجم است، يکي از افرادي است که در اتفاقات اين دوره خيلي مؤثر بوده و با اهداف کودتا همسو است و اين مقطعي است که مهاجرت گسترده يهودي‌ها به فلسطين در حال انجام است. وي از حدود سال 1296 تا سال 1306 ش (زمان دستگيري) در ايران فعال است و در سال 1308 توسط رضاخان اعدام مي‌شود. وي نشريه‌اي به نام «حييم» در تهران منتشر مي‌کند که در يکي از شماره‌ها با تيتر بزرگ نوشته بود: «فرزندان صهيون، پيش به سوي ارض موعود» و اين مربوط به سالهاي 1302 و 1303 است و اوج مهاجرت يهودي‌ها از سال 1300 است.
در سال 1302 ش نزاعي بين يهودي‌ها و مسلمانان در تهران اتفاق مي‌افتد که برخي آن را به عنوان يهودي‌ستيزي ايرانيان قلمداد کرده‌ و اينگونه بيان کرده‌اند که مسلمانها اينگونه‌اند که به اندک بهانه‌اي، به محله کليمي‌ها حمله مي‌کنند. در اسناد شهرباني آمده است که شيخ حسين لنکراني در طرف مسلمان‌ها خيلي فعال است و مردم مسلمان را تشويق به درگيري مي‌کند و در طرف کليمي‌ها هم موسيو هايم يهودي بسيار فعال است. با بررسي اسناد مرحوم حاج شيخ حسين لنکراني متوجه شديم که علي‌رغم تبليغات مذکور در بيان ماهيت اين نزاع؛ اما جنگ، جنگ مسلمانان با صهيونيست‌ها است، نه با يهودي‌ها. بحث تحرکات صهيونيستي است که نشريه چاپ مي‌کنند و در آن مي‌نويسند: «فرزندان صهيون، پيش به سوي ارض موعود». اين مباحث در درک روح و ماهيت اتفاقات دوره پهلوي‌ها خيلي موثر است.
در بخش‌هاي قبلي از تعدادي از ازلي‌ها نام برده شد که پشت سر رضاخان بوده و در کودتا موثر بودند نظير فروغي، ابراهيم حکيمي و ... و نيز از تعدادي بهايي‌ هم نام برده شد. اينها با هم اختلاف داشتند و دارند. هر چند اکنون ازلي‌ها خيلي قدرت عرض اندام ندارند ولي در آن مقطع بسيار قوي و محکم وارد مسايل ايران شده بودند و برنامه آنها براندازي بود. قاجار را که بر اندازي کرده بودند و اکنون نوبت اسلام است. هم بهايي‌ها از اين براندازي خوشحال و منتفع مي‌شوند و هم بابي‌ها و ازلي‌ها. ارامنه و کليمي‌ها هم شايد دغدغه‌هايي دارند ولي به جز آن طايفه صهيونيست‌، چندان فعال نيستند.
موسيو هايم، نماينده يهودي‌ها در مجلس شوراي ملي است اما بهايي است. بهايي‌ها و بابي‌ها گر چه با هم نزاع دارند ولي يک هدف مشترک دارند و آن اينکه بساط تشيع و روحانيت بايد جمع بشود. قاجاريه با اينها همراهي ندارد و شاهان قاجار هم که در نابودي رهبر اوليه آنها و سختگيري بر آنان دست داشتند، بايد از بين بروند. بعد که اين هدف مشترک، حداقل در ساقط کردن قاجار محقق شد، تازه اختلافات بروز پيدا مي‌کند و بعضي از مسايلي که در ايران از سال 1300 تا 1311 و حتي آخر دوره رضاخان رخ داد در چارچوب همين اختلافات است که هر يکي از بابي‌ها و بهايي‌ها سعي داشتند ديگري را از ميدان رقابت بيرون کنند. سند اين مطلب، همين هايم يهودي است که نماينده کليمي‌ها در مجلس و خيلي تندرو است و اختلافات جدي بين کليمي‌ها ايجاد مي‌کند. در مقابل او فردي به نام لقمان نهوراي است که او هم نماينده بعدي يهودي‌ها در مجلس مي‌شود. هايم و نهوراي، دشمني سختي با هم دارند. شاخه افراطي و جوان کليمي‌هاي ايران پشت سر هايم قرار مي‌گيرند که همگي صهيونيست هستند و شاخه سنتي کليمي‌ها هم در طرف لقمان نهوراي قرار مي‌گيرند.
گفته شد که هايم، بهايي است. کتاب «تاريخ ظهور الحق» اسم اين فرد را آورده و مي‌گويد: «وي از يهوديان شاخصي است که به «أمر»بهائيت پيوسته و در کرمانشاه است.» وي بهايي پنهان است و ظاهراً يهودي و فعال است. در سندي که موجود است وي نامه‌اي به وثوق‌الدوله نوشته و مي‌گويد من و تو هر دو در خدمت انگلستان هستيم و به اين ترتيب پيشنهاد همکاري نزديک به وثوق‌الدوله مي‌دهد.
تيم ازلي‌ها نظير ابراهيم حکيمي، محمدعلي فروغي، ميرزا حسن رشديه و ... همگي اطراف رضاخان را گرفته‌اند. اينجا است که بهايي‌ها احساس کردند که آنها بي‌بهره‌ هستند و رشته کار از دست آنها خارج مي‌شود. از اين رو اواخر سال 1305 بهايي‌ها مصمم مي‌شوند که کودتايي را در ايران ترتيب دهند. در اين کودتا، سرهنگ پولادين حضور دارد و ياور روح الله‌خان هم هست که هر دو بهايي هستند، و هايم هم هست که او هم بهايي مخفي است. پس کودتاي برنامه‌ريزي شده، کودتاي بهايي‌ها است. اين کودتا را مرحوم حاج شيخ حسين لنکراني لو مي‌دهد.
صحبت علمايي که اين کودتا را لو دادند اين بود که اگر کودتا مي‌شد و اين گروه مي‌توانستند رضاخان را ساقط کنند، با تشکيلاتي که داشتند کشور را به دست مي‌گرفتند. از اين رو علما بين بد و بدتر و فاسد و افسد به اين نتيجه رسيدند که اگر اينها رضاخان را نابود کنند کشور، بهايي مي‌شود. به همين جهت خبر کودتا را به رضاخان اعلام کردند و شيخ حسين لنکراني هم خبر کودتا را به او داد. قرار بود که در مراسمي که تشکيل شده، رضاخان حضور يابد و در آنجا او را از بين ببرند. رضاخان به طور معمول به آن مراسم رفت ولي قبل از آن، همه چيز آماده بود و افراد را دستگير کردند. سرهنگ پولادين بلافاصله اعدام شد ولي هايم چون وابسته به انگليس بود و مناسباتي با انگليس داشت، رضاخان جرأت نکرد او را اعدام کند، از اين رو 4 سال او را حبس و سپس مخفيانه اعدام کرد.


حزب ض.ا (ضد استعمار يا ضد انگليس):
اقدام شيخ حسين لنکراني در لو دادن کودتا، در راستاي قسم‌نامه‌اي است که اعضاي حزب ض.ا به آن متعهد شده‌اند. حزب ض.ا حزبي است که شهيد مدرس و شيخ حسين لنکراني و تعدادي از رجال ايراني -که تقريباً جزء انسان‌هاي شريف و درستي بودند که هر چند در دوره پهلوي و دستگاه پهلوي بودند ولي تقريباً سالم باقي مانده بودند آن را پايه‌گذاري کردند.
در قسم‌نامه اعضاي حزب ض.ا که خطاب به رئيس هيأت حاکمه آن رئيس حزب است، چنين آمده است:
آقاي رئيس هيأت حاکمه
چون دفع ابتلا و آلام وطن عزيز را آرزومندم براي عقيم کردن دسائس اجنبي و منع تأثير آن و ايجاد نقطه اميد و تکيه‌گاه ملّي به صرافت طبع و نيت پاک به نام مصالح مملکت، داخل اين جمعيت شده و شرف نفس خود را در پيشگاه هيأت حاکمه‌ گرو گذاشته، به آفريننده جهان قسم ياد مي‌کنم که به طريق ذيل رفتار نمايم:
ـ از صميم قلب کوشش خواهم کرد که حس وطن‌خواهي و ايران‌دوستي در ايرانيان توليد و ترويج شود.
ـ با تمام قوا سلطنت پهلوي را تقويت نموده و به نام استقلال ايران با نقشه‌ها و عملياتي که بر ضد اين سلطنت طرح شود جدّاً مبارزه خواهم کرد.
ـ تمام همّ خود را به کار خواهم برد که نفوذ نامشروع سفارت‌خانه‌هاي اجنبي از ايران ريشه‌کن شده، به دوره مداخله بيگانگان در امور داخلي اين مملکت خاتمه داده شود.
ـ سراير و رموز اين حزب را تا جان در بدن دارم اختياراً يا اجباراً، صراحتاً يا کنايةً افشا نخواهم کرد.
ـ اوامر و نواهي هيأت حاکمه را که براي خير ايران صادر مي‌شود واجب الاحترام شمرده، اطاعت خواهم کرد.
اين حزب، حزبي است که روحانيت به راه انداخته است که هم براي مقابله با نفوذ بابيت و بهائيت است و هم مقابله با استعمار و انگليس. اين حزب با هوشمندي کامل توانسته بود رضاخان را هم وارد اين حزب کند و بدين ترتيب خواسته بود او را مصادره و به نفع خير و صلاح ايران در خدمت بگيرد و عضو حزبي بشود که خودش قسم بخورد که نفوذ نامشروع سفارت‌خانه‌هاي اجنبي را از ايران ريشه‌کن مي‌کند. بر اساس همين قسم‌نامه، نقشه کودتاي بهايي‌ها را افشا و آن را لو دادند و نيز به دليل نهايت تحفّظ و سرّنگهداري اعضا، هيچ اطلاعي از اين حزب در دست نيست. البته تصور نشود که اين حزب و اعضاي آن، طرفدار پهلوي هستند بلکه رضاخان، شاه شده و آدم بيگانه هم هست و حالا چنين حزبي درصدد است با عضويت چنين فردي به او بگويد ما با تو مي‌خواهيم نفوذ سفارت‌خانه‌ها را از بين ببريم؛ هر چند توفيقي حاصل نشد که اين خود دليلي دارد که بحث خواهد شد.
اين حزب، حزبي است که افرادي را در مجلس دارد و نفوذ هم دارند. متن ذيل ، متن سندي است که به عنوان «متّحدالمآل» براي همه اعضا بخشنامه شده است و در واقع به اعضاي حزب اعلام مي‌کند که ما درصدد يک کار جدي هستيم که همان موضوع درگيري بين اين حزب و تيمورتاش و حزب ايران نو بود:
پيروان ما
اقدامات مهمي راجع به اصلاحات اساسي در پيش است که ازدياد و تکثير عدّه را ايجاب مي‌کند. لذا هر چه زودتر صورتي از اعضاي صالح لايق مورد اطمينان با معرفي کامل بوسيله ارايه‌دهنده متحدالمآل و يا هر يک از رابطين خود که صلاح بدانيد پيشنهاد نمائيد که پس از اطلاع از تصميم آن با نهايت دقت و مراقبت و رعايت کامل نظامات اقدام به ورود افراد تصويب شده بنمايد.
امرداد 1306
باز متن بعدي، سند ديگري است که بخشنامه‌اي به اعضاي موجود حزب در مجلس است:
پيروان ما در مجلس
با لايحه تمديد اختيارات وزير فعلي عدليه موافقت نمائيد.
23 خرداد 1306
اين اسناد نشان مي‌دهد که اين حزب، يک حزب کاملاً فعال و منسجم در اصلاح امور است. مهم اين است که کودتاي هايم و بهايي‌ها با تدبير مرحوم حاج شيخ حسين لنکراني خنثي مي‌شود و مانع مي‌شوند که ايران به دست ‌آنها بيفتد.
در اين مقطع رضاخان به بهايي‌ها سخت مي‌گيرد. خود بهايي‌ها هم امروزه مدعي هستند که «اينکه گفته مي‌شود ما وابسته هستيم؛ اينطور نيست و رضاخان بر ما سخت گرفته بود». ولي بعداً جريان برعکس مي‌شود، يعني وقت حزب ض.ا از بين مي‌رود و شهيد مدرس دستگير و تبعيد مي‌شود، رشته امور از دست اينها خارج شده و به دست تيمورتاش مي‌افتد، به تدريج بهايي‌ها دوباره به دستگاه پهلوي وارد شده و نوبت آنها مي‌شود. در دوره دوم سلطنت رضاخان، تقي‌زاده تقريباً هيچ کاره است، محمدعلي فروغي خانه‌نشين مي‌شود تا شهريور ماه 1320 که بعداً دوباره مي‌آيد. اينها که يا ازلي هستند و يا مشکوک به ارتباط با ازلي‌ها هستند، از گردونه فعاليت خارج مي شوند و به اين ترتيب بهايي‌ها در دستگاه حاکميتي نفوذ پيدا مي‌کنند

1. وي يکي از افراد پشت پرده کودتاي 1299 است.



نظر شما راجع به اين مقاله

 

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها