خانه> پرونده روز >1595


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
نظرات مقاله «پيامد...
احضار روح با نعلبك...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
احكام نماز و روزه ...
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
جلسه خواستگاري
...

گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
لیست کتب اداره مشا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
خاطره اي جالب از ز...
موي بلند و وضو
اخلاق پيامبر - توص...
شيوه هاي کنترل نفس...
امام خميني(ره) و غ...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2091

بازدید مقالات:
6490744

بازدید سوالات:
2585121



نگاهی به فلسطین و روز قدس در 7 پرسش و پاسخ بازديد: 1143

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


تاريخچه فلسطين - فروش زمين فلسطينيان - دفاع از فلسطين - عمليات استشهادى - كمك به فلسطين - بيت المقدس - اهميت بيتالمقدس - روز قدس

 

بخش سوم: فلسطين و قدس

 

تاريخچه فلسطين

 پرسش 1. در مورد تاريخچه فلسطين و چگونگى تسلط اسرائيل بر آن سرزمين توضيح دهيد.
فلسطين به لحاظ تاريخى، سرزمين اعراب فلسطين است. قبايل عرب كنعانى، بيش از هفت هزار سال قبل از ميلاد، از منطقه مجاور (شبه جزيره العرب) به اين سرزمين آمده و در آن سكنى گزيدند. پيش از آنكه قبايل درياى مديترانه (Palest) به اين منطقه بيايند و با كنعانىها همزيستى كنند و نام «فلسطينى» بر اهالى آن غالب گردد، قبايل عربى ـ نظير يبوسىها و فينيقىها ـ در اين سرزمين مىزيستهاند.

 

موقعيت جغرافيايى فلسطين
مساحت فلسطين ـ كه در اشغال دشمن صهيونيستى است ـ 27027 كيلومتر مربع است. فلسطين بخشى از بلاد شام (سوريه، اردن و لبنان) به شمار مىرود كه از طرف شرق به اردن، از غرب به درياى مديترانه، از شمال و شمال شرقى به لبنان و سوريه و از جنوب به خليج عقبه و صحراى سيناى مصر محدود مىشود.
در فلسطين سه منطقه كوهستانى، دشتى و ساحلى وجود دارد كه زمينهاى حاصلخيز كشاورزى را تشكيل مىدهد. صحراى نقب در بخش جنوبى واقع شده و يك سوم مساحت فلسطين را تشكيل مىدهد.
فلسطين فعلى به سه بخش تقسيم مىشود:
1. سرزمين اشغالى 1948 كه يك ميليون و يكصد هزار فلسطينى را در خود جاى داده است.
 2. كرانه باخترى كه مساحتى بالغ بر 5650 كيلومتر مربع داشته و شهر قدس را در برمىگيرد؛ جمعيت فلسطينى آن قريب به يك ميليون و پانصدهزار نفر است.
3. نوار غزه با مساحتى بيش از 350 كيلومتر مربع كه جمعيت فلسطينى آن حدود يك ميليون و سيصد هزار نفر است.
نزديك به 4ـ5 ميليون فلسطينى نيز پس از اشغال فلسطين به دست صهيونيستها آواره شده و در كشورهاى اردن، سوريه و لبنان زندگى مىكنند.
فلسطين به لحاظ جايگاه ممتاز جغرافيايى، حاصلخيزى زمين و قداستى كه از آن برخوردار است، در طول تاريخ عرصه كشمكشها و درگيرى امپراتورىها بوده و مردم اين ديار پيوسته و در حد توان خود، به پايدارى و مقاومت در برابر مهاجمان پرداختهاند. از طرفى اشغالگران نيز بر سر تصاحب زمين فلسطين و از صحنه به در كردن رقيبان خويش، گاهى با هم درگير شدهاند.

 

حضور يهود در فلسطين
حضرت ابراهيم عليهالسلام حوالى 1900 سال ق.م به همراه برادرزادهاش (لوط) از عراق هجرت كرد و در فلسطين رحل اقامت گزيد و مردمان اين سامان را به توحيد فراخواند. پس از آن عبرانىها (يهوديان راستين)، در قالب عشاير دامپرور و در جستوجوى آب و غذا، به اين منطقه آمده و در ميان مردمان اين ديار ـ كه از روى نوع دوستى و مهمان نوازى آنها را پذيرفته بودند ـ اقامت گزيدند. اما وقتى تعدادشان فزونى يافت، شروع به درگيرى با ميزبان كرده، كوشيدند بر پارهاى از مناطق و اماكن مقدس چيره شوند. اوج اقتدار يهود در دوران حكومت حضرت سليمان بود كه بخشهاى وسيعى از سرزمينهاى آباد آن روز را تصرف خود داشتند. اما خلق و خوى متكبّرانه يهوديان و اختلافى كه بين آنان پيش آمد، آنها را از هم متفرق كرد و باعث شد حكومت آنان، چند سالى بيش دوام نياورد و پس از مرگ سليمان، به دست بختالنصر بابلى از ميان برود. در اين زمان بيشتر آنها به اسيرى گرفته شدند؛ گرچه بعدها جمعى از آنان به وسيله كوروش به فلسطين بازگردانيده شدند.
 در تورات از نبردهاى بسيارى كه فلسطينىها در رويارويى با يهوديان غاصب داشتهاند، سخن به ميان رفته است. در مقطعى ديگر روميان با پذيرش مسيحيت، با يهوديان درگير شده، شمار كثيرى از آنها را كشتند. بدين سان حضور يهوديان پايان يافت و آنان در گوشه و كنار جهان پراكنده شدند.

 

معراج نبى اكرم صلىاللهعليهوآله
ده سال پس از مبعث رسول اكرم صلىاللهعليهوآله، پروردگار يكتا، پيامبر خود را شبانه به مسجدالاقصى در فلسطين برد و از آنجا به آسمان عروج داد. علاوه بر اينكه قدس نخستين قبله گاه مسلمانان بود. در سال 16ه.ق مسلمانان فلسطين را فتح كردند و اغلب مردم اين ديار اسلام آورده و در فتوحات اسلامى در شام، مصر و مغرب شركت جستند. اصالت عربى و فتوحات مسلمانان، اثر به سزايى در سازگارى مردم اين ديار با اسلام داشت. در زمان فتح قدس، هيچ يهودىاى در شهر وجود نداشت؛ چرا كه به وسيله مسيحيان از ورود به آن منع شده بودند و از سويى آنان با مسلمانان شرط كرده بودند كه از ورود آنها (يهوديان) به قدس جلوگيرى كنند.
بدين ترتيب مسجدالاقصى، سومين حرم شريف گشت و فلسطين، به استثناى دوره اشغال به وسيله صليبىهاى قرون وسطى (1099 م.) ـ كه سرانجام به دست صلاحالدين ايوبى(1187 م.) آزاد شد ـ پيوسته بخشى از خلافت اسلامى بود. فلسطين و قدس دگر بار و به دنبال اشغال فرانسوىها، به رهبرى ناپلئون ـ كه توانسته بود براى مدتى كوتاه چند شهر فلسطينى را به اشغال درآورد ـ به آغوش مسلمانان بازگشت.
احمد پاشا الجزار، فرمانده شهر عكا و نيروهاى [فلسطينى] تحت امر او، توانستند در سال 1799 م. ناپلئون را شكست داده و او را وادار به فرار كنند. ناپلئون در زمان خروج از فلسطين، اين جمله را بر زبان راند: "آرزوهايم (برپايى امپراتورى در اين منطقه عربى) را پاى ديوارهاى عكا به خاك سپردم! "گفتنى است ناپلئون از يهوديان جهان و بقاياى آنها در فلسطين خواسته بود، در كنارش بجنگند و در مقابل برايشان دولتى در فلسطين داير كند كه حامى منافع فرانسه در منطقه باشد.
صهيونيسم و فلسطين
از آنجايى كه بريتانيا، قصد سيطره و چنگاندازى بر منطقه عربى اطراف كانال سوئز را داشت، مصر را اشغال و يهوديان را ترغيب كرد تا ادعاى بىاساس خود را مبنى بر داشتن حق بازگشت، به كوه كذايى «صهيون» در قدس و برپايى دولت در فلسطين، مجددا مطرح كنند؛ دولتى كه حامى منافع بريتانيا در منطقه بوده و از كمكهاى همه جانبه اين كشور برخوردار باشد.
بريتانيا در همين زمينه، مشوق تئودور هرتسل (خبرنگار يهودىتبار اتريشى) در امر دعوت از يهوديان جهان، براى تأسيس دولت صهيونيستى در فلسطين بود و عملاً نخستين كنگره صهيونيستى در شهر پازل سوئيس (1897م.) با حضور صدها تن از شخصيتهاى يهودى سراسر جهان برگزار شد. در اين اجلاس شركت كنندگان موافقت كردند براى بازگرداندن يهوديان جهان به فلسطين و برپايى دولت صهيونيستى، عليه ملت و صاحبان راستين آن، تلاش كنند و در همين راستا مؤسسات مالى چندى، براى تحقق اين هدف شوم داير كردند. هرتسل هم به نوبه خود كوشيد سلطان عثمانى (عبدالحميد دوم)، در مقابل پرداخت چند ميليون سكه طلا، با تسليم فلسطين به يهوديان موافقت كند. سلطان عبدالحميد اين پيشنهاد را رد كرد و تأكيد نمود كه سرزمين فلسطين، متعلق به مسلمانان بوده و حتى با پول همه يهوديان آن را نخواهد فروخت. بدين جهت يهوديان وى را در سال 1908 م. سرنگون ساختند. هرتسل كه از اين نيرنگ طرفى نبسته بود، راهى آلمان، ايتاليا و روسيه شد تا آنها، يهوديان را در اشغال فلسطين يارى رساند! امّا آنها از اين كار سر باز زدند؛ زيرا فلسطين سرزمينى است كه مردم خودش را داشته و تحت حاكميت امپراتورى عثمانى بود. او كه دست خالى از اين كشورها بازگشته بود، به مشوق اصلى و مروّج ايده صهيونيستى (بريتانيا) روى آورد و اين كشور تعهد داد از طرح تشكيل رژيم صهيونيستى حمايت كند.
به دنبال شروع جنگ اول جهانى، بريتانيا در سال 1917 م. با موافقت فرانسه، آمريكا و ديگر كشورهاى غربى، بيانيهاى را صادر كرد و به وسيله بالفور (وزير خارجه وقت اين كشور) به روچيلد (سرمايهدار يهودى) قول داد: وطن قومى براى يهوديان در فلسطين ايجاد كند. اين وعده به «بيانيه بالفور» موسوم شد. در سال 1918م. (همزمان با شكست تركيه و اشغال فلسطين بهوسيله بريتانيا)، كشورهاى يادشده تلاش كردند زمينه برپايى دولت يهودى را در فلسطين مهيا سازند. در همين رابطه جامعه ملل با قيموميت بريتانيا بر فلسطين، به منظور برپايى دولت يهودى در آن موافقت كرد. بريتانيا نيز نمايندهاى يهودى تبار (هربرت صاموئيل) را در سال 1920 م. به فلسطين گسيل داشت تا مقدمات كوچ يهوديان سراسر جهان را به آنجا فراهم آورد. بريتانياى استعمارگر به موازات اين اقدام، به تجهيز و آموزش نظامى يهوديان پرداخت و زمينهاى وسيعى را در اختيار آنان قرار داد تا شهركهايى را احداث كنند.

ايستادگى فلسطينيان
فلسطينيان از همان ابتدا در برابر قيموميت بريتانيا و باندهاى صهيونيستى، پايدارى و مقاومت كردند و براى دفاع از زمين و پاسدارى از مقدسات، گروههاى جهادى تشكيل داده، تظاهرات و اعتصابهاى عمومى به راه انداختند. قيامهاى 1920، 1923 و 1929 (معروف به انقلاب براق) از آن جمله است. انگليسىها قيامهاى فلسطينيان را سركوب و هزاران تن را كشتند يا به زندان انداختند تا از اين رهگذر، خدمتى به باندهاى صهيونيستى انجام داده باشند. شيخ عزالدين قسام با تشكيل گروههاى اسلامى ـ جهادى، به نبرد با انگليسىها و صهيونيستها پرداخت و سرانجام در سال 1935 م. به شهادت رسيد. در پى شهادت وى، فلسطين به رهبرى حاج امين حسينى (مفتى اعظم قدس)، يكپارچه قيام شد و حسن سلامه، عبدالرحيم الحاج محمد و عبدالرحيم مسعود و ... از شاگردان قسام، عمليات متعددى را بر ضد ارتش انگليس و صهيونيستها انجام دادند؛ به طورى كه بريتانيا براى سركوب انقلاب مردم فلسطين، ژنرال مونت كورى جنايتكار را فراخواند. نامبرده در سركوب مردم مبارز فلسطين، نهايت قساوت را به كار برد؛ به گونهاى كه زندانها مملو از زندانيان، خانهها ويران، زمينهاى بسيارى مصادره و معيشت مردم بسيار سخت گرديد.
قيامهاى مردم فلسطين، تداوم داشت و به موازات آن، كوچ يهوديان سراسر جهان با هدف اشغال فلسطين نيز ادامه يافت تا اينكه پس از پايان جنگ دوم جهانى (1945 م.)، بريتانيا و آمريكا توانستند در سال 1947م. از طريق سازمان ملل متحد قطعنامه تقسيم فلسطين را صادر كنند. به موجب اين قطعنامه جائرانه، فلسطين بين فلسطينيان و يهوديان اشغالگر ـ كه تعدادشان از 15% جمعيت ساكن آنجا فراتر نمىرفت و تنها 7% از سرزمين فلسطين به آنان اعطا شده بود ـ تقسيم گرديد. البته فلسطينيان، اعراب و مسلمانان با تقسيم فلسطين مخالفت كردند. فلسطينيان به جهاد و مبارزه خويش ادامه دادند و عبدالقادر الحسينى (رهبر مجاهدان)، سرانجام در سال 1948 م. در جريان نبرد (القسطل) به شهادت رسيد.

غصب فلسطين (سال 1948 م.)
بريتانيا پس از اطمينان از توان باندهاى صهيونيستى در فلسطين و حمايت و پشتيبانى آمريكا و جهان غرب و شوروى از برپايى كشورى براى يهوديان، اعلام داشت كه از فلسطين بيرون خواهد رفت و چنين نيز شد. ارتش انگليس در 1948م. پس از واگذارى مراكز و تسليحات نظامى خود به باندهاى صهيونيستى و ابقاى برخى از فرماندهان در خدمت اهداف يهوديان، خاك فلسطين را ترك كرد. بن گوريون رهبر باندهاى صهيونيستى، از اين وضعيت سوء استفاده كرد و تأسيس كشور «اسرائيل» در سرزمينهاى اشغالى 1948 م. را اعلام نمود. مدتى بعد آمريكا، دولت صهيونيستى را به رسميت شناخت و به دنبال آن اتحاد جماهير شوروى هم چنين كرد. كشورهاى اروپايى يكى پس از ديگرى و بعد سازمان ملل متحد، اين دولت غاصب را به رسميت شناختند.
فلسطينيان اين ستم و ناروايى را نپذيرفته، به نبرد با صهيونيستها پرداختند. در اين نبردها، نيروهايى از ارتش كشورهاى مصر، اردن، سوريه، لبنان، عراق و ... و نيروهاى داوطلب اخوان المسلمين شركت جستند؛ ليكن به دليل ضعف تداركاتى و تسليحاتى و حضور استعمارى بريتانيا و فرانسه در اغلب كشورهاى منطقه و خيانت برخى از رهبران، منجر به شكست اين نيروها و آوارگى صدها هزار فلسطينى گشت. به دنبال اين جنگ، كرانه باخترى، قدس و نوار غزه همچنان در دست فلسطينيان و به دور از اشغالگرى صهيونيستها باقى ماند؛ ليكن كرانه باخترى و قدس تابع اردن و نوار غزه تابع مصر گشت.
پس از جنگ 1948 م. كشورهاى آمريكا، فرانسه و انگليس دولت غاصب صهيونيستى را به سلاحهاى پيشرفته (هستهاى، ميكروبى و شيميايى) مجهز ساختند. به رغم ناكامى، فلسطينيان، آنان دست از مقاومت و پايدارى برنداشته و گروههاى چريكى تشكيل دادند. اين نيروها حمله به شهرها و شهركهاى صهيونيستى را در دستور كار خود قرار دادند.

تجاوز سه جانبه (سال 1956 م.)
در سال 1956 م. انگليس، فرانسه و اسرائيل، در توطئهاى مشترك، تجاوز سه جانبهاى را عليه مصر تدارك ديدند و صهيونيستها نوار غزه و بخشى از سينا را اشغال كردند. اما بر اثر فشارهاى جهانى و عمليات مقاومت، ناگزير از اين مناطق خارج شدند. در سال 1963 م. سازمان آزادىبخش فلسطين به رهبرى احمد شقيرى، شكل گرفت و صاحب سپاهى در نوار غزه شد. همچنين جنبشهاى چريكى نظير جنبش فتح، جبهه خلق و... تشكيل شدند و توانستند عمليات چريكى بسيارى را از خاك سوريه عليه صهيونيستها به مورد اجرا بگذارند و تلفات و ضايعات قابل توجهى به آنان وارد سازند. اسرائيل در سال 1967 م. با حمايت آمريكا، جنگى را عليه مصر و سوريه به راه انداخت و سيناى مصر و ارتفاعات جولان سوريه را ـ علاوه بر ساير بخشهاى فلسطينى ـ به اشغال خود درآورد. اما ملت فلسطين همچنان به مقاومت خود در برابر اشغالگرى صهيونيستى ادامه داد. پس از شكست 1967 م. عمليات نظامى ـ چريكى فلسطينى، از خاك اردن عليه صهيونيستها گسترش يافت و خطر و تهديدى بالقوه براى يهوديان غاصب گرديد. به دنبال اين تحولات آمريكا و صهيونيستها، اردن را تحت فشار قرار دادند و اين كشور در سپتامبر 1970 م. فعاليت چريكى فلسطينيان را درهم كوبيد. كارهاى چريكى از اين پس، به سوريه و لبنان انتقال يافت.
در سال 1973 م. سوريه و مصر توافق كردند براى آزادسازى خاك اشغال شده خويش، با صهيونيستها بجنگند و اگر دخالت مستقيم آمريكا در جنگ نبود، شكست كامل صهيونيستها رقم مىخورد. در پى اين حوادث، مذاكرات آتش بس ميان مصر و رژيم صهيونيستى زير نظر آمريكا آغاز و كار به جايى رسيد كه انور سادات (رئيس جمهور وقت مصر)، در سال 1987. به طور يك جانبه و در كمپ ديويد آمريكا، صلحى را با صهيونيستها امضا كرد. مصر با امضاى اين قرارداد، عملاً از گردونه درگيرى با دشمن صهيونيستى خارج شد؛ ليكن خداوند سبحان خروج مصر را به واسطه پيروزى انقلاب اسلامى در ايران به رهبرى امام خمينى رحمهالله جبران كرد. رهبر عظيمالشأن ايران سفارت اسرائيل را تعطيل و سفارت فلسطين را به جاى آن داير فرمود و اعلام داشت: «اسرائيل غدّهاى سرطانى است و بايد ريشه كن شود». همچنين روز جهانى قدس را اعلام و سپاه قدس را تأسيس كرد. اين خط مشى و سياست حكيمانه و حمايت از مبارزات بحق مردم مسلمان فلسطين، به وسيله جانشين شايسته ايشان مقام معظم رهبرى و مسئولان نظام اسلامى، با همان قوت ادامه دارد.

تجاوز به لبنان
عمليات چريكى فلسطينيان ـ كه از لبنان بر ضد اسرائيل شدت يافته و كيان غاصب آنها را به خطر انداخته بود ـ صهيونيستها، آمريكائيان و فالانژيستهاى مسيحى لبنان را به تدارك توطئهاى مشترك عليه فعاليت چريكى آنان واداشت؛ به طورى كه در سال 1982 م. ارتش صهيونيستى به فرماندهى شارون جنايت پيشه و با حمايت آمريكا و اروپا، به خاك لبنان تجاوز و بيروت را اشغال كرد. در اين تجاوز هزاران چريك و غيرنظامى فلسطينى به قتل رسيدند و رزمندگان فلسطينى مجبور به ترك لبنان شدند. رژيم صهيونيستى در سال 1978 م. با مصر قرارداد صلح امضا كرد. در سال 1987 م. مردم فلسطين در كرانه غربى و نوار غزه، عليه صهيونيستها يكپارچه قيام كردند و نيروهاى جنبش مقاومت اسلامى فلسطين (حماس) فعالانه در انتفاضه شركت جستند و تلفات فراوانى بر صهيونيستها وارد كردند. همين امر آمريكا را بر آن داشت تا در سال 1991 م. با هدف تحميل صلح در منطقه، كنفرانسى را در مادريد برگزار كند. نتيجه اين كنفرانس توافق ساف (سازمان آزاديبخش فلسطين) با صهيونيستها و امضاى موافقت نامه اسلو (1993 م.) بود. ساف، دولت غاصب (اسرائيل) را به رسميت شناخت تا در مقابل، صهيونيستها نيز اين سازمان (ساف) را به رسميت بشناسند. پس از آن، مذاكرات بدون هيچ ثمرى آغاز گشت و به موازات آن مقاومت مردم فلسطين ادامه يافت. در سال 1994 م. اردن نيز در منطقه «وادى عربا» موافقت نامهاى با رژيم صهيونيستى به امضا رساند. ملت فلسطين به مقاومت خود ادامه دادند تا اينكه انتفاضه اقصى در سال 2000 م. شروع شد و صدها كشته و هزاران زخمى بر دشمن صهيونيستى تحميل كرد.

 

فروش زمين فلسطينيان

 پرسش 2. آيا فلسطينيان زمينهايشان را به يهوديان فروختهاند؟
هر چند اصل مسئله خريد بعضى از زمينهاى فلسطين از سوى يهوديان صحّت دارد؛ اما بايد به عواملى از قبيل: «مقدار آن»، «زمان خريد»، «اهداف پشت پرده آن» و بالاخره «رابطه آن با مشروعيت نظام سياسى حاكم» توجه داشت.
سياستگذاران صهيونيسم، در آغاز ورود مهاجران يهودى و در زمانى كه هنوز نيات شوم آنان (تسلط بر سرزمين فلسطين)، براى مردم آنجا مشخص نبود؛ جهت قانونى جلوه دادن اقدامات خود و پنهان كردن اهداف و نيات دراز مدت خويش، تعداد محدودى از زمينهاى زراعى و يا مسكونى را از فئودالهاى مالك (افندىها) خريدارى كردند.[1]
پس از محكم كردن جاى پاى خود، با روشهايى نظير ايجاد رعب و وحشت، ترور و كشتار دستهجمعى فلسطينيان (مانند قتل عام دير ياسين، صبرا، شتيلا و ...)، ويران كردن منازل و روستاهاى عربنشين[2] و سپس مصادره زمينهاى مهاجران، سياستهاى شوم خود را در مورد جمعيت و سرزمينهاى اعراب عملى كردند. بر اين اساس دو سوم سرزمينهاى اعراب مصادره شد.[3]
پس از اخراج يك و نيم ميليون فلسطينى، «زمين متعلق به يهوديان» ـ آن گونه كه مسئولان «صندوق ملى يهود» مىگويند ـ در زمان اعلاميه بالفور (1917) سه و نيم درصد و در 1947م. شش و نيم درصد بود. اما امروزه بيش از 93 درصد اراضى فلسطين، به صورت كاملاً غيرقانونى و غاصبانه در مالكيت يهوديان است.[4]
اين در حالى است كه در سال 1948م. فلسطينىها مالك 97 درصد از اراضى اين كشور بودند. بر اين اساس درصد زمينهاى خريدارى شده، بسيار ناچيز و غيرقابل اعتنا است.
نكته ديگر آنكه، به فرض يهوديان به صورت كاملاً قانونى و بدون هيچگونه فريب و نيرنگى، درصد زيادى از زمينهاى فلسطينيان را خريدارى مىكردند؛ اما داشتن املاك زياد باعث مشروعيت آن رژيم نمىشد؛ زيرا:
اولاً، يهوديان فلسطينى نسبت به ساير سكنه فلسطين در اقليت هستند.
ثانيا، مردم فلسطين ـ حتى عده كمى هم كه زمين به يهوديان فروختند ـ هرگز حق تعيين سرنوشت خويش را به يهوديان نسپردند.
ثالثا، از نظر حقوقى، اساسا حق تعيين سرنوشت ـ كه حق حاكميت ناشى از آن است ـ قابل واگذارى و معاملهپذير نيست. بر اين اساس است كه از حكومت اسرائيل، به عنوان رژيم غاصب نام برده مىشود.[5]
 
 

 

دفاع از فلسطين

 پرسش 3. در مورد فلسطين وظيفه ما و دولت چيست؟
يكم. قرآن مجيد در آيات متعددى به حمايت از حقوق بشر اهتمام ورزيده است كه به چند مورد آن اشاره مىشود:
1ـ1. «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ. الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللّهُ وَ لَوْلا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللّهِ كَثِيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ»[6] ؛ «به كسانى كه جنگ بر آنان تحميل شده، رخصت [ جهاد] داده شده است؛ چرا كه مورد ظلم قرار گرفتهاند، و البته خدا بر پيروزى آنان سخت توانا است. همان كسانى كه به ناحق از خانههايشان بيرون رانده شدند. [ آنها گناهى نداشتند] جز اينكه مىگفتند: «پروردگار ما خدا است» و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض ديگر دفع نمىكرد، صومعهها و كليساها و كنيسهها و مساجدى كه نام خدا در آنهابسيار برده مىشود، سخت ويران مىشد، و قطعا خدا به كسى كه [ دين ]او را يارى مىكند، يارى مىدهد؛ چرا كه خدا سخت نيرومند شكستناپذير است».
در اين آيه علت اذن در جهاد، مورد ظلم قرار گرفتن و اخراج از كاشانه و آواره شدن مؤمنان از وطن خود از سوى ستمگران دانسته شده است.
 1ـ2. «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِى سَبِيلِ اللّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيراً»[7] ؛ «چرا در راه خدا و براى رهايى مردان و زنان و كودكانى كه [ به دست ستمگران تضعيف شدهاند ]پيكار نمىكنيد؟! همان افراد [ ستمديدهاى ]كه مىگويند: پروردگارا ما را از اين شهر (مكّه) كه اهلش ستمگرند، بيرون ببر، و از طرف خود براى ما سرپرستى قرار ده واز جانب خود، يار و ياورى براى ما تعيين فرما».
در سنت نبوى صلىاللهعليهوآله و ائمه معصومين عليهمالسلام نيز سفارش زيادى به اين امر شده است؛ چه اينكه در اسلام، مسئوليت مقابله با تهديد و ارعاب دشمن، وظيفهاى همگانى است كه بايد همه يكپارچه، در برابر عوامل تهديد و ارعاب بايستند و از مظلوم دفاع كنند و خصم ظالم باشند. دستور نورانى اميرمؤمنان عليهالسلام مبنى بر اينكه «همواره خصم ظالم و يار و ياور مظلوم باشيد»[8]، همواره بر تارك عالم مىدرخشد و بيانگر تعالى اصول حقوقى اسلام و حقانيت اين نظام حقوقى است. پيامبر اسلام صلىاللهعليهوآله نيز فرمود: «هر كس فرياد دادخواهى هر مظلومى ـ اعم از مسلمان يا غير مسلمان ـ را بشنود كه مسلمين را به يارى مىطلبد، اما به كمك او نشتابد، مسلمان نيست»[9] و در روايت ديگر فرمود: «يارى كردن ضعيفان، بهترين و با فضيلتترين صدقهها است»[10]. بر اساس بعضى از روايات ديگر، مسلمانان بايد به حل معضلات و گرهگشايى يكديگر اهتمام ورزند و در اين راستا تلاش كنند؛ و گرنه از زمره مسلمان واقعى خارج هستند[11].
در صحيح بخارى از آن حضرت روايت شده است: «همه مسلمانان برادر يكديگرند، به همديگر ظلم نمىكنند و در مقابل دشمنان همديگر را رها نمىسازند و به خود وا نمىگذارند»[12].
و نيز از آن حضرت روايت شده است: «هر كس كه نزد او مؤمنى خوار شود؛ ولى او را يارى نكند ـ در حالى كه قادر بر نصرت او باشد ـ خداوند عزوجل، روز قيامت نزد تمام خلايق او را خوار خواهد ساخت»[13].
مؤلف فتح البارى در شرح حديث نبوى در دفاع از مظلوم مىنويسد: «كسى كه قدرت برنجات مظلوم دارد، بر او لازم است كه به هر طريق ممكن، ستم را از او دفع كند. قصد او در دفاع، كشتن ظالم نيست؛ بلكه مقصود، دفع است و در صورتى كه دفاع كند، خون ستمگر هدر است و فرقى نمىكند كه دفاع از خويش باشد يا از ديگرى».
علاوه بر آن سنت عملى رسول خدا صلىاللهعليهوآله، در انعقاد پيمانهاى دفاعى به عنوان يارى ستمديدگان ـ آن چنان كه در «حلف الفضول» صورت گرفت ـ و يا به عنوان اعلام همبستگى و حمايت متقابل ـ آن چنان كه در پيمان با «بنى ضمرة» و «خزاعه» انجام شد ـ گواه اين امر است. در پيمان جوانمردان (حلف الفضول) افراد شركت كننده ـ از جمله حضرت رسول صلىاللهعليهوآله ـ سوگند ياد كردند كه در يارى مظلوم و مقابله با ستمگر «يد واحده» باشند تا آنكه ظالم حق ستمديده را بپردازد و اين پيمان مادامى كه دريا كنار ساحل خود را مرطوب كند (يعنى براى هميشه تاريخ) استوار است.
دوم. از جهت ديگر نيز بايد به چند نكته اساسى توجه كرد:
2ـ1. بر اساس اصول و مبانى اسلام، جامعه اسلامى پيكره واحدى است و مسلمين نمىتوانند در قبال ساير مسلمانان بىتفاوت باشند. پيامبر اسلام صلىاللهعليهوآله مىفرمايد: «من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم» ؛ «من سمع رجلاً ينادى يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم» ؛ «مثل المؤمنين فى توادّهم و تراحمهم و تعاطفهم كمثل الجسد، اذا اشتكى بعضهم تداعى سائرهم بالسهر و الحمى»[14]؛ «حكايت مؤمنان در دوستى و مهربانى، چون اعضاى يك پيكر است؛ وقتى يكى از آنها رنجور شود، ديگران به مراقبت و حمايت از او هم داستان مىشوند».
اين همبستگى عميق، تعاون اسلامى را نيز به همراه دارد؛ بدين معنا كه مسلمانان در كليه امور و شئون مشترك اجتماعى، اقتصادى و سياسى خود، موظّف به همكارى و هميارى يكديگرند. تعاليم مذكور در چارچوب عقيده و ايمان، بسيار كارساز است و مجموعه امت اسلامى را ـ از مشرق تا مغرب عالم ـ همچون دانههاى تسبيح به يكديگر پيوند مىدهد.
2ـ2. اصول و قوانين نظام و انقلاب اسلامى، ناشى از آموزههاى دين مبين اسلام است؛ لذا از آغاز شكلگيرى تاكنون، اهداف خود را منحصر به برپايى حكومت اسلامى در ايران نكرده است؛ بلكه خود را موظّف به آزادى و بيدارى ساير ملل مظلوم جهان و حمايت از حقوق آنان مىداند. بر اساس تحقق عملى حاكميت ملّى، دولت به نمايندگى از تمام افراد، موظّف به ايفاى «تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان» است. به همين جهت، ضمن آنكه «موظّف است سياست كلى خود را بر پايه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامى قرار دهد»، در اعمال سياست خارجى «دفاع از همه مسلمانان» را بايد وجهه همت خود سازد.[15]
بر اين اساس جمهورى اسلامى ايران، حمايتهاى بى دريغ مادى و معنوى خود را ـ در حد امكانات و شرايط بينالمللى ـ از ملتهاى مظلوم به عمل آورده است؛ مانند حمايت از مردم ستمديده آفريقاى جنوبى و مسلمانان بوسنى ـ هرزگوين، افغانستان، قفقاز، لبنان، فلسطين و ... .
 2ـ3. از آنجا كه مشكل اسرائيل مربوط به همه جهان اسلام است و تمامى مسلمانان مورد تهديد هستند، نجات ملت فلسطين و طرد و نابودى اسرائيل، پيوسته مورد اهتمام مسئولان، مردم و نظام جمهورى اسلامى ايران بوده است و در اين جهت، تدابير قانونى و انواع حمايتهاى مالى، معنوى، تبليغاتى و ... صورت گرفته است.
قانون حمايت از انقلاب اسلامى مردم فلسطين (مصوب 19/2/69 مجلس شوراى اسلامى)، خطوط اصلى سياست حمايت از مردم فلسطين را چنين مقرر داشته است:
1. اعتقاد بر تعلّق فلسطين به ملّت آن و غاصب بودن اسرائيل و حمايت از مردم ستمديده، آواره و مبارز فلسطين تا رسيدن به حقوق حقّه خويش، به هر نحو ممكن (ماده 1)؛
2. تشكيل صندوق كمكهاى انسانى، جهت حمايت از مردم فلسطين، آوارگان و مبارزان فلسطينى؛
3. حمايت معنوى و مادّى از خانواده شهيدان، جانبازان، اسيران و مفقودان سرزمينهاى اشغالى به وسيله بنياد شهيد؛
4. اعطاى بورس تحصيلى دانشگاهى به داوطلبان فلسطينى؛
5. تشكيل كميته دائم نظارت بر اجرا، پيگيرى و هماهنگىهاى لازم نسبت به امور فلسطينيان و ارائه گزارش به مجلس شوراى اسلامى؛
6. حمايتهاى تبليغاتى مؤثر برون مرزى از سوى سازمانهاى مربوط (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و سازمان صدا و سيماى جمهورى اسلامى)؛
7. تعيين و پيشنهاد رسميت «بيت المقدس» به عنوان موطن و مركز دولت اسلامى در تبعيد فلسطين به كشورهاى اسلامى؛
8. تحريم رابطه اقتصادى نسبت به تمام مؤسسسات و شركتهاى وابسته به صهيونيستها در سطح جهان.
اين مواضع فرهنگى، سياسى و اقتصادى، حداكثر حمايتى است كه در حال حاضر جمهورى اسلامى ايران، از فلسطينيان آواره و اخراج شده از كشورشان به عمل مىآورد.[16]
در پايان گفتنى است، تمام اين حمايتها، علاوه بر وظيفه انسانى و اسلامى، در راستاى منافع ملى نيز مىباشد و در حقيقت حمايت از فلسطين و حزباللّه لبنان، كمك به خط مقدم جبهه در برابر دشمن مشترك است.

 

عمليات استشهادى

 پرسش 4. آيا عمليات استشهادى فلسطينيان، از نظر اسلام و حقوق بشر مشروع است؟
در يك تحليل واقعبينانه و با درك شرايط تاريخى و وضعيت كنونى فلسطينيان، مىتوان گفت ملّتى كه سرزمين آبا و اجدادىاش به وسيله بيگانگان غصب و از كليه حقوق مادى و معنوى خويش محروم گرديده و نتيجهاى جز ضرر و عقبنشينى از راههاى طى شده نديدهاند، نمىتوانند نظارهگر نابودى تدريجى خويش و سرزمينشان باشند. در چنين شرايطى كه رژيم صهيونيستى زبانى به جز خشونت و زور نمىفهمد و با تمامى قوا و به پشتيبانى دولتهاى استكبارى و با استفاده از سكوت و بىتفاوتى مجامع بينالمللى، به نسلكشى ملت فلسطين پرداخته است، راهى جز دفاع و مقابله به مثل باقى نمانده است.
از نظر دينى، اكثريت قريب به اتفاق بزرگان اهل سنت و مراجع شيعه، بر مشروع بودن عمليات استشهادى فلسطينيان صحه مىگذارند. مفتى مصر، «قرضاوى» به عنوان يك عالم متفكر اهل سنت، علامه فضلاللّه به عنوان مرجع تقليد شيعه و حتى مراجع شيعى ايرانى، چون حضرت آيهاللّه فاضل لنكرانى و ... عمليات و حركت استشهادى را در شرايط كنونى فلسطينيان، تأييد مىكنند.[17]
 به علاوه از نظر تاريخى چنين حركتى، اختصاص به ملّت مظلوم فلسطين ندارد؛ بلكه در همه انقلابهاى بزرگ دنيا و در مواردى كه خاك يك سرزمين به اشغال در مىآيد و ... چنين اقداماتى ديده شده و از جايگاه بالايى برخوردار است. به عنوان نمونه موقعى كه آلمانها، خاك فرانسه را اشغال كردند، چنين اقداماتى در عملياتهاى پارتيزانى در فرانسه، صورت مىگرفت. وقتى يك نفر براى آزادى سرزمين خود، جانش را فدا مىكند، نه تنها ضد ارزش نيست؛ بلكه ارزشمند و ستودنى است.[18] در برخى جوامع اسلامى در قرن 18 ـ كه بخشهايى از هندوستان امروزى محسوب مىشوند ـ براى بيرون راندن استعمارگران اروپايى، به عملياتهاى انتحارى متوسل مىشدند.
«كاميكازه» ـ كه در فرهنگ سياسى دنيا در زمينه عملياتهاى انتحارى شهرت يافته است ـ نام يك خلبان ژاپنى بود كه در خلال جنگ جهانى دوم، هواپيماى نظامى خود را به قلب ناوهاى نظامى آمريكا كوبيد. اين اقدام از آن به بعد، به يك استراتژى مهم ژاپنىها عليه آمريكا تبديل شد و امروزه نيز، كاميكازه براى ژاپنىها مورد تقدير و تحسين است.[19]
حضرت امام رحمهالله در تقدير و تأييد عمليات استشهادى شهيد حسين فهميده، از او به عنوان «رهبر» نام برد. به هر حال اگر اين حركات از زاويه دينى و انقلابى و نيز شرايط كنونى نگريسته نشود، طبيعى است كه نمىتوان در داورى منصف و جامع عمل كرد[20].
[از سوى ديگر مجموعه عملياتهاى استشهادى فلسطينيان، آثار و نتايج بسيار مطلوبى در برداشته و به اسرائيل و تمامى پشتيبانان آن فهمانده است كه ملّت فلسطين، زنده و بيدار است و هرگز تسليم نابودى و نقشههاى شوم آنان نمىشود ]و همچنين باعث شده تا مهمترين مسئله اسرائيل (تأمين امنيت) را ـ كه براى آن هزينههاى بسيار زيادى متحمل شدهاند ـ با چالشهاى جدّى مواجه كند و خواب راحت را از ديدگان آنان بربايد.
در اسلام هدف از جنگ دفاعى، رفع حمله، سركوب پيمان شكنان و تجاوزگران بيگانه، بيرون راندن آنان از سرزمينهاى اشغالى، آزادسازى آن مناطق، دفاع از جان و مال مسلمانان و عقيده و مرام اسلامى است. انجام دادن اين نوع جهاد ـ كه در زمره واجبات عينى است ـ بر تمامى مسلمانان، اعم از زن و مرد، در كليه قرون و اعصار و مادامالعمر لازمالاجرا است.[21]
آيات متعددى از قرآن كريم مسلمانان را به جهاد دفاعى ترغيب مىكند: «وَ قاتِلُوا فِى سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ»[22]؛ «و در راه خدا جهاد كنيد با كسانى كه با شما مىجنگند» و «اُقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ ...»[23]؛ «هر جا مشركان را يافتيد بكشيد و از شهر و ديارشان برانيد، چنان كه آنان شما را از وطن آواره كردند».
از ديدگاه حقوق بينالملل نيز، طبق ماده 51 منشور، حق دفاع براى ملت مظلوم فلسطين وجود دارد و اين حق طبيعى براى آنان به رسميت شناخته شده است. آنان مىتوانند براى جلوگيرى از تجاوز و يا گسترش آن، اقدامات لازم را انجام داده و همه گونه آمادگى دفاعى و رزمى را براى خود فراهم آورند و عملاً براى سركوب خصم از آن استفاده كنند.[24]
اولين شرط دفاع مشروع از ديدگاه حقوق بينالملل، مقابله با تجاوز مسلحانه است كه بر اساس تعريف مجمع عمومى ملل متحد از تجاوز، دولت اسرائيل متجاوز محسوب مىشود. بر اساس ماده اول قطعنامه، تجاوز عبارت است از: «كاربرد نيروى مسلح به وسيله يك دولت، عليه حاكميت، تماميت ارضى و يا استقلال سياسى دولتى ديگر؛ يا كاربرد نيروى مسلح در راههايى مغاير منشور ملل متحد»[25]. مسلما دولت نامشروع و غاصب اسرائيل مصداق واقعى متجاوز است و حق دفاع و مقابله به مثل براى فلسطينيان، كاملاً مشروع است. البته چه بسا رژيم صهيونيستى نيز از اين مواد قانونى سوء استفاده نموده، مبارزان فلسطينى را به عنوان تروريسم معرفى كند! اما آنچه مهم است، آشنايى افكار عمومى با مبانى اسلامى و اصول حقوق بشر است كه با استناد به آن، بتوان از مقاومت و مبارزه مشروع فلسطينيان دفاع كرد و نزد وجدان عمومى جهانيان، احقاق حق فلسطينيان را به رسميت شناساند.
عمليات استشهادى، جوانههاى اميد به پيروزى را در قلب ملّت مظلوم فلسطين، رويانيده و انتفاضه مردمى فلسطين را به حركتى زنده، پويا و پرتوان، تبديل كرده است. در هر صورت عمليات استشهادى ملّت فلسطين در شرايط كنونى، از مصاديق جهاد دفاعى است كه از نظر اسلام و حكم عقل و حقوق بينالملل، امرى كاملاً مشروع است.
 

كمك به فلسطين

 پرسش 5. با اينكه اوضاع اقتصادى كشور ما نابسامان است، چرا به فلسطين و افغانستان كمك مىكنيم؟
وجود پارهاى از مشكلات و معضلات اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و ... در سطح كشور، امرى واقعى و غيرقابل انكار است كه براى برون رفت از اين وضعيت و دستيابى به موقعيتى مطلوبتر، تلاشهاى مضاعفى لازم است.
در كنار اين حقيقت، بايد واقعيتى ديگر را نيز در نظر گرفت و آن توجه به ساير مسئوليتهاى دينى و ملى دولت و نظام اسلامى است. به عبارت ديگر حيطه و گستره وظايف و مسئوليتهاى دولتها، فقط در درون مرزهاى آن كشور محدود نمىشود؛ بلكه آنها جهت دستيابى به اهداف خود، در سطح داخلى و بينالمللى (از قبيل تأمين امنيت و منافع ملى و تحقق آرمانهاى ايدئولوژيك)، ناچارند عملكرد و اقدامات خود را به بيرون از مرزهاى بينالمللى، گسترش دهند و در عرصه معادلات و رقابتهاى بينالملل شركت فعّال داشته باشند.
امروزه به دليل گسترش ارتباطات و تكنولوژى، جهانىشدن اقتصاد و... ـ كه مرزهاى ملى كشورها را درنورديده است ـ ديگر نمىتوان عملكرد و وظايف دولتها را تنها در محدوده مرزهاى آن كشور، تعريف كرد؛ بلكه دولتى از توانايى بيشتر در سامان دادن به مسائل داخلى و تأمين امنيت و رفاه در سطح جامعه و تعقيب آرمانهاى ايدئولوژيك خود، بهرهمندتر است كه به صورت فعّال، در مناسبات، معادلات و رقابتهاى بينالمللى حضور داشته باشد و در چارچوب اصول سياست خارجى خويش، نقش مؤثرى را در تأثيرگذارى بر تحولات منطقهاى و بينالمللى ايفا كند و از موقعيتها و فرصتهاى جهانى، به بهترين نحو جهت پيشبرد اهداف سياست خارجى خود، بهره جويد.
عوامل متعددى در شكلگيرى سياست خارجى كشورها، مؤثر است كه مهمترين آنها عبارت است از[26]: 1. ارزشها و اعتقادات، 2. زمينههاى تاريخى و فرهنگى، 3. ساختار نظام بينالملل، 4. مشكلات و نيازهاى داخلى.
دولتها جهت تحقّق اهداف سياست خارجى خود، از ابزارها و تكنيكهاى گوناگونى بهره مىجويند؛ ابزارهايى نظير ديپلماسى، حربههاى اقتصادى، نظامى و فرهنگى. استفاده صحيح و به موقع از اين تكنيكها، در ميزان موفقيت واحدهاى سياسى بسيار مؤثر است.[27]
در سطح بينالملل، سياست خارجى كشورى موفقتر و از توانايى بيشترى در پيشبرد اهداف بينالمللى و تأمين منافع ملى خود، برخوردار است كه از توانايى بيشترى در كاربرد تمامى اين ابزارها، برخوردار باشد و در موقع نياز جهت دسترسى به اهداف خود، از آنها بهره گيرد. به عنوان نمونه امروز، با استفاده از ابزار اقتصادى (نظير اعطاى وام، مشاركت در سرمايهگذارى يا بازسازى كشور)، مىتوان زمينههاى مناسبى را جهت تأثيرگذارى در تحولات داخلى آن كشور، فراهم كرد و بازارى براى عرضه كالاهاى توليدى در خارج و ... به وجود آورد. در نتيجه، بخشى از اهداف كوتاهمدت، ميان مدت و بلندمدت سياسى خارجى خويش را تحقّق بخشيد.
براساس مطالب يادشده، در خصوص كمك ايران به مسلمانان فلسطين گفتنى است:
يكم. بخشى از اين كمكها (مانند مواد غذايى، دارو، پوشاك و..) در شرايط كنونى، حياتى بوده و از مسئوليتهاى فرا ملّى دولت اسلامى محسوب مىشود.
دوّم. با توجه به نيازهاى ضرورى و حياتى مردم فلسطين و امكانات نسبتا خوب كشورمان، كمكها محدود بوده و تأثيرى منفى در روند آبادانى و حل مشكلات اقتصادى و معيشتى ما بر جاى نمىگذارد. به علاوه نتايج مثبتى را در كوتاه مدت و طولانى مدت، در سطح منطقهاى و بينالملل، براى كشور ما به ارمغان مىآورد. ميزان كمكها وقتى در سطح افراد نگريسته شود، زياد به چشم مىآيد (مثلاً صد كاميون). اما همين ميزان در سطح كلان بسيار اندك است؛ يعنى، ارزش مادى آن كمكها براى آحاد ملت، رقم بزرگى است؛ ولى در سطح يك كشور يك رقم جزئى است كه اگر بخواهند همان ميزان كمك را در داخل بين همه مردم آن كشور تقسيم كنند، بسيار ناچيز است.
سوّم. فشارها و مشكلات جامعه هراندازه زياد باشد، در برابر وضعيت پيش آمده براى برادران و خواهران آواره فلسطينى و ... اصلاً قابل مقايسه نيست.
چهارم. مسلمين امت واحده و داراى سرنوشت مشتركىاند. استعمارگران همواره درپى جداسازى و تفرقه ميان ملتهاى مسلمانند تا از اين رهگذر، سلطه خود را بر جهان اسلام بيشتر استوار سازند. بنابراين اگر ما دست از يارى برادران ستمديده مسلمان خود برداريم، در واقع به جداسازى امت اسلامى ـ كه هدف دشمنان است ـ كمك كردهايم.
پنجم. همان طور كه كمكهاى فردى موجب افزايش نعمت و بركات الهى است، كمكهاى اجتماعى نيز چنين است.
ششم. امروزه در تمام جهان، سرمايههايى براى كمك به جوامع محروم اختصاص داده مىشود و دراين حركت انسان دوستانه، مسلمانان و جمهورى اسلامى، بايد جلودار باشند.
هفتم. ارائه حمايتهاى اقتصادى، سياسى و تبليغاتى در حد توان به ملتهاى مسلمان ديگر ـ به خصوص فلسطين ـ نه تنها با منافع ملى ما تعارض ندارد؛ بلكه در راستاى تأمين منافع ملى ايران به حساب مىآيد؛ زيرا منافع ملى يك كشور، فقط در مرزهاى جغرافيايى آن محدود نمىشود. لذا دولتها به ميزان هزينههايى كه در كشورهاى ديگر صرف مىكنند، از توان و قدرت تصميمگيرى و تأثيرگذارى بيشترى نيز در آينده آن كشور و معادلات منطقهاى برخوردار مىباشند.
علاوه بر اين حفظ موجوديت، استقلال و تماميت ارضى و امنيت ملى كشور ـ كه از عناصر كليدى و حياتى تشكيلدهنده منافع ملى است ـ نيازمند صرف چنين هزينهها و كمك به ملتهايى است كه در خط اول مبارزه با دشمنان ما قرار دارند. واقعيت آن است كه مردم مظلوم و مبارز فلسطين، از ما نيز دفاع مىكنند و ما كمترين وظيفه خود (تداركات و پشتيبانى) را انجام مىدهيم. رهبر فرزانه انقلاب در ديدار با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى فرمود: «اگر صهيونيستهاى افزون طلب، گرفتار انتفاضه نبودند، بدون ترديد براى سيطره بر مصر و سوريه و لبنان و ديگر كشورهاى خاورميانه وارد عمل مىشدند».
هستههاى مقاومت و نهضتهاى آزادى بخش در سراسر جهان اسلام، به عنوان يكى از مهمترين اهرمهاى قدرت براى جمهورى اسلامى است كه ابر قدرتها را ترسانده و موجب بازدارندگى آنها، از عملى كردن نيات امپرياليستى مىگردد و كمك به اين مردم مبارز، به معناى استحكام بخشيدن به سنگرهاى دفاعى خود است.
 آيندهنگرى و تأمين منافع بلندمدت، خود بهترين دليل بر انجام چنين اقداماتى است؛ زيرا آرمانها و اهداف توسعهطلبانه رژيم صهيونيستى، هرگز به فلسطين محدود نيست؛ بلكه آنان آرزوى سيطره بر جهان اسلام ـ به خصوص امالقراى آن جمهورى اسلامى ايران ـ را در سر مىپروراند.
هشتم. اين كمكها يكپارچگى ما را بهتر حفظ مىكند و قدرت جمعى ما را بر دشمنان افزون مىسازد و براى مصونيت خود ما از خطرات دشمن مفيد است.
نهم. ارسال اين قبيل كمكها مختص ايران نيست؛ بلكه كشورهاى بزرگ جهان، (مانند آمريكا) به رغم وجود مشكلات داخلى، باز هم در جهت اهداف و منافع نامشروع خود، كمكهاى بسيار زيادى را به اسرائيل ـ كه در واقع هيچ بهرهاى براى ملت آمريكا ندارد ـ ارسال مىكنند. حال آيا روا است كه كشورهاى اسلامى، از انجام كمترين وظايف دينى و انسانى خود ـ در قبال مشكلات مردم فلسطين و جهان اسلام ـ دريغ ورزند؟
از طرف ديگر با توجّه به واقعياتى چند ـ از قبيل وجود مرزبندىهاى بينالمللى، حفظ و تقويت نظام جمهورى اسلامى ايران، ارائه الگويى نمونه بر اساس اصول و ارزشهاى اسلامى و ... ـ توجه به نيازهاى داخلى نيز حائز اهميت است. حال اگر زمانى بين نيازهاى داخلى و خارجى، تزاحم به وجود آمد؛ رعايت اصول اهم و مهم، ضرورى مىنمايد. براى مثال اگر در كشورهاى ديگر، مسلمانانى نيازمند به ضرورىترين نيازهاى حياتى (از قبيل غذا، دارو، پوشاك و ...) باشند؛ بدون شك نمىتوان نيازمندىهاى غيرحياتى و كماهميتتر داخلى را اولويت داد؛ زيرا در اينجا مسئله زندگى و حفظ جان مسلمانان در ميان است.
به بيان ديگر، حاكم اسلامى با كمك گرفتن از متخصصان و كارشناسان و با درك شرايط و مقتضيات زمانى و مكانى، بايد مشخص كند كه اولويت با رفع نيازهاى داخلى است يا نيازهاى خارجى و يا اينكه نسبت به هر يك، چه مقدار بايد اهتمام ورزيد و براى آن سرمايهگذارى كرد.
 از ديگر سو مردم ما ـ كه با واقعيات و الزامات جهانى، روشهاى پيشبرد اهداف سياست خارجى و تأمين امنيت و منافع ملى و ... آشنا هستند و وفادارى عميقى به تعهدات دينى دارند ـ درستى اعطاى چنين كمكها و سرمايهگذارىها را تصديق مىكنند و در اين زمينه همكارى و مساعدت جدى با دولت به عمل مىآورند. بنابراين در ضمن تلاش جدى براى رفع مشكلات داخلى، بايد دانست اين قبيل مشكلات و معضلات، نمىتواند توجيه كننده بىتوجهى ايران، از وضعيت نابسامان ساير مسلمانان و اهداف سياست خارجى خود باشد؛ بلكه همراه با انجام وظيفه برونمرزى خود، بايد به حل مشكلات درون نيز پرداخت.

 

بيت المقدس

 

اهميت بيتالمقدس

 پرسش 6. دلايل قداست و اهميت بيتالمقدس براى مسلمانان چيست؟
بيتالمقدس به دلايل متعددى، براى مسلمانان و جهان اسلام از قداست و اهميت ويژهاى برخوردار است:
يكم. فلسطين، سرزمينى است كه در آن اولين قبله مسلمين، دومين مسجد اسلام، سومين حرم شريف (بعد از مكّه و مدينه) قرار دارد و بنا به فرموده امام على عليهالسلام يكى از چهار قصر بهشتى در دنيا (مسجدالحرام، مسجد النبى صلىاللهعليهوآله، مسجد بيتالمقدس و مسجد كوفه) است. اين شهر به طور يكسان براى پيروان هر سه دين ابراهيمى، مقدس است و قبله امتهاى پيشين نيز بوده است.[28] در سيزده سال اول بعثت ـ كه پيامبر صلىاللهعليهوآله در مكّه زندگى مىكرد ـ و نيز تا هفده ماه بعد از هجرت به مدينه، آن حضرت و مسلمانان به سوى مسجدالاقصى نماز مىگزاردند.
دوم. مسجدالاقصى از جهت ديگرى هم براى مسلمانان حائز اهميت است و آن، قداست و اهميت معراج پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله است كه از مسجدالحرام به قصد مسجدالاقصى و از آنجا به آسمانها صورت پذيرفت. قرآن كريم در اين باره مىفرمايد: «سُبْحانَ الَّذِى أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِى بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ »[29]؛ «پاك و منزه است خدايى كه بندهاش را در يك شب از مسجدالحرام به مسجدالاقصى ـ كه گرداگردش را پربركت ساختيم ـ برد، تا آيات خود را به او نشان دهيم ...». جمله «بارَكْنا حَوْلَهُ» بيانگر اين مطلب است كه مسجدالاقصى، علاوه بر اينكه خود سرزمين مقدسى است، اطراف آن نيز سرزمين مبارك و پربركتى از نظر مادى و معنوى است. اين سرزمين مقدس در طول تاريخ، كانون پيامبران بزرگ خدا و خاستگاه نور توحيد و خداپرستى بوده است.[30] از امام صادق عليهالسلام نقل شده است: «مسجدالاقصى يكى از مهمترين مساجد اسلام است و عبادت در آن فضيلت بسيار دارد».[31]
سوم. در شهر بيت المقدس، علاوه بر مسجدالاقصى، 36 مسجد ديگر وجود دارد كه 29 مسجد در داخل شهر و 7 مسجد نيز در خارج از بافت قديمى و در حومه شهر قرار دارد. علاوه بر آن، مقبرهها و زيارتگاههاى بسيارى از رهبران بزرگ اسلام و اصحاب پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله در اين شهر واقع است.[32]
چهارم. افزون بر مسئله قداست و پايگاه ممتاز بيتالمقدس و اين سرزمين در منابع اصيل اسلامى، آنچه كه در شرايط كنونى مسئله فلسطين را براى جهان اسلام، از اهميت ويژهاى برخوردار نموده، موضوع اشغال آن به وسيله صهيونيسم و استكبار جهانى و رويارويى غرب با جهان اسلام است. به گونهاى كه اشغال فلسطين، هرگز اشغال يك سرزمين و يك كشور نيست؛ بلكه ايجاد يك كانون استعمارى ضداسلامى، در جهت نابودى جهان اسلام و جلوگيرى از شكلگيرى مجدد تمدن اسلامى است. از اين رو قضيه فلسطين، علاوه بر بعد دينى، با استقلال، امنيت و منافع ملى ساير كشورهاى اسلامى نيز به شدّت در ارتباط است. اين واقعيتى است كه هم از آرمانها، اصول و برنامههاى نژادپرستانه و توسعه طلبانه رژيم صهيونيستى (شعار گسترش اسرائيل از نيل تا فرات و ادعاى تصاحب بسيارى از اماكن اسلامى) و هم از نظر تاريخى و عملكرد آن رژيم در قبال مردم فلسطين و كشورهاى همجوار آن، به خوبى قابل اثبات است. بنابراين اسرائيل براى كشورهاى منطقه و جهان اسلام، تهديدى بسيار جدّى است. مهمترين اين تهديدها عبارت است از:
1. تهديدهاى ناشى از فعاليتهاى نظامى؛
2. تهديدهاى ناشى از حضور سياسى؛
3. نقش عملكرد اقتصادى اسرائيل در منطقه؛
4. انرژى و مسائل مترتب بر آن؛
5. محيط زيست و منابع طبيعى.[33]
اسرائيل تاكنون خود را مقيّد به هيچ يك از معاهدات بينالمللى ـ كه درباره منع توليد و استفاده از سلاحهاى هستهاى و كشتار جمعى، منعقد شده ـ نكرده است. اسرائيل ششمين قدرت هستهاى جهان است و برابر بعضى گزارشها، اين كشور حدود 180 تا 200 كلاهك هستهاى در اختيار دارد. تسليحات تهاجمى و اتمى اسرائيل، با توجه به شمار جمعيتش، 150 برابر تسليحات دفاعى اعراب است. غرب به شدّت اسرائيل را پايگاه خط مقدم و حامى منافع مختلف خود مىداند و برترى و تسلط اسرائيل را بر منطقه و جهان اسلام خواستار است.
استاد مطهرى در مورد اهميت قضيه فلسطين مىگويد: «اگر پيغمبر اسلام صلىاللهعليهوآله زنده مىبود، امروز چه مىكرد؟ درباره چه مسئلهاى مىانديشيد؟ واللّه و بالله! قسم مىخورم كه پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله در قبر مقدسش امروز از يهود مىلرزد ... اين يهوديانى كه شما امروز اسمشان را مىشنويد ـ موشه دايان، زلى اشكول، گلداماير ـ آخر ببينيد از كجاى دنيا آمدهاند؟ مدعى هستند كه اين سرزمين، سرزمين ما است... هدف مگر تنها همين است كه يك دولت كوچك در آنجا تشكيل شود؟ ... او مىداند كه يك دولت كوچك بالاخره نمىتواند آنجا زندگى كند؛ يك اسرائيل بزرگ كه دامنهاش از اين طرف ـ شايد ايران خودمان هم ـ كشيده شود. به قول عبدالرحمن فرامرزى: اين اسرائيل كه من مىشناسم، فردا ادعاى شيراز را هم مىكند و مىگويد: شاعرهاى خود شما هميشه در اشعارشان، اسم شيراز را گذاشتهاند: «ملك سليمان». هر چه بگويى آقا! آن تشبيه است، مىگويد: سند از اين هم بهتر مىخواهيد؟ مگر ادعاى خيبر را كه نزديك مدينه است، ندارند؟ مگر «روزولت» (رئيس جمهور آمريكا) به پادشاه وقت عربستان سعودى پيشنهاد نداد كه شما بياييد اين شهر را به اينها بفروشيد؟
مگر اينها ادعاى عراق و سرزمينهاى مقدس شما را ندارند؟ واللّه بالله! ما در برابر اين قضيه مسئوليم. به خدا قسم! مسئوليت داريم ... والله! قضيهاى كه دل پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله را امروز خون كرده است، اين قضيه است ... [ امروز ]اگر [ امام] حسين بن على عليهالسلام بود، مىگفت: اگر مىخواهى براى من عزادارى كنى، براى من سينه و زنجير بزنى؛ شعار امروز تو بايد فلسطين باشد. شمر امروز موشه دايان است. شمر هزار و سيصد سال پيش مرد، شمر امروز را بشناس ...[34].
علاوه بر اين از ديدگاه مقام معظم رهبرى: «مسئله فلسطين، تنها يك مسئله اسلامى نيست؛ بلكه مسئلهاى انسانى و بشرى است و هر كس مىتواند با تكيه بر ارزشها و مبانى انسانى، در مورد فاجعه فلسطين قضاوت كند و واكنش نشان دهد»[35].
 

 

روز قدس

 پرسش 7. روز قدس چرا و چگونه و به دست چه كسى پايهگذارى شد؟
در اولين ماه رمضان، پس از پيروزى انقلاب، امام خمينى رحمهالله ـ كه از ابتداى قيام، عليه رژيم پهلوى و آمريكا از آزادى فلسطين و مردمش دفاع مىكرد ـ آخرين جمعه ماه رمضان را به عنوان روز قدس اعلام كرد تا مسلمانان، آزادگان و مستضعفان جهان، در اين روز، نداى آزادى قدس را عليه مستكبران سر دهند و با تظاهرات و راهپيمايى و هر گونه اقدام ممكن، به جهاد برخيزند. اين اقدام مهم و تاريخى حضرت امام رحمهالله براى زنده نگه داشتن مسئله فلسطين و جلب توجه مسلمين و دولتهاى اسلامى به خطر صهيونيسم بود. همچنين عكس العمل ناشى از بصيرت و غيرت اسلامى، در برابر خيانتهاى سازشكارانه برخى دولتهاى عربى مانند انور سادات بود. امام در 16 مرداد 1358 در پيام مهمى براى اعلام روز قدس، فرمود: «من در طى ساليان دراز، خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم كه اكنون اين روزها به حملات وحشيانه خود، به برادران و خواهران فلسطينى شدت بخشيده است و به ويژه در جنوب لبنان به قصد نابودى مبارزان فلسطينى، پياپى خانه و كاشانه ايشان را بمباران مىكند. من از عموم مسلمانان جهان و دولتهاى اسلامى، مىخواهم كه براى كوتاه كردن دست اين غاصب و پشتيبانان آنان، به هم بپيوندند و جميع مسلمانان جهان را دعوت مىكنم آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را ـ كه از ايام قدر است و مىتواند تعيين كننده سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد ـ به عنوان روز قدس انتخاب و طى مراسمى، همبستگى بينالمللى مسلمانان را در حمايت از حقوق قانونى مردم مسلمان اعلام نمايند. از خداوند پيروزى مسلمانان را بر اهل كفر خواستارم».[36]
و در پيام ديگرى فرمود: «روز قدس يك روز جهانى است، روزى نيست كه فقط اختصاصى به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفين با مستكبرين است. روز مقابله ملتهايى است كه در زير فشار ظلم آمريكا و غيرآمريكا بودند ... روزى است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند، در مقابل مستكبرين و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند ... روز قدس روز اسلام است. روز قدس، روزى است كه اسلام را بايد احيا كرد و احيا بكنيم و قوانين اسلام در ممالك اسلامى اجرا بشود. روز قدس روزى است كه بايد به همه ابرقدرتها هشدار بدهيم كه اسلام ديگر تحت سيطره شما ـ به واسطه عمال خبيث شما ـ واقع نخواهد شد. روز قدس، روز حيات اسلام است. بايد مسلمين به هوش بيايند، بايد بفهمند قدرتى را كه مسلمين دارند، قدرتهاى مادى، قدرتهاى معنوى مسلمين ـ كه يك ميليارد جمعيت هستند و پشتوانه خدايى دارند و اسلام پشتوانه آنها است و ايمان پشتوانه آنها است ـ از چه بايد بترسند؟ ... اسلام دين خدا است و بايد در همه اقطار، اسلام پيشروى كند. روز قدس، اعلام يك همچو مطلبى است. اعلام اين مطلب است كه مسلمين به پيش؛ براى پيشرفت در همه اقطار عالم. روز قدس فقط روز فلسطين نيست، روز اسلام است، روز حكومت اسلامى است. روزى است كه بايد جمهورى اسلامى در سرتاسر كشورها، بيرقش افراشته شود. روزى است كه بايد به ابرقدرتها فهماند كه ديگر آنها نمىتوانند در ممالك اسلامى، پيشروى كنند. من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اكرم مىدانم. روزى است كه بايد ما، تمام قواى خودمان را مجهّز كنيم و مسلمين از آن انزوايى كه آنها را كشانده بودند، خارج شوند و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بايستند ...»[37].
 
دستاوردها
اعلام روز جهانى قدس از سوى حضرت امام رحمهالله و گسترش آن به ساير كشورهاى اسلامى، فلسطين را از مسئله داخلى بودن، خارج نموده و آن را به عنوان يكى از مهمترين مسائل جهان اسلام، تبديل كرده است. اين امر باعث آگاهى، بيدارى و اتحاد جهان اسلام، در مقابل اهداف شوم آمريكا و صهيونيسم بينالملل شد و افكار عمومى جهان اسلام را به كانون اين توطئهها، سوق داد.
اين موضوع و اهتمام حضرت امام رحمهالله به موضوع فلسطين، در داخل آن كشور نيز داراى تأثيرات بسيار ارزندهاى بود؛ پس از دهههاى 50 تا 70 ـ كه اسلام از صحنه فلسطين خارج بود ـ مجددا به مركزيت نهضت اسلامى معاصر منتقل شد و با اين پشتوانه جديد، به مقابله با پديده اسرائيل رفت.[38]
از اين به بعد جهاد، شهادت و فداكارى در راه هدف ـ كه نمادهاى شعارهاى انقلاب اسلامى ايران بود ـ به عنوان اصول اساسى جهاد اسلامى فلسطين مطرح شد. شيخ عبدالعزيز عوده مىگويد: «انقلاب خمينى رحمهالله مهمترين و جديدترين تلاش در بيدارسازى اسلامى، براى اتحاد ملتهاى مسلمان بود... ايران تنها كشورى بود كه واقعا بر روى مسئله فلسطين متمركز شد».[39]
جهاد اسلامى فلسطين اعلام كرد: «مسئله فلسطين، يك مسئله اسلامى است، نه يك مسئله ملى كه تنها مربوط به فلسطينيان باشد و يا يك مسئله عربى كه فقط به اعراب ارتباط داشته باشد. اين مسئله، مسئله جهان اسلام است».[40]
احياى اسلام اصيل و اقبال مردم فلسطين به آن، شكلگيرى گروههاى مبارز فلسطين با تكيه بر آموزههاى اصيل اسلامى، گسترش روز افزون انتفاضه و در پى آن ايجاد وحشت و ناامنى براى اشغالگران متجاوز، به چالش كشاندن سياستهاى رژيم صهيونيستى و ... از ديگر نتايج اين موضوع مهم است.

[1]. روژه گارودى، تاريخ يك ارتداد، ترجمه مجيد شريف، مؤسسه خدمات فرهنگى رسا، چاپ دوم، 1377، صص 194ـ198.

 

[2]. به عنوان نمونه، اتحاديه حقوق بشر اسرائيل فاش مى‏كند كه از 11 ژوئن 1967 تا 15 نوامبر 1969 بيش از 20000 خانه متعلق به اعراب، در اسرائيل و در كرانه غربى رود اردن با ديناميت ويران شده‏اند و در سال 1949 نيز دولت اشغالگر اسرائيل حدود 400 شهر و روستاى عرب‏نشين فلسطين را تخريب و به جاى آنها جنگل مصنوعى ايجاد كرد.

 

[3]. ر.ك: اسداللّه‏ رضايى، بررسى سير تحول دولت در سرزمين فلسطين، نشر گنج معرفت، ص 31.

 

[4]. همان، ص 33.

 

[5]. براى آگاهى بيشتر ر.ك:

الف. سياست و حكومت رژيم صهيونيستى، مؤسسه مطالعات فلسطينى، انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامى، 1377؛

ب. عبد معروف، دولت فلسطين و شهرك‏هاى يهودى‏نشين، ترجمه فرزاد ممدوحى، نشر اطلاعات؛

پ. آلفرد. م. ليليانتال، ارتباط صهيونيستى، ترجمه: سيد ابوالقاسم حسينى، نشر پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، 1379.

 

[6]. حج 22، آيه 40 و 39.

 

[7]. نساء 4، آيه، 75.

 

[8]. بحار، ج 97، ص 90.

 

[9]. كافى، ج 2، ص 164.

 

[10]. تحف العقول، ص 414.

 

[11]. كافى، ج 2، ص 163.

 

[12]. كافى، ج 2، ص 167.

 

[13]. الامالى، شيخ صدوق، ص 574.

 

[14]. نهج‏الفصاحة، ش 2712.

 

[15]. قانون اساسى، اصول 6، 11، 56، 153.

 

[16]. براى آگاهى بيشتر ر.ك:

الف. جهان اسلام از ديدگاه امام خمينى، مؤسسه نشر آثار امام خمينى

ب. فلسطين از ديدگاه امام خمينى، مؤسسه نشر آثار امام خمينى.

 

[17]. ر.ك: فصلنامه حضور، ويژه فلسطين، بهار 1381، ش 40، صص 24ـ31.

 

[18]. همان.

 

[19]. ناصرپور، حسن، عمليات استشهادى در فلسطين، ص 70.

 

[20]. همان.

 

[21]. محمدرضا ضيائى بيگدلى، اسلام و حقوق بين‏الملل، تهران، ص 128.

 

[22]. بقره 2، آيه 190.

 

[23]. همان، آيه 191.

 

[24]. اسلام و حقوق بين‏الملل عمومى، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه، ص 26.

 

[25]. به نقل از: نشريه «مركز مطالعات عالى بين‏الملل» اسفند 1365، مقاله «مفهوم تجاوز در حقوق بين‏الملل».

 

[26]. جهت اطلاع بيشتر ر.ك: عبدالعلى، قوام، اصول سياست خارجى و سياست بين‏الملل، ص 135.

 

[27]. همان، ص 206.

 

[28]. دايرة المعارف تشيع، ج 3، ص 558.

 

[29]. اسراء 17، آيه 1.

 

[30]. تفسير نمونه، ج 12، ص 10.

 

[31]. ر.ك: فصلنامه حضور، ش 40، بهار 1381، ص 111.

 

[32]. همان، ص 112.

 

[33]. ر.ك، سيدحسين موسوى، تهديدهاى جديد امنيتى اسرائيل در منطقه خاورميانه، مجله مطالعات منطقه‏اى، ش 8.

 

[34]. شهيد مطهرى، حماسه حسينى، ج 1، سخنرانى استاد در عاشوراى 1390 1348 شمسى.

 

[35]. بيانات مقام معظم رهبرى در خطبه دوم نماز جمعه 16/1/81.

جهت مطالعه بيشتر ر.ك:

الف. امين مصطفى، ديپلماسى پنهان اسرائيل در كشورهاى عربى، ترجمه محمدجعفر سعديان؛

ب. آلفرد.م.ليليانتال، ارتباط صهيونيستى، ترجمه سيدابوالقاسم حسينى (ژرفا)، نشر پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، چاپ اول، پاييز 1379.

 

[36]. صحيفه نور، ج 8، ص 229.

 

[37]. همان، ج 5، ص 286.

 

[38]. شقاقى، فتحى ابراهيم، انتفاضه و طرح اسلامى معاصر، تهران، انتشارات بين‏المللى الهدى، 1371، ص 4.

 

[39]. جميله، كديور، رويارويى انقلاب اسلامى ايران و آمريكا، انتشارات اطلاعات، 1374، ص 114.

 

[40]. همان.



نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       alipoori... : متشکرم مختصر ومفید و قابل استفاده دانشجو

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها