خانه> انقلاب و دفاع مقدس >212


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
نظرات مقاله «پيامد...
احضار روح با نعلبك...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
احكام نماز و روزه ...
نقش قرآن در زندگي ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
جلسه خواستگاري
...

گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
لیست کتب اداره مشا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
خاطره اي جالب از ز...
موي بلند و وضو
اخلاق پيامبر - توص...
شيوه هاي کنترل نفس...
امام خميني(ره) و غ...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2091

بازدید مقالات:
6489499

بازدید سوالات:
2585046



نظريه توطئه بازديد: 6905

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


پيروزي انقلاب اسلامى ايران يکى از تحولات شگرف و عظيم قرن بيستم به شمار مى ‏رود که با ويژگي هاي منحصر به فرد خويش  نه تنها بسيارى از تئورى پردازان پديده انقلاب را شگفت زده نمود ، بلکه در شالوده كاخ رفيع دانش اجتماعى و تئوريها و نظريات رايج پيرامون تبيين انقلابها ، نيز لرزه افكنده و آنها را در تبيين علل وقوع و پيروزي انقلاب اسلامي ، با چالش و ناکارآمدي و يا تجديد نظر مواجه ساخت . تا آنجا که برخي در جهت حل اين معما دست به ارائه تحليل ها و نظريات کاملاً غيرعلمي و خيال پردازانه زده ، عجز و ناتواني خويش را بيش از پيش سردادند. «تئوري توطئه» مصداق يكي از اين نظريات است كه نوشتار حاضر به صورت گذرا به نقد و بررسي آن مي پردازد:

 

مفهوم شناسي انقلاب

اولين موضوع در جهت تبيين علل و عوامل اصلي انقلاب اسلامي درک و شناختي صحيح از مفهوم انقلاب ، عوامل و شرايط لازم براي وقوع اين پديده  و  ويژگي هاي منحصر به فرد انقلاب اسلامي مي باشد :

در اصطلاحات سياسي و اجتماعي انقلاب «Revolution» داراي تعاريف متعدد و مختلفي است[1]  ؛ از ديدگاه «تدا اسکاچپل » : «انقلاب سياسي با تغيير حكومت بدون تغيير در ساختار اجتماعي همراه است، اما انقلاب اجتماعي عبارت است از انتقال و دگرگوني سريع و اساسي حكومت و ساختارهاي اجتماعي و تحول در ايدئولوژي غالب كشور».[2] و در يك جمع بندي «انقلاب حركتي مردمي در جهت تغيير سريع و بنياني ارزش ها و باورهاي مسلط، نهادهاي سياسي، ساختارهاي اجتماعي، رهبري، روش ها و فعاليت هاي حكومتي يك جامعه است كه توأم با خشونت باشد.»[3] به طور كلي چهار عامل عمده براي وقوع انقلاب در يك جامعه لازم است كه معمولاً در هر انقلابي ديده مي شود:

1. نارضايتي عميق از شرايط موجود .

2. گسترش و پذيرش انديشه يا انديشه هاي جديد جايگزين (ايدئولوژي انقلابي) .

3. گسترش روحيه انقلابي در افراد جامعه .

4. وجود رهبري و نقش آفريني ساختارهاي سياسي- اجتماعي بسيج گر.[4]

 

انقلاب اسلامي و عوامل وقوع انقلاب

انقلاب اسلامي ايران چهار عامل ياد شده فوق براي وقوع انقلاب را در نوع نيرومند آن دارا بود : اول اينکه ؛ نارضايتي ويژه از وضع موجود در انقلاب اسلامي با شاخص هايي مانند تظاهرات، درگيريها و اعتصاب عمومي و تنفر همگان از رژيم شاهنشاهي و سياست هاي ضد مردمي و ضد اسلامي و وعده هاي دروغين آن با گستردگي زيادي وجود داشت و اين نارضايتي از ديگر انقلاب هاي معاصر شديدتر و عميق تر بود. دوم اينکه ؛ آموزه هاي اسلامي به عنوان ايدئولوژي و انديشه سياسي جايگزين در انقلاب اسلامي مطرح بود و در شعارها ، تظاهرات، بيانيه ها ، سخنراني ها و اعلاميه هاي مردم و رهبران انقلابي آنها نقش و محوريت اصلي و تعيين كننده داشت و اصالت فرهنگي آن مهمترين تفاوت هاي انقلاب اسلامي با ديگر انقلاب هاي معاصر محسوب مي گردد. سوم اينکه ؛ در انقلاب اسلامي رهبري بي نظير و هوشمندانه امام خميني(ره) و پيوند ويژه ديني و تاريخي روحانيت با مردم و استفاده  از شبکه مساجد و انجمن هاي اسلامي  به بهترين وضع ممکن را  در بيداري انقلابي ، برانگيختن نارضايتي عمومي، گسترش آرمان انقلاب اسلامي، ايجاد و گسترش روحيه انقلابي و بسيج عمومي ايفا نمود . و بالآخره اينکه ؛ روحيه انقلابي در انقلاب اسلامي با شاخص هايي چون عدم تسليم انقلابيون در برابر اقدامات رفرميستي رژيم و بي توجهي به اقدامات سركوب گرانه آن و وجود روحيه شهادت طلبي ، جانفشاني و فداكاري در راه آرماني انقلاب ، به خوبي قابل اثبات مي باشد.

با توجه به چنين عواملي است که انقلاب اسلامى ايران - همانطور که نويسندگان متخصص و مشهور نيز اذعان دارند-  در شمار انقلاب هاى كبير اجتماعى جاى دارد؛[5] و از سوي ديگر با توجه به ويژگي هاي ممتاز خويش ، با هيچ کدام از انقلاب هاي تاريخي معاصر ،  قابل مقايسه نمي باشد. مشخصه ى اصلى آن، شاخص هاى ويژه اى است كه مى توان در تعريف اين گونه مورد مطالعه قرار داد : انقلاب اسلامى، دگرگونى بنيادى در ساختار كلى جامعه و نظام سياسى آن بر اساس«جهان بينى»، «موازين و ارزش هاى اسلامى»، «نظام امامت»، «آگاهى و ايمان مردم»،«حركت و پيش گامى متقيان» و « قيام قهرآميز توده هاى مردم» استوار است.[6]  

 

نظريه پردازي پيرامون  انقلاب اسلامي

انقلاب اسلامى پديده اى بود كه به دليل پيچيدگى ها و خصوصيات ويژه اش (رهبرى مذهبى،سرعت وقايع، زودرس بودن پيروزى و فائق آمدن مردمى بى سلاح بر رژيمى مسلح و بهره مند از حمايت خارجى) برداشت هاى متفاوتى را پذيرا شد. [7]  درباره علل اصلى پيروزى انقلاب، بين انديشمندان اين رشته و نيروهاى درگير در انقلاب، اتفاق نظر وجود ندارد. و با تكيه بر عوامل فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، روانشناختي، سياسي و رهيافتهاي چند سببي نظريات متفاوتي مطرح شده است .[8] در ادامه به نظريه توطئه مي پردازيم:

 

نظريه توطئه:

از آنجا كه وقوع انقلاب اسلامى در سال1357، براى صاحب نظران داخلى و خارجى و نيروهايى كه در انقلاب نقش داشتند، امرى شگفت آور و نامنتظره مى نمود گروهى با تمسک به تحليل هاي غير علمي ، نظريه توطئه(conspiracy theory)  و طرح ريزى از پيش تعيين شده خارجى‏ها خصوصاً آمريکا و انگلستان را منشا وقوع انقلاب دانسته‏ و پيروزى انقلاب را با اتكا بر اين فرضيه تحليل كرده اند. در اين اين نوع از تحليل ، هر تحولى را به يك منبع انسانى اما قادر مطلق نسبت مى دهند كه گويى هر آنچه اراده كند، مى تواند به انجام رساند، كه به طور خاص در مورد شاه اين منبع قدرت مطلق غرب و به ويژه ايالات متحده و انگليس هستند كه اين برداشت خود ناشى از وجود نوعى ترس روانى (فوبيا) نسبت به آنها است. معمولا تحليل­هاي شخص محمد رضا شاه و خواهرش ، اعضاي خاندان سلطنت ، دربار، مقامات ارشد رژيم پهلوي، وابستگان به رژيم، سران نظامي وانتظامي، و طيفى از سلطنت طلب ها تا ماركسيست ها و بالآخره برخي مردم عامي کوچه و بازار، در شمار طرفداران اين نظريه جاى دارد . محمد رضا شاه در تمامي مصاحبه­ها و کتاب­هاي خود، مستقيم و غير مستقيم و با صراحت از توطئه و برنامه­ريزي غربي­ها به عنوان عامل سقوط خود سخن مي­گويد او در مصاحبه­ " چگونه آمريکايي­ها مرا سرنگون کردند" يا در کتاب "پاسخ به تاريخ "[9] به شکلي بسيارخام انديشانه علت وقوع انقلاب وسرنگوني سلطنت خود را درتوطئه دولت­هاي غربي جست وجو مي­کند.[10] از ميان سياست مداران غربي و ماموران سياسي خارجي که به اين نظريه پرداخته اند ، مي­توان از سوليوان سفير ايالات متحده و آنتوني پارسونز سفير بريتانيا ، و ژنرال هايزر نام برد.[11]

تئوري توطئه قرائت­هاي متعدد و مختلفي دارد: هواداران آن غالباً غرب و به ويژه امريکا و انگليس را متهم برنامه ريزي براي سقوط شاه و وقوع انقلاب مي­کنند؛ مهمترين شواهد و مستندات آنان براي اثبات ادعاي خويش عبارت است از:

1. تنبيه شاه : برخي معتقدند که انگليس با اين کار مي­خواست از شاه به دليل نزديک شدنش به امريکا انتقام بگيرد؛ و عده­اي ديگر بر اين باورند غرب مى خواست شاه را، به سبب نقش كليدى اش در افزايش قيمت نفت اوپك در نيمه اول دهه 1350، تنبيه كند.

2. حسادت غرب و احساس خطر از پيشرفت­هاي ايران : گروهي با اشاره به پيشرفت­هاي سريع درجهت صنعتي شدن ايران ، اين چنين القا مي­کنندکه غرب که بازارهاي خود را درخطر مي­ديد رژيم شاه را سرنگون کرد تا جلوي ايجاد « ژاپن دومي » را بگيرد؛  ايران در سال هاى آخر عمر حكومت پهلوى، شتابان به سمت توسعه اقتصادى و صنعتى شدن گام برمى داشت. غربى ها، به سبب حسادت و در خطر ديدن بازارهاى خود در صورت ورود فرآورده هاى صنعتى، معدنى و كشاورزى ايران به بازارهاى بين المللى، و طرح هاى بلندپروازانه شاه در افزايش توان نظامي ، نقشه توطئه عليه شاه را طراحى كردند.[12]

3.  نابود ساختن ذخاير ارزى ايران و منطقه: به دنبال افزايش ناگهانى بهاى نفت ذخاير پولى ايران و كشورهاى حوزه خليج فارس افزايش يافته بود و اين موضوع  مى توانست براى سيستم پولى غرب مخاطره آميز باشد. اگر صاحبان آن ها تصميم مى گرفتند يكباره سپرده هايشان را از بانك هاى غربى بيرون بكشند، نظام مالى غرب فلج مى شد. در اين موقعيت، غرب با خلق انقلاب ايران و سپس جنگ ايران و عراق، ذخاير ارزى آن ها و حاميانشان را در مسير خريد اسلحه و مهمات به كار انداخت و با كاهش آن خطر احتمالى را از ميان برد.

4. پيش گيري از انقلاب كمونيستي : از ديدگاه ماركسيست هاى ايرانى ، تضادهاى درونى رژيم در سال هاى آخر عمرش، شرايط ذهنى و عينى انقلاب را فراهم آورده بود و كشور مى رفت تا پذيراى يك انقلاب كمونيستى شود. در اين موقعيت، امپرياليسم امريكا دخالت كرد و با توطئه چينى، انقلاب اسلامى را پديد آورد تا از تولد انقلاب كمونيستى وظهور جنبش هاى انقلابى كارگرى جلوگيرى كند.[13]

5. حفظ رژيم صهيونيستي : دسته ديگري از طرفداران اين انگاره علت سقوط شاه را اسرائيل بيان کرده و معتقدند که ارتش ايران درزمان محمد رضا شاه مي­رفت که به پنجمين نيروي نظامي بزرگ دنيا تبديل شود. اين چنين نيرويي مي­توانست براي رژيم صهيونيستي خطربالقوه­اي باشد و ممکن بود با وقوع انقلابي در مصر يا ليبي يا به هر طريق ديگري نيروهاي ايراني متوجه اسراييل شوند از اين رو بود که اسراييل با ايجاد انقلاب اسلامي و سپس جنگ هشت ساله عراق عليه ايران دو نيروي عمده منطقه را خنثي کرد.[14]

6. سياست حقوق بشر کارتر : برخي بر اين گمانند که دخالت شاه در جريان انتخابات رياست جمهوري آمريکا در نوامبر 1976 (1355 ) و صرف مبالغ زيادي جهت تبليغات انتخاباتي فورد رقيب کارتر ، سبب شد تا کارتر بعد از پيروزي در انتخابات و تصدي رياست جمهوري آمريکا عکس العمل نشان داده و  با بهانه ساختن سياست » حقوق بشر» و آزادي سياسي در ايران و اصرار بر اجراي آن از سوي شاه ، زمينه هاي لازم را براي گسترش شورش ها و انقلاب فراهم آورد.اين نظريه نه تنها در امريكا، بلكه در ايران هم معتقدان زيادى داشت که سقوط شاه را به اعمال سياست حقوق بشر كارتر مربوط مى دانند. چنانکه «كسينجر» در يادداشت هاى خويش اعمال حقوق بشر در ايران را از جمله خيانت هاى كارتر به امريكا و عامل از دست رفتن شاه و پيروزى انقلاب ايران قلمداد كرده بود.

7. تعامل دو ابرقدرت : و بالاخره نظر ديگري معتقد است که ايران قرباني بده بستان دو ابرقدرت شد ؛ آمريکا ايران را داد تا در جايي ديگر از شوروي امتياز بگيرد.

نقدو بررسي تئوري توطئه پيرامون انقلاب اسلامي

چگونگي شکل گيري اين قبيل نگرشها نيازمند مراجعه به تاريخ سياسي اجتماعي ايران مي باشد ؛ مردم ايران در طول تاريخ به دليل تهاجم وحشانه  قبايل و اقوام مختلف از يکسو و نفوذ و دخالت آشکار و پنهان قدرتهاي استعماري در حوادث مهم و سرنوشت سازي نظير انقلاب مشروطه ، ظهور و سقوط رضا شاه ، نهضت ملي نفت و کودتاي 28 مرداد 1332 و...، ذهنيتي مشکوک و بي اعتماد نسبت به عوامل بيگانه پيدا نموده و حکومت هاي استبدادي نيز براي سرپوش گذاشتن بر ضعف ها ، کاستي ها و خيانت هاي خود ، تمام مشکلات را به بيگانگان نسبت مي دادند به تعبير يکي ازپژوهشگران معاصر ، « سانسور و جلوگيري از نشر و درج رخدادهاي سياسي توسط حکومت ها ، سابقه تاريخي دخالت و نفوذ سياسي قدرت هاي خارجي در ايران و بالآخره فقدان روحيه کندو کاو در تحقيقات اجتماعي – تاريخي  بين المللي ، کمک زيادي به شکل گيري اين فرهنگ و باور اجتماعي کرد . و لذا فرهنگ سياسي جامعه، به طور فزلينده اي متاثر از ذهنيت توطئه اي در تمامي ابعاد گرديد.» [15] و بديهي است انقلاب اسلامي ايران نيز با توجه به غيرمترقبه بودن آن براي خود رژيم و بسياري از ناظران داخي و بين المللي، از اين قاعده مستثني نشده  و عده اي به جاي تحليل و درک واقع بينانه ريشه ها عوامل آن به تخيل گرايي ، اوهام و طرح توطئه قدرت هاي نامرئي خارجي پناه ببرند. پاک کردن اين ذهنيت غيرعلمي نيز بسيار دشوار و زمان بر بوده و نيازمند نقد آراء و استدلال هاي طرفداران اين نظريه مي باشد:

يکم. ايران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي كشوري بود كاملا وابسته به قدرت هاي بزرگ بويژه آمريكا و در راستاي تامين اهداف و منافع منطقه اي و جهان و در يك كلام ايران، قبل از پيروزي انقلاب اسلامي منطقه نفوذ بيگانگان و صحنه يكه تازي آنان به ويژه آمريكا بود و « كارتر» رئيس جمهور وقت آمريكا از آن به عنوان «جزيره ثبات در پر تلاطم ترين منطقه دنيا»[16] ياد كرده و با ابراز رضايت از شاه اعلام کرد: « در جهان هيچ كشورى وجود ندارد كه در برنامه ريزى امنيت نظامى متقابل و مسائل منطقه اى مشترك به اندازه شما به ما نزديك باشد و ما تا اين حد با هم مشاوره داشته باشيم. ». و «برژنسكي» مشاور پيشين امنيت ملي آمريكا نيز اظهار مي دارد : «موقعيت استراتژيك ايران آن چنان براي غرب اهميت دارد كه آمريكا بايستي به هر ترتيب شده و حتي با اقدام نظامي جلو اين كه غرب ايران را از دست بدهد، را بگيرد»[17] اسناد تاريخي و مدارک کشف شده از سفارت آمريکا در ايران نيز به خوبي مبين اين موضوع است که غرب نه تنها از هيچ گونه تلاشي در جهت تقويت پايه هاي رژيم پهلوي در ايران دريغ نمي ورزيد ، بلکه احتمال وقوع انقلاب و سرنگوني رژيم پهلوي را نيز به هيچ وجه نمي داد ؛ چنانکه سازمان تحليل اطلاعات دفاعى که وزارت دفاع و نيروهاى مسلح آمريکا را تغذيه اطلاعاتى مى‏نمايد در ماه اوت (مرداد 1357 ) در ارزيابى از موقعيت رژيم پهلوى اظهار مى‏کند: «ايران در وضعيت انقلابي يا ما قبل انقلابي قرار ندارد و سازمان سيا در ارزيابي اطلاعاتي مورخ  28 دسامبر 1978 ( 6 مهر 1357 ) اعلام کرد ، انتظار مى‏رود که شاه در ده سال آينده نيز همچنان به صورت فعال در قدرت بماند» . از سوي ديگر در شعارها و موضع گيريهاي انقلابيون و رهبران آن ها نيز نه تنها هيچ گونه شاهدي بر حمايت ازقدرتهاي غرب و شرق وجود ندارد بلکه برعکس مبين تضاد و خصومت شديد نهضت انقلابي با نفوذ و سلطه استعمارگران بوده ، و تازمان کنوني نيز همچنان به قوت خود باقي است . و يکي از جدي ترين تهديداتي است که اردوگاه شرق و غرب را با بحران و چالشي عظيم مواجه ساخت . چنانکه «پاتريك كلاوسون» رئيس تحقيقات مؤسسه سياست هاي خاور نزديك واشنگتن نيز اعتراف مي كند: «جمهوري اسلامي يك خط عقيدتي به حساب مي آيد كه نمي توان آن را سبك شمرد ايران به عنوان يك خطر بالقوه از لحاظ برد جغرافياي منحصر به فرد است».[18] و خانم «رايس» وزير امور خارجه آمريكا، نيز آشكارا اعلام كرد: «واشنگتن از تلاش هايي كه براي ضربه زدن به نظام جمهوري اسلامي ايران صورت مي گيرد پشتيباني مي كند».[19]

دوم. طرفداران اين نظريه نه تنها در جهت اثبات مدعاي خويش ، هيچ گونه دليل و مدرک معتبري ارائه نمي کنند بلکه پيشفرضهاي اوليه آنان کاملاً بي پايه و اساس است ؛ به طور مثال ، هيچ کس در غرب دچار اين توهم نشده بود که ايران به زودي به پاي ژاپن خواهد رسيد بلکه به عکس بسياري از تحليل گران واقع بين غربي معتقد بودند که پروژه هاي اقتصادي شاه غالباً بلند پروازانه ، غير معقول و غير واقع بينانه است . همچنين اگر سياست غرب کاملاً مبني بر عدم توسعه اقتصادي کشورها بود ، در اين صورت ، به جز ژاپن ، کره جنوبي ، تايوان ، سنگاپور ، هنگ کنک ، مالزي ، ترکيه و ديگر کشورها که در جهت توسعه گام برداشتند ، نيز مي بايد گرفتار دسيسه و توطئه غرب ، مي شدند.[20]

سوم. در مورد سياست حقوق بشر کارتر و تاثير آن در وقوع انقلاب اسلامي ،  نيز بايد اولاً وجود فشار و تحميل سياست حقوق بشر به شاه  با مدارک و اسناد معتبر ثابت شود . و ثانياً معلوم شود چه جناح و گروهى از چنين سياستى بهره برده اند و بدان وابسته بودند؟

با توجّه به اسناد و مدارك منتشره، مى توان اثبات كرد كه نه تنها دليلى بر اعمال و تحميل چنين فشارى نمى باشد، بلكه شواهد و قراين زيادى وجود دارد كه خلاف آن را ثابت مى كند. بدين معنا كه برنامه فضاى باز سياسى شاه ارتباطى با حقوق بشر كارتر نداشت و اصولاً دولت كارتر ايران را از اصول كلى اجراى حقوق بشر مستثنى كرده بود. چنانکه «آنتونى پارسونز» سفير وقت انگليس در ايران چنين اظهار مى دارد: « بسيارى از مردم مى گفتند كه اين برقرارى آزادى، نتيجه فشار مستقيمى است كه از طرف دولت كارتر به شاه وارد مى شود ... من اين نظريه را در آن هنگام نپذيرفتم و اكنون نيز نمى پذيرم.» و « ويليام سوليوان» نيز در خاطرات خود از بي توجهي کارتر به مسئله رعايت حقوق بشر در ايران و در مقابل از تعاريف و تمجيد هاي او از شاه ، اظهار تعجب مي نمايد. اصولاً تز فضاى باز سياسى، چيزى جز يك شعار، آن هم در يك مدت كوتاه نبود و شاه در اوج خشونت، شكنجه، زندان و كشتارهاى دسته جمعى كه تا روزهاى آخر عمر رژيم ادامه داشت، مورد حمايت كارتر و كاخ سفيد بود.

در دوران حكومت كارتر، روابط و ميزان مبادلات دو کشور در گسترده ترين حد برقرار مي شود ؛  صادرات به ايران به مرز 6/3 ميليارد دلار رسيد و علاوه بر آن، كارتر يك قرارداد چند ميليارد دلارى براى تأسيس پنج نيروگاه اتمى با شاه امضا كرد. در مورد فروش تسليحات، در طول اولين سال حكومت كارتر تحويل سلاح به ايران به حد اعلاى خود (4/2 ميليارد دلار) رسيد. بر اين اساس سياست حقوق بشر کارتر هيچ گونه محدوديت و فشاري براي شاه در برنداشت . «كريستوس خوانديس» پس از بررسى وسيع از اسناد و مدارك موجود در امريكا و اسناد مكشوفه و منتشر شده از داخل سفارت امريكا در ايران چنين نتيجه گيرى مى كند: « حقوق بشر كارتر نه تشكيل دهنده اسب تراواى كارتر در دربار شاه بود و نه عامل اصلى در بروز انقلاب به حساب مى آمد. انقلاب دير يا زود، با حقوق بشر كارتر و يا بدون آن صورت مى گيرد. اين در حقيقت ناشى از تضادهاى درونى جامعه ايران بود، تضادهايى كه با نقش وسيعى كه امريكا در طول 25 سال در ايران داشت، افزايش يافته بود و يك رژيم ظاهراً با ثبات و محكم را متلاشى و تحت امواج اصلى ترين انقلاب مردمى آن را ساقط كرد.» از ديدگاه اين محقق ، حقوق بشر كارتر تنها براى بخشى از مخالفان شاه؛ يعنى ليبرال ها اهميت خاص داشت. که اين عده معدود هم جايگاه و محبوبيت چندانى در ميان مردم که الهامات و رهبرى خود را از روحانيان مى گرفتند، نداشتند.[21] 

از برخى اسناد پنتاگون چنين استفاده مى شود كه اصولا تز حقوق بشر و سياست فضاى باز سياسى در ايران، تنها يك شعار تبليغاتى بود و ايران از اين تزِ كارتر مستثنى شده بود.
كارتر كشتار 17 شهريور را تأييد كرد و بدين ترتيب ادعاى حقوق بشر وى نزد مردم دروغى بزرگ جلوه كرد.
[22] به نظر اين منبع در زمينه حقوق بشر در ايران فقط تذكرات پراكنده اى صورت مى گرفت ولى هرگز امريكايى ها به طور جدى تهديد نكردند كه به دليل پايمال شدن حقوق بشر در ايران ميزان كمك ها و حمايت خود از رژيم شاه را كاهش خواهند داد.

بررسى سياست هاى امريكا در تحولات سال هاى 56 و 57 ، نيز به خوبي  نشان دهنده استمرار سياست هاى كلى امريكا در ايران  است و حفظ ايران در چارچوب زنجيره امنيتى غرب، جلوگيرى از سقوط شاه و حمايت از شخص وى و مقابله با هر نوع فعاليت انقلابى مهم ترين هدف امريكا در اين دوران به شمار مى آمد و تا وقتى كه شاه قادر به حفظ ايران در چارچوب زنجيره اتحاد غرب و حفظ منافع امريكا در منطقه بود، امريكا براى بقاى او و رويارويى با حركت هاى انقلابى تلاش مى نمايد .  هنگامى كه حكومت پهلوى به روزهاى پايان عمرش نزديك شد و پيروزى انقلاب اجتناب ناپذير گرديد، امريكا به حمايت از دولت بختيار پرداخت و پس از ناکامي، دولت محافظه كار مهندس بازرگان را به رسميت شناخت. اما ناکارآمدي اين قبيل اقدامات در مهار امواج کوبنده انقلاب اسلامي ، اين کشور را با چالش کاملاً جدى و بي سابقه مواجه كرد به طورى كه «سايروس ونس» وزير امور خارجه دولت كارتر در اين باره مى‏گويد: «رفتن ايران از صف كشورهاى متحد آمريكا و افتادن اين كشور به دست رژيمى كه دوست‏ ما نيست، ضربه‏اى اساسى به منافع سياسى - امنيتى ما در آسياى جنوب غربى و خاورميانه به شمار مى‏رود.» آمريكا كه تمام تلاش خود را در حمايت از رژيم شاه و جلوگيرى از پيروزى انقلاب به كار بسته بود، با پيروزى انقلاب اسلامى تمامي تلاش خويش را براي به انحراف كشاندن نظام نو پاى اسلامى و شکست آن به اجرا درآورد.

چهارم. افزون بر ذهن گرايي بودن چنين نظريه اي از جهات متعدد و ساير اشکالات فوق،  به هيچ وجه ادعاهاي طرفداران اين نظريه توانايي تبيين و شناسايي علل و عوامل دخيل در پيروزي انقلاب اسلامي را ندارد ؛[23] همانگونه که در مفهوم شناسي انقلاب و علل و عوامل به وجود آورنده آن گذشت ، انقلاب داراي ويژگي هاي خاصي است که با توجه به آن ويژگي ها از ساير مفاهيم مرتبط نظير براندازي و کودتا، شورش ، رفورم و... متفاوت مي گردد و در نظريه توطئه به فرض قبول تمامي ادعاهاي خيالپردازانه و غير واقعي آن ، تنها توجيه کننده برخي عوامل سقوط و تضعيف شاه است و چنانکه مي دانيم انقلاب هاي بزرگ تنها براندازي يک نظام سياسي نيستند ، بلکه نيازمند حضور پرقدرت علل و عوامل متعدد ديگري نيز مي باشند. اصولا نمى توان يك انقلاب بزرگ را كه ريشه در اعماق تاريخ كشور دارد و از همراهى اكثريت قريب به اتفاق ملت برخوردار بوده، سبب تحولات عمده اى در سطوح داخلى، منطقه اى و بين المللى گرديده است و بيش از همه منافع قدرت هاى بزرگ را تهديد كرده، با فرضيه هاى غيرعلمى و دخالت دست پنهان بيگانگان تحليل كرد.[24]


پي نوشت ها

[1] . ر. ک :  عبدالحميد ابوالحمد ، مباني سياست ، تهران: توس ، 1376 ، ص 346 .

2. See: Theba Skacpol, States and Social Revolutions. P33

2. منوچهر محمدي، انقلاب اسلامي؛ زمينه ها و پيامدها، تهران: نشر معارف، 1380، ص 27.

[4] - جمعي از نويسندگان ، انقلاب اسلامي و چرايي و چگونگي رخداد آن ، قم : نشر معارف ، 1368 ، ص 16 .
[5] - ر.ک : حميد عنايت، «انقلاب در ايران سال 1979، مذهب به عنوان ايدئولوژى سياسى» ، درآمدى بر ريشه هاى انقلاب اسلامى ، صص 147 ـ 144؛ تدا اسكاچپول، «حكومت تحصيلدار و اسلام شيعى در انقلاب ايران» ، رهيافت هاى نظرى بر انقلاب اسلامى ، صص 186 ـ 185.

[6] - رك: عميد زنجانى، انقلاب اسلامى ايران و ريشه هاى آن .

[7] - رك: حاتم قادرى، «موقعيت سرحدى امام خمينى»، امام خمينى و حكومت اسلامى ، ج 8 و روحانيت ، اجتهاد و دولت ، صص 315 ـ 237.

[8] - براي آگاهي بيشتر به كتاب رهيافت نظري بر انقلاب اسلامي (مجموعه مقالات)، نشر معارف 1379 ص 296 تا 309 مراجعه شود.

 

[9] - محمد رضا پهلوي. پاسخ به تاريخ. ترجمه حسين ابوترابيان، تهران، نشر: مترجم، 1371.

[10] - ر.ک : صادق زيبا کلام. مقدمه­اي برانقلاب اسلامي. تهران، نشر: روزنه، 1372، ص 30.

[11] - رجوع شود به : آنتوني پارسونز. ماموريت درايران. ترجمه پاشا شريفي، تهران، نشر: راه نو، 1363 . ويليام سوليوان. ماموريت درايران. ترجمه محمود مشرقي، تهران، نشر: هفته، 1361. رابرت هايزر. ماموريت درايران. ترجمه رشيدي، تهران، نشر: اطلاعات، 1365.

[12] - شاه، در كتاب « پاسخ به تاريخ » به هر دو ( تنبيه شاه و حسادت غرب)  اشاره مى كند.

[13] - انقلاب اسلامي و چرايي و چگونگي رخداد آن ، جمعي از نويسندگان ،  قم : نشر معارف ، 1380 ، صص 20-21 .

[14] - زيبا کلام. پيشين. ص ص 23-25. عمادالدين باقي. تولد يک انقلاب. تهران، نشر: سرايي، 1382، ص ص 303- 328.

[15] - زيبا کلام ، پيشين .

[16] - منوچهر محمدي،  انقلاب اسلامي، زمينه ها و پيامدها، قم: نشر معارف، 1380، ص 134.

[17] - روزنامه اطلاعات، 28/1/62.

[18] - اسدالله خليلي ، روابط ايران و آمريكا، بررسي ديگاه نخبگان آمريكايي، مؤسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين المللي ايران معاصر، تهران: 1381، ص 486.

[19] - روزنامه كيهان، 3/4/82.

[20] -  نقد آسيب شناسانه تئوري هاي انقلاب ، پيشين ، ص 21 .

[21] - ر.ک : انقلاب اسلامي ، زمينه ها و پيامدها ، منوچهر محمدي ، قم : نشر معارف ، صص 134-140 .

[22] - در مورد سياست حقوق بشر كارتر و ايران رك: كدى پيشين صص 346 341.

[23] - ر.ک : پژوهشي نو پيرامون انقلاب اسلامي ، حميد دهقان ، قم : انتشارات مدين ، صص 44-47 .

[24] - براى مطالعه اين فرضيه ها ر.ك: محمدتقى سبزه اى، نقد آسيب شناسانه تئورى هاى انقلاب ، صص 21 ـ 14 .



نظر شما راجع به اين مقاله

 

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها