خانه> اهل سنت واقعی >1502


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
نظرات مقاله «پيامد...
احضار روح با نعلبك...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
احكام نماز و روزه ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
جلسه خواستگاري
...

گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
لیست کتب اداره مشا...
موي بلند و وضو
خاطره اي جالب از ز...
اخلاق پيامبر - توص...
امام خميني(ره) و غ...
تا باشگاه هسته اي

آمار سایت


تعداد مقالات:
2025

بازدید مقالات:
6197281

بازدید سوالات:
2563162



حاجت خواستن و استعانت از غيرخدا بازديد: 1174

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


پرسش. شبهه حاجت خواستن و استعانت از غيرخدا كه وهابيت و اهل سنت مطرح مي كنند چيست و شيعه چه پاسخي به انها مي دهد.

وهابیون می گویند توسل به ائمه و حاجت خواستن از آنها شرک است چون فقط باید به خدا متوسل شد نه به خلق خدا.

در جواب می گوییم:

توسّل كه در لغت به معناى مدد جستن از وسيله براى نيل به مقصود است مسئله ي است كه در فطرت هر بشري بلكه هر موجود زنده اي نهادينه و گذاشته شده حتي حيوانات (مثل داستان ضمانت امام رضا (ع) از آهوي بيابان كه شهره ي خاص وعام هست) منتها بعضي ها از فطرت خود بي خبراند و پا روي فطرت خود گذاشته اند و چنين مسائلي( انكار مساله توسل) را مطرح مي كنند و الا با اندك توجهي خواهند دانست كه توسل يعني حيات و زندگاني، و كسي كه توسل ندارد يعني اينكه حيات و زندگي ندارد و انكار توسل يعني انكار يك امر و موضوع فطري وحياتي، چون هر انسان و موجودي هدفي را دنبال مي كند و در فكر رسيدن و نيل به آن هدف و مقصد است و رسيدن به هدف و مقصد بدون وسيله و ابزار امكان ندارد، روي اين اصل است كه در روايات اين گونه بيان شده است: «أبي الله أن يجري الأمور إلا بأسبابها فجعل لكل شئ سبباً؛ خداوند متعال امتناع دارد از اين‌كه امور را جز از راه اسباب آن فراهم آورد» )امام صادق (عليه السلام ) مجمع البحرين) حال فرقي ندارد آن هدف ، وسيله، مادي باشد يا معنوي ، چون هدف، علل و اسباب و امور را به ابعاد مادي نبايد منحصر كرد و به اين لحاظ يكي از چيزهايي كه مي تواند وسيله قرار بگيرد و انسان را در نيل و رسيدن به هدف كمك كند وجهه و مقام وآبروي شخص آبرومند است. و چه كساني آبرومند تر از ائمه (ع) و اولاد طاهرينشان هستند تا اينكه انسان از انها كمك بگيرد و آنها را واسطه به پيشگاه خدا قرار بدهد، پس مسئله توسل علاوه براين كه يك امرفطري وعقلي است .و از توسل به اهلبيت پيامبر (ص) و اولاد طاهرينش و بزرگان دين، آثار و بركات زيادي ديده و مشاهده شده است كه بهترين و بالاترين دليل براي اثبات توسل است.

در قرآن كريم نيز خداوند در آيهء 35 سورهء مباركهء مائده، مؤمنان را به تقوا و گرفتن وسيلهء نجات و جهاد در راه خدا سفارش كرده است.

از روايات متعددي كه از طرق شيعه و اهل تسنّن در دست داريم ، به خوبي استفاده مي شود كه توسل به آن معنا كه در بالا گفتيم از پيامبران و امامان و افراد صالح هيچ گونه اشكالي ندارد، بلكه كار خوبي محسوب مي شود.

بنابراين توسل جستن از روح بلند پيامبران و امامان و امامزادگان و صالحان مانعي ندارد، و برای نمونه به برخی موارد با استناد به کتب اهل سنت می پردازیم:

 

1- توسل صحابه به پيامبر اكرم بعد از وفات ايشان

در زمان عمر بن الخطاب قحطي آمد ، بلال بن حارث آمد كنار قبر پيامبر عرضه داشت :امت تو نابود شدند ، از خداي عالم باران رحمت طلب كن .بعد پيامبر به خوابش آمد و گفت برو پيش عمر و سلام مرا به او برسان و به او خبر بده كه باران رحمت نازل خواهد و به او بگو كه نسبت به مردم بذل و بخششت بيشتر باشد . اين شخص آمد خدمت عمر . عمر خيلي گريه كرد كه ما قابل اين سلام نبوديم . و گفت : هيچ خدمتي را نسبت به مسلمانان كه از دستم بر بيايد كوتاهي نخواهم كرد .

ابن حجر عسقلاني‌ از استوانه هاي علم رجال اهل سنت در آخر مي گويد : سند اين حديث صحيح است. (فتح الباري ، ج2 ، ص412)

در قرآن كريم مي خوانيم: هنگامى كه يوسف صديق، خود را به برادران خويش معرفى كرد و آنان را مورد بخشودگى قرار داد، فرمود:

»إذهبوا بقميصى هذا فألقوه على وجه أبى يأت بصيراً» (يوسف: 93)

اين پيراهن مرا با خود ببرند و بر صورت پدرم (يعقوب) افكنيد تا ديدگانش بينا گردد.

سپس مى فرمايد:

»ما أن جاء البشير ألقاه على وجهه فارتدّ بصيراً» (يوسف: 96.)

آنگاه كه مژده دهنده، آن پيراهن را بر رخسار او افكند، بينايى وى بازگشت.

اين سخن گوياى قرآن، گواه روشنى بر تبرك جستن پيامبر خدا (يعقوب) به پيراهن پيامبرى ديگر (حضرت يوسف) مى باشد، بلكه بيانگر آن است كه پيراهن ياد شده، موجب بازگشت بينايى حضرت يعقوب گرديد.

آيا مى توان گفت رفتار اين دو پيامبر گرامى، از چارچوب توحيد و پرستش خدا خارج بوده است؟!

2- شكى نيست كه پيامبر گرامى اسلام، به هنگام طواف خانه خدا، حجر الاسود را استلام مى نمود و يا مى بوسيد.

بخارى مشهورترین عالم اهل سنت در صحيح خود مى گويد: مردى از عبدالله بن عمر درباره استلام حجر سؤال كرد و او در پاسخ گفت: «رأيت رسول الله (صلى الله عليه وآله) يستلمه و يقبّله». (صحيح بخاري ، جزء2، كتاب الحج، باب تقبيل الحجر، صفحه 152-151، ط مصر.)

پيامبر را مشاهده كردم كه حجرالاسود را استلام مى نمود و مى بوسيد. در صورتى كه اگر لمس كردن و يا بوسيدن سنگى ، شرك به خدا بود، هرگز پيامبر (كه مناداى توحيد است) به چنين كارى مبادرت نمى ورزيدند.

3- در كتب صحاح و مسانيد و در ميان كتاب هاى تاريخ و سنن اهل سنت، روايات انبوهى در مورد تبرك جستن صحابه پيامبر به آثار آن حضرت؛ مانند: لباس، آب وضو، ظرف آب و ... به چشم مى خورد كه با مراجعه به آنها، كوچكترين ترديدي در مشروعيّت و پسنديده بودن آن باقى نمى ماند.

گرچه شمارش همه روايات در اين زمينه، در اين نوشتار نمى گنجد، ولي به عنوان مثال، برخى از آنها را در اينجا يادآور مى شويم:

الف: بخارى در صحيح خود، در ضمن روايتى طولانى كه شرح برخى از ويژگى هاى پيامبر و ياران او را در بردارد، چنين مى گويد:

«واذا توضّأ كادوا يقتتلون على وضوئه».

هرگاه پيامبر وضو مى گرفت، نزديك بود مسلمانان، (بر سر بدست آوردن آب وضوى آن حضرت) با هم بجنگند).  صحيح بخاري ، ج3، باب ما يجوز من الشروط في الاسلام، باب الشروط في الجهاد والمصالحه، ص195

ب: ابن حجر مى گويد: ان النّبيّ صلى الله عيه وآله وسلم كان يؤتى بالصّبيان فيبرك عليهم.( الاصابه، ج1، خطبه كتاب، ص7، ط مصر. )كودكان را نزد پيامبر مى آوردند و آن حضرت به منظور تبرك آنان، دعا مى كرد.

ج: محمد طاهرمكّى مى گويد:«از ام ثابت روايت شده كه گفت: رسول خدا بر من وارد شد و از دهانه مشكى كه آويزان بود، ايستاده آب نوشيد و من برخاستم و دهانه مشك را بريدم»»

سپس مى افزايد: «اين حديث را ترمذى روايت كرده و مى گويد: حديث صحيح و حسن است و شارح اين حديث دركتاب الرياض الصالحين مى گويد: ام ثابت، دهانه مشك را بريد تا جاى دهان پيامبر را نگهدارى كند و به آن تبرك جويد و همچنين صحابه مى كوشيدند تا از جايى كه رسول خدا از آن آب نوشيده بود، آب بنوشند.( ترك الصحابه، (محمد طاهر مكّي )، فصل اول، ص29، ترجمه انصاري)

و همچنين آيات بسياري در قرآن كريم وجود دارد كه در خواست از غير خداوند را مشروع نمي‌داند ؛ از جمله

يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ (يوسف: 97) ..

گفتند: «اى پدر ! براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما خطاكار بوديم »

در اين آيه خداوند داستان برادران حضرت يوسف عليه السلام را يادآوري مي‌كند كه آن‌ها بعد از پيشيماني از كردارشان به پيش حضرت يعقوب عليه السلام آمدند و از او كه پيامبر خدا بود درخواست كردند كه از خداوند براي آن‌ها طلب بخشش كند . حضرت يعقوب هم نگفت كه چرا خودتان مستقيماً سراغ خداوند نمي‌رويد و به من متوسل شده‌ايد ؛ بلكه به آن‌ها وعده داد كه از خداوند براي آن‌ها طلب بخشش خواهد كرد

«قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ». (يوسف: 98) ..

گفت : « به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى خواهم ، كه او همانا آمرزنده مهربان است » .

همچنين خداوند در آيه 64 سوره نساء خطاب به پيامبرش مي‌فرمايد

«وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا .»

و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند ، پيش تو مى آمدند و از خدا آمرزش مى خواستند و پيامبر [ نيز ] براى آنان طلب آمرزش مى كرد ، قطعاً خدا را توبه پذيرِ مهربان مى يافتندد .

اين آيه نشان مي‌دهد كه بايد براي طلب بخشش از خداوند واسطه و وسيله آبروداري را پيدا كرد تا خداوند به خاطر او حاجات انسان را برآورده سازد .

درنتيجه تبرك جستن به آثار اولياى خدا، مسأله اى نيست كه هم اكنون در ميان گروهى از مسلمانان پديد آمده باشد، بلكه ريشه هاى اين رفتار را در ژرفاى تاريخ زندگاني رسول خدا و صحابه آن حضرت مى توان يافت.

و نه تنها پيامبر گرامى و ياران وى ، بلكه پيامبران پيشين نيز، بدين امر مبادرت مى ورزيدند. بنابراين همانطوري كه ملاحظه فرموديد حرفهايي كه وهابيها و اهل سنت به عنوان اسلام واقعي !!! مطرح مي كنند و مخالف با آنها را كافر و مشرك مي دانند تماما باطل و بي‌اساس است .و منظور از توسل اين نيست كه كسي حاجت را از پيامبر يا امام يا امام زاده مستقيما بخواهد، بلكه منظورآن است كه به مقام او در پيشگاه خدا متوسل شود و اين در حقيقت توجه به خدا است.



نظر شما راجع به اين مقاله

 

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها