خانه > سياسي و انديشه سياسي >2494


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
قرص شب امتحان (تار...
پيامدهاي خودارضايي...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
همجنسگرايي، علل و ...
هولوكاست چيست؟
عجم، دشمن اهل بيت؟...
علامت قبولي توبه
گناهان كبيره
چگونه از ياران اما...
چشم چراني، آثار و ...
رابطه دختر و پسر
احكام نماز و روزه ...
تقويت اراده در انج...
اخلاق پيامبر (4) -...
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
نقش قرآن در زندگي ...
لیست کتب اداره مشا...
شوخي هاي پيامبر
دوستي با نامحرم در...
جلسه خواستگاري
...

شيوه هاي کنترل نفس...
چه كنم گناه نكنم؟!
دفتر 30 پرسش ها و ...
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
اثر بيدار ماندن بي...
گرايش دختران آمريك...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
فطريه چيست؟
ايميل هايي از شيطا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
دفتر 32 پرسش ها و ...
مهارت ارتباط مؤثر ...
اخلاق پيامبر(2)- م...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2218

بازدید مقالات:
8468900

بازدید سوالات:
2662326



بررسي تأثيرات ‏سيد جمال الدين در انقلاب و تحولات ايران بازديد: 610

582_0.jpg

 ‏يکي از چهره‌هايي که در تاريخ معاصر مطرح است و تأثيرگذار هم بوده است – هرچند ميزان تأثيرگذاري او محل بحث است – سيد ‏جمال الدين اسدآبادي است که هرگاه تحليل ما در مورد او و شخصيتش مشخص شود، مي‌تواند در ساير تحليل‌ها در مورد وقايع و مسائل ‏اثرگذار باشد.‏

‏سيد جمال الدين اسدآبادي در اين بحث از آن جهت مطرح مي‌شود که بر آن بحث بازنگري و بازنگاري تأکيدي شده باشد، چرا که ‏رگه‌هايي از اين جريان در دوره مشروطه، بحث کودتا و حتي انقلاب اسلامي هست.‏‏

سيد جمال شخصيتي تأثيرگذار در جهان اسلام است که ويژگي‌ها و برجستگي‌هايي هم دارد از آن جمله اينکه دغدغه اصلي او مقابله با ‏استعمار و بازيابي مجد و عظمت اسلام و مسلمين و جهان اسلام بود، برخلاف آن نگاهي که برخي از نويسندگان دوره پهلوي در مورد او ‏ارائه مي کنند به گونه‌اي که انسان تصور مي کند با يک جاسوس مواجه است. در هر حال سيد جمال چنين دغدغه‌هايي را داشت و بايد ‏حساب او را از خيلي جرياناتي که قصد آنها همسويي و همراهي با استعمار براي تسخير جهان اسلام بوده است، جدا کرد. قطعا سيد جمال ‏را نمي‌توان در رديف امثال ميرزا ملکم خان و ميرزا‌حسين‌خان سپهسالار قرار داد هر چند در بعضي جاها اينها به هم نزديک مي شوند از ‏اين جهت که اکثر جريانات روشنفکري ، نسب خود را به سيد جمال مي‌رسانند به عنوان نمونه کسروي که در عنادورزي با روحانيت و ‏اسلام در تاريخ نگارهاي آن دورة خودش شهرت دارد، مي گويد که آغاز بيداري از سيد جمال الدين اسدآبادي بوده است. آن نقطه‌اي که ‏اينها را به هم مي‌رساند نوعي تجددگرايي است که در آراي سيد جمال به چشم مي‌خورد و شايد بتوان گفت اين تجددگرايي در جريان ‏ديني در کشور ما با سيد جمال آغاز مي‌شود و ضمن نفي استعمار – که ويژگي سيد جمال در دوران مبارزاتي اوست – و تلاش براي ‏استقلال سرزمين‌هاي اسلامي و رهايي آنها از شر استعمار روس، انگليس و ... معتقد است راهي که بايد براي احياي مجد و عظمت اسلام ‏و جهان اسلام پيموده شود همين تجدد است و اين شايد بزرگترين اشتباه سيد جمال است.‏

اشتباهات تاکتيکي سيد جمال الدين اسدآبادي:

‏يکي از اشتباهات او همان بود که گفته شد مبني بر اينکه وي راه نجات جهان اسلام و احياي مجد و عظمت اسلام را تجدد مي‌دانست. ‏اشتباه ديگر او رويکرد او بود به اينکه از هر وسيله‌اي براي رسيدن به هدفش استفاده مي‌کرد و به همين جهت پاي او به مجامع ماسوني باز ‏شد، به سمت همکاري با دربار عثماني ميل پيدا کرد و ... اشتباهات فراوان ديگر که شرايط و فضاي امروزي شايد اقتضا نکند بيشتر از اين ‏که گفته شد، راجع به وي صحبت شود هر چند در خصوص آنچه که گفته شد تقريباً بر اساس اسناد و مدارکي که به سيد جمال مربوط ‏است محرز است. جملة معروفي که از سيد جمال مطرح است که" به غرب رفتم اسلام را ديدم ولي مسلمان نديدم و به شرق آمدم ‏مسلمان ديدم ولي اسلام نديدم" برداشت ناقص و غلط وي هم از اسلام و هم از تجدد است. آن چيزي که در غرب به عنوان تجدد و ‏مدرنيسم بروز پيدا کرد هيچ ربطي به اسلام ندارد ولي سيدجمال بر اين باور است که اينگونه نيست بلکه غرب، دستاوردهاي اسلام را ‏گرفت و به آنها عمل کرد ولي مسلمانان به آن عمل نکرده و نمي کنند. اين بزرگترين اشتباهي است که از سوي وي رخ داد و بقيه هم از ‏اين اشتباه مصون نماندند. البته شايد غربي ها از تجربة اسلام و مسلمين استفاده کردند و ما امروز از تجربة آنها بهره مي بريم ولي قطعاً ‏خروجي آنها به عنوان مدرنيسم نه تنها با اسلام بلکه با هر دين وحياني در تضاد است.‏

‏قطعاً سيدجمال در انقلاب اسلامي تأثير چنداني نداشته و تأثيرش در همين حد است که يک روحاني اهل مبارزه است و با حکومت هاي ‏استبدادي و استعمارگر درگير مي‌شود، البته تفکرات نويي هم داشته است. به نظر مي‌رسد نگاه شهيد مطهري به وي نيز از همين جنس و ‏منظر است.‏

‏مراجع شيعه نسبت به وي بسيار بدبين هستند، يعني حتي اين خوش‌بيني هم که امثال شهيد مطهري و... دارند، نداشته بلکه به او بدبين ‏بوده و حداقل تأثير افکار سيدجمال را مخرب مي‌دانند به عنوان مثال امام خميني (ره) نه تنها نسبتي با سيدجمال و روش هاي او ندارند ‏بلکه به شدت مخالف هم هستند. مرحوم ميرزاي شيرازي هم که تقريباً سيدجمال، عصر ايشان را درک کرده است کاملاً با سيدجمال زاويه ‏داشت و نه پيشنهادهاي سيدجمال را به نفع ايران و تشيع مي‌دانست و نه اصلا رابطه‌اي با او برقرار کرد.‏

دکتر موسی فقیه حقانی، پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی- قم، جلسه نشست گفتگوهای نوین پژوهشی، پنج شنبه 7/11/95





ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها