خانه> کتاب >1133


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
قرص شب امتحان (تار...
پيامدهاي خودارضايي...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
همجنسگرايي، علل و ...
هولوكاست چيست؟
عجم، دشمن اهل بيت؟...
گناهان كبيره
چشم چراني، آثار و ...
رابطه دختر و پسر
چگونه از ياران اما...
علامت قبولي توبه
تقويت اراده در انج...
احكام نماز و روزه ...
ماجراي دختران و پس...
اخلاق پيامبر (4) -...
شيوه هاي همسريابي
نقش قرآن در زندگي ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
جلسه خواستگاري
...

چگونه با تقوي شوم
لیست کتب اداره مشا...
همه شرايط وضو
دفتر 30 پرسش ها و ...
اثر بيدار ماندن بي...
گرايش دختران آمريك...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
دوستي با نامحرم در...
ايميل هايي از شيطا...
چرا جنگ را ادامه د...
شيوه هاي کنترل نفس...
جايگاه و ارزش نماز...
اخلاق پيامبر(2)- م...
خاطره اي جالب از ز...
موي بلند و وضو
اخلاق پيامبر - توص...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2184

بازدید مقالات:
7135184

بازدید سوالات:
2618500



راه و بي‌راهه (7) ـ قانون جذب بازديد: 6906

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


 

 

 

 

راه و بي راهه (7) ـ قانون جذب
تنظيم و نظارت: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها
معاونت مطالعات راهبردى ـ اداره مشاوره و پاسخ
مؤلف: حمزه شريفي دوست
ناشر: دفتر نشر معارف
نوبت چاپ: اول، زمستان 1390
تيراژ: 000/5 جلد
قيمت: 1000 تومان
شابك: 9-379-531-964-978
«همه حقوق براى ناشر محفوظ است»
مراكز پخش:
1. مديريت پخش دفتر نشر معارف: قم، خيابان شهدا، كوچه 32، پلاک 3، تلفن و نمابر: 7744616
2. فروشگاه شماره 1: قم، خيابان شهدا، روبه روى دفتر مقام معظم رهبرى، تلفن 7735451
3. فروشگاه شماره 2: تهران، خ انقلاب، چهار راه كالج، جنب بانك ملت،
پلاک 715، تلفن 88911212
نشانى اينترنت: www.Ketabroom.ir - www.porseman.ir
پست الكترونيك: info@Ketabroom.ir - info@porseman.org
 

 


فهرست مطالب
قانون جذب 9
ادّعاي اصلي در جذب 14
راه هاي نفوذ و گسترش تئوري جذب 15
دلايل اثبات قانون جذب 23
1. قانون تشابه در جادوگري 23
2. توده بحراني 24
جاذبه هاي فرضيه جذب 29
ايرادات فرضيه جذب 33
نبود پشتوانه علمي 33
اخلاق ستيزي 34
رفاه محوري 36
سنجش گريزي 40
توجيه ظلم پذيري 42
مخدوش بودن عموميت جذب 44
جمع بندي 55
 


مقدمه
«پرسش گرى» از آغاز آفرينش انسان، رخ نمايى كرده؛ بر بال سبز خود، فرشتگان را فرانشانده؛ بر برگ زرد خود شيطان را فرونشانده و در اين ميان، مقام آدميت را نشان داده است. آفتاب كوفه چه زيبا فرموده است: «مَن اَحسَنَ السّؤال عَلِمَ و من عَلِمَ اَحسَنَ السّؤال».
هم سؤال از علم خيزد هم جواب
همچنان كه خار و گُل از خاك و آب
آرى! هر كه سؤال هايش آسمانى است، دانش و بينش پاسخش خواهد بود. پويايى و پايايى «جامعه» و «فرهنگ»، در گرو پرسش هاى حقيقت طلبانه و پاسخ هاى خِردورزانه است.
از افتخارات ايران اسلامى، آن است كه از سويى، سرشار از جوانانى پاك دل، كمال خواه و پرسش گر مى باشد و از ديگر سوى، از مكتبى غنى برخوردار است كه معارف بلند آن، گواراى دل هاى عطشناك پرسش گر و دانش جو است.
اداره مشاوره و پاسخ معاونت مطالعات راهبردى نهاد، محفل انسى فراهم آورده است، تا «ابر رحمت» پرسش ها را بر «زمين اجابت» پذيرا باشد و نهال سبز دانش را بارور سازد. ما اگر بتوانيم سنگ صبور جوانان انديشمند و بالنده ايران پرگهرمان باشيم، به خود خواهيم باليد.
برکسي پوشيده نيست که امروزه خستگي از شلوغي زندگي ماشيني و فشار سلطه و تبعيض استکبار جهاني، رفته رفته جامعه انساني را بحران زده مي کند. از اين رو گرايش به معنويت به ويژه در مجامع علمي و در ميان دانشجويان رو به فزوني است، اما در اين ميان گاهي «راه و بيراهه» به هم آميخته مي شود و رهزن هاي خود را «صراط مستقيم» جلوه مي دهند.
آنچه پيش رو داريد، گامي است هر چند مختصر در راستاي آشنايي با عرفان هاي نوظهور که توسط فرهيخته حوزه و دانشگاه حجت الاسلام حمزه شريفي دوست (زيد عزّه) تهيه و تدوين شده است.
بر آنيم با توفيق خداوند، به تدريج ادامه اين مجموعه را تقديم شما خوبان كنيم. پيشنهادها و انتقادهاى سازنده شما، راهنماى ما در ارائه شايسته و پربارِ مجموعه هايى از اين دست خواهد بود.
در پايان از تلاش هاى مخلصانه همكاران اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص حجت الاسلام والمسلمين صالح قنادى(زيدعزّه) كه در بازخوانى و آماده سازى اين اثر تلاش كرده اند، تشكّر و قدردانى مى شود. دوام توفيقات اين عزيزان را در جهت خدمت بيشتر به مكتب اهل بيت(عليهم السلام) و ارتقاء فرهنگ دينى جامعه - به ويژه دانشگاهيان -
از خداوند متعال مسئلت داريم.
اللّه  ولى التوفيق
معاونت مطالعات راهبردى نهاد
 


قانون جذب

 


 


قانون جذب را مي توان در اين عبارت خلاصه کرد:
افکار تبديل مي شوند به اجسام
قانون جذب به جملات کاري ندارد به تصوّرات کار دارد. مهم نيست که بگويي اين را مي خواهم يا نمي خواهم، وقتي به «اين» مي انديشي در زندگي ات جذب مي شود، اگرچه به صورت منفي بگويي. پس تنها آنچه را که مي خواهي تصور کن.
«بر هر چه که تمرکز کنيد همان اتفاق مي افتد. مهم اين است که بتوانيم ذهنمان را بر مطلوب هاي خود متمرکز کنيم».
«تنها کافي است به گوشه ذهنتان بچسبيد و به تصاوير ذهني تان تمرکز دهيد و آن قدر به آن انرژي مثبت بدهيد تا در دنياي برون به صورت واقعيتي عيني جلوه گر شود».1
«اين قانون همان قانون جاذبة عمومي است امّا در حيطة افکار. قانون جاذبة نيوتن ميگويد: «کرة زمين همة اجسام را به سمت خود ميکشد، امّا قانون جذب مي گويد: تمام چيزهايي را که ما تصوّر ميکنيم به سوي ما جذب مي شوند».2
«قدم اوّل در فعال سازي قدرت ذهن، تغيير تصاوير ذهني است. رويدادهاي زندگي همه پرداخته تجسّمات انسان است بنابراين بايد نيروي تجسم و تصوّر ذهن را باور داشت و به تغيير نگرش نسبت به خود، محيط پيرامون، ديگران و زندگي همّت گماشت تا موجبات تغيير در واقعيت اين امور فراهم شود. آينده انسان ها از راه شيوة تفكّري كه برمي گزينند رقم مي خورد و در حقيقت آنها به آنچه تفكّر مي كنند تبديل مي شوند.3 پديدههايي كه در زندگي انسان ها اتّفاق مي افتد زاييده تفكر آنهاست نه مستقل از فكر.»4
«هر چيزي که ميخواهيد در زندگي شما اتّفاق بيفتد در ذهن خود تصوّر کنيد. از درون بر آن تمرکز کنيد و از بيرون به آن علاقه نشان دهيد و به تصوّر ذهني عشق بورزيد. حالا انرژي دروني شما تصادفاتي را جذب خواهد کرد که با آرزوهاي شما جور درخواهند آمد5 و ذهن بر هرچه تمرکز پيدا کند همان توسعه پيدا ميکند و بزرگ ميشود.6 اين قدرت ذهن، از زبان و بيان متأثر ميشود، بيان کلمات و عبارات باعث ميشود بدن فيزيکال به همان راهي برود که اظهار شده است».7
«تو همه چيز را به طرف خودت جذب مي کني. مردم، شغل، شرايط زندگي، وضع سلامتي، ثروت، قرض، شادي، ماشيني که سوار مي شوي و اجتماعي که در آن زندگي مي کني. مثل آهن ربا همه اينها را به طرف خودت جذب مي کني. به هرچه فکر کني همان اتّفاق مي افتد. کلّ زندگي تو تجلّي افکاري است که در ذهنت جريان دارند».8
«با تصوّر شما و افکار شما تمام دنيا يک کاتالوگ ميشود در دست شما. انگار شما داريد به جهان سفارش ميدهيد».9
شما در سه گام به آرزوهاي خود دست مي يابيد:
نخست؛ خواستن: «به دنيا فرمان بده».
دوم؛ باور: «باور داشته باش که به خواسته ات رسيده اي».
سوم؛ تجسم: «احساس کن که به خواسته ات رسيده اي»10.
«افکار ما تبديل ميشوند به اجسام. هر چيزي در فکرت بگذرد به زودي آن را در مشت خواهي گرفت».11



 

ادّعاي اصلي در جذب
آنچه که در قانون «راز» روي آن تکيه ميشود «قدرت خداگونة ذهن» است که از آن به عنوان «تجسّم» ياد مي شود. تئوري «راز» در مورد ظرفيت ديگر استعدادهاي بشري ساکت است و بلکه عادي بودن آنها را پذيرفته است و در مورد قدرت بينايي و شنوايي و بويايي و... فرضية جذب ادّعايي ندارد. ادّعاي اصلي در قانون جذب در مورد قوه ذهن است. اين ادعا چنين است:
ذهن انسان قادر است بر پديده هاي خارجي اثر گذارد و امور بيرون از وجود انسان را به سود انسان تغيير دهد. به عبارت ديگر با استفاده از نيروي خلاق ذهن مي توان بر امور بيرون از جسم انسان، تصرّف کرد.
ادّعاي دوّم اين است که تأثيرگذاري ذهن بر پديده ها از نوع تأثيرات عادي نيست؛ بلکه از نوع تأثيرِ علّت بر معلول است. مناديان جذب، تنها از تأثيرگذاري و تأثيرپذيري ميان ذهن و حوادث و پديده ها، سخن نمي گويند بلکه از خالقيت ذهن مي گويند و «خلق و آفرينش» را به ذهن نسبت مي دهند که ذهن انسان هرچه را تجسّم نمايد، به صورت يقيني و قطعي به وقوع مي پيوندد. بنا براين نبايد تصوّر شود که منظور از تئوري جذب تنها مثبت انديشي، تلقين و اموري از اين قبيل است.

راه هاي نفوذ و گسترش تئوري جذب
چندسالي است که قانون جذب در رسانه ها و فضاي مجازي در حال ترويج و گسترش است. اوّلين بار در سال 2006 يك كارگردان استراليايي به نام راندابرن در پي رسانه اي کردن اين ايده برآمد و به توليد «فيلم راز»12 اقدام کرد و حتي اين فيلم چندبار از سيماي جمهوري اسلامي پخش شد!! به گفته مدافعين فرضيه جذب، اين فرضيه نه فقط مورد قبول بزرگان تاريخ بوده است که مورد استفاده ايشان بوده است و اساساً راه موفقيت علماء و دانشمندان و حکمرانان کشف همين راز بوده است و البتّه پا را فراتر گذاشته ادعا ميکنند که بزرگان بشريّت «اين راز» را کتمان ميکردند. فيلم راز، اصرار دارد پذيرش اين فرضيه را به برخي از دانشمندان و مخترعين نسبت دهد.
در کشور ما نيز برخي به دنبال بوميسازي اين فرضيه هستند و در موارد متعدّدي از آيات و روايات نيز جهت تطبيق اين فرضيه با اسلام کمک مي گيرند!!
اين افراد به ويژه در سخنراني ها و کارگاه هايي که با عنوان موفقيت و خلاقيت و خانواده برگزار مي شود، اين موضوع را مورد توجّه و تبليغ جدّي قرار داده اند و کتاب هاي فراواني با عنوان هاي تکنولوژي فکر، راز، جذب، قدرت تفکّر، جادوي فکر و... منتشر کرده اند.

 

در تئوري جذب ادعا شده که تمامي موجودات گوش به فرمان انسان اند. هرچند در متون اسلامي از «قدرت تسخير انسان و تصرّف در پديده ها» سخن به ميان آمده است13، امّا بايد توجّه داشت که هر موجودي و هر پديدهاي در چارچوب مشخصي و در حدود معيني در خدمت انسان ها قرار گرفتهاند. برخلاف آن چه در تئوري جذب ادعا شده که انسان، خداي روي زمين معرفي مي شود و ذهن انسان قادر به خلق تمامي خواسته هاست.
در معارف اسلامي، انسان به عنوان مخلوقي که بايد همت خويش را جهت تعالي معنوي فرد به کار گيرد و به امکانات مادي به قدر ضرورت اکتفا کند مورد توجه قرار گرفته است. هم چنان که در متون روان شناختي نيز به نقش مثبت انديشي و تلقين توجّه شده است، امّا هيچ كدام به صورت نامحدود و به عنوان عامل مستقل «نقش آفريني ذهن» را نپذيرفته اند.
آنچه در روان شناسي جهت درمان افسردگي تحت عنوان «روش شناخت درماني» مطرح است مبتني بر اين نظريه است که به جاي حوادث بيروني، افکار و طرز تلقي انسانهاست که روحيه آنها را شکل ميدهد14.
در اين روش با کاستن از فشارهاي عصبي، ايجاد اميدواري به آينده در فرد تقويت ميشود. در اين روش، از يک طرف احساسات فرد شناسايي ميشوند و از طرف ديگر افکار معادلِ آن احساس، مشخص ميگردد. مثلاً معلوم ميگردد احساس تنهايي، نتيجة فکر «عدم توجّه به ديگران» است يا احساس درماندگي در اثر فکر عدم بهبود وضعيت ايجاد ميگردد يا باور در خطر بودن موجب ترس و بيمناکي ميشود.15 بنابراين مقابل هر فکر منفي يک حال منفي و احساس منفي وجود دارد.
برخلاف مدّعيان قانون جذب که تفکّر و تجسّم را شاه کليد ميدانند و براي رسيدن به آرامش و خواسته هاي خود آن را به تنهايي کافي ميدانند، دکتر ديويد برنز شناخت درماني را از عموميت می اندازد و اعلام ميکند «شناخت درماني به تنهايي براي درمان اختلالات رواني ـ مناسب نيست و براي روان پريشي و بيشتر بيماري هاي ديگر به دارو و درمان نياز است».16
از سوي ديگر تئوري جذب با مفهوم «خود تلقيني» نيز متفاوت است. هرچند به گفته روان شناسان «هر انگيزش مغزي يک حرکت خود انگيخته مؤثّر را به کار می اندازد»17 و مجموعه احساسات و اطلاعات و افکار در نيمة هوشياري ما رسوخ ميکند و بر اجزاي مبهم و آشناي شخصيت مان اثر ميگذارد؛ امّا در اين روش نيز تئوري راز به طور مطلق تأييد نميشود، بلکه «نقش ذهن» به عنوان يکي از عوامل تأثيرگذار مطرح است. از اين رو در خود تلقيني «آفرينندگي ذهن» مطرح نيست بلکه با سامان دادن افکار ميتوان احساسات را سامان داد که در نتيجه عوامل فعاليت و اقدام (دقّت شود!) در وجود انسان به کار افتد و با اراده و کار و تلاش، وصول به مطلوب محقق شود.
يکي از بزرگ ترين ادعاها در مورد قدرت ذهن مربوط به دکتر راين است. دکتر راين و همسرش بعد از 25 سال مطالعات آزمايشگاهي به اين نتيجه رسيدند که ذهن داراي نيرويي است که ميتواند مستقيماً روي مادّة فيزيکي اثر گذارد. وي اين نظريه را حرکت فيزيکي ناشي از نيروي ذهن (پسيکو کينه سيس) ناميد18.
با کمي دقت معلوم مي شود حتي ادعاي دکتر راين نيز تأييدي بر قانون جذب محسوب نمي شود، چرا که وي اولاً اين قدرت را فقط در بعضي افراد قابل اثبات دانست و از سوي ديگر به کارگيري و اعمال آن را هم محدود نمود به گونهاي که احتمال داد که اين عمل در بازي طاس فقط قابل انجام باشد.
هري لورين نيز مي گويد: «اگر انديشة شما حالت رويا و خيال داشته باشد بدانيد که به جايي نميرسيد. حرف مرا به اشتباه نگيريد. اگر رؤياها و خيالها سازنده باشند و اگر منتهي به عمل و اقدام شوند مولّد و مفيد هستند. امّا اگر رؤيا و خيال جاي اقدام و عمل را بگيرد، وضع خراب است. روزي از «ريچارد هيم بر» (شعبده باز معروف) خواستم موفقيت را در يک جمله تعريف کند. گفت: «کار زياد که به درستي انجام شود و انديشيدن به شکلي سازمان يافته باشد به موفقيت منتهي ميشود». نمي توان منکر درستي اين حرف شد. سخت کوشي و کار زياد يک دارايي و سرمايه است. بنابراين آن چه در کتاب ها و مکتب ها روان شناسي بر صحّت آن تأکيد شده است همان تأثير تدبير و برنامه ريزي و عمل است نه عاملي انحصاري به نام ذهن.19
 


دلايل اثبات قانون جذب
1. قانون تشابه در جادوگري
قانون تشابه مي گويد: «شبيه، شبيه خود را مي آفريند.»20 در قانون تشابه افکار و باورها و قدرت تجسم نقش اصلي را دارند. به همين علّت جادوگران معتقد بودند که براي باروري و حاصل خيزي مزارع بايد در کشت زارها اعمال جنسي و باروري انجام داد.21
در طول تاريخ افرادي که حاضر مي شدند به تمرينات جادوگري بپردازند، تصور مي کردند که مي توانند با تمرکز روي برخي از امور و نيز استفاده از ابزار و وسايل خاص، صورتي مجسّم و موهوم از فکر مورد نظر را براي خود و ديگران خلق کنند. چنان که قرآن کريم در داستان رويارويي ساحران با حضرت موسي مي فرمايد:
«يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى »22؛ «از سحرشان براي او تخيل ايجاد کردند که آن ريسمان ها مي جنبد».
تئوري جذب براساس قانون تشابه، نقش آفريني قدرت ذهن را اثبات مي کند در حالي که قانون تشابه بيشتر در فضاي جادوگري و مشابه سازي خيال با واقعيت، خودنمايي مي کند و از حقيقت و واقعيت به دور است. به همين جهت در طول تاريخ جادو، رقيب دين و جادوگر، رقيب رسولان الهي بوده اند.

2. توده بحراني
اين ايده که در بعضي از کتب روان شناسي هم نقل شده است به عنوان يکي از قراين و شواهد در اثبات فرضيه جذب مطرح است. طبق اين ايده ادّعا مي شود اگر شمار قابل توجّهي (عدد کافي) از انسانها ـ حتّي ديگر موجودات ـ از رفتار خاص و الگوي خاصي تبعيت کنند همان رفتار در تمام آن «گونه» تظاهر خواهد يافت. کمترين نصاب در «گونه» که موجب سرايت رفتار به تمام آن صنف خواهد شد «عدد بحراني» يا «تودة بحراني گونه» نام دارد.23
دربارة اين ايده، گفته مي شود؛ ميموني در کشور ژاپن به طور ابتکاري سيب زميني را در آب شور دريا شست و آن را خورد. متعاقباً بعضي از همنوعانش از او تقليد کردند. تعداد زيادي از ميمونهاي حاضر اين عمل را انجام دادند. با تعجب مشاهد شد ميمونهايي که در چند فرسخي زندگي ميکردند و هيچ تماسي با ميمونهاي ساحل نداشتند اين رفتار را از خود بروز دادند.
کن کيس24 در کتابش معتقد است که اگر تعدادي از افراد نوع بشر از بحران جنگ هستهاي آگاهي يابند و اين حس را به اکثريت انتقال دهند و اکثريت اين رفتار را در خود تظاهر دهند، جنگ هستهاي اجتناب ناپذير است.
فيزيکدانان از اين نصاب به «انتقال مرحلهاي» نيز تعبير ميکند و آن هنگامي است که اتمهاي تشکيل دهنده يک ملکول به ترتيب خاصي قرار گيرند و تعداد آنها به نصاب نزديک شود و در اين هنگام است که بقيه اتمها خود به خود در همان مسير قرار ميگيرند. حرکتي عجيب از يک ميکروب در يک نقطه از زمين باعث بروز حرکت ديگر ميکروب ها ـ بدون هيچ تماسي ـ در کره زمين ميشود. اين مطلب در مورد رفتار تودهها در جوامع بشري قابل توجه است به طوري که رفتار کلّي انسانها و مواضع جمعي آنها متأثر از حس مشترک آنها است که تبييني ديگر از همان «وحدت وجود» است!!25

 


 

همچنين در کشفيات نوين فيزيک کوانتوم گفته شده است؛ ذرّات کوچکتر از اتم به طور مداوم اتخاذ تصميم ميکنند و عجيبتر اين که تصميمات اتخاذ شده بر اساس تصميماتي است که در جاي ديگر اتخاذ ميشود. ريز ذرات اتم به فوريت ميدانند که در جاي ديگر چه تصميمي اتخاذ شده است. مبناي استدلال فلسفه کوانتوم اين است که همه چيزهايي که در جهان به ظاهر منفرد و مستقل به نظر ميرسند در واقع اجزايي از يک کليت مستقل به شمار ميروند. دنياي علم به سختي ميکوشد به آن چه رهبران روحاني بشريت گفتهاند دست يابد. در علم مکانيک کوانتوم در اين مسئله ـ ذي حيات بودن ذرات عالم و دستورگيري از حقيقت ديگر ـ تمايزي بين جاندار و بيجان وجود ندارد. تمامي اجزاء عالم ضمن اينکه در کار انفرادي خود عاري از نقص و خطا ميباشند در همان زمان با ذرّات ديگر و با کل کائنات هماهنگ و هم نوايند و به فواصل زماني احتياجي ندارند.26
طرفداران قانون جذب از اين گونه شواهد براي اثبات فرضية خود استفاده مي کنند، در حالي که اين چند نمونه حداكثر مي تواند «قانون جذب را به عنوان فرضيه» مطرح نمايد که لازم است با تکرار و آزمون به مرحلة «قانون تجربي» برسد. علاوه بر اين كه قراين بالا چندان ارتباطي با تئوري راز ندارند بلكه حداکثر شواهد «وحدت وجود» و «يگانگي هستي» است و علامت نوعي هماهنگي و همسويي در فعل و انفعالات پديده ها است. اين نكتة ظريف را وين داير دريافته است و در آثارش از اين گونه شواهد به عنوان «دلايل وحدت وجود» استفاده كرده است.

جاذبه هاي فرضيه جذب
آن چه در جلسات جذب اتفاق مي افتد بخشي از آن داراي جاذبه هاي شيرين براي شرکت کنندگان است. مانند توجّه به مفهوم کليدي «اميد» که به «نشاط، طراوت و بالندگي روحي» ختم ميشود و از اين حيث ارزشمند و مهم است. هرچند اين دستاورد منحصر به تئوري راز نيست، اما اين ويژگي، به صورت پررنگي در کارگاه هاي راز برجسته ميشود و به عنوان يک «مزيّت اخلاقي» از آن ياد ميشود.
در اين تئوري بر «شعورمندي» موجودات تأکيد شده و اين حقيقت پذيرفته شده است.
لازم به ذکر است در متون اسلامي ـ قرآن و روايات و متون فلسفي اسلامي ـ نه فقط «شعورمندي کائنات» بلکه مراتب بالاتر يعني «عبادت و تسبيح و تهليل»، «علم و معرفت به مبدأ آفرينش»، «رشد و تکامل» و «هدفمندي مجموع هستي» نيز مورد توجه قرار گرفته است. خداوند مي فرمايد:
«إِنْ مِنْ شَيْ ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ»27؛ «هيچ چيزي نيست مگر آن حمد و تسبيح خدا ميگويد».
در جايي ديگر قرآن ميفرمايد:
«أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ»28.
«تسبيح» را براي موجودات بديهي ميشمارد و «علم و آگاهي» را براي تمامي موجودات اثبات مي كند.
دربارة آيات شريفة «واليه ترجعون» و «کلّ يجري لاجل مسمّي» علامه طباطبايي(ره) فرمودهاند: حکم جريان و سير و رشد و تکامل، عمومي است که همه اجسام مشمول آن هستند.29
تئوري راز، با تکيه بر ظرفيتها و استعدادهاي شگرف وجود آدمي در ميان مخاطبان جاذبه زيادي ايجاد نموده است. توجّه به استعدادهاي روحاني و توانمندي هاي معنوي نفس انساني باعث خلق جنبش هاي فراواني در دنياي امروز شده است. اين جريان ها که همگان را به نوعي به سمت و سوي گرايش هاي معنوي مي کشاند، تلاش مي کنند در ايجاد حس معنوي و آرامش، هواداران خود را به تجربة لذّت نزديک نمايند. رهبران جذب، هم اکنون با ابزارهايي هم چون دعوت به اميد و شادماني و نشاط، قبول شعورمندي کائنات و تکيه بر استعدادهاي معنوي انسان در جذابيت بخشي به اين ايده توفيق يافته اند.
 


ايرادات فرضيه جذب
نبود پشتوانه علمي
براي اثبات هر ايده يا فرضيه اي بايد سراغ يکي از سه گزينه رفت:
1. تجربه قطعي. 2. عقل بديهي. 3. نقل مسلم.
در قانون جذب نه تجربه قطعي قابل قبول وجود دارد و نه از دليل فلسفي و برهان قانع کننده بر اين ايده خبري هست و صدالبته استدلال به برخي از آيات متشابه و روايات غيرمرتبط، نمي تواند پشتوانه وحياني و ديني درست نمايد. بايد توجه داشت که آن چه دربارة ارزش تفکّر در روايات آمده است، مربوط به تصويرپردازي ذهن نيست، بلکه مربوط به حوزه نگرش هاست که جهت خودسازي به کارگيري مي شود. اين خودسازي در دوعرصة آيات انفسي و آفاقي اتفاق مي افتد. در قانون جذب، تصويرِ مطلوب در ذهن است که ارزش پيدا مي کند، در حالي که در تفکّر، مطلوب واقعي کشف حقيقت و کسب رضايت خداوند و تعالي روح است، به علاوه در تفکر، يک فرايند کيفي مطرح است که تعقّل و پرورش قوّة عاقله و ادراک هاي عالي انساني مدّ نظر است.

اخلاق ستيزي
به راستي خوبي و بدي انسان ها در «راز» چه اندازه مورد توجّه است و پرداختن به «خوب شدن» چه ميزان مهم معرفي مي شود؟ متأسّفانه بايد گفت که در «راز» توجّهي به لزوم خوب بودن و اجتناب از بدي نمي شود. بلکه ادعا مي شود «مهم مطلوبِ خوب است نه مطالبه گر خوب». گفته مي شود: «مهم نيست تو خوب و يا بد باشي و مهم نيست چيزي بخواهي که در ذات خود خوب باشد يا خوب نباشد بلکه مهم خواست و طلب توست...».
اين گونه «محوريت دادن به خواست ها» و هواهاي آدمي که در بين سردمداران جذب ديده مي شود، محصول رويش بذر سکولاريسم در زمين اومانيسم است!! بنابراين طبيعي است که در اين تئوري حرفي از خوبي و بدي مطلوب ها نيست و نظام ارزشي فراتر از ميل و طلب انسان تصوير نمي شود و ملاکي براي سنجش مطلوب ها معرفي نمي شود. به همين جهت است که «اريک فروم» مدعي است «بايد محبت به انسان و عدالت را جانشين خدا نمود و سخن از خدا را بايد کنار گذاشت».30
در تئوري راز عبارت «فرمانبردارم سرورم» به عنوان زبان حال کائنات و جهان هستي، بارها تکرار مي شود و به عنوان «قوي ترين قانون نظام هستي» از آن ياد مي شود. نتيجة ايدة جذب آن است که خوشي ها و لذت هاي انسان تعيين کننده مطلوب هاي اوست و رفاه به جاي قرب الهي و کمال معنوي او مي نشيند و غايت و افق زندگي انسان به جاي تعالي معنوي، به رفاه اين جهاني تغيير مي کند.


 


 

رفاه محوري
بررسي هاي ميداني نشان مي هد که با انتشار کتاب هاي «راز»، «تکنولوژي فکر»، «قدرت ذهن» و «معجزه فکر» فعاليت شرکت گلدکوئيست و ديگر شرکت هاي هرمي اوج گرفت و وسوسة ميليارد شدن و ثروت هاي نجومي عدّه اي را از فضاي کار و کسب به عرصة تخيّل و تجسّم کشاند و باعث بيچارگي و بي خانماني افراد زيادي گرديد تا جايي که فقط در تهران تعداد 4000 خانوار دارايي خود را از کف دادند.
ترديدي وجود ندارد که انسان نياز هاي مختلف مادّي از جمله مسکن، پوشاک، سلامت، روحيه شاداب دارد. از سوي ديگر شکّي نيست که پرداختن به نيازهاي معيشتي و رفع نيازمندي هاي اساسي زندگي غير از «رفاه مداري» و «لذّت محوري» است. از اشكالات جدّي اين فرضيه «تأکيدي» است که بر «مطلوب هاي حسّي و مادّي» و به عبارت دقيق تر «چرب و شيرين هاي سرگرم کننده و زودگذر» ميشود.
«هميشه به ثروت هاي بيكراني كه در آينده به دست خواهيد آورد بينديشيد... همواره بگوييد من ثروتمندم... كاري كنيد كه واقعاً كودك درون شما يعني ضمير ناخودآگاه شما ثروت را احساس كند و همان شرايط را براي شما قراهم كند... احساس كنيد ثروت خود را و احساس كنيد رفاه خود را... به نمادهايي از ثروت مثل اسكناس، چك، و تصاوير شمش هاي طلا خيره شويد و با آن معاشقه كنيد...»31.

 


 

در کارگاه هاي جذب، رفاه و لذت چنان برجسته مي شوند که گرايشهاي متعالي روح انسان و رشد معنوي و تکامل روحي وي در ميان اين همه مطالبات سطحي گم ميشود و هدفمندي خلقت فراموش مي گردد و هدف زندگي در عيش و عشرت و کاميابي حداکثري خلاصه مي شود و بدين سان به ابتذال کشيده مي شود. آنچه به عنوان خواست و مطالبه انسان در اين گونه کتاب ها و به ويژه در فيلم راز مثال زده ميشود اسکناس هاي سبز، خانه، ماشين، پست و مقام، تجهيزات زندگي، پول، امکانات خانه بيشتر... چندين و چندبار تکرار ميشوند.

 


 

به راستي مگر غير از اين است که تجسّم مداوم اين خواستهها، باعث مي شود که اين مطالبه در عميقترين لايه هاي وجودي انسان نفوذ کند و روح و روان انسان با مطلوب هاي حسي انس بگيرد؟ نتيجه اين است که بعد از آن که اين گونه مطلوب ها با نهاد و ضمير انسان پيوند خورد، روح انسان به جاي تکامل معنوي، چرب و شيرين هاي زندگي دنيوي را به عنوان مقصد نهايي تعقيب مي کند و سرمايه عمر انسان اين چنين بر باد مي رود.

سنجش گريزي
در فيلم راز به صراحت عنوان مي شود كه «هيچ قانون ثابت و مستندي وجود ندارد كه رسيدن به مطلوب چقدر طول مي كشد». به راستي چرا هيچ راهي براي اثبات قطعي و دائمي اين فرضيه وجود ندارد؟
«در فرضية راز، از آن رو که زماني براي تحقّق رؤياها مشخص نشده، هيچ گاه نمي توان اين فرضية را ابطال کرد، زيرا تا آخرين لحظة عمر، يک نفر بايد منتظر باشد شايد روز بعد، روز رسيدن به آرزويش باشد. بنابراين هنگامي مي توان اين فرضيه را ابطال کرد که يک نفر با انديشه و احساس مثبت نسبت به آرزويش، ناکام بميرد. به اين ترتيب براي هيچ کس در اين دنيا امکان سعي و خطا و تجربه کردن قانون جذب وجود ندارد، زيرا با سعي اول تا پايان عمر بايد برود و با مرگش خطاي آن کشف مي شود. بنابراين قانون جذب در طول زندگي خطاپذير نيست. البتّه شايد بتوان گفت که حتّي با مرگ يک انسان آرزومند ناکام نيز قانون جذب ابطال نمي شود، چون شايد علّت ناکامي او نادرستي قانون جذب نبوده بلکه او به اندازة کافي قدرت تجسم و يا احساس مثبت به خرج نداده است. زيرا در قانون جذب شاخص و معياري براي حد نصاب احساسات مثبت و تجسم خلاق وجود ندارد».32

توجيه ظلم پذيري
در تئوري راز به صراحت از «عدم مخالفت با امور منفي» صحبت مي شود و به عنوان يک نگاه جديد و لازم به مخاطب توصيه مي شود. با اين نگاه «حمايت از صلح نه مخالفت با جنگ» به بهانة اتلاف انرژي تبديل به يک راهبرد اساسي مي شود.
در قانون جذب گفته مي شود: زندگي بايد با تفكّرات مثبت اداره شود نه تفكّرات منفي؛ به همين جهت توصيه مي كنند «به جاي اينكه عليه تروريسم و جنگ اعلام انزجار كنيد طرفداران صلح باشيد... اگر شما عليه چيزي باشيد و با آن دشمني نماييد نفاق و اختلاف در ضمير شما نقش خواهد بست... عليه هرچه بايستيد همان چيز عليه شما خواهد ايستاد. در عوض ابراز انزجار نسبت به مواد مخدر و مبارزه عليه آن، كودكان را در انتخاب راه صحيح زندگي ياري دهيد.»33
شعار فوق خواسته يا ناخواسته در خدمت آمال و نقشه هاي متجاوزان و جنگ طلبان و نظام سلطه جهاني است و بيش از همه ايشان از آن سود خواهند برد و به خوبي انسان هاي معنويت گرا را ظلم پذير و بستر ساز تداوم بي عدالتي موجود خواهد نمود.
روشن است ثمرة معنويّت فردگرا و نگرش تک بُعدي به پاره اي از ابعاد روح، اين فرضيه را به سمت، تهي شدن از رسالت اجتماعي خواهد برد. اين ايده كه «بر ضد هيچ چيز جبهه گيري نكنيد»34 دست تبهكاران را در چپاول و ظلم بازتر خواهد كرد و زمينه نظام سلطه جهاني موسوم به «دهكده جهاني» را فراهم خواهد كرد.

مخدوش بودن عموميت جذب

 


 

ادّعاي پيروان جذب عموميت و استثناناپذيري آن است. اما بايد ديد که اين ادّعا چه ميزان در بستر واقعيت هاي عيني قابل اثبات است. افراد بسياري بوده اند که مطلوبي را مدنظر داشته اند و به شدت در فضاي ذهن به آن تصويرپردازي ذهني داده اند و به گونه اي تمرکز ذهني داشته اند که حتّي سلامت دروني و رواني آنها از ناحيه اين مشغوليت ذهني صدمه ديده است امّا به مراد خويش دست نيافتهاند. آيا غير از اين است که قانون جذب در موارد اين چنيني که مساعدترين بستر را براي تحقق داشته است، تحقق نيافته است؟ ناکامي اين افرادي آيا با ادعاي عموم که مبلغين جذب ادعا مي کنند در تضاد نيست؟ حتّي اگر بپذيريم که اين تئوري در مواردي هم جواب داده است بايد نسبت موارد تصديق شده با مواردي که مطالبه گر در وصول به مطلوب ناکام مانده است سنجيده شود تا سستي اين ادّعا بيشتر روشن گردد.
بايد يادآوري کنيم که منظور ما مواردي است که در شرايط عادّي و با استفاده از امکانات موجود احتمال وصول به آنها پايين است و در آن موارد اسباب و علل ظاهري و طبيعي چندان در دسترس انسانها نيستند و تجسّم کننده اقدام عملي ديگري غير از «تجسم هدف» نداشته است مانند کارگري که در شرايط عادي 300هزار تومان درآمد دارد و با ابزار تجسم مي خواهد اين درآمد به 3ميليون در ماه برسد. بايد پرسيد در اين موارد تئوري جذب چنددرصد قابليت عرض اندام دارد؟ آيا کسي که با زبان انگليسي ناآشناست ميتواند با نشستن در کُنج خانه و تصوّر اين که دارد کلمات و اصطلاحات انگليسي را ياد مي گيرد به اين زبان مسلّط شود؟!

 


 

يکي از ابهام هايي که در اين فرضيه جواب قانع کننده اي به آن داده نشده است اين است که گفته شده؛ بزرگان بشريت اين قانون را فهميده بودند ولي آن را فاش نکردند تا بتوانند همچنان بزرگي را براي خود نگهدارند و در تاريخ بشريت ياد و نام ايشان ماندگار بماند و همه از موفقيت ايشان ياد کنند!! امّا سؤال اين است که چرا بسياري از بزرگان نيز گرفتار ناکامي ها و شکست ها شدند؟! چرا اين ابزار را فقط در يک جنبه به کار گرفتند؟ چرا حکما فقط حکيم ماندند و از حکومت بي بهره بودند؟ و چرا حکمرانان چندان بهره اي از حکمت و علم نبردند؟ ايشان که از اين راز بزرگ باخبر شدند چرا نتوانستند همه جانبه از آن استفاده کنند؟ يقيناً اين جواب که «آنها نخواستند»، جواب قانع کننده اي نيست. تاريخ از افراد زيادي نام مي برد که براي رسيدن به حکومت شب و روز نداشتند و به عشق خواسته خود شب را به صبح مي رساندند و اميدوارانه به پيش مي تاختند امّا کاري از پيش نبردند و با ناکامي سر به بالين خاک گذاشتند. اگر احساس و طلب و تجسم ذهني، به صورت معجزه آسا باعث جذب مطلوب ها مي شود، چرا اين افراد به اهدافي که روح و روان ايشان را به تسخير درآورده بود نايل نشدند؟!!
اساسيترين ابهام در فرضيه جذب «ميزان اثرگذاري قدرت تجسم» و به عبارت دقيقتر «برد قدرت ذهن» است. مثلاً آيا با قدرت تفکّر ميشود قوّة بينايي يک فرد نابينا را طي يک هفته برگرداند؟ يا ديگري ميتواند يک عقب ماندة ذهني را با «تجسم بهبودي وي» درمان کند؟ يا اصلاً ميتوان تصوّر کرد با استفاده از تئوري جذب يک موجود جديد ايجاد نمود؟ اين ها مواردي است که به قطع از شمول تئوري جذب فراتر است و اين گونه معجزهگري ها در تئوري جذب، راهي براي طرح و قبول ندارد.
آن چه که به عنوان يافته هاي فيزيک کوانتوم ادّعا مي شود؛ فقط در حدّ «پذيرش تأثير متقابل ميان پديده ها» ست نه رابطة علّي و معلولي. به عبارت ديگر حداکثر در حدّ «علّت ناقصه» اين رابطه وجود دارد نه «علت تامه».
در قانون جذب ادعا مي شود که هرچه را شما تصوّر کنيد چه مثبت و چه منفي؛ همان دقيقاً اتّفاق مي افتد. حال سؤال اين است که آيا واقعاً هر مشکلي که در زندگي انسان پيش بيايد حتماً قبلاً انسان به آن مشکل تصويرسازي ذهني داده بود؟ آيا اگر کسي همسرش را در يک تصادف از دست دهد، از قبل حتماً اين اتّفاق را بارها تجسّم کرده بود؟ آيا مريضي ها هم در اثر تجسّم حالت مرض، اتفاق افتاده است؟ اگر زلزله اي يا سيل اتفاق افتد و تعدادي جان خود را از دست دهند؛ آيا همگي قبلاً مرگ خود را در حالت زلزله يا سيل تجسّم کرده بودند؟ آيا بستگان آنها اين گونه مرگ را در مورد زلزله زده ها تصوّر کرده بودند؟
اين ابهام در مورد فيلم راز در مجامع علمي مطرح شده است که چرا اين افراد همگي در يک مرکز فرهنگي مشغول به کارند و يک تيم هماهنگ به حساب مي آيند؛ امّا در فيلم راز اسمي از مرکز فوق به ميان نيامده است؟ در حالي که تلاش کارگردان و تهيه کننده «راز» بر اين است که اثبات کنند که اين ايده در جاي جاي جهان و در تک تک رشته هاي علمي طرفدار دارد. مأموريت گروهي که در Evolutionary Leaders همکار محسوب مي شوند همين ايده است.
لازم است اشاره شود که فرضية جذب در بين مدّعيان و مبلغان داخلي يک «پيوست» دارد که اين پيوست در نسخههاي خارجي وجود ندارد.
در بين مروّجان خارجي مثل آنتوني رابينز، وين داير ولوئير هي و... آنچه معيار و ميزان است «طلب» انسان است. يعني فقط تصوّر يک مطلوب کافي است که آن مطلوب به خدمت انسان درآيد، امّا مدعيّان داخلي بنا بر اقتضاي ارزشهاي ديني و فرهنگ بومي مردم «توجّه به خدا» را هم به اين قانون ضميمه کردهاند.
به عبارت واضحتر مي گويند: «تو مطلوب خود را تصوّر کن و بر اين تصوّر ممارست کن. ذهن ـ که خالقش خداستـ آن را به تو مي دهد». يعني وجه مشترک رهبران جذب در داخل و خارج کشور اين است که هر دو گروه اعطا کننده را ذهن انسان مي دانند ولي مروّجين جذب در داخل کشور بر اين نکته تأکيد دارند که خالق ذهن خداست. البته هر دو طيف مي پذيرند که خداوند قوه آفريندگي و خلق را به ذهن تفويض نموده است و خود در گوشه اي نشسته و فرمانروايي ذهن بر کائنات و خود خدايي انسان را نظاره مي کند.
به راستي نقش خالق هستي در فرآيند نقش آفريني ذهن چيست؟ عمل ذهن و عکس العمل کائنات چه نسبتي با مبدأ آفرينش دارد؟ آيا خالق ذهن، ذهن را در فرآيند تصرف به حال خود رها کرده يا اين که لحظه به لحظه ذهن اين توانايي را از مبدأ آن دريافت مي کند؟ خالق ذهن چه هدفي از تعبية اين قوه در انسان داشته است؟ جواب به اين سوال هرچه باشد خود يک تبيين خاص از هستي (نوعي جهان بيني) است و در بردارندة يک نگرش خاص به هستي خواهد بود.
ابهام ديگر در اين فرضيه اين است که آيا منظور از «قدرت ذهن» همان قدرت روح است؟ که البتّه اين معنا خلاف ظاهر کلمات گويندگان است. هرچند بسياري از مدافعان اين تئوري وجود روح را قبول دارند به ويژه طرفداران داخلي، روح را يک مخلوق خدايي ميدانند؛ ولي اين مطلب باز ناگفته مانده است که آيا اين قدرت ذهن از روح نشأت ميگيرد و اصولاً نسبت بين اين قدرت ذهني و روح انسان چگونه تبيين ميشود؟
بايد پرسيد چرا از نسبت دادن اين قدرت به روح خودداري ميشود و در همة موارد اين قدرت مستقيماً به ذهن نسبت داده ميشود و اصلاً از روح انساني صحبتي به ميان نميآيد؟ به راستي آيا عالمانه تر نيست که گفته شود اين قدرت - به فرض وجود آن ـ از قدرتهاي روح است امّا با ابزار ذهن محقق ميشود؟
البتّه ما درصدد كشف انگيزه ها و اغراض نيستيم و هيچ كدام از اين مروجين اسلام گراي جذب را به سوء نيت و غرض ورزي متهم نمي كنيم ولي از ايشان بايد پرسيد كه اگر براي رسيدن به مطلوب ها ابزار ذهن اين قدر معجزه آسا عمل مي كند آيا جا نداشت خداوند حكيم هم چنان كه ابزارهاي معنوي مانند دعا، صدقه، زيارت، توسل و... توسّل را به عنوان وسيلة کسب مطلوب ها و البته وسيله قُرب معرفي كرد، تمركز و تجسم را هم به عنوان يك راه ذكر مي كرد؟ وسيله به اين مهمّي چرا در متون ديني به آن تصريح نشده است؟ پاره اي از اين عزيزان براي اثبات اين فرضيه به آية «فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ»35 تمسك نموده اند و بعضي ديگر به حديث پيامبر كه فرمود: «الفقر سواد الوجه في دارين»؛ «فقر باعث بيچارگي در دو دنياست» استدلال مي كنند!
کدام مفسّر از صدر اسلام تاکنون از آية بالا قدرت ذهن را فهميده است. البتّه ما قدرتهاي ذهن را انکار نميکنيم، امّا آيا استعدادهاي انساني و قواي معنوي منحصر به ذهن است؟
نسبت قانون جذب با عمل انسان چه نسبتي است؟ دانش آموزي را فرض کنيد که جهت قبولي تلاش مي کند و هيچ تجسّمي و تصوّري و تفکّري از قبولي خود (به عنوان يک برنامه) ندارد و بعد از تلاش و جديت موفق ميشود چرا مدّعيان قانون جذب، اين گونه موارد را در قانون جذب به بررسي نميگذارند.

جمع بندي
قانون جذب امروزه به عنوان يک ابزار بي بديل که ذهن تنها نقش را در اين فرآيند به عهده دارد مطرح مي شود. اين ابزار هم يک ابزار ذهني محض است که «تصور مطلوب» نام دارد. اين تصور مطلوب با فکر و انديشه و اعتقاد و ايمان و باور تفاوت ماهوي دارد، در تصور ذهني نيازي به هيچ باوري نيست. تنها باوري که لازم است پذيرش حقانيت فرضيه جذب است و بس.
نبايد فراموش کرد که در تبليغات و کارگاه هاي جذب در کشور ما، نقش ديگر عوامل نه از روي غفلت که حساب شده مطرح نمي شود. علت هم يک چيز بيشتر نيست و آن اين است که رهبران جذب در ايران به ديگران وعده رفاه و امکانات زندگي را مي دهند؛ آن هم با دو قيد «سرعت» و «سهولت». بنابراين اگر از مخاطبين خود بخواهند که تلاش و زحمت لازم است، ديگران خواهند گفت که اگر قرار باشد با همان راه هاي متعارف و توأم با سختي و زحمت پولدار شويم؛ در آن صورت، جذب تحفة جديدي نخواهد بود. در صورتي که همه مي دانيم برنامه ريزى و مديريت مقوله اى است كه انسان در عرصة زندگى از آن براى رسيدن به اهداف خود استفاده مى كند، هركس در طول زندگى خود با مسائل و مشكلاتى روبه روست. مثلاً يك دانشجو با مسائلى از اين قبيل مواجه است: چگونه درس بخوانم؟ چگونه زندگى زناشوئى را تشكيل دهم؟ در زندگى با چه كسانى معاشرت داشته باشم؟ چه مطالعات و تحقيقاتى داشته باشم تا به موفقيت تحصيلى برسم؟ اوقات فراغت را چگونه سپرى كنم؟
برنامه ريزى و مديريت، اهداف را روشن تر و قابل دسترس تر مى سازد، به طورى كه هيچ كس برحسب تصادف به هدف خود نمى رسد بلكه با برنامه ريزى به سمت تحوّل و دگرگوني مثبت و مفيد پيش مى رود، و انتخاب هايش را عاقلانه تر مى كند تا سرانجام به مقصد برسد. برنامه ريزى و مديريت يك روند فعّال و پويا در جهت هدفيابى و كامروايى است. كسب روزى، تحصيل، كار و فعاليت اجتماعى، ازدواج و زناشويى، روابط اجتماعى، صلة رحم، انجام وظايف اجتماعى و مسئوليت هاى فردى و گروهى و جملگى امورى هستند كه هر كس موظف است دربارة آن ها اطلاعات لازم را كسب نموده و با يك برنامه ريزى دقيق براى موفقيت در آنها به تلاش و مجاهده بپردازد.
امام على(عليه السلام) فرمود: «عمل خود را رفيقت قرار ده و آرزويت را دشمنت... آرزوهايتان را دروغگو بدانيد و عمرتان را براى پرداختن به بهترين كارهايتان، غنيمت بشماريد و چونان صاحبان تشخيص و خِرد
[به عملْ] مبادرت كنيد».
در فرضية جذب آن چه «شاه کليد» محسوب مي شود تمرکز و تجسّم مطلوب است نه اقدام عملي و برنامه ريزي و مشورت. فکر گرايي و خيال پردازي جايگزين ارتباط منطقي با دنياي خارج مي شود و عملياتي کردن طرح ها و ايده ها جاي خود را به «نگريستن آمال» مي دهد.
امروزه هرچند آن دسته از افرادي که شهرت و بازار خود را از قانون جذب دارند، سعي مي کنند که از جذب به عنوان يک قانون ياد کنند، تا ديگران هم چنان بر اعتماد خود باقي بمانند؛ امّا واقعيت اين است که بسيارند افرادي که جذب را امتحان کرده اند و نه فقط به جواب نرسيده اند بلکه مختصر دارايي خود را هم از دست داده اند (مانند بسياري از مال باخته هاي شرکت هاي هرمي که پيش شرط ورودشان به شاخه، مطالعه کتاب راز يا تکنولوژي فکر بود). اين افراد ناکارآمدي اين ايده را در ميدان عمل تجربه نموده اند و ديگر حاضر نيستند بابت شرکت در سمينار هاي راز و تکنولوژي فکر هزينه کنند.
البتّه هستند افراد محدودي که با مديريت، تلاش، پشتکار و مشورت با ديگران به اهداف خود دست يافته اند و توجّه به اين عوامل ندارند و به خاطر تبليغات گستردة مدعيّان جذب حاضر نيستند قبول کنند که توفيق ايشان ارتباطي با قوّة ذهن و تمرکز ندارد.
امروزه حتّي در دائرة المعارف ها -حتّي در ويکي پديا که طرفداران در تهيه مطالب آن دستي دارند- از قانون جذب به عنوان يک ايده علمي نام نمي برند.
اين متن را ببينيد: «قانون جذب يك قانون انتزاعي است و به طور خلاصه بيان مي کند که هر آنچه در ذهن انسان تصوّر شود اعمّ از خوب يا بد، زشت يا زيبا و... در دنياي واقعي نمود خواهد يافت. بنا به تعبير يكي از افراد حاضر شده در اين فيلم قانون جذب مختصراً در اين جمله تعريف مي شود: «افكار، تبديل مي شوند به، اجسام!».36
خوشبختانه مخالفت به موقع بسياري از متخصّصين فيزيک با ايدة جذب باعث شد که بسياري از افرادي که اين ايده را برآمده از فيزيک کوانتوم مي دانستند، به اين ايده به عنوان يک يافتة تجربي نگاه نکنند. امروزه در محافل علمي کسي ادّعا نمي کند که فرضية جذب مورد تأييد فيزيک کوانتوم است. کار به جايي رسيده که بعضي از مناديان جذب در کشور، صريحاً گفته اند که از اوّل نبايد جذب در فضاي فيزيک مطرح مي شد، چرا که اين ايده به راحتي در فيزيک قابل اثبات نيست و اساساً جذب يک ايدة متافيزيکي است که فيزيک نمي تواند آن را به محک تجربه ببرد.
وي مي گويد: «به نظر مي رسد مدافعان قانون جذب اصلاً نبايد به سراغ قوانين علمي براي اثبات درستي کارکرد اين قانون مي رفتند. چون دانشمندان مقابل آنها قد علم مي کنند و آنها هم چون قصد دارند با ابزارهاي علمي و فيزيکي، به توصيف يک پديدة متافيزيکي و غيرمادي بروند طبيعتاً شکست مي خورند و نمي توانند به خوبي از خود دفاع کنند.
اين همان خطايي بود که در فيلم راز يا Secret صورت گرفت و بلافاصله در جلسات پرسش و پاسخ بين تماشاچيان اين فيلم و سازندگان اين مجموعه روي علمي نبودن ادعاهاي کوانتومي انتقاد مطرح شد.»37
از سوي ديگر در ميان روان شناسان مشهور و برجسته کسي يافت نمي شود که ايدة جذب را به صورتي که در فيلم راز ادعا شده تأييد نمايد. البتّه روان شناسي تأثير انديشه بر روان و درون را تأييد مي کند و بعضي از مکاتب روان شناسي با همين نگاه شکل گرفته اند. بايد توجّه داشت اثرگذاري فکر بر احساسات و روان، مورد اذعان متون ديني هم هست؛ امّا مي دانيم که در تئوري جذب ادّعاي آفرينندگي ذهن و تأثير تامّ ذهن در جذب خواسته ها، مطرح است بدون اين که به عامل ديگري نياز باشد.
به طور نمونه در کتاب راز مردي معرفي مي شود که تصوير خانة دلخواه خود را روي تختة آرزوهايش نصب کرده و هر روز به آن مي نگريسته و خود را در آن تجسم مي کرده است. اما بعد از سال ها وقتي که فرزندش پس از اسباب کشي يک جعبة قديمي را باز مي کند و عکس هاي آرزوي پدر را مي بيند و مي پرسد اينها چيست؟ پدرش متوجّه مي شود که اکنون در همان خانة آرزوها زندگي مي کند! به نظر شما کسي که مدّت ها عکس خانة آرزوهاي خود را در برابر چشم قرار داده و به آن نگريسته و با احساسات مثبت آن را تجسّم کرده، وقتي در واقعيت آن خانه را مي بيند، آرزو و تصوراتش را به ياد نمي آورد؟ و بايد فرزندش عکس هاي چند سال پيش را به او نشان دهد تا متوجّه شود خانه اي که در آن زندگي مي کند همان خانه اي است که مدّت ها در فکر خود تجسم مي کرده است؟ اين در حالي است که حافظة انسان وقتي با احساسات همراه مي شود بسيار قدرت مند عمل مي کند و خاطرات کوچک و ناچيز با کوچکترين اشاره و نشانه اي به ياد مي آيد.
نبايد فراموش کرد که ايدة جذب از نگاه امانيستي (انسان محوري) حاکم بر غرب سرچشمه گرفته و با اين نگرش، اهداف متعالي و معنوي انسان به حاشيه مي رود و به جاي آن اهداف دنيوي، پديدار مي شود و انسان به فراموشي عاقبت و آخرت تشويق مي شود.
«انسان هرچه را مي خواهد در اختيار دارد. فقط بايد اين نکته را بداند چه مي خواهد و هدف و مقصودش چيست. براي رسيدن به مقصود بايد دو ايدة مشخّص را به ذهن تان وارد کنيد و آن دو ايده ثروت و موفقيت هستند... بايد هر شب پيش از خواب رفتن، دو کلمة ثروت و موفقييت را آن قدر تکرار کنيد تا خوابتان ببرد. چون هر چه را قبل از خوابيدن و در حالت خلسه پيش از خواب با خودتان نجوا کنيد بر ضمير ناخوداگاهتان نقش مي بندد.»38
طبق متون ديني اين ميل اگر در وجود انسان فعال گردد يکي از ارزشمندترين قواي انساني را که همان نيروي عقل است، از کار مي اندازد و آن را زمين مي زند.
حضرت علي(عليه السلام) مي فرمايد: «اکثر مّصارع العقول تحت بروق المطامع»؛ «بيشترين زمين خوردن هاي عقل مربوط به جاهايي است که برق طمع جستن مي کند».39
مطلب آخر اين که ايده جذب يک راهکار جديد براي وصول به مطلوب ها نيست؛ بلکه يک استراتژي جديد براي به ميان آوردن سبک زندگي جديد آمريکايي است. بنابراين جذب يک راهبرد است نه يک راهکار.
 

 

پی نوشت :
1 . وين داير، اعجار واقعي، ص 260.
2. فيلم راز، قسمت اول.
3. وين داير، معنويت، ص 46 ؛ عرفان، ص 71 – 188 – 214 – 112 – 121 – 186 ؛ خود حقيقي، ص 37.
4. وين داير، عرفان ص 74 ؛ معنويت، ص 110.
5. وين داير، خود حقيقي، ص 37.
6. خود حقيقي، ص 44.
7. خود حقيقي، ص 110.
8. راز، ص32.
9. آزمنديان، CD مقدماتي کلاس تکنولوژي فکر.
10. راز، صص 57- 62.
11. فيلم راز، قسمت اول.
12 .the secret.
13. «سخر لکم مافي الارض جميعاً»، جاثيه، آيه 13.
14. ديويد برنز، شناخت درماني، ترجمة مهدي قراچه داغي، نشر پيکان، ص16.
15. همان، ص 25.
16. شناخت درماني، ص 42.
17. پل ژاگو، قدرت خود تلقيني، ص 8.
18. همان، ص 140.
19. هري لورين، قدرت ذهن، ترجمه: مهدي قراچه داغي، ص 16.
20. تاريخ جادوگري، ص68.
21 . تاريخ تمدن، ج1، ص79.
22 . طه، آيه 66.
23. وين داير، عرفان، ص 141.
24 .kenkees.
25. همان، ص 143.
26. عرفان، ص 360.
27. اسرا، آيه 44.
28. نور، آيه 41.
29. ترجمه الميزان، ج 11، ذيل آيه.
30. عبدالله نصري، فلسفه آفرينش، ص358.
31. تكنولوژي فكر، آزمنديان، عليرضا، ص 238.
32. مظاهري سيف، مطالعات معنوي، ص99.
33. عرفان، ص 228.
34. عرفان، ص 233.
35. مومنون، آيه 14.
36. قانون جذب، ويکي پديا، دانشنامة آزاد.
37 . سخنراني فرامرز کوثري ( سايت وي)
38 . وين داير، راز قانون جذب، ص 140.
39 . نهج البلاغه، حکمت 219.
 


نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       علی : سلام و خدا قوت خدمت شما. ضمن تشکر از مطلب مفیدتان میخواستم بپرسم مرکز پخش آثار دفتر نشر معارف در اصفهان کجاست؟ چون من بعضی کتابفروشی های معروف علوم انسانی را در اصفهان دیدم و متاسفانه این کتاب را نداشتند. در صدد تهیه این کتاب و کتاب: قانون جذب و اسلام از همین مولف محترم، هستم. با تشکر.

       Mahdi : سلام.با پدرم به اختلاف خوردم و دلم میخواد از طریق قانون جذب کاری کنم که او اول با من تماس بگیره. تحقیقاتی شدیدی راجع به قانون جذب داشتم اما خلاصه همشون اینه که باید داءما فکر کنم.خب بیشتر از دوماه که دارم فکر میکنم اما این اتفاق نمی افته.دلم میخواد کسی بهم پیام بده اما هرچی بهش فکر میکنم و سعی در جذبش میکنم این اتفاق نمی افته. چرا نباید قانون جذب زمانی که بهش احتیاج دارم به درد بخوره؟من تو فکر جذب مثلاً الناز شاکر دوست نیستم.تو فکر جذب پدر یا مثلاً دوستی هستم که نیاز دارم اون به من زنگ بزنه یا پیام بده. میدونم که این قانون وجود داره.ولی نمیدونم چرا عمل نمیکنه؟

       یوسف : سلام من هنوز جواب هام نتونستم ببینم چون تو سایت که میرم گزینه پیگیری پاسخ های خصوصی دیگه نمیبینم امیدوارم که بالاخره بتونم...
       پرسمان : سوالتان را از چه راهی ثبت کرده اید؟ سایت یا ایمیل یا پیامک؟ اگر هنگام درج سوال شماره همراه یا ایمیلی درج کرده اید بفرمایید تا براساس آن بررسی شود. ضمنا صفحه ویژه درج سؤال: http://www.porseman.org/q/qservice.aspx هست که توصیه می کنیم سوالهایتان را از این طریق یا از طریق شماره پیامک 30001619 به دست ما برسانید. موفق باشید.

       یوسف : سلام علیکم من راجع به جذب سوال ندارم سوالی در مورد چیز های جنسی دارم ...
       پرسمان : علیکم السلام. ممنون که با ما در ارتباطید. چند نظری که درج کرده بودید به عنوان یک سوال در سامانه پاسخدهی این مرکز ثبت شد که می توانید پاسخ را با شناسه پاسخ: 800202 و گذرواژه igegu در صفحه مشاهده و پیگیری پاسخ: http://www.porseman.org/q/aservice.aspx مطالعه فرمایید.

       سعید : سلام ایمیلم که معلومه ولی بازم مینویسم امیدوارم زود به پاسخ برسم...
       پرسمان : باتشکر از درج ایمیلتان پاسختان بمحض آماده شدن خدمتتان ارسال خواهد شد. موفق باشید.

       سعید : سلام من دیروز هم 3 نظر اینجا داده بودم اما نیست امیدوارم بی باسخ نمونم
       پرسمان : ضمن تشکر از شما هرسه نظرتان ادغام و وارد چرخه پاسخدهی شد. باتوجه به طولانی بودن نظرتان، لطفا ایمیلتان را بفرمایید تا پاسخ پس از آماده شدن خدمتتان ارسال شود. موفق باشید.

       سعید : سلام من البته تو بخش پرسش وپاسخم گفتم ولی چون اینجا زودتر جواب داده میشه 2 باره اینجا هم میگم اشکالاتی رو به جذب وارد کردید که ... امیدوارم خیلی زود توهمین هفته مخصوصا جواب بدید ببخشید زیاد حرف زدم خداحافظ
       پرسمان : با سلام مجدد، پاسخ سوال شما، به ایمیلتان ارسال شده است. علاوه بر آنجا می توانید با کد 750110 و گذرواژه rzpmp در صفحه مشاهده و پیگیری پاسخ: http://www.porseman.org/q/aservice.aspx مطالعه بفرمایید. موفق باشید.

       سعید : منم اینجا نظر داده بودم اما نیست
       پرسمان : باتشکر از ارتباطتان با این سایت نظرتان را با چه نامی درج کرده بودید؟ متن نظرتان را مجددا ارسال فرمایید.

       محسن : سلام...من سالها در مورد عرفان و حرف های فلسفی عرفانی تحقیق کردم و بعد با این قانون آشنا شدم ...(کد: 732164)
       پرسمان : باسلام و تشکر بابت مطالعه این مقاله و درج سوالتان، باتوجه به تخصصی بودن سوالتان، لطفا ایمیلتان یا شماره همراهتان را بفرمایید تا پاسخ یا شناسه و رمز مشاهده پاسخ، خدمتتان ارسال شود. توصیه می شود از صفحه ویژه درج سوال همین سایت: http://www.porseman.org/q/newq.aspx استفاده نمایید. موفق باشید. (کد سوالتان 732164 است که لازم است یادآوری فرمایید.)

       سهیل : کاش هرکی درحد تخصصش صحبت میکرد.مشکل این کشور همینه...
       پرسمان : ضمن تشکر از شما بابت درج نظرتان، کاش انتقادتان را به طور مشخص و علمی مطرح می فرمودید...

       مطهره : متن جالبی نوشتین. خیلی دوست داشتم. چیزی که شما می خواستین بهش اشاره کنین فک می کنم رد اصل قانون نیست، اینکه از این قانون چه کسانی به چه نتایجی می خوان برسن بود. مث صوفستاییان که از حرفای درست به نتایج غلط می رسن. من هم همیشه دوستایی رو می دیدم که بعد از خوندن این کتاب خدا رو منکر شدن. اولش از خوندن این کتاب می ترسیدم که نکنه روی من هم تاثیر منفی بذاره ولی خدا به من لطف داشت که مادر فرهیخته ای دارم که تونستم از قسمتهای مفیدش استفاده کنم و به جای اینکه به بی خدایی برسم، اتفاقا مث حرفی که پیامبر زدند: اگه می بینی کسی حرفی زده که خودش عمل نمی کنه و درسته تو انجامش بده" می مونه. چون اینا هدف آخرش بی خدایی کردن افرادی که واقعا من حداقل تو دوستام دیدم که این اتفاق افتاد. بازم می گم می شه به نتایج خوب هم رسید ولی باید مرشد خوبی داشته باشی تا به قهقرا نری. خیلی هم سخته... بازم مرسی واسه اطلاعات جالبتون
       پرسمان : ضمن تشکر از شما بابت ارتباطتان با این سایت و ابراز نظر و لطفتان، شما را به مطالعه پاسخ مفصلی که برای سوالتان آماده شده، دعوت می کنیم: شناسه 697065 ، گذرواژه pnnsv ، صفحه مشاهده و پیگیری پاسخ: http://www.porseman.org/q/aservice.aspx موفق باشید.

       آ. ر : براتون متاسفم تا کی دروغ
       پرسمان : از این که نظرتون رو درج کردید ممنونیم، ولی منظورتان از دروغ دانستن دقیقا چیست چون مستندات مقاله که ذکر شده است؟! اگر کل مقاله یا قسمتی از آن به نظرتان مبهم یا نادرست است بفرمایید تا در صورت لزوم پاسخ لازم خدمتتان ارائه شود.

       آ. ر : شما از قانون جذب برداشت های بی اساسی دارید اگر حتی یک بار عمیقا به آن فکر می کردید این همه وقت کسانی که این پیچ را می خوانند نمی گرفتید. شما اصل مطلب را که با دید مثبت به خواسته ها فکر کنیم تا با انگیزه و عدم ترس از شکست به موفقیت برسیم را نادیده گرفتید. من هیچ یک از این ایده های بی اساس شما را قبول ندارم که اگر راست می گفتید ما جهان سومی نبودیم واین گونه در فقر اطلاعات و مالی دست و پا نمی زدیم.
       پرسمان : با تشكر از طرح ديدگاه خود. در صورتي كه مقالات سايت را ملاحظه كرده باشيد، هيچ از يك مطالب با اصل مثبت انديشي به خواسته ها و تلقين تفكر مثبت ضديتي ندارد. آنچه كه در قانون جذب و تئوري راز، مورد سوال و نقد است، قدرت خلاق گونه ذهن است؛ بدين معنا كه اگر شما نسبت به امري مثبت بيانديشيد، حتما آن مسئله براي شما اتفاق مي افتد ولو اينكه شما هيچ گونه اقدامي براي انجام آن، صورت ندهيد. چنانكه يكي از اشكالاتي كه بر اين قانون وارد مي شود اين است كه اين تئوري قابل اثبات يا رد نمي باشد. بسياري از افراد نگاه و تفكر مثبت نسبت به خواسته هاي خود داشتند و هرگز اين خواسته ها محقق نشده است، حال در اين موارد قائلين و تئوري پردازان قانون جذب، علت عدم موفقيت فرد را به مسائل ديگر تفسير مي كنند. بنابراين همانطور كه مشاهده مي شود هيچ گونه دليلي براي اثبات يا رد آن وجود ندارد. ضمن آن كه اين گفته شما را قبول داريم كه يكي از مشكلات كشورهاي در حال توسعه، عدم مطالعه كافي و قبول ادعاهاي بي اساس بدون بررسي كافي آنها مي باشد. يكي از نمونه هاي آن، همين قانون جذب است كه بسياري بدون درك ايده اصلي آن، آن را قبول و ترويج مي كنند، در حالي كه هرگز موفقيتي براي آنان به دنبال نداشته است. موفق باشید.

       پری : با عرض پوزش و اعلام اینکه من هیچگونه قصد تفرقه اندازی یا ایجاد انحرافات ذهنی ، توهین به اعتقادات و طرز فکر یا شکستن حرمت ها و... ندارم ... معتقد هستم بنا کردن زندگی بر پایه ی ابهامات و فرضیات نادرست هست... من معلوماتم در اون حدی نیست که بخوام با دلایل قاطع این موضوع رو رد یا تایید کنم اما ... مسئله ی "وجود خدا" خودش هنوز به اثبات قطعی... تاکید میکنم "قطعی و همه جانبه" نرسیده. دلایل کاملی بدست نیومده که بدون هیچ شک و شبه ای بشه خدا رو پذیرفت... پس قرار دادن قوانین الهی و قران و ... به عنوان معیار برای اطمینان از صحت این موضوع کاملا حرکتی اشتباه و غیر علمی است... کسی هنوز نمیتواندفرضیه جذب را رد یا تایید کند. از این نظر که این فرضیه با موضوع خدا و ... رابطه ی تنگاتنگ دارد نیاز است که هریک دلایل منطقی بیان کنند و سپس یکی یا هردو بر اساس ان دلایل رد یا تایید شوند. اقای بهداد ساجدی گفتن که این قانون ثابت شده .من در این باره سر رشته ی کافی رو ندارم ولی مقایسه ای که انجام دادید با قران و ... رو غلط میدونم. لطفا اگر کسی خواست جواب من رو بده با تعصب کورکورانه به این موضوع خدا و... نگاه نکنه. بزرگ ترین فیلسوف ها و فیزیکدان ها هنوز نتوانستند به مسائل الهی پاسخ بدهند پس شما هم سخنان دیگران را به خورد خودتان و دیگران ندهید ... این ها همه حکم حساب میشوند نه قانون.
       پرسمان : دوست عزيز همانگونه كه فرمودید بناکردن یک اعتقاد بر روی فرض ها و ابهامات صحیح نمی باشد. و هرکس چنین کند عقایدش متزلزل و دچار آسیب است. دقیقا طبق همین مطلب آنچه که در ادامه به عنوان نقد و و اظهار نظر بیان فرمودید غیرصحیح و نادرست می باشند. زیرا خود منصفانه به این امر اذعان فرمودید که معلوماتتان آن قدری نیست که بتوانید دلایل این مساله را تایید یا رد کنید. اما متاسفانه می بینیم که با این که خود متوجه این مطلب بودید اما در نهایت بیان اعتقاد نموده و این مطلب رد نمودید، این گزاره هایی که در متن شما وجود دارد همه گزاره هایی است که به تصریح خودتون مبتنی بر ابهامات و فرضیات نادرست بنا شده اما با این حال به صورت قطعی در موردشان نظر دادید مانند این موارد که فرمودید:
«مسئله ي وجود خدا خودش هنوز به اثبات قطعي... تاكيد مي كنم قطعي و همه جانبه نرسيده»
یا اینکه فرمودید:
« من در اين باره سررشته ي كافي رو ندارم ولي مقايسه اي كه انجام داديد با قرآن و ... رو غلط مي دونم»
یا اینکه
« قرار دادن قوانين الهي و قران و ... به عنوان معيار براي اطمينان از صحت اين موضوع كاملا حركتي اشتباه و غير علمي است»
خب دوست عزیز شما که هنوز علم و آگاهی و اطلاعات کافی ندارید بهتر نبود این گونه مطرح می کردید که :« این موارد برای من جای سوال دارد».
همانگونه که اثبات یک موضوع نیاز به دلیل دارد رد یک موضوع نیز نیازمند دلیل و برهان است. اما نمی دانم چه طور میشود که رد کردن و قبول نکرن و اشتباه و غلط دانستن دلیل نمیخواهد. از این جالبتر در آخر متنان هرگونه پاسخی که برخلاف نظر شما باشد را قبل از طرح شدن محکوم به تعصبی و کورکورانه بودن نمودید: «لطفا اگر كسي خواست جواب من رو بده با تعصب كوركورانه به اين موضوع خدا و... نگاه نكنه» گو اینکه عقاید که ذکر کردید با اینکه علم ندارید برای شما بدیهی شده و هرکس خلاف آن را داشته باشد متعصب است!!! باز در تایید نظر خود شاهدی را بیان کردید که آن هم غیرعلمی و غیرمعتبر و نشان از بی اطلاعی شما است فرمودید: «بزرگ ترين فيلسوف ها و فيزيكدان ها هنوز نتوانستند به مسائل الهي پاسخ بدهند پس شما هم سخنان ديگران را به خورد خودتان و ديگران ندهيد»
لابد افلاطون، سقراط، فارابی، کندی، خواجه طوسی، بوعلی سینا، بهمنیار، سهروردی، ملاصدرا، میرداماد، علامه طباطبائی و ... (که به دلیل مختصر بودن مقال از ذکر نام ایشان خودداری شد) از نظر شما یا فیلسوف نبودند یا فیلسوف بزرگ نبودند؟!!!
در آخر این متن سرشار تناقض ها و ادعاهای بی دلیل و بی برهان است و دقیقا مبتلا به همان چیزی هست که میخواهد رد کند.
منتظر ارسال ابهامات و سوال هایتان در صفحه ویژه درج سوال سایت پرسمان: http://www.porseman.org/q/newq.aspx هستیم. موفق باشید.


       بهداد ساجدی : با درود من بهداد ساجدی محقق قوانین طبیعی به مدت 9 سال در کشور ایران هستم نوشته های ستودنی است اما از اندیشه ها و تحقیقات تک آیات قرآنی بهره برده اید و این اصلا صحیح نمی باشد. متاسفانه شیوه نوشتن شما دچار مشکلاتی است که از برداشت های مخالف ذهنی شما نشات می گیرد و در سال 2014 حجت بر تمام انسانها تمام شد و قانون جذب از فرضیه بودن به یکی از 82 قانون طبیعی جهان پیوسته است و تحقیقات تجربی دانشگاه MIT همه چیز را به مرز اثبات رساند. تحقیقاتی مانند حبب تجسم ، پدیده لامکانی ، اندیشه تبار و تحقیقات عملی که هزاران بار نتایج مشابه ای را به همراه داشته است. وقتی منابع مطالعات تان ضعیف است در مورد موضوعات گفتگو نکنید . صدها سوال در تحقیقات میدانی ام از قوانین پرسیده ام که جواب شان را تا پیدا نمی کردم اصلا در موردشان حرفی نمی زنم. ریشه تمام این موضوعات و قوانین در قرآن هم یافت می شوند به شرط اینکه با دید موافق بودن به قوانین آفرینش بنگرید و به قوانین الهی احترام بگذارید. یکی از آیات توحیدی و کلیدی قانون جذب در قرآن آیه 186 سوذه بقره است که اصل قانون جذب را به اثبات می رساند. با سپاس
       پرسمان : ضمن تشکر از ارتباطتان با این سایت، در پاسخ شما گفتنی است، اين آيه و رواياتي همچون روايت «إذا دَعَوتَ فَظُنَّ أنَّ حاجَتَكَ بِالبابِ»؛ هنگامي كه خدا را مي خواني چنان بينديش كه دعايت برآورده شده و خواسته ات آماده است» در باب درخواست از خداوند وارد شده و از دعاكننده مي خواهد هنگام درخواست از خدا چنان بينديشد كه دعايش مستجاب است.
آن چه درباره اين آيه و روايت و امثال آن نبايد مورد غفلت واقع شود، كاوش در معناي دعاست. دعا در متون ديني به معناي درخواست خاشعانه از خداوند متعال است. در دعا، انسان نه از خودش، كه از منبع لايزال الهي طلب مي كند و اين درخواست را متواضعانه مطرح مي نمايد و صدالبته انسان مؤمن قبل از همه اين ها بايد اعتقاد و انديشه صحيحي درباره خداي خويش داشته باشد. درحالي كه در قانون جذب، هرسه نكته بالا، متفاوت بيان مي شوند.
اولاً انسان ها ذهن خويش را مُعطي مي دانند و قوه جاذبه ذهن را منبع دروني معرفي مي كنند كه با وجود اين قدرت بي كران باطني، هيچ منبع بيروني داراي نقش فرض نمي شود. قانون جذب قوّه خلاقي در درون هرفرد تصوير مي كند كه انسان را از هر نيروي ديگر بي نياز مي كند. اين قوه نه يك حقيقت متعالي كه يك ابزار درونيِ فروكاهيده است. به همين دليل جايگاه خدا در قانون جذب جايگاهي متعالي نيست، بلكه جايگاهي فرودين است كه با وجود ذهن به استمداد از او نيازي نيست.
دوم اين كه دعا بايد با خشوع همراه باشد و انسان موحّد بداند كه در جايگاه مخلوق نشسته و به سوي خداي متعال دست نياز دراز كرده است؛ اما در قانون جذب، همه اشيا و تمام هستي در خدمت سرخوشي انسان قرار دارند و انسان نه تنها تمنّا نمي كند، كه فرمان مي دهد و بر مسند خدايي تكيه مي زند. به همين دليل در قانون جذب، كسي به خشوع تشويق نمي شود و تواضع ارزش به حساب نمي آيد؛ بلكه انسان هرچه طلبكارانه با كائنات مواجه شود، بيشتر مي تواند خواسته خود را بستاند.
سوم اين كه انسان مؤمن كسي است كه از باور و اعتقاد صحيحي برخوردار است؛ امّا قانون جذب تنها باوري را كه لازم مي داند باور به قدرت خلّاق درون است و بس. رهبران جذب بارها گفته اند كه براي دست يافتن به خواسته ها نياز نيست به دين خاص يا انديشه و مكتب خاصي پاييند باشيد. همين قدر كه بداني به بزرگ ترين فرستنده مخابراتي روي زمين مجهزي، كار تمام است و مي تواني به دنيا فرمان دهي.
بنابراين در قانون جذب نه تنها اين گونه آيات و روايات (كه براي بيان نشانه هاي ايمان و حقيقت توحيدند)، درست معنا نمي شوند، بلكه درخواست از خدا را در حدّ داشتن عكسِ مطلوب در ذهن، پايين مي آورند و به يك عمل خشك ذهني بسنده مي كنند. اين آيات و روايات در صدد بيان اين نكته است كه انسان مؤمن چنان خدا را شناخته است كه ترديدي در استجابت دعايش ندارد؛ بدين جهت آيه و روايت در صدد بيان ضرورت تصحيح انديشه و شكل دادن اعتقاد صحيح است نه تضمينِ استجابت آني. زيرا دسته ديگري از روايات، استجابت را به معناي اعطاي فوري معنا نكرده اند و زمان اعطا را به مشيّت و اراده الهي موكول كرده اند و چون خداوند در وعده خويش تخلف نمي كند (ادعوني استجب لكم)، ممكن است درخواست انسان را در اين دنيا و ممكن است در عالم ديگر به او تحويل دهد.
بر همين مبناست كه رهبران قانون جذب مي گويند: دعا و نيايش از آن رو لازم است كه قادر است به فكر تمركز دهد و به تداعي خواسته هاي انسان كمك كند. به گمان ايشان، دعا از اين نظر مفيد است كه به تصوير سازي ذهني كمك مي كند؛ نه به اين دليل كه ارتباط با خالق است؛ نه اين كه چون روح بخش است، و نه اين كه چون در آن تعالي معنوي و تكامل نهفته است! مي گويند: دعا خوب است؛ چون باعث مي شود بتواني مطلوب هايت را بيش تر تجسّم كني. زيارت هم برويد، اما نه اين كه چون زيارت خودش موضوعيّت دارد؛ بلكه چون باعث مي شود فزون طلبي آدمي، در مكان زيارتگاه تداعي شود.
بنا بر ايده جذب، دعا چون مقدمه تجسّم و تمركز است اهميت پيدا مي كند؛ نه چون خودش ابزاري مستقل در خدمت تعالي انسان است. زيارت نيز چون به انسان قدرت تداعي بيشتري مي دهد، مفيد است؛ نه چون زيارت شونده داراي روحي بزرگ است كه مي تواند ديگران را در تعالي روحي دست گيري نمايد. بنابراين اگر در ميخانه اين تداعي صورت گيرد، ميخانه هم مثل زيارتگاه، تقدّس و ارزش پيدا مي كند و درنتيجه نيازي به زيارت و زيارتگاه نيست.
گاهي به سراغ آيه ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ رفته و طلب از خدا را به معناي «تكرار با خود» معنا مي كند، نه طلب و درخواست. در اين آيه طلب از خدا مطرح است، نه تصويرپردازي ذهني. روشن است كساني كه ذهن را از چنين قوه اي برخوردار مي بينند، خواسته خويش را در حقيقت از ذهن مطالبه مي كنند. به عبارت ديگر شأن و جايگاهي كه براي اولياي دين در «واسطه فيض واقع شدن» انتظار مي رود، در قانون جذب به يك دكلِ مخابراتي به نام ذهن نسبت داده مي شود و خواسته را از او طلب مي كنند.


       مریم : با سلام خسته نباشید بیایید اینقدر متعصبانه به هر چیز نگاه نکنیم. من کاملا خواست خدا و وجود خالق بی همتا را در هستی قبول دارم.ولی قانون جذب را هم در زنگی ام درک کرده ام.چرا به هر چیز از جنبه بد نگاه کنیم؟ آنچه من از قانون جذب فهمیده ام این است که برای رسیدن به خوشبختی و سعادتمندی باید در جهت قوانین هستی حرکت کنی و این چیزی بود که پای منبر هیچ روحانی یاد نگرفتم. و قوانین هستی همان هایی است که خدا و ائمه گفته اند.همه چیز از فکر ما نشئت می گیرد و ما سازنده سرنوشت خود هستیم خدا به هیچ بنده ایی ظلم نمیکند بلکه این خود انسانها هستند که به خودشان ظلم می کنند.امام علی (ع) می فرماید: مراقب افکارتان باشید که گفتارتان میشود مراقب گفتارتان باشید که اعمالتان میشود مراقب اعمالتان باشید که عادتتان میشود مراقب عادتتان باشید که شخصیتتان میشود مراقب شخصیتتان باشید که سرنوشتتان میشود
       پرسمان : سلام علیکم. ضمن عرض پوزش تاخیر پیش آمده در ارائه پاسخ، نكته‌اي كه بايد هنگام بررسي قانون جذب، به آن توجه شود تفكيك ميان درستي‌هاي اين قانون كه در كلام معصومين عليهم السلام نيز به آن اشاره شده است و ادعاهاي غيرقابل اثبات آن مي‌باشد. بي‌ترديد اين قانون همانند تمام ايده‌هاي علمي داراي يكسري نكات درست و صحيح مي‌باشد كه حتي در آموزه‌هاي ما نيز به اشاره شده و بطلان آن بدين معنا نيست كه به طور كل تمام ادعاهاي آن باطل است. درستي‌هاي قانون جذب قانون جذب در رابطه با خود فرد دو صورت درست پيدا مي‌كند: يكي در امور روحي و رواني، مثلاً كسي كه به شادي فكر كند، شادمان مي‌شود و كسي كه به ناراحتي‌ها بينديشد، اندوهگين مي‌شود. كسي كه فكر كند مي‌تواند خوب سخنراني كند، موفق خواهد شد و كسي كه برعكس فكر كند، نتيجة برعكس خواهد گرفت. ادعاي قانون جذب در اتفاقاتي كه در اختيار فرد است، قابل قبول است و با كمي اصلاح از سوي منابع دين تأييد مي‌شود. اصلاحي كه از سوي تعاليم ديني به اين قانون وارد مي‌شود اين است كه تفكر در مورد خود شادي يا اندوه يا آرامش و يا اضطراب چندان فايده‌اي ندارد، بلكه سامان دهي افكار و مديريت احساسات مفيد و كارآمد است و موجب پديد آمدن احساسات مثبت مي‌شود. براي نمونه امام حسن مي‌فرمايد: «آنچه را از دينا خواسته‌اي و به آن نرسيده‌اي، طوري فرض كن كه گويا هرگز به ذهنت خطور نكرده است.» (بحار ج78ص111) امام صادق عليه‌السلام فرمودند:‌ »رغبت به دنيا غم و اندوه به دنبال مي‌آورد و دل بريدگي از آن آسودگي تن و روان را درپي دارد.» (ميزان الحكمه ح3767) و نيز امام علي عليه السلام فرمودند: «يقين چه خوب اندوه را مي‌راند.» (بحار ج77ص116) زيرا سرچشمة بي‌پايان سرور و شادماني خداوند است. و به فرمودة امام كاظم: «كسي كه خود را به اندوه مي‌زند، اهل اندوه مي‌شود.» (ميزان الحكمه ح3781) اگر ما به هريك از پديده‌هاي رواني شادي، غم، آرامش و... فكر كنيم در درون ما اتفاق مي‌افتد اما پايدارتر و زيربنايي‌تر اين است كه عوامل آنها را مديريت كنيم و آنچه در تعاليم اسلام آموزش داده شده، شناخت همين عوامل و شيوة كنترل و مهار آنهاست. در اينجا نيز از نيروي فكر استفاده مي‌شود، همانطور كه در فرمايش امام حسن عليه‌السلام ديديم به آنچه دست نيافته‌اي اصلا فكر هم نكن، اين تكنيك را مي‌توانيم «فراموشي عامل رنج» به ناميم. البته در بارة تكنيك‌هاي مديريت احساسات در آيات و روايات سخن بسيار است؛‌ ولي آنچه به بحث حاضر مربوط مي‌شود اين است كه اگر شما به يك احساس بينديشي آن را در خود ايجاد خواهي كرد. در اين مورد قانون جذب درست است. دومين مورد درستي قانون جذب در مقدورات جسمي است، به لاغري فكر كردن و خود را با اندام مناسب تصور كردن بسيار مؤثر است، صد البته كه تنها عامل نيست. بسياري از بيماري‌ها به تصور و خيالات ما مربوط هستند، كسي كه فكر كند سر درد دارد، به زودي سيستم عصبي او تجربة درد را برايش ايجاد خواهد كرد. و كسي كه خود را تن‌درست و نيرومند مي‌بيند، درست ديده است. از اين رو امام صادق عليه السلام فرمودند: «هيچ بدني با نيت و ارادة قوي، ناتوان نمي‌شود.» (ميزان الحكمه ح20949) و از سوي ديگر بر شكايت نكردن از دردها و ناله و شيون سر ندادن تأكيد شده است. «خداوند فرمود: كسي كه سه روز بيماري را تحمل كند و به كسي شكايت و شيون نكند، گوشتي بهتر از گوشتش و خوني بهتر از خونش جايگزين مي‌شود. اگر سلامتي يابد در حالي سالم مي‌شود كه گناهي بر او نمانده و اگر بميرد به سوي رحمت من مي‌آيد.» (ميزان الحمه ح 18786) در مقابل بي‌تابي كردن در بيماري‌ها يا ساير مشكلات در واقع رنج انسان را بيشتر مي‌‌كند. (غررالحكم ح1198و1562) در اين روايات سامان‌دهي به افكار و احساسات براي درمان و بهبودي هدف گرفته شده اما بر ارزش‌هاي اخلاقي نيز تأكيد شده است. صبر، تسليم خداوند بودن و ايمان به او بيش از افكار مثبت و احساسات خوب مورد توجه بوده و اساساً افكار و احساسات بر اساس ارزش‌هاي انساني و اخلاقي طراحي شده است و چه بسا احساساتي كه از اين ارزش‌ها برنيامده باشد، تأثير كمتري بگذارد. سوم، در تصور و احساس ديگران نسبت به خودمان مي‌توانيم از قانون جذب استفاده كنيم، كسي كه خود را محبوب و دوست‌داشتني مي‌داند، البته در صورتي كه كبر و غرور نداشته باشد، دوست‌داشتني خواهد شد، كسي كه خود را زشت يا زيبا تصور مي‌كند، همانگونه به نظر مي‌رسد. لذا در دعاي هنگام نگريستن در آينه اينطور مي‌خوانيم: «خداوندا همانطور كه چهرة مرا زيبا آفريدي اخلاق و منش‌ام را نيز زيبا بگردان.» اين دعا بهترين تلقين خودپذيري و اصلاح افكار براي درك زيبايي آفريدة خداست. چهارمين مصداق درست قانون جذب كه با شرايطي مي‌توان درستي آن را تجربه كرد اين است كه ساير تصورات و احساسات ديگران را اگر چه دربارة ما نباشد مي‌توانيم تغيير دهيم. براي مثال: فردي كه شاد است، ممكن است ديگران را شاداب ‌كند و يا برعكس. اما اين موضوع به شرايط رواني و خواست او مربوط است و تنها به انديشه و احساس فرد تأثير گذار وابسته نيست. پنجمين صورت كارآمدي قانون جذب تأثير بر احساس و برخي از رفتارهاي حيوانات است. تصور آرامش و احساس امنيت براي حيواناتي كه نزديك ما هستند، موجب مي‌شود كه در كنار ما احساس امنيت كنند. در اينجا فرقي ميان تمساح و يك گنجشك نيست. همچنين اضطراب شما آنها را نيز نگران و آشفته مي‌كند. از اين رو در روايات بسياري به ما توصيه شده است كه با حيوانات آرام و مهربان باشيم، بي‌جهت آنها را آزار ندهيم و شكار نكنيم. (ميزان الحكمه باب حقوق الحيوان با 23 حديث) ششم، از ديگر درستي‌هاي قانون جذب تأثير بسياري از افكار منفي است، براستي اگر كسي فكر كند كه نمي‌تواند كسب و كار خوبي داشته باشد، با شكست اقتصادي روبرو خواهد شد، كسي كه فكر كند، بيمار است، بيمار خواهد شد، كسي كه گمان كند، دوستان و نزديكانش او را رها خواهند كرد، طوري رفتار مي‌كند، كه به همين نتيجه مي‌رسد. اين امور در ادبيات ديني با عنوان وسوسه شناخته مي‌شوند و نه فكر. وسوسه‌ها از سوي شيطان است و معمولاً به صورت نااميدي و ترس (آل‌عمران/157)، دشمني و جدايي (مائده/91)، بي‌تابي(اعراف/176) و ناكامي (قرقان/29) در دل‌هاي ضعيف افكنده مي‌شود. توصيه روايات اين است كه در اين موارد نگذاريد زندگار وسوسه‌ها به فكرتان بنشيند (نهج البلاغه خ91) و آن را بر ذهن و زبان جاري نسازيد. (كنز العمال ح1709) تمام اين موارد درست به اموري محدود مي‌شود كه فكر از طريق سيستم اعصاب، احساسات و رفتارها و گفتار ما را تحت تأثير قرار مي‌دهد و نتيجة طبيعي آن را محقق مي‌كند. همچنين نيروي فكر مي‌تواند با نمودهاي احساسي و رفتاري و گفتاري فرد، روي احساس، رفتا و گفتار ساير افراد نيز تأثير بگذارد. كافي است كه ما از طريق رفتار يا گفتار و يا حالت‌هاي خود بتوانيم انديشه و احساس خود را منتقل كنيم. يك انسان شاد مي‌تواند ديگران را نيز شاد كند. يك انسان با اعتماد به نفس، طوري سخن مي‌گويد و رفتار مي‌كند، كه به ديگران نيرو مي‌دهد. يك شخص قدرتمند طوري نگاه مي‌كند كه ديگران قدرت او را احساس مي‌كنند. انسان مي‌تواند با رفتار و كلمات و احساسش حتي شعور و احساس حيوانات را تحت تأثير قرار دهد. مثلاً آنها را آرام يا مضطرب كند و يا حركاتي را به آنها بياموزد. يعني افكارش از طريق، احساسات و رفتارها منتقل مي‌شود. اما در تمام اين موارد كارآيي قانون جذب محدود به مقدورات بشري است، مثلاً كسي با قامت صد و هشتاد سانت نمي‌تواند با تجسم اينكه قدش دومتر است، بيست سانت بر قامت خود بيفزايد؛ يا براي سگ خانگي خود بال‌هايي مثل پرستو ايجاد كند و يا بيماري‌هايي را درمان كند، كه بنابه تقدير الاهي به آنها مبتلا شده و نه با مسائل فكري خود. استفن‌هاوكينگ از بزرگ‌ترين فيزيكدانان روزگار ما مبتلا به فلج عمومي است. او بسيار خلاق، شاد و پر انرژي است، اما نتوانسته از روي ويلچر بلند شود يا دستان خود را به راحتي حركت دهد و يا بدون دستگاه سخن بگويد. ادعاي باطل قانون جذب آنچه كه در قانون جذب بر آن تكيه مي‌شود قدرت خداگونه ذهن يا همان تجسم است. ادعاي قانون جذب صرفا شامل تاثير افكار بر روان و درون خود انسان نمي‌شود، بلكه ادعايش درباره تاثير افكار بر امور خارج از وجود انسان است؛ به اين صورت كه انسان مي‌تواند با استفاده از نيروي خلاق ذهن بر امور بيرون از جسم تصرف كند و جالب آنكه اين نوع تاثير را از نوع تاثير علت تامه بر معلول مي‌داند. يعني فقط از تاثيرگذاري و تاثيرپذيري ذهن و پديده‌ها سخن نمي‌گويند، بلكه از خالقيت ذهن مي‌گويند و خلق و آفرينش را به ذهن نسبت مي‌دهند و ادعا مي‌كنند كه ذهن انسان هر چه را تجسم كند، در عالم خارج و نه درون انسان، به وقوع مي‌پيوندد. بي‌ترديد چنين ادعايي مورد قبول معصومين عليهم السلام نبوده و آنچه كه در كلام اين بزرگواران به آن اشاره مي‌شده است، تاثير افكار بر روان و درون انسان و نه قدرت خلق گونه ذهن بشر بوده است. بنابراين نبايد تصور شود كه منظور از قانون جذب فقط مثبت انديشي، تلقين، خوش بيني، حمل بر صحت و اموري از اين قبيل است كه در تعاليم اسلامي نيز بر تاثير و اهميت آنان تاكيد شده است. بي‌ترديد قانون جذب اگر درست قرائت شود و از غلوّها و تعميم‌هاي نابجا دور بماند، با واقعيت سازگار است، اما به صورتي كه امروزه در جامعه معرفي شده دروغي بيش نيست. منتظر مکاتبات بعدی شما در صفحه ویژه درج سوال: http://www.porseman.org/q/qservice.aspx هستیم.

       s.azimvand... : سلام من با صحبت هایی که در این سایت مطرح شد موافقم بنده کسی هستم که چهار سال به طور مداوم از تمام شیوه های این قانون پیروی کردم به امید اینکه به خواسته ای که داشتم برسم ولی با وجود تلاش بسیار به خواستم نرسیدم و چیزی که بنده خواستارش بودم جذب یک فرد خاص و ارتباط با او بود خیلی تلاش کردم و به واسطه ی تلاشم موفقیت هایی داشتم اما به هدف اصلیم که تداوم ارتباط و دوستی عمیق با اون شخص بود نایل نشدم و در عوض بعد از این اتفاق با مشکلات روحی شدیدی در زندگی مواجه شدم که کارم به بیمارستان و مصرف داروهای روانپریشی کشید و فهمیدم که فقط خواست انسان مطرح نیست بلکه بالاتر از اون خواست پروردگار هست که اولویت و ارجحیت بر خواست انسان دارد.....
       پرسمان : زهی سعادت که به این باور والا رسیده اید...

       رضا : عزیزم قبول کنی یا نه قانون جذب وجود دارد

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها