خانه> روانشناسی و مشاوره >145


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
قرص شب امتحان (تار...
پيامدهاي خودارضايي...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
همجنسگرايي، علل و ...
هولوكاست چيست؟
عجم، دشمن اهل بيت؟...
گناهان كبيره
چشم چراني، آثار و ...
رابطه دختر و پسر
چگونه از ياران اما...
علامت قبولي توبه
تقويت اراده در انج...
احكام نماز و روزه ...
ماجراي دختران و پس...
اخلاق پيامبر (4) -...
شيوه هاي همسريابي
نقش قرآن در زندگي ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
جلسه خواستگاري
...

چگونه با تقوي شوم
لیست کتب اداره مشا...
همه شرايط وضو
دفتر 30 پرسش ها و ...
اثر بيدار ماندن بي...
گرايش دختران آمريك...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
دوستي با نامحرم در...
ايميل هايي از شيطا...
چرا جنگ را ادامه د...
شيوه هاي کنترل نفس...
جايگاه و ارزش نماز...
اخلاق پيامبر(2)- م...
خاطره اي جالب از ز...
موي بلند و وضو
اخلاق پيامبر - توص...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2184

بازدید مقالات:
7135168

بازدید سوالات:
2618500



كوسه‏هاي زندگي نعمتند بازديد: 6884

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


شايد شنيده باشيد كه ژاپني ها ماهي خواران چيره دستي هستند. اين اشتياق تا آنجا پيش رفته بود كه سال ها پيش ديگر ماهي چنداني در اطراف مجموعه جزاير ژاپني باقي نماند. از اين رو ماهي گيران براي صيد ماهي ها به دل آب دريا ها رفتند، ولي اينجا يك مشكلي پيش آمد و آن اين كه به خاطر دوري مسافت، وقتي ماهي گيران ماهي ها را به بازار مي بردند ژاپني ها با يك نگاه مي فهميدند كه ماهي ها تازه نيستند، بنابر اين تمايلي براي خريد از خود نشان نمي دادند. ماهي گيران به فكر تازه اي افتادند و آن اين كه، ماهي هاي صيد شده را منجمد كرده و به بازار بفرستند. اين راهكار هم تأثير مثبتي در پي نداشت چون ژاپني ها طعم ماهي تازه را با ماهي منجمد تشخيص مي دادند، بايد راه حل تازه اي ميافتند. پيشنهاد شما چيست؟ بله، آنها مخازن بزرگي را در كشتي هاي ماهي گيري تعبيه كردند. ماهي ها را بعد ار صيد كردن درون آن مخزن ها مي ريختند؛ حجم ماهي ها بسيار بود و هر چند كه درون آب كم مخزن زنده مي ماندند، ولي اين زنده ماندن فرق چنداني با مردن نداشت. بنابر اين طعم ماهي سرحال و تازه صيد شده را نمي داد و اين براي ژاپني ها، خوشايند نبود. بايد راهكار ديگري مي يافتند. ناگهان فكري به ذهنشان رسيد. از آن روز به بعد ماهي را درون مخازن مي ريختند و در ميان آنها كوسه كوچكي را رها مي كردند. هر چند اين كوسه تعداد كمي از ماهي ها را مي خورند ولي ساير آنها به خاطر خطري كه تهديدشان مي كرد. بي وقفه تلاش مي كردند. از اين رو وقتي به ساحل مي رسيدند كاملا سرحال و سرزنده بودند و اين همان چيزي بود كه بايد مي شد. ماجراي زندگي ما نيز بي شباهت به اين داستان نيست.

همه‏ي ما در زندگي روزانه به طور طبيعي يا غير طبيعي با مشكلات و موانعي روبرو هستيم اما برخورد همه ما با آنها يكسان نيست. برخي از مردم تهديدها را به فرصت و بلايا را به نعمت تبديل مي كنند. همچون پيامبر اعظم (ص) كه خداوند در دوران كودكي يا دوراني كه واقعا احتياج داشت، پدر، مادر، پدر بزرگ، عمو و ...، همه را از او گرفت، سه سال به شعب ابي طالب تبعيد شد، بيش از هفتاد جنگ را سازماندهي كرد و ... ولي پيامبر بزرگوار اسلام نه مأيوس شدند و نه دلسرد بلكه تلاش فرمودند از بد ترين شرايط بهترين استفاده را ببرند در نتيجه رسيد به آنجا كه هيچ كس نرسيد.

تعداد اين افراد چندان هم كم نيست. در ثاني همه آنها نيز پيامبر نيستند. با اين حال به قول برخي هر كه در اين بزم مقرب تر است جام بلا بيشترش مي دهند. برخي از مردم نيز با ديدن اولين مشكل، شروع به خواندن آيه ياس مي كنند. از بخت و اقبال بد خود مي گويند و به زمين و زمان ناسزا مي گويند. گروه سومي نيز افتان و خيزان درميان اين دو گروه در حركتند.

شما چگونه نگرشي به مشكلات زندگي خود داريد ايا از آنها استقبال مي كنيد؟ در مقابلشان زانو مي زنيد؟ يا اين كه آنها را وادار به زانو زندن مي كنيد؟



نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       کوسه های زندگی من : کوسه های زندگی من زیادن! نمیدونم آخر منم یکی از طعمه هاشونم یا نه...مثه همه اون ماهی ها مدت هاست که در تلاشم مدت هاست که سعی میکنم با وجود همشون کم نیارم به خدا غر نزنم ولی آدم یه جاهایی واقعا کم میاره واقعا خسته میشه...وقتی بفهمه به ساحل رسیدن هم به معنی آزادی نیست...

       ناشناس : vaghean jaleb bood.

       زندگي : سلام. خيلي توصيف جالبي بود. مشكلات زيادي در زندگي براي من يا اطرافيان پيش آمده، مي‌آيد و خواهد آمد ولي هميشه براي من توجيه آن به اين صورت كه «خدا مي خواهد امتحان كند» امكان‌پذير نيست. خيلي وقت‌ها از آن ماهي‌هاي داخل آن محفظه‌ي كوچك كه راهي براي فرار هم ندارند، خسته‌تر مي‌شوم. ولي من از اين مي‌ترسم كه نكند يكي از آن ماهي‌هايي باشم كه شكار كوسه‌ي داخل تنگنا شوم!!!!

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها