خانه> روانشناسی و مشاوره >201


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
نظرات مقاله «پيامد...
احضار روح با نعلبك...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
احكام نماز و روزه ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
جلسه خواستگاري
...

چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
دفتر 30 پرسش ها و ...
اخلاق پيامبر(2)- م...
موي بلند و وضو
خاطره اي جالب از ز...
اخلاق پيامبر - توص...
امام خميني(ره) و غ...
تا باشگاه هسته اي
مصحف فاطمه (س)

آمار سایت


تعداد مقالات:
1999

بازدید مقالات:
6110584

بازدید سوالات:
2558260



سارقان زمان بازديد: 6285

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


در نگاه روان‏شناسان، افراد سر حال و شادمان كه احساسى خوب در باره خويش دارند، از سه ويژگى مهم بهر مي ‏برند:(1)
1. نظم و دقت در زندگى‏
2. تجربه موفقيت و شكست و جزئى از زندگى شمردن آن‏
3. داشتن برنامه، ايده و روش‏
اين افراد مشتاق بخشش و كارهاى عام‏ المنفعه و نوع دوستى‏ اند؛ ولى بخشيدن وقت خويش را روا نمى ‏دانند؛ چون زمان تنها سرمايه جبران ناپذير است و بايد با برنامه ريزى تعريف شود. بى ‏برنامه بودن و عدم پاسدارى از وقت به معناى تخريب فرصت‏ها است و آدمى را در دام سارقان زمان گرفتار مى‏ سازد. در باور روانشناسان، انسان محصول دو چيز است: فرصت‏ها و تهديدها.(2)
فرصت‏ها در قالب برنامه، طرح، ايده، محافظت از وقت، تقسيم لحظات زندگى، مشاهده فراگير وضعيت كنونى، آينده نگرى و فرا سو بينى تعريف مى ‏شوند؛ به عبارت صحيح ‏تر و خلاصه ‏تر، فرصت همان برنامه ريزى است؛ زيرا انسان بى ‏برنامه و بى ‏هدف، فرصتى را تعريف نمى ‏كند و كسى كه فرصت‏ها را نمى ‏شناسد برنامه‏ اى براى خود طراحى نمى ‏كند. به گفته ميگر، او در حقيقت بر مدار خطر متوقف است(3)، چون دچار استهلاك در جا مى ‏شود و «نمى ‏خواهد حركت كند».(4)
تهديدها اگر شناخته شوند، «متغير مزاحم» (5) ارزيابى مى ‏شوند و در پرتو انديشه زحمتشان را كم مى ‏كنند. از اين‏رو، واژه‏ هاى تلخ سودمند و جهت دهنده‏ اند و انديشه تغيير، اصلاح و تعديل وضع موجود براى رسيدن به مطلوب را در انسان بارور مى ‏سازند.

سه نكته اساسى‏
عوامل خورنده زمان و فرصت‏ها كه در اين نوشتار سارقان زمان خوانده مى ‏شوند، در شمار تهديدها جاى دارند و بايد در جهت شناسايى، تعريف، تحديد و كنترل‏شان گام برداشت.
1. احياى فرصت نوعى دگرگونى مثبت است، و همه انسان‏ها براى زندگى بهتر به دگرگونى مثبت نيازمندند.
2. وقت عنصر مهم و مشترك زندگى انسان‏ها است و در پرتو بهره‏ گيرى بهينه از آن مى ‏توان به اهداف دست يافت.
3. اگر روزانه تنها ده دقيقه از وقت را براى بازيافت وسايل گمشده و آشفته تلف كنيم، در سال حدود 60 ساعت وقت از دست مى ‏دهيم. براى پيشگيرى از اين زيان بايد با برنامه ‏ريزى درست از آشفتگى، بى ‏نظمى و هرچه به هزينه كردن زمان مى‏ انجامد، پرهيز كرد.

سارقان زمان‏
1. تعارفات
تعارف‏هاى بيش از حدّ و فقدان شهامت «نه گفتن» نابودگر فرصت‏ها به شمارمى آيد.بيش‏تر افراد شكست خورده در برنامه‏ ها كه با انبوهى از كارهاى نيمه تمام و فعاليت‏هاى زخمى روبه ‏رويند، تنها بدان سبب كه نمى ‏توانند پاسخ منفى دهند، در دام اين سارقِ احساسى اسيرند.
2. تلفن‏
تلفن از ابزارهاى ضرورى زندگى امروز به شمار مى ‏آيد؛ امّا با همه سودمندى ‏اش مى ‏تواند سارق زمان باشد. گفت ‏و گوهاى طولانى، حاشيه روى ‏هاى بى ‏مورد و حتّى‏ استفاده مكرر از آن به خستگى روانى، انقطاع كار، عصبانيت، ابهام و تحليل رفتن قواى جسمانى مى ‏انجامد. وقفه‏ هايى كه تلفن‏هاى غير ضرورى در كار پديد مى‏ آورند، موجب هدر رفتن وقت مى ‏گردد.
3. ملاقات كنندگان‏
در خانه، محل كار، خيابان و محيط هاى ديگر اجتماعى با افراد گوناگون ارتباط داريم، ولى بايد توجه داشته باشيم كه بسيارى از اين ديدارها و ارتباط ها از سود مادى و معنوى تهى است. اين ديدارها وقت را نابود مى ‏سازد و انسان را از پرداختن به امور مهم ‏تر بازمى ‏دارد.
4. اطلاعات اضافى‏
بيش‏تر انسان‏ها با اطلاعات، يادداشت‏ها، و مطالب اضافى رو به رويند. اين اطلاعات كه ذهن يا ميز و محل زندگى ‏مان را اشغال كرده است، معمولاً به نابودى وقت مى ‏انجامد. بررسى مراجعات مكرر و بيهوده و بازبينى خاطرات نهفته در لابه‏ لاى آن‏ها، جز اتلاف وقت معنايى ندارد. براى پيشگيرى از اين هزينه جبران‏ ناپذير، بايد اطلاعات كيفى موجود، پس از دسته‏ بندى و نه بسته‏ بندى، در جاى مناسب قرار گيرند. و اطلاعات كمّى به شكل فهرست، نمودار، جدول و غيره خلاصه شوند تا هنگام نياز به بخشى از آن‏ها به بازبينى كل ناگزير نگرديم و وقت بسيار هزينه نكنيم.
5. خود محورى‏
خود محورى و خويش را قطب، ناظر و فاعل همه كارها دانستن نيز به اتلاف وقت مى ‏انجامد. بايد در انجام كارها از تفويض اختيار و يارى همكاران و دوستان بهره برد و از هزينه كردن وقت در امور كم اهميت پرهيز كرد. افزون بر اين، خود محورى سبب فشار عصبى و تنش‏هاى روانى شديد مى ‏گردد. انسان‏هاى خود محور در انبوهى از اطلاعات دست و پا مى ‏زنند و همواره از كمبود وقت شكوه مى ‏كنند.
6. عدم تقسيم انرژى‏
انسان از ظرفيت و انرژى محدود برخوردار است. استفاده مؤثر از وقت، به تقسيم درست انرژى بستگى دارد. بسيارى از افراد در ساعات آغازين صبح، براى مثال از ساعت 8 تا 12 چنان انرژى مصرف مى ‏كنند كه انرژى جايگزين نيز نمى ‏تواند آن‏ها را براى فعاليت ‏هاى بعدى آماده سازد.بنابراين، ساعات باقى مانده شبانه ‏روزشان تحت تأثير اين خستگى مفرط و طاقت فرسا تلف مى ‏شود.
7. عدم اولويت گذارى‏
نداشتن فهرستى از كارها و مشخص نبودن اولويت‏ها، عامل ديگر نابود ساختن فرصت‏ها است. كارهاى روزانه ما سه حالت دارند:
1. امور فورى‏
2. كارهاى متوسط
3. امور عادى و معمولى‏
اگر كارها درست اولويت بندى نشود، در موضوعات جزئى و بى ‏اهميت وقت بسيار هزينه مى ‏كنيم و در نتيجه نمى ‏توانيم به قدر كافى روى وظايف عمده و حساس متمركز شويم.
داشتن يك دفترچه كوچك جهت فهرست كردن كارها بر اساس اهميت‏شان بسيار سودمند است. گروهى از مردم، براى صرفه جويى بيش‏تر در وقت، فهرست كارها را به صورت نشان ‏هاى نمادين كنار روز يا ساعت مشخص مى‏ كنند. براى مثال در برابر ساعت 8 صبح، جهت پرداخت قبض برق، تصوير لامپ مى‏كشند و براى خريد لوازم التحرير 4 بعد از ظهر از شكل ساده مداد يا كتاب استفاده مى ‏كنند.
8. نوع نگرش به زمان‏
نوع نگرش به زمان گوياى روش استفاده از آن است. روز، هفته و ماه ديدن زمان، به «سرقت پنهان» آن مى ‏انجامد. براى جلوگيرى از اين سرقت، بايد زمان را دقيقه، لحظه و ثانيه ببينيم. برنامه ريزى دقيق و زمان بندى شده يعنى نجات دادن و ذخيره ساختن وقت. در پرتو اين امر:
1. اهداف حرفه‏اى و شخصى سريع‏تر و مطمئن ‏تر حاصل مى ‏گردند.
2. وقت ذخيره مى ‏شود.
3. وقت كافى براى رسيدن به كارها، وظايف و فعاليت‏ها باقى مى ‏ماند.
4. فشارهاى روزمره زندگى كاستى مى ‏پذيرد و انسان از عادت ‏ها و روش ‏هاى بهتر و مطمئن ‏تر برخوردار مى ‏شود.
راز موفقيت بسيارى از افراد موفق، استفاده بهينه و كارآمد از لحظات و فرصت‏هاى بسيار محدود زندگى است. اين نوع بهره‏ گيرى از زمان، به آن‏ها اجازه مى ‏دهد:
1. نگرشى جامع و فرا گيرد داشته باشند.
2. روشمند برنامه ريزى كنند.
3. به پيشرفت حرفه‏اى و شخصى خويش پردازند.
4. هماهنگ عمل كنند.
5. آمادگى ‏شان براى انجام كارها روز به روز بهتر شود.
6. در رويارويى با بحران‏ها و حوادث نامنتظره، خرسندى و تسلط داشته باشند.
7. در پايان روز از احساس مثبت بودن سرشار گردند.
8. زمان را ذخيره سازند.
9. ابهام در اهداف و مقاصد
مارك تواين مى ‏نويسد: «اگر اهداف روشن نباشد، بايد دو چندان زمان صرف نمود و دو چندان تلاش كرد.» (6)
مديريت زمان در بستر اهداف روشن و فعاليت‏هاى تعريف شده معنا مى ‏يابد؛ چون اهداف محرك و مشوق فعاليت‏هايند. برنامه ريزى مبتنى بر هدف، روشى بهينه و پاسخ‏گو است.
آن كه در برنامه‏ هايش اهدافى آگاهانه و هوشمندانه پى مى ‏گيرد، با استفاده از انضباط و انگيزش شخصى، بُعدى جديد در خويش پديد مى ‏آورد كه اصطلاحاً نيروهاى ناخودآگاه خوانده مى ‏شود. روشن بودن اهداف و تعيين اولويت ‏ها ارتباط تنگاتنگ دارند. تعيين اولويت، اهداف روشن بسيار و آسان است و حتى مى ‏توان گفت، وقتى اهداف ابهام ندارد، ميزان اهميت و اولويت آن‏ها احساس مى ‏شود. ابهام در اهداف به عدم تعيين اولويت و در نتيجه از دست دادن فرصت در كارهاى كم اهميت مى ‏انجامد.
در پايان بايد يادآور شد كه به سازى و كيفى كردن برنامه‏ ها به فراموش نكردن اين شعار مشروط است: برنامه بايد نوشته شود.
برنامه، بذر فرصت‏ها است، و زمان، فصل بهار. هر كه در بهار بذر نيفشاند، درو را تجربه نخواهد كرد.
باز تأكيد مى ‏كنيم: «برنامه ريزى يعنى نجات دادن و ذخيره سازى وقت».

پي نوشتها:
1- برنامه ريزى آموزشى و درسى، نادرقلى قورچيان، پايان نامه مقطع دكترى. (1379)

2- همان

3- نظارت و راهنمايى كلينيكى، كيت احپسون و دامين گال، ترجمه دكتر محمدرضا بهرنگى. (1372)

4-مديريت سيستم‏هاى اطلاعات، جان بروح وگرى ‏گرا ونيتزكى، ترجمه منوچهر غيبى، انتشارات مركز مديريت دولتى، تهران 1372.
5- متغير مزاحم در تحقيق ناشناخته است، ولى به محض شناخته شدن بايد كنترل و تحديد (محدود) گردد.

6- مديريت زمان، لوتارجى سى ورت، توكلى نيا، نشر عصر ظهور، 1378.



نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       فرهاد : خیلی خوب وآموزنده بود

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها