خانه> کلام و دین پژوهی >180


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
پيامدهاي خودارضايي...
درمان خود ارضايي ب...
قرص شب امتحان (تار...
نظرات مقاله «پيامد...
احضار روح با نعلبك...
هولوكاست چيست؟
رابطه دختر و پسر
گناهان كبيره
همجنسگرايي، علل و ...
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
تقويت اراده در انج...
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
عجم، دشمن اهل بيت؟...
نقش قرآن در زندگي ...
اخلاق پيامبر (4) -...
علامت قبولي توبه
شوخي هاي پيامبر
احكام نماز و روزه ...
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
گرايش دختران آمريك...
چرا فقط بي حجابي! ...
اثر بيدار ماندن بي...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
جلسه خواستگاري
...

جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
موي بلند و وضو
خاطره اي جالب از ز...
اخلاق پيامبر - توص...
تا باشگاه هسته اي
امام خميني(ره) و غ...
مصحف فاطمه (س)
گل حجاب، عطر عفاف ...

آمار سایت


تعداد مقالات:
1882

بازدید مقالات:
5586164

بازدید سوالات:
2424233



احضار روح با نعلبكي بازديد: 41764

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


پرسش: آيا احضار روح حقیقت دارد یا نه؟ اگر حقیقت دارد، آیا شرعاً جایز است؟

الف: آیا احضار ارواح صحّت دارد؟

مدعیان احضار ارواح دو گروهند:
1ـ آنهایی كه دارای نفوس قوی هستند نظیر انبیاء، اولیاء و عرفای شامخین؛
2ـ آنهایی كه از حیث وجودی در حدّ مردم متعارفند؛ كه این گونه افراد بسیار زیاد بوده و خود اینه نیز دو دسته اند:
الف مدّعیان دروغین و شیّاد؛
ب مدّعیان واقعی.
احضار روح در گروه اوّل در واقع احضار روح نیست بلكه ملاقات روح است؛ یعنی این گونه افراد به خاطر قوّت وجودی و ارتباطی كه با عالم ملكوت دارند می توانند در حالتی معراج گونه به ملكوت عالم راه یابند و با ساكنان ملكوت -که ارواح نیز جزء آنهایند- دیدار كنند؛ بنابراین در این قسم، روح پایین نمی آید بلكه خود شخص تماس گیرنده، به عالم ارواح صعود می كند. این گونه احضار ارواح از نظر فلسفی امکان پذیر بوده و از نظر شرعی نیز بدون اشکال است.

 امّا در قسم دوم احتمالات زیادی می تواند مطرح باشد. نوع دروغین احضار ارواح اگر بدون شواهد باشد كذب محض است؛ امّا اگر همراه با شواهدی مثل تكان خوردن میز و نعلبكی و امثال آن باشد، ممكن است نوعی تردستی و شعبده باشد. اکثر شاهدان این گونه احضار ارواح می گویند ما هر چه دقّت کردیم تقلّبی مشاهده نکردیم. جواب این است که : اگر متوجّه می شدید که تردستی و شعبده نبود. در سایر اقسام تردستی نیز ما هر چه دقّت می کنیم از فوت و فن كار تردست و شعبده باز مطلع نمی شویم. تكان خوردن یک نعلبكی روی میز یا تکان خوردن پرده و پنجره كه برای این گونه افراد چیزی نیست. وقتی دسته گل را کبوتر می کنند یا سکّه را در درون جعبه ای می گذارند و از جیب کسی دیگر بیرون می آورند؛ و...، دیگر این گونه کارها عجیب نخواهد بود. بنده شخصاً و از فاصله ی کمتر از نیم متری موردی را مشاهده کردم که شخصی قوطی کبریت را روی زمین بدون تماس دست یا چیز دیگری حرکت می داد. بنده بیش از نیم ساعت سعی کردم از فوت و فن کارش مطلع شوم ولی نتوانستم. این شخص خودش ادّعا می کرد که کارش نوعی تردستی است و هیچ نیروی ویژه ای در کار نیست؛ و با گرفتن پول کلانی فوت و فنّ کارش را به افراد یاد می داد. پس به صرف این که ما با دقّت زیاد متوّجه فوت و فنّ آنها نمی شویم نمی توانیم حکم کنیم که آنها از راه ارواح این کارها را انجام می دهند.
امّ اگر مدّعی احضار روح در گروه دوم، مدعی واقعی باشد چند احتمال مطرح است.

 1ـ ممكن است برخی از شیاطین جنّ با چنین شخصی تماس بگیرند و خود را روح معرفی كنند و به او در ترویج خرافات كمک نمایند، بدون این كه خودشخص متوجّه حقیقت امر باشد. تجربه نیز نشان داده است كه این گونه افراد عمدتاً در مقابل علمای دین موضع منفی دارند و افرادی هم كه به اینها رجوع می كنند به مشكلات روحی و روانی یا اخلاقی گرفتار می شوند. از این رو در روایات از رجوع به این گونه افراد به شدّت نهی شده است.

خداوند متعال می فرماید :« و (یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم مى‏خواندند پیروى كردند. سلیمان هرگز(دست به سحر نیالود؛ و) كافر نشد؛ ولى شیاطین كفر ورزیدند؛ و به مردم سحر آموختند. و (نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته ی بابل«هاروت» و«ماروت»، نازل شد پیروى كردند. (آن دو، راه سحر كردن را، براى آشنایى با طرز ابطال آن، به مردم یاد مى‏دادند. و) به هیچ كس چیزى یاد نمى‏دادند، مگر اینكه از پیش به او مى‏گفتند: «ما وسیله آزمایشیم كافر نشو! (و از این تعلیمات، سوء استفاده نكن!)» ولى آنها از آن دو فرشته، مطالبى را مى‏آموختند كه بتوانند به وسیله آن، میان مرد و همسرش جدایى بیفكنند؛ ولى هیچ گاه نمى‏توانند بدون اذن خداوند، به انسانى زیان برسانند. آنها قسمتهایى را فرامى‏گرفتند كه به آنان زیان مى‏رسانید و نفعى نمى‏داد. و مسلماً مى‏دانستند هر كسى خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهره‏اى نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر مى‏دانستند.» (البقرة:102)


 احتمال دیگر این است كه این گونه افراد ممكن است دارای قدرت خاصّ روحی باشند كه بتوانند اشیاء را بدون تماس جا به جا كنند و حتّی ممكن است خودشان نیز از وجود این نیرو غافل باشند. اینها چون باور دارند كه روحی خواهد آمد و نعلبكی یا پرده یا چیز دیگری را تكان خواهد داد آن نیروی روحی به كار می افتد و اشیاء را تكان می دهد. این نیرو كما بیش در همه ی انسان ه وجود دارد؛ لذا اگر شخص شرکت کننده در این جلسات در ضمن چنین نمایش هایی به یقین برسد ممكن است روح خودش هم به صورت ناخودآگاه اشیاء را حركت دهد. درفلسفه چنین فاعلی را «فاعل بالعنایة» گویند؛ مانند کسی که به خاطر ترس از ارتفاع، یقین به سقوط پیدا می کند و بلافاصله سقوط می کند.
3 در برخی افراد این باور به قدری قوی می شود كه شخص حتّی می تواند شبح هایی را هم مشاهده كند. این شبح ها در واقع ساخته ی قوّه خیال خود او هستند ولی به قدری واقعی به نظر می رسند كه شخص گمان می كند كه واقعیت خارجی دارند؛ همان گونه که انسان در حال خواب در آنچه که می بیند شک نمی کند. اطلاعاتی هم كه این گونه افراد از زبان روح می دهند ممكن است از راه تله پاتی ناخودآگاه به دست آید. یعنی شخص مدّعی احضار ارواح این اطلاعات را از ذهن خود یا از ذهن حاضران در جلسه به روش تله پاتی می گیرد و تحویل خود آنها می دهد. قدرت تلقین را نباید دست كم گرفت؛ تلقین به قدری بر روان انسان تأثیر می گذارد كه یک هیبنوتیزور با آن شخصی را وادار به خوابیدن می كند. امروزه با تلقین می توانند امراض صعب العلاجی مثل سرطان را هم درمان كنند.

 در برخی از امراض روانی، فرد بیمار، شخصی را دركنار خود می بیند و با او صحبت می كند در حالی كه كسی در کنار او نیست؛ حتی برخی از این بیماران مدّعی اند كه فرشته یا امام را مشاهده می كنند. لذا این گونه ادعاها را نباید جدّی گرفت مگر این كه شخص مدّعی، دارای سلامت كامل روانی باشد و از نظر تدیّن كاملاً بر اساس دین عمل كند و مثل اكثر مدّعیان احضار ارواح دكان باز نكند و تشخیص این امور با علمای تراز اوّل دین است نه مردم كوچه و بازار.


4 این احتمال هم وجود دارد كه این گونه افراد با ارواح محتضر در ارتباط باشند. برخی از انسان هایی که به شدّت وابسته به دنیا هستند بعد از مرگ نمی توانند وارد مراتب متوسط یا بالای برزخ شوند؛ چون روحشان از تجرّد كافی برخوردار نیست؛ اینها در مراتب پایین برزخ می مانند و بیشتر گرایش به سمت دنیا دارند؛ ولی قادر به تصرّف در دنیا نیستند. این ها ممكن است با افرادی كه قوّه تخیّل قوی دارند یا در اثر تمرین و ممارست در زمینه هایی مثل هیبنوتیزم و تله پاتی و امثال آن قابلیت خاصّی را به دست آورده اند، تماس برقرار كنند و از طریق آنها با دنیا مرتبط شوند. ولی از آنجا كه این گونه ارواح، ارواح پستی هستند، ارتباط با آنها نیز شرّ آفرین خواهد بود. اگر این گونه مدّعیان احضار ارواح مدّعی ارتباط با ارواح پاكی مثل ارواح علما و انبیاء و امثال آنها شدند كذب محض است؛ چون این ارواح پاک چنان مشغول عالم بالا هستند كه كمتر به عالم طبیعت نظر می كنند؛ به طوری كه گاه حتّی نفوس پاک هم از احضار ارواح این پاكان عاجز می شوند. یكی از عرفای حاضر فرمودند : كه من روح ابن سینا را خواستم ملاقات كنم به جای او باباطاهر تشریف آورد و گفت: ابن سینا در حلقه ی داوودی مشغول ذكر است و توجّهی به اهل دنیا ندارد. امّا این مدّعیان با میز و نعلبكی، روزانه چندین بار ابن سینا را احضار می كنند و صدها سؤال بی ارزش می پرسند. پس روشن است که دروغ می گویند.
خلاصه ی كلام این كه با وجود این همه احتمالات نمی توان به این گونه افراد و این گونه روش ها اطمینان كرد. چه بسا داخل شدن در این امور پیامدهای وخیم اجتماعی، روانی، دینی و اخلاقی در پی داشته باشد؛ و انسان یک زمان به خود آید و ببیند كه عمری گرفتار دست شیاطین انس و جنّ بوده است و از صدها كار مفید و كمال آور بازمانده است؛ و چه بسا ممكن است هیچ گاه به خود نیاید و غرق در كهانت و شعبده و امثال آن از دنیا برود و روز قیامت در جمع كافران محشور شود. چرا كه در روایات اهل بیت (ع)این گونه كارها در ردیف كفر شمرده شده است و چه بسیار انسان ها كه با اعتیاد به این قبیل امور در معجزه و وحی تردید كرده اند و معجزه و وحی را هم از سنخ كارهای خودشان شمرده اند. بنده با چشم خود دیدم كسی را كه اهل این قبیل كارها بود و ادّعای دریافت وحی می كرد. اگر تاریخ ادیان دروغین مثل بابیت و بهائیت و مانویت را مطالعه فرمایید مشاهده می كنید كه بنیان گذاران آنها قبل از ادّعای نبوّت و ادّعای خدایی مشغول این قبیل كارها بوده اند.

کتابهای مربوط به علوم غریبه نیز که معمولاً به بزرگان شیعه نسبت داده می شوند قابل اعتماد نیستند. این گونه علوم را باید پیش اساتید مسلّم آن تعلیم دید؛ چون یادگیری ناقص آنها باعث اختلالات روحی، روانی می شود؛ و کم نیستند کسانی که از طریق این کتابها دچار اختلالات روانی شده اند.

 

ب: نظر شریعت اسلام در باب احضار ارواح چیست؟

احضار ارواح به معنای نخست آن، که همان ملاقات با ارواح در عالم ملکوت باشد، منع شرعی ندارد؛ لکن چنین کاری تنها از اولیای الهی ساخته است. لذا احضار ارواح به این معنی از محلّ بحث بیرون می باشد. امّا احضار ارواح به معانی دیگر آن طبق غالب فتاوا، امری است حرام و بلکه طبق روایات، در ردیف کفر می باشد؛ مگر در موارد خاصّی که این موارد خاصّ را هر کسی باید از مرجع تقلید خود جویا شود. سرّ حرمت شرعی احضار روح نیز این است که شخص احضار کننده، در همه ی اقسام آن به جز قسم نخست به نوعی بازیچه ی شیاطین می شود.



نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       rezaamiri : بسیار عالی بود

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها