خانه> سياسي و انديشه سياسي >1476


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
قرص شب امتحان (تار...
پيامدهاي خودارضايي...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
همجنسگرايي، علل و ...
هولوكاست چيست؟
عجم، دشمن اهل بيت؟...
گناهان كبيره
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
رابطه دختر و پسر
علامت قبولي توبه
تقويت اراده در انج...
احكام نماز و روزه ...
ماجراي دختران و پس...
اخلاق پيامبر (4) -...
شيوه هاي همسريابي
نقش قرآن در زندگي ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
جلسه خواستگاري
...

لیست کتب اداره مشا...
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
دفتر 30 پرسش ها و ...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
گرايش دختران آمريك...
اگه روسري خود را ب...
دوستي با نامحرم در...
ايميل هايي از شيطا...
شيوه هاي کنترل نفس...
چرا جنگ را ادامه د...
جايگاه و ارزش نماز...
اخلاق پيامبر(2)- م...
خاطره اي جالب از ز...
موي بلند و وضو
اخلاق پيامبر - توص...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2186

بازدید مقالات:
7154794

بازدید سوالات:
2619541



هولوکاست ايراني بازديد: 1292

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


بايد کفش هاي مکاشفه را پوشيد و در گذرگاه تاريخ، حال نياکان خويش را به شهود نشست.

پدران من و شما سال هاي آخرين قرن سيزدهم را پشت سر مي‌گذارند. ايران، وارد جنگ جهاني نشده است؛ اما اجانب دست از سرش برنداشته اند. اصلاً مگر مي‌شود از گذرگاه اساسي و مهمي چون ايران چشم پوشيد؟ مگر بريتانياييها مي‌توانستند از ايران بگذرند؛ وقتي نفت آن را خون خود مي‌دانستند؟

درگيري‌هاي قبيله‌اي در حالي به تضعيف قدرت مرکزي ايران کمک مي‌کند که بيماري آنفلوآنزاي اسپانيايي، صد ميليون انسان، قرباني از جهان گرفته است. ويروس اين بيماري به همراه تبعات شوم جنگ جهاني، به ايران هم سرايت کرده است.

اکنون سال 1914 ميلادي است و جرقه جنگ جهاني اول، زده مي شود.

کشورهاي روسيه، فرانسه و بريتانيا، تحت عنوان دولت هاي متفق و کشورهاي اتريش و آلمان به عنوان دولت هاي محور، جنگي را آغاز کرده‌اند. چندي بعد، عثماني، ايتاليا و ژاپن نيز با پيوستن به اين گروه، ميدان جنگ را به آسيا و خاورميانه گسترش مي‌دهند. وضعيت داخلي ايران با مداخله بدون حد و مرز قدرت هاي خارجي، اين کشور را به دولتي ورشکسته، تبديل کرده است. امروز هشتمين روز تاج گذاري احمدشاه قاجار است و جنگ جهاني اول آغاز شده است.

با انقلاب اکتبر 1917 روسيه، نيروهاي روس از ايران خارج مي‌شوند و انگليسي ها بي درنگ، در انديشه استعمارگرانه خويش، جاي خالي آنها را پر مي‌کنند.

انگليسي‌ها هنگام قحطي در ايران، به خريد غله روي آورده‌اند. صداي گزارش ژنرال دنسترويل را به وضوح مي‌توان از دل اين تاريخ سياه شنيد؛ بر اثر خريدهاي ما، قيمت غله بالاتر رفت و هر افزايش جزئي، به معناي مرگ بسياري از افراد بود. قحطي در اين جا، اسفناک است... ما محصول را چهل تومان مي‌خريم و اميدواريم مقداري هم کمتر از اين تهيه کنيم. هر روز بسياري مي‌ميرند و بسياري نيز در حال کمک‌رساني مرده‌اند. اکنون که برف‌ها آب شده و بهار آغاز شده است، مردم مي‌روند بيرون و مثل گاو در مراتع مي‌چرند. بسياري از اين مردم نگون‌بخت، در حال چريدن در مراتع مرده‌اند.

ژنرال، اين گزارش ها را مي‌دهد تا بيش از پيش، انگليسي‌ها را در ايجاد مانع براي واردات مواد غذايي از آمريکا، هند و بين‌النهرين، به ايران مصمم کند! جاي تعجبي وجود ندارد؛ چرا که اگر غير از اين باشد، بايد کسي پاسخ دهد که چرا در چنين شرايط قحطي و روزگار مرگبار مردم ايران، انگليسي‌ها از پرداخت پول درآمدهاي نفتي ايران خودداري مي کنند؟

٭٭

استعمار، چنگال هاي حريص خود را بر حلقوم ايران فرو برده است. تبعات جنگ جهاني، دامان ايران را گرفته است. آذوقه مردم ايران به سفره سربازان انگليسي وارد مي‌شود و در انبارهاي نظامي آنها احتکار مي‌شود. عجيب تر اين که حتي ارتش بريتانيا، مانع از واردات مواد غذايي از بين النهرين و هند و آمريکا به ايران مي‌شود.

اجساد پدران و مادران ما در گوشه و کنار کوچه و بازار مانند پشته‌اي از هيزم، بر روي هم انباشته شده است! قحطي در ايران، بيداد مي‌کند و همه روزه کودکان، زنان و سالمندان بسياري را به کام مرگ مي‌کشاند.

عدم رعايت بهداشت، موجب شيوع بيماري آنفولانزا و وبا در ايران شده است. در اين روزگار قحطي و ضعف جسماني مردم، تابي براي مقاومت در برابر بيماري ها نمانده است و مبتلايان، جان خود را به راحتي از دست مي‌دهند.

اين قحطي بزرگ، مردم را به مردار خواري وا داشته، در حالي که دولت و شخص احمدشاه، بزرگ ترين محتکر غلات به شمار مي‌رود. شاه قاجار، گندم مورد نياز مردم را جز به قيمت روز نمي فروشد! نانوايان و خانه‌داران از جو و ساير غلات، به جاي گندم استفاده مي‌کنند. مردم ديگر به انسان شباهتي ندارند. همه با چشماني گود افتاده، چهار دست و پا مي خزند و علف و ريشه درختان را مي‌خورند. هر چه از جاندار و بي جان در دسترس است، به غذاي مردم تبديل شده است.

بهتر است شرايط را از زبان يک افسر اطلاعات نظامي انگلستان بشنويم؛ اجساد چروکيده زنان و مردان، پشته شده و در معابر عمومي، افتاده اند و در ميان انگشتان چروکيده آنان، همچنان مشتي علف که از کنار جاده کنده اند و يا ريشه هايي که از مزارع در آورده اند، به چشم مي‌خورد. آنان با اين علف ها مي‌خواستند رنج ناشي از قحطي و مرگ را تاب بياورند. در جايي ديگر، پابرهنه اي با چشمان گود افتاده که ديگر شباهت چنداني به انسان نداشت، چهار دست و پا روي جاده، جلوي خودرويي که نزديک مي شد، مي‌خزيد و درحالي که ناي حرف زدن نداشت، با اشاراتي براي لقمه ناني التماس مي‌کرد.

٭٭

ورود غله ممنوع شده و بسياري از مردم از گرسنگي مرده‌اند.

زنان روزها در صف نانوايي، منتظر دريافت نانند؛ اما بسياري از آنها دست خالي و گرسنه باز مي‌گردند.

زنان، نوزادان خود را سر راه مي‌گذارند؛ شايد براي اين که شاهد مرگشان نباشند.

کودکان با سگ ها بر سر جسد و يا به دست آوردن زباله هايي که به خيابان‌ها ريخته مي‌شود، درگير شده اند.

در مرده شوي‌خانه نيز اجساد روي هم انباشته شده اند و در گورهاي دسته جمعي دفن مي‌شوند.

٭٭

قحطي رو به پايان است؛ در حالي که ايران 40 درصد از جمعيت خود را از دست داده است. قحطي، يگانه ارمغان شوم دسيسه‌هاي امپرياليسم در طراحي جنگ جهاني است؛ فاجعه‌اي که منجر به فروپاشي جامعه ايراني، تثبيت تسلط استعمار بريتانيا بر ايران، تشکيل حکومت‌هاي وابسته به بريتانيا و کودتا برضد دولت‌هاي منتخب مردمي شده است.

اين هولوکاست بي نظير تاريخ، درست همان زمان اتفاق افتاد که روزنامه لندن، نفت ايران را خون انگلستان دانست.

ده ميليون نفر از اجداد ما نه به خاطر قرار گرفتن در برابر توپ و تانك جنگ جهاني اول، بلكه به خاطر سياست هاي اعمال شده از سوي بريتانياي کبير، در ايجاد اين قحطي وحشتناک، جان خود را از دست دادند.

جنگ جهاني اول براي مردم، مشقات بي‌شماري به همراه آورد و دفاع از تماميت ملي در برابر دست‌اندازي قدرت هاي بزرگ را غيرممکن ساخته بود.

٭٭

قحطي رو به پايان بود و انگليسي ها براي سلطه بر ايران، به سياستي جديد روي مي‌آورند؛ تا بتوانند دست نشانده‌هايي را در ايران روي كار آورند و از اين راه خون نفت را به رگ‌هاي اقتصاد کشورشان، تزريق کنند.

اين قحطي، سه سال قبل از كودتاي سوم اسفند 1499 شروع شد و با روي كار آمدن رضاخان، از بين رفت و همين امر سبب شد که مورخان انگليسي، رضاخان را مظهر ايران مدرن بنامند.

در اين ميان، چه کسي بهتر از رضاخان مي‌توانست به نام مدرن سازي ايران، سياست هاي استعمارگران را پياده سازد؟ چه کسي بهتر از او قادر بود که با خشونت و خشم، چادر را از سر زنان بکشد؛ تا با زنان اروپا همسانشان کند؟ چه کسي به خوبي او مي‌توانست تمدن را در دوري از دين و روحانيت معنا کند و براي آن برنامه ريزي کند؟

رضاخان روي کار آمد؛ تا در کنار عمران و آبادي مادي و ظاهري ايران،‌ روح، معنا و هويت را از بين برده، باقيماندگان هولوکاست قحطي را در آتش دوري از رستگاري و حقيقت، بسوزاند.



نظر شما راجع به اين مقاله

 

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها