خانه> شخصيتها >1589


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
نظرات مقاله «پيامد...
احضار روح با نعلبك...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
احكام نماز و روزه ...
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
جلسه خواستگاري
...

گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
لیست کتب اداره مشا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
خاطره اي جالب از ز...
موي بلند و وضو
اخلاق پيامبر - توص...
شيوه هاي کنترل نفس...
امام خميني(ره) و غ...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2091

بازدید مقالات:
6490666

بازدید سوالات:
2585119



منظور شهید بهشتی از اسلام تحمیلی بازديد: 948

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


پرسش. سلام منظورشهيد بهشتى از جمله زيرچيست؟ «اﮔﺮﻣﺴﻠﻤﺎن ﺑﻮدن و ﻣﺴﻠﻤﺎن زﯾﺴﺘﻦ را ﺑﺮ ﻣﺮدم ﺗﺤﻤﯿﻞ ﻛﻨﯿﺪ، ﻋﻠﯿﻪ اﯾﻦ ﺗﺤﻤﯿﻞ ﺗﺎن ﻃﻐﯿﺎن ﺧﻮاﻫﻨد كرد. اﻧﺴﺎن ﺑﺎﻟﻔﻄﺮﻩ ﺧﻮاﻫﺎن آزادى اﺳﺖ.»

با سلام، جهت فهم اين جمله شهيد بهشتي بايد به صدر و ذيل و يا جملات قبل و بعد اين جمله دقت نمود. در روزهاي اول پيروزي انقلاب اسلامي، شهيد بهشتي با مشاهده برخي تندروي ها در تحميل عقايد اسلامي بر مردم در يك سخنراني در مسجد اعظم قم چنين مي فرمايد:

«به طلاب و فضلاي حوزه يك پيشنهاد دارم و آن پيشنهاد اين است كه به مردم ايران فرصت بدهيد تا آگاهانه و آزادانه خود را برمبناي معيارهاي اسلامي بسازند و اين خودسازي را بر مردم ما تحميل نكنيد. آگاهي بدهيد، زمينه سازي كنيد براي رشد اسلام، ولي بر مردم هيچ چيز را تحميل نكنيد. انسان بالفطره خواهان آزادي است، مي خواهد خودسازي داشته باشد، خودش، خودش را بسازد، اما بر خلاف دستور قرآن مبادا مسلمان بودن و مسلمان زيستن را بخواهيد بر مردم تحميل كنيد، كه اگر تحميل كرديد آنها عليه اين تحميل تان طغيان خواهند كرد. انسان عاشق آزادي است، مي خواهد خودش به دست خود و با انتخاب خود، خود را بسازد، اما شاكرا واما كفوراˈ؛ آنقدرتحميل راه و عقيده بر انسان ها نامطلوب است كه خدا به پيامبر اكرمش خطاب مي كند. (پيغمبر اصرار داشت، پافشاري مي كرد، زحمت مي كشيد، خودش را به رنج وتعب مي انداخت كه مردم را به راه خدا بياورد) كه اي پيغمبر كار تو هم حد دارد. (افي انت تكره الناس حتي يكونوا مومنين) تو مي خواهي مردم را وادار كني، مجبور كني كه آنها مومن باشند؟ اينكه راه پيغمبر نيست.

توصيه من به طلاب عزيز و به فضلاي ارجمند اين است كه منادي حق باشيد، دعوت كننده به حق باشيد، آمر به معروف وناهي از منكر با رعايت تمام معيارهاي اسلامي اش باشيد، اما مجبور كننده مردم در راه اسلام نباشيد، چون آن مسلماني ارزش دارد كه از درون انسان ها و عشق انسان ها بجوشد و بشكفد. نديديد مردم ما در اين دوران پر ارزش انقلاب از خودشان چه خودجوشي وچه خود شكوفائي نشان دادند؟ بزرگ ترين اصل بعد از پيروزي يك انقلاب چيست؟ تداوم همان انقلاب است، همين طور كه مردم ما با آزادي به راه اسلام آمدند و رهبري عالي اسلامي ما را آزادانه پذيرفتند، بگذاريد در تداوم انقلاب هم مردم آزادانه راه خدا و راه اسلام، راه حق و راه خير و صفا و راه صدق را انتخاب كنند و ادامه دهند، اين است سفارشم به طلاب وفضلاي عزيز. » (روزنامه اطلاعات، پنجشنبه، 15/12/1357، ش 15801، ص5)

در راستاي فهم بيانات شهيد بهشتي توجه به نكات زير لازم است:

1. در هيچ انديشه و مكتبى، آزادى انسان مطلق نيست و همه متفكران، اديان الاهى و مكاتب بشرى به گونه‏هاى مختلف بر محدوديت پذيرى آزادى‏هاى انسان مهر تأييد زده‏اند. اگر اختلافى نيز در اين زمينه مشاهده مى‏شود درباره مسائل زير است: الف) محدوده آزادى چيست؟ ب) چه كسى حق دارد آزادى انسان را محدود كند؟ ج) بر اساس چه معيارهايى مى‏توان آزادى را محدود ساخت؟

2. كلماتى مانند«اختيار»، «اراده»، «آزادى» و «انتخاب» و همچنين واژه‏هاى مقابل آن مانند«جبر»، «الزام»، «اكراه» و... در معانى و موارد مختلف استعمال مى‏شوند كه همه آن‏ها حكم واحد ندارند. بنابراين، در برخورد با اين واژه‏ها بايد دايره معنا و استعمال را دقيقاً مورد توجه قرار داد و از تسرى و تعميم غير منطقى و بى‏دليل حكم به دايره ديگر خوددارى كرد. براى روشن شدن اين مطلب به اختصار به سه حوزه مرتبط با استعمال مفاهيم فوق اشاره مى‏شود:

الف) حوزه تكوين: آزادى و اختيار در حوزه تكوين به معناى آن است كه: اولاً، رفتار و كنش‏هاى انسانى ناشى از جبر ذاتى نيست. ثانياً، برخى از امور را نمى‏توان به صورت جبر تكوينى از بيرون تحميل كرد و الزام بيرونى پاسخ مطلوب به همراه ندارد. آيه دوم سوره بقره «لا اكراه فى الدين» اگر اختصاص به اين حوزه نداشته باشد، لااقل به خوبى اين مفاد را در پى دارد و مى‏فهماند كه حقيقت دين تكويناً اجبارپذير نيست؛ يعنى اگر به فرض با زور سرنيزه كسى به سوى دين دعوت شود و به ظاهر آن را بپذيرد، اين پذيرش ظاهرى با ايمان واقعى و اعتقاد راسخ قلبى فاصله بسيار دارد. بنابراين، «لا اكراه فى الدين» در حوزه تكوين به معناى اين است كه حقيقت دين تكويناً اجبارپذير نيست.

ب) حوزه تشريع اجتماعى:‏ تشريع اجتماعى مجموعه قوانينى است كه چگونگى مناسبات اجتماعى انسان‏ها را مشخص و تنظيم مى‏كند. كسى حق ندارد ديگران را با زور و فشار به سوى اسلام دعوت كند. تفاوت اين مرحله با مرحله پيشين تفاوت «هست» و «بايد» است؛ به عبارت ديگر، در مرحله نخست معناى آيه جنبه اخبارى و توصيفى دارد؛ يعنى خبر از ناكار آمد بودن مى‏دهد؛ ولى در اين مرحله معناى آيه انشايى و دستورى است؛ يعنى از الزام و اجبار اجتماعى منع مى‏كند و انسان‏ها را از خواندن اجبارى ديگران به سوى دين باز مى‏دارد. البته اين مسأله در اصل دعوت به سوى دين است و با وجود احكام الزام‏آور اجتماعى ديگر براى مسلمانان و غير مسلمانان در جامعه اسلامى منافات ندارد.

ج) حوزه تشريع فردى:‏ مراد از دايره تشريع فردى در اين جا مجموعه قوانينى است كه خداوند براى آحاد انسان‏ها وضع كرده است. اين قوانين غالباً الزام آور و مسئوليت‏زا است و خداوند افراد را در برابر آن‏ها بازخواست مى‏كند؛ هر چند در مورد آن‏ها كيفر دنيوى و قوانين الزام آور اجتماعى وضع نكرده باشد. عمده‏ترين اين مسائل تدين به دين حق است. آيه شريف «لااكراه فى الدين» با اين حوزه هيچ ارتباطى ندارد و به كلى از آن منصرف است. در مقابل آيه «و من يتبع غير الاسلام دينا فلن يقبل منه؛ هر كسى دينى جز اسلام برگزيند از او پذيرفته نيست» و همه آياتى كه در بردارنده نوعى تكليف الزامى براى افراد انسان‏ها است، شامل اين حوزه مى‏شود.

بنابراين: اولا آزادى انسان مطلق نيست و محدوديت‏هايى دارد. ثانيا نفى اكراه در دين به معناى عدم مسؤوليت انسان در پذيرش دين و راه حق نيست.



نظر شما راجع به اين مقاله

 

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها