خانه> اخلاق و عرفان >146


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
احكام نماز و روزه ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
جلسه خواستگاري
...

گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
لیست کتب اداره مشا...
اخلاق پيامبر(2)- م...
موي بلند و وضو
خاطره اي جالب از ز...
اخلاق پيامبر - توص...
امام خميني(ره) و غ...
تا باشگاه هسته اي

آمار سایت


تعداد مقالات:
2049

بازدید مقالات:
6313518

بازدید سوالات:
2573960



معنويت جايگزين بازديد: 7535

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


در مورد گرايش به معنويت، اين روزها دو خبر متناقض شنيده مي شود، يكي بحران معنويت است و يكي گسترش معنويت. از طرفي مي شنويم كه معنويت و خداپرستي در جهان و به خصوص در غرب دچار بحران شده، آمار دين گريزي و ماده گرايي فزوني يافته و از طرفي هم گفته مي شود كه معنويت در جهان در حال گسترش است.

واقعيت آن است كه آنچه دچار بحران شده، معنويت ديني مسيحي است و آنچه در حال گسترش است معنويت اسلامي و معنويت غير ديني و سكولار است. هم اسلام به شدت در اروپا و آمريكا در حال گسترش است و هم معنويت غيرديني بشر ساخته و جايگزين.

بنابراين به طور كلي اين حرف كه معنويت در حال گسترش است حرف درستي است. سر آن هم فطري بودن گرايش به معنويت در انسان است. آدمي در طول تاريخ خود هرگز بدون نوعي معنويت زيست نكرده است و بايد اعتراف كنيم كه اين نياز اساسي در جهان امروز و ساختار فرهنگي و اقتصادي موجود بيشتر احساس مي شود. انسان ها دريافته اند كه به شدت به آرامش نياز دارند و در نبود معنويت، زندگي، سلامت و آرامش آنها به مخاطره خواهد افتاد و فهميده اند كه بهترين عامل تامين آرامش در دنياي صنعتي امروز گرايش به معنويت است.

ما در اين گفتار در پي بررسي گسترش اسلام در غرب نيستيم. هدف فعلي تعريف معنويت جديد يا جايگزين است كه اين روزها بيشتر در كشورهاي غربي و برخي كشورهاي گسترش يافته است.

در اثر تحول و اتفاقي كه بعد از رنسانس رخ داد، معنويت ديني در غرب دچار بحران شد. پايه گذار گريزش از دين و معنويت ديني هم خود كليسا بود، رهبران مذهبي آن دوران مسيحيت با رفتار ناسنجيده و برخورد هاي خشن خود، زمينه گريزش مردم از معنويت ديني را فراهم نمودند، ولي از آنجايي كه خلا حاصل از آن، براي بشريت قابل تحمل نبود، به طور عمده غربيان جاي خالي آن را با معنويت هاي غير ديني و طبعا خود ساخته پر نمودند.

در حال حاضر معنويتي كه در غرب به نام معنويت جديد ظهور دارد ، رابطه تنگاتنگي با دين و اعتقاد به ماوراي طبيعت ندارد. در اين فضا براي اين كه شما معنويت داشته باشيد، لازم نيست به خدا معتقد باشيد و يا او را پرستش كنيد.

لازم نيست خود را نسبت به يك موجود فرا طبيعي مكلف و مسئول بدانيد و به حقيقت و شريعت ملتزم باشيد. در معنويت جديد هرگونه تجربه اي كه عواطف شما را نوازش كند، به شما هيجان بدهد، مي تواند معنويت  به حساب آيد. مهم اين است كه انسان بر انگيخته شود واحساس اوج وتعالي نمايد.

تلقي مدرنيته از معنويت به صورت يك احساس دروني مي باشد. آنها كاري با آموزه هاي معنوي اديان الهي ندارند و خود را وابسته به نيروهاي فراطبيعي احساس نمي كنند، هر وقت احساس شادي و نشاط مفرط كرديد وسرشار از حس عظمت شديد، به معنويت رسيده ايد. معنويتي كه تمايز آن با ماديت بسيار دشوار است. يك قطعه موسيقي، يك شعر عاشقانه، حتي شكوه آييني و نشستن در يك سالن اپرا، از ديدگاه آنان مي تواند به انسان حس و آرامش معنوي بدهد.

در معنويت جديد اثري ازتكليف نيست. انسان مي تواند با آغوش باز به سراغ هرگونه تجربه اي كه اورا به اوج برساند، برود حتي استعمال مواد نشاط آور و موسيقي پرسرعت پاپ و راك هم مي تواند تامين كننده نيازهاي معنوي انسان به حساب مي آيد.

برخي آمارها حاكي از اين است كه از ميان جوانان آمريكا 84 درصد يهوديان، 69 درصد پروتستان ها و 67 درصد كاتوليك ها، اديان رسمي را كنار گذاشته اند.

البته اين بدين معنا نيست كه علاقه خود را به معنويت از دست داده اند. 32 ميليون جواني كه امروزه در آمريكا به هيچ ديني معتقد نيستند، به رسوم شرقي، روانشناسي يونگي، سنت هاي آئيني شمني، ماساژ و  يوگا روي آورده اند و بسياري در جستجوي معنويت به سراغ موسيقي، شعر، ادبيات، نقاشي و عشق رفته اند و بدين گونه گرايش جايگزين در آمريكا در حال گسترش است.

البته در فرهنگ شرقي و خودي نيز رقص و سماع درويشانه نمونه اي از معنويت جايگزين تلقي مي شود. در گزارشي كه يكي از خبرگذاري هاي غربي (1) از تهران تهيه كرده، آمده است: چراغ‌ها در خانه‌اي در شمال تهران خاموش مي‌شود. مردان و زنان و جواناني كه در خانه جمع شده‌اند، چشم‌هايشان را مي‌بندند و با صداي موسيقي زنده به جلو و عقب حركت مي‌كنند.
با بلند شدن و تندتر شدن صداي تمبورها و دف‌ها و تمبك‌ها، بعضي برخاسته و با بلند كردن دست‌هايشان، شروع به چرخاندن دايره‌وار بدنشان مي‌كنند. تا زماني كه به جذبه و به اصطلاح نشئگي مي‌رسند.
مهسا، دختري 22 ساله مي‌گويد: «شما مي‌توانيد به گونه‌اي آرامش را احساس كنيد» او معتقد است كه موسيقي و رقص مي‌تواند راهي مستقيم را به سوي خدا بگشايد».
او ادامه مي‌دهد: «احساس بسيار خوبي است و احساس مي‌كنيد كه روحتان در حال پرواز است و انگار كه در جسمتان نيستيد».

در مقام نقد معنويت جديد بايد متذكر شويم كه البته ما اين احساس جايگزين را انكار نمي كنيم. تمامي روش هايي كه در معنويت جايگزين از آن استفاده مي شود به نحوي در ايجاد حالات رواني و سرخوشي موقت انسان موثرند، ولي انسان با گرايش به معنويت و دين، در پي آن است كه تمام زندگي مادي و معنوي خود را سامان بدهد، به تكيه گاهي نياز دارد كه بدو تكيه كند، به قدرتي نياز دارد كه با توكل به او به آرامش حقيقي دست يابد. آيا با رقص و موسيقي و سماع درويشانه مي توان به آرامش حقيقي و دائمي دست يافت؟ آيا اينگونه معنويت مي تواند احساس خدا جويي و فطرت كمال طلبي انسان را شكوفا نمايد؟ انسان طالب جاودانگي است آيا با مواد مخدر و رقص و آواز مي توان به جاودانگي رسيد؟ زندگي انسان بدون معنا و بي هدف نيست. هدف و معناي زندگي از طريق دين و معنويت گرايي تامين مي شود. آيا خواندن ترانه هاي عاشقانه، موسيقي و آواز اپرا مي تواند به زندگي انسان معنا و هدف ببخشد؟ گذشته از  اين رفتارهايي كه به منظور پر كردن خلا معنويت ديني در غرب رايج شده است آلوده به آفات و عواقب سوء بسياري است كه انسان امروزي را به شدت تهديد مي كند. احساس پوچي و سرگرداني، سست شدن پايه هاي فضيلت و انسانيت، از دست رفتن سلامتي پايدار و به هم ريختگي نظام خانواده و جامعه، تنها نمونه هايي از آثار زانبار رويگرداني بشر امروزي از دين و معنويت ديني است. بنابراين هر انسان آگاه و عاقلي اذعان خواهد نمود كه هرگز كسي از طريق اين احساسات زود گذر و لذت طلبي هاي افراطي و خارج از حوزه گرايش ديني، به تعالي روحاني و مقامات معنوي، نخواهد رسيد. مبدا آرامش و تعالي انسان، خداي متعال است و تنها راه رسيدن به  اوج و شكوه انساني، ارتباط معنوي با او است.

 

پي نوشت:

1- خبرگزاري بي بي سي



نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       ناشناس : سوژه ی جالبی بود ولی خیلی سطحی به ان پرداخته بودید

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها