خانه> کتاب >1126


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
نظرات مقاله «پيامد...
احضار روح با نعلبك...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
احكام نماز و روزه ...
نقش قرآن در زندگي ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
جلسه خواستگاري
...

گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
لیست کتب اداره مشا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
خاطره اي جالب از ز...
موي بلند و وضو
اخلاق پيامبر - توص...
شيوه هاي کنترل نفس...
امام خميني(ره) و غ...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2089

بازدید مقالات:
6483948

بازدید سوالات:
2584557



آداب و احكام زیارت بازديد: 4058

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


 

 

  

 

 

آداب و احكام زيارت

 

(گروه اخلاق و عرفان)

 

 

 

نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها

معاونت مطالعات راهبردى ـ اداره مشاوره و پاسخ

عنوان و نام پديدآور : آداب و احكام زيارت / تدوين گروه اخلاق و عرفان [نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، معاونت مطالعات راهبردى - اداره مشاوره وپاسخ].

مشخصات نشر : قم: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاهها، دفتر نشر معارف، 1389.

مشخصات ظاهرى : 96 ص.

شابك : 000/11 ريال :5-265-531-964-978

وضعيت فهرست نويسى : فيپا  

موضوع : زيارت -- آداب و رسوم

موضوع : فقه جعفرى -- رساله عمليه -- پرسش  ها و پاسخ ها

شناسه افزوده : نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاهها. معاونت مطالعات راهبردى. اداره مشاوره و پاسخ. گروه اخلاق و عرفان

شناسه افزوده : نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاهها. دفتر نشر معارف

شناسه افزوده : نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاهها. معاونت مطالعات راهبردى. اداره مشاوره و پاسخ

رده بندى كنگره :  1389  44آ/262BP

رده بندى ديويى : 76/297

شماره كتابشناسى ملى : 1989993

تنظيم و نظارت : ···  نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها

معاونت مطالعات راهبردى ـ اداره مشاوره و پاسخ

تدوين : ···  گروه اخلاق و عرفان

تايپ و صفحه آرايى : ···  طالب بخشايش

انتشارات : ···  دفتر نشر معارف

نوبت چاپ : ···  اول، پاييز 89

تيراژ : ···  5000 جلد

قيمت : ···  1100 تومان

شابك : ···  5-265-531-964-978

«كليه حقوق براى ناشر محفوظ است»

مراكز پخش:

قم: معاونت مطالعات راهبردى نهاد، تلفن 2904440

قم: خيابان شهدا، كوچه 32، پلاك 3، تلفن و نمابر: 7744616

فروشگاه قم: خ شهدا، روبه روى دفتر رهبرى، تلفن 7735451 نمابر 7742757

فروشگاه تهران: خ انقلاب، چهارراه كالج، جنب بانك ملت، پ 715 تلفن 88911212

نشانى اينترنت :www.nashremaaref.ir

پست الكترونيك : info@porseman.org

 

 

 

فهرست مطالب

مقدمه··· 9

پيشينه زيارت

آداب سفر··· 13

تاريخ زيارت··· 16

زيارت در قرآن··· 18

زيارت در سنّت نبوى (صلی الله علیه وآله) ··· 20

فلسفه زيارت··· 23

ديدگاه آيه اللّه  بهجت(ره)··· 25

فوائد زيارت··· 27

تبرك جويى··· 30

زيارت امامان (علیهماالسلام) 

آداب زيارت··· 33

چگونگى زيارت··· 37

تجديد عهد و پيمان··· 39

اذن دخول··· 39

ادب و تشرّف··· 40

احترام به زائر··· 42

بيانى كوتاه در شناخت حضرت ثامن الحجج (علیه السلام) ··· 43

فضليت زيارت ثامن الحجج (علیه السلام) ··· 44

احاديث امام رضا (علیه السلام) ··· 48

كرامات امام رضا (علیه السلام) ··· 51

خاطره آيه اللّه  حسن زاده آملى··· 51

خاطره آيه اللّه  مجتهد شبسترى··· 53

خاطره آيه اللّه  وحيد خراسانى··· 54

خاطره آيه اللّه  علم الهدى··· 55

خاطره حجه الاسلام والمسلمين قرائتى··· 56

خاطره حجه الاسلام والمسلمين فردوسى پور··· 58

خاطره حجه الاسلام والمسلمين راشد يزدى··· 58

خاطرات آيه اللّه  بهجت(ره)··· 60

بيانى كوتاه در شناخت حضرت معصومه (علیهاالسلام) ··· 64

نسب حضرت معصومه (علیهاالسلام) ··· 64

امام رضا (علیه السلام)  و حضرت معصومه (علیهاالسلام) ··· 65

رحلت حضرت معصومه (علیهاالسلام) ··· 66

زيارتنامه مأثور··· 67

شباهت زيارت حضرت معصومه (علیهاالسلام)  با امام رضا (علیه السلام) ··· 69

امامزادگان حرم حضرت معصومه (علیهاالسلام) ··· 70

مختصرى از مسجد مقدس جمكران··· 72

تاريخچه مسجد··· 72

كيفيت نماز تحيّت مسجد··· 73

كيفيت نماز امام زمان(عج)··· 73

احكام زيارت

شرايط قصر نماز··· 77

سفر اتفاقى كثيرالسفر··· 78

انصراف قصد ده روز··· 79

سفر اطراف شهر··· 79

مسافرت قبل از ظهر··· 82

روزه در سفر··· 82

نذر روزه··· 83

اجازه همسر··· 84

اجازه پدر··· 84

اجازه دوران عقد··· 85

اجازه ديدار والدين··· 86

حيض در سفر··· 87

گلزار شهدا··· 87

حسينيه··· 88

سرداب مسجد··· 88

حرم امامزادگان··· 88

رواق هاى حرم··· 89

حرم امامان (علیهم السلام) ··· 89

خواندن دعاى كميل··· 90

غسل زيارت··· 91

غسل در سفر··· 92

مسافرت در رمضان··· 93

كتابنامه··· 94

 

 

مقدمه

نسل جوان و فرهيختگان دانش و تلاش، همگى خواهان «خوب»ها و «خوبى»هايند و در پى آنانند كه ايمان و پاكى درون را با صفا و صميميت برون هم نوا سازند، به طورى كه زندگى فردى شان بر پايه آراستگى و وارستگى استوار گردد و زندگى اجتماعى شان براساس درستى و راستى شكل بگيرد .

در اين ميان دانشگاهيان عزيز آينه تمام نماى فرهنگ و دانش جامعه اند و پيشرفت تمدن بشرى بر تارُك ايشان مُهر زده شده است. از اين رو تقويت بنيان هاى اعتقادى و كمك به رشد و بالندگى روحيه معنوى شان از مهمترين وظايف نهادهاى فرهنگى جامعه است .

اداره مشاوره و پاسخ نيز محفل انسى فراهم آورده تا استادان حوزه و دانشگاه و صاحبان دانش و قلم، گرد هم آيند و آموزه هاى برگرفته از وحى الهى و تجربه و دانش بزرگان جامعه بشرى را به رشته تحرير در آورند و در اختيار جوانان تشنه علم و معنويت و شيفتگان همّت و خدمت قرار دهد .

 در ميان آثار نوشتارى، قالب پرسش و پاسخ از جذاب ترين و تأثيرگذارترين است و روح گفت وگوى زنده بيشتر در آن نمايان است.

آنچه پيش رو داريد برگزيده اى از آداب و احكام زيارت است كه توسط گروه اخلاق و عرفان اداره مشاوره و پاسخ تدوين و بخش احكام، توسط حجه الاسلام والمسلمين سيد مجتبى حسينى(زيدعزّه) تهيه شده است.

برآنيم با توفيق خداوند، به تدريج، مجموعه هايى از اين دست، تقديم شما خوبان كنيم . پيشنهادها و انتقادهاى سازنده شما، راهنماى ما در ارائه خدمات فرهنگى هرچه شايسته تر و پربارتر خواهد بود .

در پايان از تلاش هاى مخلصانه تدوين كنندگان محترم و مجموعه همكاران اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص حجه الاسلام والمسلمين جناب آقاى صالح قنادى(زيدعزّه) كه در بازپژوهى و آماده سازى اين اثر تلاش كرده اند، تشكر و قدردانى مى شود و دوام توفيقات اين عزيزان را در جهت خدمت بيشتر به مكتب اهل بيت (علیهم السلام)  و ارتقاء فرهنگ دينى جامعه به ويژه دانشگاهيان از خداوند متعال مسألت داريم .

 

 

  

پيشينه زيارت

 

آداب سفر:

دين مبين اسلام داراى آيينى است كه آداب اجتماعى و سلوك با مردم را در قالب اخلاقى و رفتار اجتماعى به مسلمانان توصيه مى كند. از جمله اين تعاليم آداب سفر است و ما مختصرا به گوشه هايى از آن اشاره مى كنيم:

1. صدقه دادن كه در مجامع روايى، ائمه اطهار (علیهماالسلام) فرموده اند:

امام صادق (صلی الله علیه وآله) : «افتتح سفرك بالصدقة»[1]؛ «سفرت را با صدقه شروع كن».

و نيز «الصدقة تدفع البلاء»[2]؛ «صدقه بلاها را دفع مى كند».

2. گفتن بسم اللّه  هنگام سوار شدن به وسيله نقليه.

3. خواندن آية الكرسى؛ «اللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي اْلأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذى يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاّ بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ وَ لا يَؤدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظيمُ. لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطّاغُوتِ وَ يُؤمِنْ بِاللّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللّهُ سَميعٌ عَليمٌ. اللّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤهُمُ الطّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ»[3].

4. خواندن اين جملات از آيات كريمه قرآن جهت حفظ وسيله نقليه؛ «لِتَسْتَوُوا عَلى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَ تَقُولُوا سُبْحانَ الَّذى سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنّا لَهُ مُقْرِنينَ»[4].

5. كمك و يارى همسفران، اين وظيفه اجتماعى آن قدر مهم است كه در روايت در فضيلت اين كار آمده است كه:

حضرت زين العابدين (علیه السلام) ؛ با اشخاص مختلف و ناآشنا سفر مى كرد تا بتواند به آن ها يارى و اعانت كند.

6. مراقبت كند كه همسفر او به زحمت و سختى نيافتد و شخصى را براى سفر انتخاب كند كه چون او بتواند خرج كند تا از اين بابت شرمنده نگردد.

7. با همسفران به خوشخويى و سازش رفتار كند و زحمت و رنج شان را تحمل نمايد.

8. دقت و مواظبت بر انجام واجبات، مخصوصا نمازهاى روزانه و ترك محرمات به خصوص غيبت كردن.

9. لقمان حكيم به فرزندش امر مى كند كه به هنگام سفر، در هر كارى با همسفران خود هماهنگى داشته باشد و براى تصميمات مختلف با آنان مشورت نمايد و با لبخند و سعه صدر با يكديگر برخورد كنند.[5]

10. «فبذل الزاد قلة الخلاف على من صحبك و كثرة ذكر اللّه  حسن الخلق المزاح فى غير المعاصى»[6]؛ «از آنچه به همراه داريد دوستان را بى بهره نسازيد و دشوارى و تلخى هاى سفر را بازگو نكنيد و مزاح و خوشرويى را فراموش نكنيد».

11. هرگز در مسافرت چيزى را به فال بد نگيريد.

12. در انتهاى سفر سوغاتى هر چند اندك براى دوستان و آشنايان در نظر بگيريد.

 

تاريخ زيارت :

زيارت رسمى است ديرينه و متداول ميان اقوام مختلف و در همه اديان و مذاهب وجود داشته و دارد. فقط شكل آن و اماكن و اشخاص فرق مى كند.

اگرچه زيارت در اسلام با آنچه در بوداييان، زرتشتيان و مسيحيان مى گذرد از نظر محتوايى و روش تفاوت هاى بنيادين دارد لكن چون برانگيخته از فطرت آدمى است و به انگيزه اى درونى انجام مى گيرد، گستره اى به وسعت تمام اقوام و اديان دارد.

در بررسى اجمالى تاريخ زيارت از هزارسال پيش از ميلاد حضرت مسيح به زيارتگاه ها و اماكن مقدسى بر مى خوريم كه اقوام آشور و بابل در شهرهاى «اور، سوسا، نى پور، آنسا» داشتند.

زيارت در مذهب هندو از قدمتى تاريخى برخوردار است و براى آن آدابى همچون شستشوى بدن قبل از زيارت و عطرآگين كردن خود و پوشش براى زنان و ... مقرر است. بزرگترين معابد و زيارتگاه هاى هندوها در شهر بنارس ميليون ها زائر را به سوى خود جلب مى كند. در شهر (امريت سر) كه معبد طلائى معروف در آن وجود دارد تشريفات زيارت ديدنى است.

با اين كه گسترش و عموميت زيارت و زيارتگاه هاى قديمى در كشورهاى آسيايى مانند چين، تبت، سيلان، هند، برمه، كره و ايران و ... حكايت از عمق و ريشه دار بودن اين سنّت در مشرق زمين مى كند، اما بايد دانست اختصاص به نژاد و يا سرزمينى خاص ندارد. زيرا يكى از آداب مهم مذهب در مسيحيت هم، زيارت اماكن مقدسه مى باشد.

اولين زيارتگاه مسيحيان فلسطين بود. و در شهرهاى اروپا قبرهاى قديسين به صورت زيارتگاه مطرح است.

در قرون وسطى كاروان هاى عظيمى از قلب اروپا براى زيارت بيت المقدس به راه مى افتادند و به شدائد و مشكلات زيادى طى طريق مى كردند تا خود را به اورشليم برسانند.

رُم نيز بعد از بيت المقدس بزرگترين زيارتگاه ها را در خود جاى داده و زائران با نذر و نياز و دعا به آنجا مى روند.

زيارت در بين اهل سنّت نيز رواج دارد و فقهاى مذاهب اربعه اهل سنّت زيارت قبر نبىّ معظم اسلام (صلی الله علیه وآله)  را از افضل مستحبّات مى دانند.

 

زيارت در قرآن:

از آنجا كه در قرآن مجيد آمده است: «وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ»[7] و هر آنچه براى پرورش و تربيت انسان لازم باشد بيان مى كند؛ به بررسى كوتاه پيرامون زيارت در آن مى پردازيم و به اشاراتى از آن بسنده مى كنيم.

«وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَدًا وَ لا تَقُمْ عَلى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ»[8]؛ «هرگز بر هيچ مرده اى از آنان، نماز نخوان و بركنار قبرش (براى دعا و طلب آمرزش) نايست، چرا كه آنان به خدا و رسولش كافر شدند و در حال فسق از دنيا رفته اند».

اين آيه دلالت بر مشروعيت زيارت مى كند. سنّت پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  آن بود كه بر جنازه مردگان نماز مى خواند و بر سر مزارشان مى ايستاد و برايشان دعا و طلب مغفرت مى كرد. لذا در اين آيه نسبت به اين عمل در خصوص كفار و منافقين نهى شده است.

«وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السّاعَةَ لا رَيْبَ فيها إِذْ يَتَنازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْيانًا رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِدًا»[9]؛ «و اين چنين مردم را متوجه حال آن ها (اصحاب كهف كه به صورت معجزه 309 سال در خواب بودند و سپس بيدار شدند و بعد از مدتى از خداوند تقاضاى مرگ كردند) كرديم، تا بدانند كه وعده خداوند (در مورد رستاخيز) حق است، و در پايان جهان و قيام قيامت شكى نيست، در آن هنگام كه ميان خود درباره كار خويش نزاع داشتند، گروهى مى گفتند بنايى بر آنان بسازيد (تا براى هميشه از نظر پنهان شوند و از آن ها سخن نگوييد كه) پروردگارشان از وضع آنها آگاه تر است ولى آن ها كه از رازشان آگاهى يافتند (و آن را معجزه اى بر رستاخيز ديدند) گفتند ما مسجدى در كنار (مدفن) آن ها مى سازيم. (تا خاطره آنان فراموش نشود و مورد زيارت قرار گيرند)».

معلوم مى شود بعد از فوت اصحاب كهف مردم به زيارت آن قبور آمدند و به همين جهت بنا و مسجدى ساختند، و خداوند بعد از اين داستان از چنين عملى نهى نفرموده است. حتى با جمله «غلبوا على امرهم» ايشان را مورد تأييد قرار داده است.[10] به علاوه اين آيات كريمه بر جواز و مشروعيت ساختن مساجد و اماكن متبركه نزد قبور اولياى الهى و بزرگان را دلالت مى كند.

 

زيارت در سنت نبوى (صلی الله علیه وآله)  :

پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  كه وظيفه هدايت و تزكيه را به عهده دارد، خود پايه گذار زيارت قبور مؤمنين است. او كه «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى. إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْيٌ يُوحى»[11] است و گفتار او براساس تعليم وحى الهى است، چگونه كردارش منطبق بر مكتب وحى نباشد؟

در ذيل به گوشه اى از سنت نبوى اشاره مى كنيم:

الف. پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  به زيارت قبر آمنه بنت وهب مادر بزرگوارشان رفت كه مزار ايشان در ميان راه مكه و مدينه در 27 مايلى جحفه واقع شده است. در واقعه حديبيه سال ششم هجرى، پيامبر (صلی الله علیه وآله) بر سر قبر آمنه رفت و گريست و آن را بازسازى و مرمت كرد. هم چنين بعد از حجه الوداع قبر خود را زيارت كرد. اين خبر را محمدبن سعد در الطبقات الكبرى نقل كرده و بحارالانوار[12] خبر را از شيخ مفيد نقل كرده است.[13]

ب. ابوهريره نقل مى كند پيامبر قبر مادر را زيارت كرد و گريست سپس فرمود: مرگ را به ياد بياوريد با زيارت كردن قبور مسلمين.[14]

ج. رسول خدا در ابتداء هر سال به زيارت شهداى اُحد مى رفتند و اين گونه زيارت مى كردند: «سلامٌ عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدّار» و ابوبكر و عمر و عثمان هم چنين مى كردند.[15]

د. بلال بن رباح، مؤذن و صحابى خاص، براى زيارت قبر پيامبر (صلی الله علیه وآله)  از شام به قصد مدينه منوره حركت كرد و زيارت نمود.[16]

ه. عايشه نقل مى كند پيامبر (صلی الله علیه وآله)  فرمود: جبرييل نزدم آمد و گفت: پروردگارت به تو امر مى كند در قبرستان اهل بقيع حاضر شوى و برايشان طلب آمرزش كنى، عايشه از پيامبر پرسيد چه بايد بگويم. فرمود: بگو «السلام على اهل الديار من المؤمنين و المسلمين يرحم الله المستقدمين منا و المستأخرين و انا ان شاء الله بكم لاحقون».[17]

و. انس بن مالك از پيامبر (صلی الله علیه وآله)  نقل مى كند هر كسى كه بعد از وفاتم مرا زيارت كند، چنان است كه در حال حيات زيارت كرده باشد و هر كس قبرم را زيارت كند روز رستاخيز شفاعتم او را واجب گردد.[18]

ز. حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام)  هر روز به زيارت قبر پدرش مى رفت و گريه مى كرد و مى فرمود: «پدرم! بر من مصائبى نازل شد كه اگر بر روزها نازل مى شد مبدّل به شب مى گشت»[19].

ح. على (علیه السلام)  براى فاطمه زهرا (علیهاالسلام)  خانه اى ساخت كه نامش بيت الاحزان بود و ايشان بيشتر اوقاتش را در قبرستان بقيع مى گذراندند.[20]

ضمنا از اين روايات معتبره معلوم مى شود حضور زنان در كنار مقابر هم بلامانع است.

 

فلسفه زيارت :

زيارت، برقرار كردن ارتباط قلبى با حجّت خدا است و خود را در تشعشع فيض او قرار دادن است.

زيارت، ديدارى است مشتاقانه و عاشقانه در پيشگاه معشوقى كه او خود عاشق خداست.

زيارت، احترام و گرامى داشت مزور است و بزرگ شمردن بزرگان دين و اداى احترام به ساحت ايشان.

زيارت، جلوه اى از محبت و مودّت بر ولى خداست و در حقيقت بزرگداشت دين و علم است.

زيارت، رشته باورها و اعتقادات مذهبى است كه با احساسات پاك و عواطف عالى انسانى همراه مى گردد.

زيارت، نه پرستش مردگان بلكه ديدار زندگان حقيقى است با چشم دل؛ چرا كه انسان حقيقى الست فنا نشدنى و ماندگار؛ و فرمود: «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا فى سَبيلِ اللّهِ أَمْواتًا بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ. فَرِحينَ بِما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ»[21]؛ «اى پيامبر!  هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده اند مرده مپندار بلكه زنده اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند. آن ها به خاطر نعمت هاى فراوانى كه خداوند از فضل خود به ايشان بخشيده است، خوشحالند».

و در آيه اى ديگر به متّقين اشاره اى مى كند و مى فرمايد: «إِنَّ الْمُتَّقينَ فى جَنّاتٍ وَ نَهَرٍ. فى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِرٍ»[22]؛ «يقينا پرهيزگاران در باغ ها و نهرهاى بهشتى جاى دارند. در جايگاه صدق نزد خداوند مالك مقتدر».

آن كه به مقام تقرب رسيده است و در كنار خداست، همان گونه كه براى خدا مرگى نيست جان متقى نيز مرگ ندارد و نه حقيقت مرگ فنا و نابودى است، بلكه شتافتن از مرحله اى به مرحله ديگرى است كه حيات حقيقى آنجاست.

«وَ إِنَّ الدّارَ اْلآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ»[23]؛ «و زندگى حقيقى همانا [در ]سراى آخرت است».

زيارت، حضور زائر عندالمزور است و در حقيقت پيوند روحى با ايشان است، لذا نزديكى و دورى معنا ندارد؛ هر جا اين حضور باشد آنجا مزار است و انسان زائر.

زيارت، هم چون عبادت ريشه در فطرت انسان ها دارد و نشانه آن مبارزات بسيارى است كه براى منع كردن از زيارت انجام شده و حال آن كه اين حركت فطرى روز به روز گسترده تر و وسيع تر مى شود.

زيارت شخصيتى مانند پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  بعنوان بزرگترين موحد و محبوب خدا در حقيقت زيارت خداست. همان طور كه اطاعت پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  اطاعت خداست و در اين باره قرآن كريم مى فرمايد: «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّهَ»[24] و بيعت با پيامبر را بيعت با خدا مى داند آنجا كه فرمود: «إِنَّ الَّذينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّهَ»[25].

زيارت، نشانه ايمان، صداقت و قدرشناسى است و وسيله بالا بردن معارف و اخلاق انسانى مى باشد.

 

ديدگاه آيه اللّه  بهجت(ره) :

متن ذيل از سخنان عارف عالى قدر حضرت آيه اللّه  العظمى بهجت (دام ظله العالى) است كه در مورد زيارت بيان گرديده است:

بسم الله الرحمن الرحيم

در مورد زيارت سه نظر وجود دارد:

نظر اول از وهابيان مى باشد. آن ها زيارت را شرك مى دانند. گروه دوم اهل سنّت و عده اى از شيعيان هستند كه فكر مى كنند امام وفات كرده است. هنگامى كه به حرم حضرت رضا (علیه السلام)  مى روند گويى به زيارت قبور مى روند! مى پندارند امام فوت كرده است!؟ نه امام را مى بينيم، نه فكر مى كنيم كه امام مى بيند! در اين مورد حالت بسيارى از ما همانند پيروان اهل سنّت است!

هنگامى كه به ديدن يكى از مسئولين عالى رتبه نظام مى رويم، مثلاً رئيس جمهور، چقدر در حركات خود دقت مى كنيم؟ در كلماتى كه مى گوييم دقت مى كنيم؟ نگاه خود را برنمى گردانيم، چرا كه خدمت اين مقام هستيم! اين مقام، ما را مى بيند! آيا همين مواظبت و دقت را در محضر امام رضا (علیه السلام) هم داريم؟ گويى به زيارت مرده اى مى رويم؟ حضرت رضا (علیه السلام) وفات كرده است!!

آيا معنى «اشهد انك تشهد مقامى و تسمع كلامى و ترد سلامى» را مى فهميد؟ گروه سوم امام را حىّ، حاضر، ناظر و قادر مى دانند. امام عين الله ناظره است. مؤمن خدا را حاضر مى داند، واسطه خدا را هم حاضر مى داند. عينك داشته باشيم و ببينيم، مؤمن مى فهمد امام زنده است، ناظر است، قادر و مقتدر است. ائمه (علیه السلام)  حاضرند! حاضرند! مى بينند! جواب مى دهند. اين ها ممتاز هستند، از ملائكه بالاتر هستند. التفات ما كم است!

حرم مى رويم و مى آييم فكر مى كنيم كسى ما را نديده است؟ ملائكه از ما غافل نيستند. ما را مى بينند!

 

فوائد زيارت:

در باب زيارت فوائد بسيارى وجود دارد كه مختصرا به گوشه اى از آنها اشاره مى كنيم.

الف. بعد تربيتى و اخلاقى

1. احترام به شخصيت هاى بزرگ دينى - مذهبى؛

2. انگيزه براى اتصاف به صفات اولياء خدا؛

3. پرورش حالت خضوع و خشوع؛

4. احساس نشاط و پشتوانه اى معنوى؛

5. مضامين عاليه زيارت مأثوره القاء كننده معارفى عميق مى باشد؛

6. حالت توبه و بازگشت به سوى خدا.

ب. بعد معنوى و دينى

1. عبادت و ارتباط با خدا و ولى خدا؛

2. ايجاد روحيه شهادت طلبى و جهاد در راه خدا؛

3. بيعت و تجديد پيمان با نبى (صلی الله علیه وآله)  و با امام (علیه السلام)  و دين؛

4. اميد به آمرزش گناهان؛

5. حالت دعا كه دعا بخشى از زيارت است كه با واسطه قرار دادن نبى (صلی الله علیه وآله)  يا ولى، راه ارتباط و تقرّب با خدا حاصل مى شود؛

6. تعظيم شعائر دينى و مذهبى.

ج. بعد سياسى- اجتماعى

1. ايجاد همبستگى و وحدت بين قلب ها و امت اسلامى؛

2. فرهنگ سازى و بالندگى فرهنگى و فكرى؛

3. تبادل و تضارب افكار؛

4. ايجاد كانون هاى مذهبى، حوزه هاى علمى و دانشگاه هاى دينى؛

5. گسترش مدنيت و تعميق روابط اجتماعى.

د. بعد اقتصادى و هنرى

1. ايجاد آبادانى و رونق زندگى؛

2. خلق آثار هنرى مانند معمارى در اماكن متبرّكه؛

3. توسعه سنّت وقف و موقوفات؛

4. گسترش سنّت نذر و نذورات؛

5. تبادل تجارت و اطلاعات اقتصادى؛

6. توسعه صنعت توريسم.

لازم به ذكر است برخى فوائد زيارت «هميشگى و همگانى» است. مانند اين كه: ياد بزرگان و معصومان، آدمى را در مسير بزرگوارى و پاكى و قدم برداشتن در مسير عصمت كمك مى كند و اين فايده براى همه زائران با اختلاف مراتب حاصل است به طورى كه حداقل در مدت زيارت، زائر در محيط معنوى قرار مى گيرد و اهتمام نسبت به نماز اول وقت، تلاوت قرآن و ارتباط معنوى با اولياى الهى و هم نشينى با خوبان و عبادت كنندگان پيدا مى كند و زمينه استغفار براى همگان بيشتر فراهم مى گردد.

و برخى فوايد مقطعى و موردى است به طورى كه ديده شده، برخى از زائران در همين دنيا و به صورت زودهنگام حاجت آنها برآورده مى شود و پيمانه خود را از دست ولى خدا پُر مى كنند. تجلّى اين گونه كرامات موجب جلب توجّه همگان به سوى آستان مقدس اولياى الهى مى گردد تا رابطه معنوى خويش را و رفت و آمد به اين مكان مقدس را بيش از پيش ادامه دهند.

البته فايده ثواب و شفاعت اُخروى نيز شامل همه زائران مى شود. چنان كه حضرت پيغمبر (صلی الله علیه وآله)  به اميرمؤمنان على (علیه السلام)  فرمود: «يا ابالحسن! به درستى كه خداى تعالى قبر تو و فرزندان تو را، بُقعه هايى كرده است از بُقعه هاى بهشت و عرصه اى از عرصه هاى آن و دل هاى خلق و برگزيدگان بندگان خد را مايل به آنها ساخته، تا خوارى و اذيت راه را متحمّل شوند و قبور شما را تعمير كنند و بسيار به زيارت آيند؛ به جهت تقرّب به خدا و دوستى پيغمبر او. يا على! اين طايفه مخصوص اند به شفاعت من و وارد مى شوند بر حوض من و ايشانند زيارت كنندگان من و همسايگان من فرداى قيامت در بهشت»[26].

 

تبرک جویی :

«اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هذا فَأَلْقُوهُ عَلى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيراً وَ أْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ»[27]؛ «اين پيراهن مرا ببريد و آن را بر چهره پدرم بيفكنيد [تا] بينا شود، و همه كسان خود را نزد من آوريد».

از اين آيه شريفه به خوبى استفاده مى شود كه همان گونه كه اولياى الهى مقدس هستند و كلام آنها داراى اثر است، متعلّقات آنان نيز داراى اثر مى باشد. به طورى كه پيراهن و يا ضريح آنان نيز داراى اثر مى باشد و زائران مى توانند به آن متبرك شوند و يا براى ديگران تبرّكى ببرند و انشاءالله داراى اثر باشد.

 

 

زيارت امامان (علیهماالسلام) 

 

آداب زيارت :

«فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى»[28].

1. نخست طهارت ظاهرى مانند وضو و غسل زيارت و طهارت باطنى كه همان قصد قربت و صفاى دل است براى كسب فيض.

«فيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرينَ»[29].

2. پوشيدن لباس پاك و نو و عطرآگين كردن خود.

«يا بَنى آدَمَ خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ»[30].

3. كنار گذاشتن صدقه و انفاق به فقرا.

«وَ أَنْفِقُوا مِمّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفينَ فيهِ فَالَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ أَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبيرٌ»[31].

4. پرهيز از سخنان بيهوده و لغو، تمركز حواس و حضور قلب.

«وَ الَّذينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»[32].

 5. تسبيح و حمد خداوند و فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد (صلی الله علیه وآله)  و استغفرالله ربى و اتوب اليه.

«إِنَّ اللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليمًا»[33].

6. خواندن اذن دخول و اجازه ورود خواستن.

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاّ أَنْ يُؤذَنَ لَكُمْ»[34].

7. هرگاه ضريح مطهر را ديديد قبل از شروع به خواندن زيارت ذكر «الله اكبر» را چندين بار تكرار كنيد.

«وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبيرًا»[35].

8. چنانچه عذرى ندارد زيارت را ايستاده بخواند.

9. خواندن زيارات مأثوره اى هم چون «امين اللّه ، جامعه كبيره، صلوات خاصه ...».

10. هنگام خواندن زيارت صداى خود را بلند نكند.

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ»[36].

11. دو ركعت نماز زيارت پس از اتمام زيارت.

«قُلْ لِعِبادِيَ الَّذينَ آمَنُوا يُقيمُوا الصَّلاةَ وَ يُنْفِقُوا مِمّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً»[37].

12. تلاوت آياتى از كلام الله مجيد (قرآن) و هديه به روح مقدس امام (علیه السلام) .

«فَاقْرَؤا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ»[38].

13. عزم و تصميم بر ترك گناه و توبه در حضور امام (علیه السلام) .

«تُوبُوا إِلَى اللّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً»[39].

14. مهمترين ادب زيارت، حضور قلب نسبت به ياد خدا و فروتنى و تواضع به درگاه اولياى خدا مى باشد.

«ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ وَ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ»[40]؛ «و [نيز به يادآريد] هنگامى را كه گفتيم: «بدين شهر درآييد، و از [نعمت هاى] آن، هر گونه خواستيد، فراوان بخوريد، و سجده كنان از در [بزرگ] درآييد؛ و بگوييد: [خداوندا،] گناهان ما را بريز. تا خطاهاى شما را ببخشاييم، و [پاداش] نيكوكاران را خواهيم افزود».

 

نكته ها و پيام ها :

«ادْخُلُوا الْبابَ» دستور به حركت و ورود، حكايت از اهميت و لزوم همت و تلاش براى فراهم سازى زمينه هاى سفر به مكان هاى مقدس دارد.

«سُجَّداً» بر لزوم تواضع و فروتنى هنگام انجام زيارت تأكيد دارد.

«قُولُوا» خداوند مى فرمايد: «بگوييد» يعنى خودتان را به اين حد از آمادگى و پذيرش برسانيد كه اعتراف كنيد و دعا كنيد.

«حِطَّةٌ» گناهان ما را بريز.

«نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ» نتيجه ورود همراه با تواضع و دعا و اعتراف به درگاه الهى، بشارت آمرزش خطاهاست.

«وَ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ» البته چه بسا زائران انسان هاى پاك و به دور از خطاها باشند كه در اين صورت زيارت موجب ترفيع درجات و افزايش پاداش مى شود.

در پايان دعا جهت سلامتى و فرج امام زمان زمان (علیه السلام)  و حفظ نظام اسلامى و طلب رحمت و آمرزش براى همه مسلمانان و سفارش كنندگان انجام گيرد.

 

چگونگى زيارت :

«إِنَّ اللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً»[41]؛ «خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى فرستند. اى كسانى كه ايمان آورده ايد، بر او درود فرستيد و به فرمانش به خوبى گردن نهيد».

مقام پيامبر (صلی الله علیه وآله)  [و امامان (علیهماالسلام) ] آن قدر والا است كه خداوند متعال و فرشتگان به او درود مى فرستند. از اين رو مؤمنان نيز وظيفه دارند كه بر پيامبران [و امامان ]صلوات بفرستند و تسليم باشند.

ـ صلوات خداوند به معناى نزول رحمت بر پيامبر و امامان (علیهماالسلام) .

ـ صلوات فرشتگان به معناى استغفار براى پيامبر و امامان (علیهماالسلام) .

ـ صلوات مؤمنان به معناى دعا و طلب رحمت براى پيامبر و امامان (علیهماالسلام) .

مهمترين ركن زيارت عرض سلام و صلوات به پيامبر (صلی الله علیه وآله)  و امامان و اولياى الهى (علیهماالسلام)  است. به طورى تحقق زيارت با عبارت «السلام عليك و رحمه اللّه  و بركاته» انجام مى گيرد و براساس آيه شريفه «وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيباً»[42]؛ «و چون به شما درود گفته شد، شما به [صورتى ]بهتر از آن درود گوييد، يا همان را [در پاسخ] برگردانيد، كه خدا همواره به هر چيزى حسابرس است».

از اين رو در پرتو زيارت، ارتباط معنوى و فزاينده ميان زائر و زيارت شونده برقرار مى شود. به طورى كه زائر با تمام احساس مى گويد: «اشهدُ اَنّكم تَرونَ مقامى و تسمعون كلامى و تردّون سلامى»؛ «گواهى مى دهم كه شما، جايگاه مرا مى بينيد و سخنان مرا مى شنويد و سلام مرا جواب مى دهيد». اينجاست كه حاجت ها و راز و نيازها به زبان مى آيد و پاسخ ها و برآورده شدن ها «ان شاءاللّه » به ثمر مى رسد. چنان كه در قرآن مجيد مى خوانيم:

«فَلَمّا دَخَلُوا عَلَيْهِ قالُوا يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ»[43]؛ «پس چون [برادران] بر او وارد شدند، گفتند: اى عزيز، به ما و خانواده ما آسيب رسيده است و سرمايه اى ناچيز آورده ايم. بنابراين پيمانه ما را تمام بده و بر ما تصدق كن كه خدا صدقه دهندگان را پاداش مى دهد».

 

تجديد عهد و پيمان :

«زيارت» در شيعه، عبادتى است داراى ابعاد بسيار: انسان را در مسير «اللّه » حركت مى دهد و توجه او را به ذات اقدسش بسيار مى كند؛ او را هم رنگ و پيرو معصومان قرار مى دهد؛ روح و روانش را از زنگار گناهان و آلودگى ها پاك مى كند و خلوص و طهارت را جانشين آن مى سازد. همچنين او را در جهت كارهاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى راهنمايى مى كند و از همه مهم تر راه و روشن چگونه زيستن را به او مى آموزد. پس زائر بايد در محضر ائمه (علیهم السلام)  تعهد نمايد كه دست به زشتى گناه نيالايد و پيمان ببندد كه بنده راستين خدا و پيرو واقعى آنان باشد.

 

اذن دخول :

آيه اللّه  بهجت در اين زمينه مى فرمايد:

«زيارت شما قلبى باشد. در موقع ورود، اذن دخول بخواهيد، اگر حال داشتيد به حرم برويد. هنگامى كه از حضرت رضا (علیه السلام)  اذن دخول مى طلبيد. مى گوييد: «أ أدخلُ يا حجّه اللّه ؟»؛ «اى حجت خدا: آيا وارد شوم؟» به قلبتان مراجعه كنيد و ببينيد آيا تحولى در آن به وجود آمده و تغيير يافته است يا نه؟ اگر تغيير حال در شما بود، حضرت (علیه السلام)  به شما اجازه داده است.

اذن دخول حضرت سيدالشهدا (علیه السلام)  گريه است؛ اگر اشك آمد، امام حسين (علیه السلام) اذن دخول داده اند و وارد شويد. اگر حال داشتيد، به حرم وارد شويد، اگر هيچ تغييرى در دل شما به وجود نيامد و ديديد حالتان مساعد نيست، بهتر است به كار مستحبى ديگر بپردازيد. سه روز، روزه بگيريد و غسل كنيد و بعد به حرم برويد و دوباره از آن حضرت اجازه ورود بخواهيد».

آيه اللّه  بيدآبادى نيز مى نويسد:

«تا زمانى كه شوق و ميل باطنى، به زيارت و دعا دارى، در حرم باش و زمانى كه ميل تو، به سستى گراييد؛ بلافاصله از حرم خارج شو كه ذكر نگفتن بهتر است از ذكرى كه با غفلت و بى توجهى به محتواى ذكر همراه باشد»[44].

«در حرم مطهّر براى پدر و مادرت و نيز كسانى كه حقى بر تو دارند (مانند بزرگان دين واساتيد و خويشاوندان و دوستان) دعا و طلب رحمت نماى»[45].

 

ادب و تشرّف:

تشرف امام خمينى به حرم مطهّر اميرالمؤمنين (علیه السلام)  با آن آداب خاص و زيارت حضرت نيز شايان توجه است. با كمال ادب و متانت، اذن دخول مى خواندند؛ سپس از طرف پايين پا وارد حرم مى شدند و مقيد بودند كه از بالاى سر مطهر حضرت امير (علیه السلام)  عبور نكنند و هنگامى كه مقابل ضريح مطهّر مى رسيدند، زيارت «امين اللّه » يا زيارت ديگرى را با نهايت اخلاص مى خواندند، بعد دوباره به طرف پايين پا بر مى گشتند و در گوشه اى از حرم نشسته، نماز، زيارت و دعا مى خواندند. باز دو ركعت نماز مى خواندند و سپس برمى خاستند و با رعايت آداب و اخلاص تمام، از حرم مطهر خارج مى شدند. در ايام زيارتى و جمعه ها برنامه منظّمى براى دعا و نيايش و نماز و قرآن داشتند كه اگر كار يك نفر فقط همين باشد، نمى تواند به اين منظّمى برنامه عبادتش را اجرا كند[46].

مرحوم آقاى املايى، نقل مى كرد:

«روزى در حرم مطهّر حضرت امام حسين (علیه السلام) ، امام خمينى را ديدم كه در ميان انبوه زائران گير كرده اند و نمى توانند قدمى به پيش بگذارند؛ جلو دويدم و با كنار زدن مردم راه را براى ايشان باز كردم. امام با اعتراض و ناراحتى مرا از اين كار منع كردند؛ ولى من بى توجه، به كار خود ادامه دادم ناگهان متوجه شدم كه امام از مسيرى كه من براى ايشان باز كرده ام، نيامده و تغيير مسير داده اند و در لابه لاى جمعيت به راه خود ادامه مى دهند»[47].

 

احترام به زائر:

حضرت آيه اللّه  ميرزا جواد آقا تهرانى مى گويد:

از تهران با اتوبوس عازم مشهد بودم... مسافر جوانى كه كنار من نشسته بود خوابش گرفت و كم كم سرش را روى شانه من گذاشت و به خواب ناز رفت. چند دقيقه اى اين وضع را تحمّل نمودم، امّا ديدم خيلى خسته هستم و هر طورى شده بايد خودم را كنترل كنم كه مبادا خوابم ببرد! حتّى مراقب بودم كه چُرت هم نزنم بالاخره تا صبح نخوابيدم و حتى چرت هم نزدم و آن شخص جوان الحمدللّه  تا مشهد خوابيد و من تمام شب را بيدار بودم و تا صبح محافظ او بودم و شانه ام را به همان صورت كه او خوابيده بود نگه داشتم كه مبادا به سبب تكان دادن شانه، او از خواب بيدار شود و موجب اذيتش شود[48].

 

بيانى كوتاه در شناخت حضرت ثامن الحجج (علیه السلام) 

امام هشتم شيعيان حضرت على بن موسى الرضا (علیه السلام)  در يازدهم ذيعقده سال 148 هجرى در مدينه منوّره متولد شدند.

پدر بزرگوارشان حضرت موسى بن جعفر (علیه السلام)  و مادر گراميش «تكتم» نجمه نام داشتند.

نام آن حضرت «على» و كينه اش «ابوالحسن» و به «رضا» ملقب بودند.

پس از شهادت پدرشان در سن 35 سالگى به امامت و زعامت نايل آمدند و ناخداى كشتى نجات بشر شدند تا آن را از امواج سهمگين و پرخطر بى عدالتى هاى عباسيان به ساحل آرام قسط و عدل هدايت كنند.

دوران بيست ساله امامت ايشان همزمان با خلافت سه خليفه عباسى بوده، ده سال نخست خلافت هارون الرشيد و پنج سال بعد، خلافت محمدامين فرزند هارون و پنج سال پايانى در خلافت مأمون گذشت.

مأمون در خراسان براى خاموش كردن نارضايتى طرفداران امام (علیه السلام)  و برجسته كردن روحيات علمى و معنوى دربار خود، و همچنين نشان دادن اقبال امام (علیه السلام)  به دنيا تصميم گرفت تا حضرت را به مرو دعوت نمايد.

امام رضا (علیه السلام)  ابتدا نپذيرفتند اما پس از تهديد و اجبار پذيرفته و سپس كنار قبر منور رسول اكرم (صلی الله علیه وآله)  رفتند و با اهل بيت خود وداع كردند و از طريق بصره، خرمشهر، اهواز، اراك، قم، رى و نيشابور در دهم شوال سال 201 هجرى قمرى به مرو وارد شدند.

بيش از دو سال در خراسان نبودند كه در روز جمعه آخر صفر سال 203 هجرى قمرى به دستور مأمون توسط زهر مسموم و شهيد شدند.

 

فضليت زيارت ثامن الحجج (علیه السلام) :

پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) :

به زودى پاره اى از تن من در زمين خراسان دفن مى شود. مؤمنى او را زيارت نمى كند جز اين كه خداوند بهشت را بر او واجب مى كند و پيكرش را بر آتش حرام مى گرداند.[49]

امام صادق (علیه السلام) :

«هر كس امام رضا (علیه السلام)  را زيارت كند گويا رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را زيارت كرده است».[50]

 امام رضا (علیه السلام) :

«ان زوار قبرى لاكرم الوفود على الله يوم القيامه و ما من مؤمن يزورنى فتصيب وجهه قطره من الماء الا حرم الله تعاليل جسده على النار»[51]؛ «زائران قبر من هنگام بار يافتن به ميهمانى خداوند روز قيامت از همه گرامى تر خواهند بود و هيچ مؤمنى نيست كه زيارت كند مرا و قطره اشكى (سختى آب و هوا و باران) بر صورتش بغلطد مگر اين كه خداى تعالى تن او را بر آتش حرام نمايد».

«من زارنى و هو يعرف ما اوجب الله تعالى من حقى و طاعتى فانا و آبائى شفعاوه يوم القيامه، و من كنا شفعاوه نجا»[52]؛ «هر كه مرا زيارت كند، در حالى كه حق و طاعت مرا كه خدا بر او واجب كرده بشناسد، من و پدرانم در روز قيامت شفيع او هستيم، و هر كه ما شفيع وى باشيم نجات يابد».

«من زارنى على بعد دارى و مزارى اتيته يوم القيامه فى ثلاثه مواطن حتى اخلطه من اهوالها. اذا تطايرت الكتب يمينا و شمالا، و عندالصراط، و عند الميزان»[53]؛ «كسى كه با دورى راه مزارم به زيارت من بيايد، روز قيامت در سه جا نزد او خواهم آمد و او را از بيم گرفتارى آن موقف ها رهايى خواهم بخشيد: هنگام دادن نامه عمل به دست راست و چپ، نزد صراط، نزد ميزان».

«.... و من هذه البقعه روضه من رياض الجنه و مختلف الملائكه لايزال فوج ينزل من السماء و فوج تصعد الى ان ينفخ فى الصور»[54]؛ «اين بارگاه بوستانى از بهشت است و محل آمد و شد فرشتگان آسمان، و همواره گروهى از ملائكه فرود مى آيند و گروهى بالا مى روند تا وقتى كه در صور دميده شود».

ـ عبدالسلام بن صالح هروى از امام رضا (علیه السلام)  نقل مى كند كه فرمودند: «روزگار سپرى نمى شود مگر اين كه طوس محل آمد و شد شيعيان و زائرانم مى گردد. بدان هركس مرا در طوس كه دور از وطنم است زيارت كند روز قيامت با من است و هم رتبه من، در حالى كه گناهانش آمرزيده شود».[55]

ـ ابونصر بزنطى گويد در نوشته اى از ابوالحسن الرضا (علیه السلام)  خواندم: «به شيعيان من ابلاغ كن همانا زيارت من نزد خدا برابر هزار حج است». راوى گويد: به حضرت جواد (علیه السلام)  عرض كردم هزار حج است؟

حضرت فرمودند: «آرى. به خدا سوگند هزار هزار (يك ميليون) حج است اما براى كسى كه با عرفان به حقش او را زيارت كند».[56]

امام جواد (علیه السلام) :

«هر كه قبر پدرم امام رضا (علیه السلام)  را (با معرفت) زيارت كند، خداوند تمام گناهانش را مى بخشد و بهشت از آن اوست»[57].

«براى كسى كه به زيارت پدرم برود بهشت را ضمانت مى كنم»[58].

ـ احمد بن محمد بن عيسى از داود حرمى و او از حضرت جواد (علیه السلام) : «هر كسى پدرم را زيارت كند بهشت بر او واجب مى شود».[59]

ـ ابن مهزيار گويد به امام جواد (علیه السلام)  گفتم: فدايت شوم زيارت امام رضا (علیه السلام)  افضل است يا زيارت اباعبدالله الحسين (علیه السلام) ؟ فرمود: «زيارت پدرم فضليتش بيشتر است چون كه امام حسين (علیه السلام)  را همه مردم زيارت مى كنند. اما پدرم را جز شيعيان خاص و زبده زيارت نمى نمايد».[60]

ـ عبدالعظيم حسنى از امام جواد (علیه السلام)  روايت مى كند: «كسى كه قبر پدرم رضا (علیه السلام)  را در طوس با شناخت حقش زيارت كند نزد خداى تعالى برايش بهشت را ضمانت مى كنم».[61]

 

احاديث امام رضا (علیه السلام) :

«رحم الله عبدا أحيا امرنا فقلت له، و كيف يحيى امركم، قال يتعلم علومنا و يعلمها الناس، فان الناس لو علموا محاسن كلا منا لاتبعونا»[62]؛ «خدا رحمت كند كسى كه امر ما را زنده كند. (راوى گويد) پرسيديم زنده نمودن او شما به چيست؟ فرمود: علوم و دانش هاى ما را فراگيرد و به مردم تعليم دهد، چرا كه اگر مردم زيبايى و نيكى هاى سخن ما را بدانند از ما پيروى مى كنند».

«من حاسب نفسه ربح و من غفل عنها خسر»[63]؛ «كسى كه به حساب نفس خود رسيدگى مى كند سود مى برد و كسى كه از نفس خود غافل است زيان كار است».

«من نعوذ بالله من النار و لم يترك شهوات الدنيا فقد استهز بنفسه»[64]؛ «كسى كه از آتش جهنم به خدا پناه مى برد و حال آن كه شهوات و اميال نفسانى دنيا را ترك نمى كند در حقيقت خود را مسخره كرده».

«الصغاير من الذنوب، طرق الى الكبائر و من لم يخف الله فى القليل لم يخفد فى الكثير»[65]؛ «انجام گناهان كوچك راهى است به سوى گناهان بزرگ، و هر كسى از خداوند در امور كم نترسيد در مسايل بزرگ و زياد نيز نمى ترسد».

«من تصدق بصدقه حين يصبح، اذهب الله عند نحس ذلك اليوم»[66]؛ «شخصى كه هنگام صبح صدقه دهد خداوند نحوست و شرور آن روز را از او برمى دارد».

«عونك للضعيف افضل من الصدقه»؛ «دستگيرى و كمك رسانى براى ضعيفان و نيازمندان فضليتش بيشتر از صدقه دادن است».

«المؤمن اذا غضب لم يخرجه غضبه عن حق»[67]؛ «مؤمن هنگامى كه خشمگين شود از حد اعتدال و حق خارج نمى گردد».

«التدبير قبل العمل يؤنك من الندم»[68]؛ «برنامه ريزى و دورانديشى قبل از هر عملى تو را از پشيمانى ايمن مى دارد».

«صديق كل امرء عقله و عدوه جهله»[69]؛ «دوست و همراه هر كسى عقل اوست و دشمنش جهل و نادانيش است».

«الايمان اقرار باللسان و معرفه بالقلب و عمل بالاركان»[70]؛ «حقيقت ايمان، عبارت است از اقرار به زبان، شناخت با قلب و عمل نمودن، با اعضاء و جوارح».

«صل رحمك و لو بشربه من ماء»[71]؛ «با بستگان خود ارتباط برقرار كن، گرچه به اندازه نوشيدن آبى باشد».

«التود الى الناس نصف العقل»[72]؛ «مهرورزى به مردم نيمى از عقل و انديشه است».

«ليست العبادة كثرة الصيام و الصلاه و انما العباد كثره التفكر فى امرالله»[73]؛ «عبادت به نماز و روزه زياد نيست، بلكه عبادت (مهم) تفكر در نشانه هاى خداوند است».

 

 

كرامات امام رضا (علیه السلام) 

 

خاطره آيه اللّه  حسن زاده آملى :

در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى كه در مسجد جامع آمل سرگرم به صرف ايام در اسم و فعل و حرف بودم و محو در فراگرفتن صرف و نحو؛ در سحرخيزى و تهجّد عزمى راسخ و ارادتى ثابت  داشتم. در رؤاى مبارك سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل كردم و به زيارت جمال دل آراى ولى اللّه  الاعظم ثامن الحجج على بن موسى الرضا ـ عليه و على آبائه و ابنائه آلاف التحيه و الثناء ـ نايل شدم.

در آن ليله مباركه قبل از آن كه به حضور باهرالنور امام رضا (علیه السلام)  مشرف شوم مرا به مسجدى بردند كه در آن مزار حبيبى از احباءاللّه  بود و به من فرمودند در كنار اين تربت دو ركعت نماز حاجت بخوان و  حاجت بخواه كه برآورده است. من از روى عشق و علاقه مفرطى كه به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم سپس به پيشگاه والاى امام هشتم سلطان دين رضا -روحى لترابه الفداء و خاك درش تاج سرم- رسيدم و عرض ادب نمودم بدون اين كه سخنى بگويم امام كه آگاه به سِرّ من بود و اشتياق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصيل آب حيات علم مى دانست، فرمود: نزديك بيا، نزديك رفتم و چشم به روى امام گشودم. ديدم با دهان مبارك آب دهانش را جمع كرد و بر لب آورد و به من اشارت فرمود كه بنوش. امام خم شد و من زبانم را در آوردم و با تمام حرص و ولع - كه خواستم لب هاى امام را بخورم - از كوثر دهانش آب حيات را نوشيدم و در همان حال به قلبم خطور كرد كه اميرالمؤمنين على (علیه السلام)  فرمود: پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  آب دهانش را به لبش آورد و من آن را خوردم كه هزار در علم و از هر درى هزار در ديگرى به روى من گشوده شد. پس از آن امام (علیه السلام) طى الارض را عملاً به من بنمود، كه از آن خواب نوشين شيرين كه از هزاران سال بيدارى من بهتر بود به درآمدم، به آن نويد سحرگاهى اميدواريم كه روزى به گفتار حافظ شيرين سخن بترنم آيم كه:

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

وندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند

چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى

آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند

من اگر كامروا گشتم و خوش دل چه عجب

مستحق بودم و اين ها به زكاتم دادند[74]


خاطره آيه اللّه  مجتهد شبسترى:

حيات و ممات ائمه طهار (علیه السلام)  يكى است، در زيارت مى خوانيم «اشهد انك تشهد مقامى و تسمع كلامى و ترد سلامى» يعنى شهادت مى دهم كه تو جاى مرا مى بينى و كلام مرا مى شنوى و سلام مرا جواب مى دهى.

در حيات آن ها صدها معجزه اتفاق افتاده است، در ممات آن ها هم آن معجزات تكرار شده است. يكى از علماى مشهد براى خود بنده از يكى از علماى مشهد مقدس شنيده كه مى گفت:

خانواده اى براى زيارت حضرت رضا (علیه السلام)  مى آيند و در يكى از طبقات بالاى هتل ملائكه ساكن مى شوند. روزى در خيابان نزديك هتل سر و صدايى بلند شود بچه اين خانواده از پنجره هتل خم مى شود تا ماجرا را تماشا كند، از همان بالا به پايين پرت مى شود. مادر بچه همان جا متوسل به آقا مى شود و فرياد مى زند «يا امام رضا ما ميهمان توييم به دادمان برسيد» سپس به اتفاق شوهرش به سرعت از پله هاى هتل پايين مى آيند وارد خيابان مى شوند مردم حلقه زده بودند به وسط جمعيت مى روند و كودك خود را سالم در ميان جمعيت مى بيند. از كودك كه سؤال مى كنند، مى گويد در موقع افتادن آقايى مرا گرفت و سالم به زمين گذاشت من فرياد زدم و مردم دورم جمع شدند.

 

خاطره آيه اللّه  وحيد خراسانى :

مرحوم حاج شيخ حبيت الله، بزرگان گلپايگان مى شناسد؛ از اوتاد و ابدال بود. روزى در پاسخ اين سؤال من كه چگونه به كمالات معنوى دست يافتى؟ فرمودند: ماجرا اين است مرا به بيمارستان بردند و بسترى كردند روزى حال من منقلب شد. رو كردم به طرف حرم امام رضا (علیه السلام)  و گفتم: آقا مدت چهل سال است كه نيمه هاى شب حتى در سرماى شديد زمستان و گرماى تابستان پشت حرم شما مى آمدم و نمازم شب مى خواندم تا در حرم باز شود، اولين كسى بودم كه هميشه وارد حرم مى شدم من اكنون در اينجا هستم حالا مى بينيم شما چه مى كنيد.

اين را تا گفتم ناگهان ديدم روزگار ديگرى است باغستانى است تختى در ميان باغ گذاشته شده و آقا على بن موسى الرضا (علیه السلام)  بر روى آن تخت نشسته اند و من هم كنارشان بودم بدون هيچ گفتگويى يك طاقه گل چيدند و به من دادند بعد متوجه شدم كه خبرى نيست، گل را گرفته بودم به هر فرد مريضى مى زدم خوب مى شد. سرطانى ها خوب مى شدند. اين كار تا زمانى بود كه ارباب معصيت با من دست نداده بودند. هر شب دست ارباب معصيت به دستم مى كشيدم خوب نمى شد. فقط دردش تخفيف مى يافت كه بعد با دعا و توسلى كه داشتم كار اثر خودش را مى كرد.

 

خاطره آيه اللّه  علم الهدى :

اين كرامت را مرحوم پدرم آيه اللّه  علم الهدى (كه امامت جماعت مسجد منتظر را به عهده داشتند) بيان نمودند. فردى به نام محمد لزگى كه از بلاد شيروان و قوچان بود و قامتى بلند داشته، روزگار جوانى را هنوز طى ننموده كه مبتلا به كورى مى شود، با توجه به اين كه او و عيالش در يك اطاق اجاره اى زندگى كرده اند و به علت كورى نمى توانسته است كار كند و درآمدى حاصل نمايد. زندگى را به سختى گذران مى نموده، به حدى كه اجاره محل زندگيش به عهده تعويق افتاده. روزى به منزل مى رود و عيالش را در حال گريه مى بيند، كه صاحب خانه اجاره عقب افتاده را مى خواهد. چون گفتم كه صبر كند زيرا الان نداريم. توهين نموده كه شما سيد نيستيد اگر سيد بوديد اينقدر فقير نمى شديد و شوهرت كور نمى شد. شوهر پس از شنيدن اين حرف ها ناهار نخورده با حالتى منقلب و بدون وضو وارد حرم آقا امام رضا (علیه السلام)  مى شود و دست در شبكه هاى ضريح مى اندازد با قلبى سوزناك و چشمانى پر اشك مى گويد: آقا اگر اين دختر از دختران شما نيست بايد ثابت شود و اگر هم هست عنايتى بفرماييد كه اين گونه خوار نشود براى ما عشيره هاى ترك بد است كه كسى ادعا كند سيدم ولى سيد نباشد سپس از حال مى رود. آقايى را در عالم بيهوشى مى بيند كه مقدارى پول در دستش گذارد و مى گويد محمد بلند شو ما از خداى متعال چشمان تو را خواستيم و دستى بر روى چشمان او مى كشند و مى فرمايند: اين پول را بگير و بدهى هايت را پرداخت كن و از آن خانه به خانه اى ديگر نقل مكان كن و به عيالت بگو كه از دختران ما هستى و به صاحب خانه بگو كه نسب ما نسب مسلّمى هست، سپس به هوش آمد، چشمانش را باز شده مى بيند كه مردم با ديدن اين صحنه به سر و روى او ريخته وقتى خدام او را به دفتر دلالت مى كنند او آنان را قسم مى دهد كه بگذاريد بروم زيرا عيالم در منزل گريه مى كند بعدا براى اداى توضيحات و نحوه شفا يافتن خدمت مى رسم كه به خانه مى رود و همسرش را شادمان مى كند و پيام حضرت را منتقل نمود و مقدار پول مرحمتى حضرت را شمرده و به صاحب خانه مى دهد كه صاحب خانه مى گويد درست همان مقدار است كه طلب داريم.

 

خاطره حجه الاسلام والمسلمين قرائتى:

پس از ازدواج با همسرم به مشهد مقدس مشرف شديم. چندى نگذشته بود كه پول مان تمام گرديد. براى تأمين غذا مانده بوديم. خيلى ناراحت بودم. ابتدا فكر كردم سجاده زيبائى را كه به همراه آورده بوديم بفروشم تا آن را برداشتم كه با خود ببرم همسرم متوجه شد و گفت: «آن را كجا مى بريد؟» جوابى دادم. ولى ترجيح دادم از اين كار بگذرم تصميم گرفتم در داخل حرم زيارتنامه بخوانم و از بابت آن پولى از زائران دريافت نمايم. وارد حرم مطهر حضرت رضا (علیه السلام)  شدم به تعدادى از زائران مراجعه كردم. آقا زيارت، زيارتنامه بخوانم، كسى جوابى نداد. تصميم گرفتم تسبيح چوبى ام را بفروشم متأسفانه آن هم نشد تلاش كردم آشنائى را پيدا كنم و از او پولى قرض بگيرم هر چه گشتم كسى را پيدا نكردم. از همه كس و همه جا نااميد شدم. رفتم داخل حرم به حضرت متوسل شدم آقا ميهمان و زائر شما هستم از همه كس و از همه جا نااميد گشتم اميد من شما هستيد عروس خانم گرسنه است دارد دير مى شود. اگر مى خواهيد عنايتى بفرماييد. زودتر! در همين موقع يكى از دوستانم به من مراجعه كرد و گفت 40 دقيقه است كه دنبال تو مى گردم. كجا هستى؟ پولى اضافه دارم مى خواهم به تو بدهم تا در قم به من بازگردانى فورا پول را در آورد و به من سپرد و رفت، از حضرت تشكر كردم و براى خريد غذا از حرم بيرون رفتم، جالب اينجاست زمانى كه دوستم اعلام كرد كه دنبالت مى گردم همان مدتى بود كه من به حضرت متوسل شده بودم.

زمانى در هنگام تشرف به محضر حضرت رضا (علیه السلام)  در طلا را بوسيدم وقتى به در چوبى رسيدم زورم آمد! ديدم برايم طلا با چوب فرق مى كند. خدمت آيه اللّه  مرواريد رسيدم و ماجرا را نقل كردم ايشان فرمودند: خداوند تو را دوست داشته است كه عيبت را زودتر به تو نشان داده است.

 

خاطره حجه الاسلام والمسلمين فردوسى پور :

آقا موسى زرآبادى شوهر همشيره آقا شيخ مجتبى قزوينى(ره) بودند. مرحوم آقا موسى بسيار متقى، پرهيزگار و زاهد بود، بنده از قول فرزندشان خليل آقا كه در قيد حيات هستند نقل مى كنم، در يك سفر ايشان به مشهد مقدس مشرف مى شوند. وقتى به شاهرود مى رسند، رودخانه شاهرود آبش جارى بوده است. عبور از اين رودخانه براى هيچ كس ممكن نبوده است. خود فرزندشان فرمودند: پدرم انگشترشان را در مى آورند و به آب رودخانه مى زدند و رودخانه باز مى شد و مى ايستاد، عين داستان حضرت موسى و رود نيل، بعد ايشان اشاره به كاروان مى كردند كه رد بشوند. وقتى از رودخانه عبور مى كردند آب رودخانه به جريان مى افتاد. بعد كه مشرف مى شوند به حرم حضرت رضا (علیه السلام)  مى بينند حضرت روى ضريح نشسته سلام مى دهند و به حضرت عرض مى كند كه من در اين سفر سه حاجت از شما مى خواهم. بلافاصله حضرت رضا (علیه السلام) مى فرمايند: يكى  از آن ها را در راه به تو داديم و دو تاى ديگرش را هم مى دهيم، من توضيح خواستم از خليل آقا، كه چيزى كه در راه اتفاق افتاده بود است. گفتند: بلى، منتهى اصل حاجت اين بوده كه مرحوم آقا موسى تقاضا داشتند كه يك دهم از آن قدرت الهى كه حضرت دارند به ايشان داده شود تا داراى قدرت اعجاز شوند، حضرت هم همان قدرت را به ايشان دادند و نشانه اش هم همين بود كه با اشاره به آب به وسيله انگشتر يا چوب آب مى ايستاد. آقا خليل گفت بعدها كه ما از پدر پرسيديم كه آن مسئله و قدرتى كه به شما داده بودند هست. فرمودند خير چون بس كه بر دوشم سنگينى مى كرد قادر به تحملش نبودم همان يك دهم آن قدر ثقيل بود كه از حضرت خواسته بودند كه آن را برداند (به قول خودشان تحويل دادند).

 

خاطره حجه الاسلام والمسلمين راشد يزدى :

حضرت آيه اللّه  مرتضى حائرى از دار دنيا مى روند، ايشان فرزند حاج شيخ عبدالكريم حائرى مؤس حوزه علميه بود. حضرت آيه اللّه  مرعشى نجفى چنين فرمودند: آقاى حائرى از دنيا رفت، شب اول قبرش نماز ليله الدفن خواندم و يك سوره ياسين هم قرائت نمودم. بعد از چند روز به خوابم آمد، پرسيدم آقاى حائرى اوضاع چطور است؟ چون يادم بود كه از دنيا رفته اند، گفت: وقتى از بسيارى مسايل گذشتيم و بدن مان را وارد قبر كردند روح من مثل اين كه لباسى را از تن درآورى از بدنم جدا شد، به طورى كه بدنم را مى ديدم در حالت بهت و حيرت نشسته بودم. ناگهان متوجه شدم از طرف پايين پايم صدايى بلند شد كه نگاه كردم ديدم دو نفر كه همه وجودشان آتش است به سمت من مى آمدند چشم هايشان تشخيص داده نمى شد ولى مى فهميدم كه دو نفر هستند. ترس وجودم را فرا گرفت. در همان جا در حالت بى كسى و غربت به خدا توجه كردم. در اين هنگام متوجه صدايى از بالاى سرم شدم. ديدم نورى به طرف من مى آيد. هر چه اين نور بيشتر به طرف من مى آمد آن دو نفر آتشين به طرف عقب مى رفتند. اين كار ادامه داشت تا حدى كه از آن دو نفر اثرى نماند. بالاى سرم آقايى نورانى را ديدم كه تبسمى به لب داشت. گفت: آقاى حائرى ترسيدى؟ گفتم آقا بله چه ترسى! شما چه كسى هستيد، آقا فرمودند: من على بن موسى الرضا (علیه السلام)  هستم، آقاى حائرى شما 38 مرتبه به زيارت من آمدند 38 بار به بازديدت مى آيم اين اولينش است. 37 بار ديگر نيز مى آيم.

نقل شده است آقاى حائرى در آخرين سفرشان به مشهد حضرت رضا (علیه السلام)  را در خواب يا... ديده. كه به ايشان فرموده بودند تو ديگر نيا، اكنون نوبت آمدن من نزد تو است. از همين موضوع، دريافته بود كه عمرش به پايان رسيده است.

 

خاطرات آيه اللّه  بهجت(ره):

آيه اللّه  بهجت(ره) مى فرمودند: زيارت امام رضا (علیه السلام)  بالاتر است، چرا كه به زيارت امام حسين (علیه السلام)  بسيارى از مسلمانان مى روند. ولى به زيارت حضرت امام رضا (علیه السلام)  فقط شيعيان اثنى عشرى مى آيند.

خيلى ها از حضرت امام رضا (علیه السلام)  سؤال كردند و خواستند و جواب شنيديد، در نجف، در كربلا، در مشهد مقدس، كسى مادرش را به كول مى گرفت و به حرم مى برد. چيزهاى عجيبى را مى ديد!

ملتفت باشيد! معتقد باشيد!

شفا دادن الى ماشاءالله؛ يكى از معاودين عراقى غدّه اى داشت و مى بايستى مورد عمل جراحى قرار مى گرفت. خطرناك بود از آقا خواستم او را شفا بدهد. شب در خواب ديدم حضرت معصومه (علیه السلام)  را كه فرمودند: «غده خوب مى شود احتياج به عمل ندارد».

همه زيارت نامه ها مورد تأييد هستند. زيارت جامعه كبيره را بخوانيد. زيارت امين اللّه  مهم است. قلب شما بخواند با زبان قلب خود بخوانيد. لازم نيست حوائج خودمان را در محضر امام (علیه السلام)  بشمريم. حضرت (علیه السلام)  مى دانند! مبالغه در دعاها نكنيد! زيارت قلبى باشد. امام رضا (علیه السلام)  به كسى فرمودند «از بعضى گريه ها ناراحت هستم»!

يكى از بزرگان مى گفت: من به دو چيز اميدواريم:

اولاً، قرآن را با كسالت نخوانده ام، بعضى قرآن را آن چنان مى خوانند كه گويى شاهنامه مى خوانند. قرآن كريم موجودى است شبيه عترت.

ثانيا، در مجلس عزادارى حضرت سيدالشهداء گريه كرده ام.

حضرت آيه اللّه  العظمى بروجردى (قدس سره) مبتلا به چشم درد شدند، فرمودند در روز عاشورا مقدارى از گل پيشانى عزاداران امام حسين (علیه السلام)  را در چشمان خود كردم، ديگر در عمرم چشم درد نشدم و از عينك هم استفاده نكردم!

پس از حادثه بمب گذارى در حرم مطهر، حضرت رضا (علیه السلام)  حضرت (علیه السلام)  به خواب كسى آمدند سؤال شد «در آن زمان شما كجا بوديد؟» فرمودند: «كربلا بودم»! اين جمله دو معنى دارد:

معنى اول؛ اينكه حضرت رضا (علیه السلام)  آن روز به كربلا رفته بودند.

معنى دوم؛ يعنى اين حادثه در كربلا هم تكرار شده است. دشمنان به صحن امام حسين (علیه السلام)  ريختند و ضريح را خراب كردند و در آنجا آتش روشن كردند!

كسى وارد حرم حضرت رضا (علیه السلام)  شد، متوجه شد سيدى نورانى در جلوى او مشغول خواندن زيارت نامه مى باشد، به آن سيد نزديك شد و متوجه شد كه ايشان اسامى معصومين (علیهماالسلام)  را يك يك با سلام ذكر مى فرمايند. هنگامى كه به نام مبارك امام زمان(عج) رسيدند سكوت كردند! آن كس متوجه شد كه آن سيد بزرگوار خود مولايمان امام زمان(عج) مى باشد.

زمانى كه در قم با رفقا به امام زاده اى در خارج از شهر رفتيم تا آب و هوايى بخوريم، يكى از دوستان خيلى خسته شد. از كسى از همراهان خواست كه با توسل وسيله اى را درخواست كند. در همان جا آن كس به امام زمان(عج) متوسل شد و از حضرت چنين خواست «يا صاحب الزمان! يك وسيله اى بفرست تا او سوار شود!» همان جا وسيله اى فورا حاضر شد و ما را سوار كردند و بردند!

در همين حرم حضرت رضا (علیه السلام)  چه كراماتى مشاهده شده است. كسى در رؤا ديد كه به حرم حضرت رضا (علیه السلام)  مشرف شده است. او متوجه شد كه گنبد حرم شكافته است و حضرت عيسى و حضرت مريم (علیه السلام)  از آنجا وارد حرم شدند، تختى گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا (علیه السلام)  را زيارت كردند. روز بعد آن دو كس در بيدارى به حرم مشرف گرديد. ناگهان متوجه شد حرم كاملاً خلوت مى باشد! حضرت عيسى و حضرت مريم (علیه السلام)  از گنبد وارد حرم شدند و بر تختى نشستند و حضرت رضا (علیه السلام)  را زيارت كردند. زيارت نامه مى خواندند. همين زيارت نامه از همان بالاى گنبد برگشتند. دوباره وضع عادى شد و قيل و قال شروع گرديد. حال آيا حضرت رضا (علیه السلام)  وفات كرده است؟

حرف آخر اينكه عمل كنيم به هر چه مى دانيم. احتياط كنيم بر آنچه خوب نمى دانيم. با عصاى احتياط حركت كنيم.

 

 

بيانى كوتاه در شناخت حضرت معصومه (علیهاالسلام) 

 

 نسب حضرت معصومه (علیهاالسلام) :

* نام حضرت معصومه (علیهاالسلام)  «فاطمه كبرى» بود؛ زيرا حضرت كاظم (علیه السلام)  سه دختر به نام فاطمه داشتند و حضرت معصومه (علیهاالسلام)  بزرگتر از آنها بود.

* مادر آن حضرت بانوى بزرگوارى به نام «نجمه» خاتون بود.

* لقب «معصومه» را امام رضا (علیهاالسلام)  بر ايشان نهاد.

* در شرافت نسب حضرت معصومه (علیهاالسلام)  همين بس كه ايشان دختر امام، خواهر امام و عمه امام هستند و همگى اين ائمه به علاوه امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام)  در جلالت شأن ايشان، روايت دارند. آن حضرت از معدود امام زادگانى است كه پنج معصوم در عظمت شأن او سخن گفته اند.

درست است كه روايات متعدّد و فراوانى در شأن شهر قم و اهالى آن وارد شده. ولى به طور مسلّم اهميت و مقام حضرت معصومه (علیهاالسلام) به اين جهت نيست كه در قم مدفون گرديده اند؛ بلكه در ميان فضائلى كه قم داشت مهمترين فضيلت اين است كه حضرت معصومه (علیهاالسلام)  را در خود جاى داد.[75]

* با توجه به اين كه حضرت معصومه (علیهاالسلام)  در سال 201  ه. ق رحلت كردند عمر شريف حضرت حدود 28  سال بود.

 

امام رضا (علیه السلام)  و حضرت معصومه (علیهاالسلام) :

*در ميان حدود 37 فرزند حضرت كاظم (علیه السلام) فقط امام رضا (علیه السلام) و حضرت معصومه (علیهاالسلام)  از يك مادر، آن هم بانوى بزرگوارى چون نجمه خاتون متولد شدند.

*امام رضا (علیه السلام)  25 سال بزرگتر از حضرت معصومه (علیهاالسلام) بودند؛ زيرا آن حضرت در سال 148  ه. ق به دنيا آمدند و حضرت معصومه (علیهاالسلام)  در سال 173  ه. ق.

*حضرت معصومه (علیهاالسلام)  21 سال تحت سرپرستى امام رضا (علیه السلام)  بودند؛ زيرا امام كاظم (علیه السلام) در سال 179  ه. ق به دستور هارون زندانى گشت و حضرت معصومه (علیهاالسلام) در آن زمان 6  ساله بودند و تا زمان هجرت امام رضا (علیه السلام) ـ سال 200  ه. ق ـ تحت كفالت حضرت بودند.

*امام رضا (علیه السلام)  دو سال بعد از حضرت معصومه (علیهاالسلام) شهيد شدند.

 

رحلت حضرت معصومه (علیهاالسلام)  :

حضرت معصومه (علیهاالسلام)  در مسير سفر از مدينه به خراسان در شهر ساوه بيمار شدند واز همراهان خويش تقاضا نمودند كه ايشان را به شهر قم ببرند.

سبب بيمارى آن حضرت طبق نقل برخى از مورّخان غم و اندوه فراوانى بود كه در اثر حمله دشمنان خاندان امامت به كاروان ايشان و شهادت برادران و مجروح ساختن جمع زيادى از همراهان بود. در اين حمله برادران حضرت كه پنج تن به نام هاى هارون، فضل، جعفر، قاسم و زيد بودند. همگى به شهادت رسيده و برادرزادگان و ساير ياران كه 23  تن بودند همگى مجروح يا كشته شدند و حضرت معصومه با ديدن پيكرهاى پاره پاره و غرق به خون عزيزان خود در هاله اى از غم و اندوه فرو رفت و اين مسئله موجب بيمارى ايشان گشت.

طبق نقلى نيز بعد از آن حمله، دشمنان در غذاى حضرت سمّ ريختند و آن سمّ موجب بيمارى و مسموم شدن و در نهايت شهادت ايشان بعد از 17 روز گرديد.[76]

پس از انتقال به قم و وفات حضرت معصومه (علیهاالسلام)  پيكر مطهر ايشان را غسل داده، كفن كردند و به محل حرم فعلى آوردند تا به خاك بسپارند. زمينى كه هم اكنون مرقد مطهر حضرت معصومه (علیهاالسلام) و صحن و سراى آن حضرت در آن جاى دارد، در عصر ورود حضرت معصومه (علیهاالسلام) به قم به نام باغ بابلان خوانده مى شد كه از باغ هاى موسى بن خزرج بود.

در آنجا اشعرى ها سردابى حفر كردند؛ ولى نمى دانستند چه كسى بايد حضرت را در قبر بگذارد. ناگاه از جانب صحرا دو نفر سوار نقابدار پيدا شدند وقتى به نزديك رسيدند از مركب خود پياده شده و بر جنازه حضرت معصومه (علیهاالسلام)  نماز خواندند، سپس داخل سرداب شده و جنازه را دفن كردند. آن گاه بيرون آمده و رفتند و كسى نفهميد آنها چه كسى بودند.[77] اين قضيه دلالت بر كرامت و شرافت آن حضرت دارد.

 

زيارتنامه مأثور[78]

*از آداب تشرف به حرم مطهر معصومان (علیهم السلام)  و امامزادگان، خواندن زيارت نامه آن بزرگواران است. زيارت نامه معصومان (علیهم السلام)  از سوى خود حضرات معصومين (علیهم السلام)  صادر گشته است. يعنى امامان، خود به شيعيان نحوه زيارت را مى آموخته اند. بنابراين الفاظ زيارت نامه ها جزو احاديث محسوب مى شود. اما غالباً زيارت نامه امامزاده ها، از ناحيه معصوم وارد نشده است بلكه كلماتى است كه علما و بزرگان با استفاده از احاديث، براى زيارت آنها تنظيم كرده اند. به همين جهت قرائت فاتحه براى امامزادگان سفارش شده است.

اما زيارت نامه حضرت معصومه (علیهاالسلام)  مانند زيارت نامه هاى ائمه (علیهم السلام)  از كلمات نورانى معصومان (علیهم السلام) بوده و جزو احاديث محسوب مى گردد. از امام رضا (علیه السلام)  دو زيارت نامه براى حضرت معصومه (علیهاالسلام) روايت شده است. و اين حاكى از مقام والاى آن بانوى بزرگ است. با توجه به اينكه سخنان و كلماتى كه ائمه (علیهم السلام)  بيان مى فرمودند به علت اتصال به منبع لايزال الهى خالى از مبالغه و خلاف است، عظمت حضرت معصومه (علیهاالسلام)  از عبارات و نكات ذكر شده در اين دو زيارت نامه روشن مى شود.

*در يكى از آن دو زيارتنامه امام رضا (علیه السلام) حضرت معصومه (علیهاالسلام) را به هشت لقب ملقب فرموده اند در نتيجه ايشان مانند مادر مظلومه شان زهراى اطهر (علیهاالسلام) داراى القاب متعددى هستند.

«السلام عليك ايّتها الطاهرة الحميدة البَرّةُ الرشيدةُ التقيَّة النقيّة الرضية المرضية».[79]

1. طاهره، كسى كه به مقام طهارت باطن و روح رسيده و از گناهان به دور است.

2. حميده، ستايش گر خداوند.

3. البَرَّة، نيكوكار.

4. الرشيده، كسى كه به كمال و رُشد عقلانى و روحى رسيده است.

5. تقيّه، كسى كه به مقام قرب تقوى نائل گشته است.

6. نقيّة، كسى كه نظيف و برگزيده است.

7. الرضيّة، كسى كه به مقام رضاى خدا رسيده و از خداى خويش رضايت كامل دارد.

8. مرضيه، كسى كه خداوند از او راضى است.

 

شباهت زيارت حضرت معصومه (علیهاالسلام)  با امام رضا (علیه السلام) :

*طبق زيارتنامه ذكر شده از امام رضا (علیه السلام) ، زيارت حضرت معصومه (علیهاالسلام) زيارت همه انبياى اولوالعزم ـ آدم، نوح، موسى، عيسى و رسول اللّه  (صلی الله علیه وآله)  ـ و زيارت همه چهارده معصوم (علیهم السلام) است، يعنى در آن همه اين بزرگان زيارت مى شوند. و جالب اين كه چهارده معصوم به صورت مخاطب حاضر در حرم حضرت معصومه (علیهاالسلام) زيارت مى شوند «السلام عليك؛ سلام بر تو اى...» گويا كه همگى در اين حرم حضور دارند و حرم حضرت معصومه (علیهاالسلام)  حرم اهل بيت است.

*امام رضا (علیه السلام) درباره زيارت حضرت معصومه (علیهاالسلام)  فرموده اند:

«من زار المعصومةَ بقُم كمَن زارَنى»؛[80] كسى كه مرقد حضرت معصومه (علیهاالسلام)  را در قم زيارت كند مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است».

 

امامزادگان حرم حضرت معصومه (علیهاالسلام) :

قبر شريف حضرت معصومه (علیهاالسلام)  در زير ضريح فعلى داخل يك سرداب (زيرزمين) واقع شده و در آن سرداب بعد از حضرت معصومه (علیهاالسلام) بانوان جليل القدر ديگرى در جوار حضرت دفن شده اند كه عبارتند از:

الف) زينب دختر امام جواد (علیه السلام) ؛

ب) امّ  محمد نوه امام جواد (دختر موسى بن جواد (علیه السلام) )؛

ج) ميمونه نوه امام جواد (دختر موسى بن جواد (علیه السلام) )؛

د) بُرَيهيه نوه امام جواد (دختر موسى بن جواد (علیه السلام) )؛

ه) امّ  اسحاق كنيز محمد بن موسى نوه امام جواد (علیه السلام) ؛

و) ام  حبيب كنيز يكى از نوادگان حضرت جواد (علیه السلام) (پسر نوه امام جواد ـ محمد بن احمد بن موسى الجواد)[81].

پس مناسب است در زيارت حضرت معصومه (علیهاالسلام)  آن مخدرات و بانوان بزرگ نيز اينگونه زيارت شوند «السلام عليكُنّ يا بناتَ رسول اللّه » يا بگوييم: «السلام على رسول اللّه  و على ذرية رسول اللّه ».

امامزادگان ديگرى كه تا سال 385  ه. ق در مقبره حضرت معصومه (علیهاالسلام) خارج سرداب دفن شده اند چندين نفر هستند:

الف. امامزاده حسين نواده پنجم امام صادق (علیه السلام) ؛

ب. امامزاده حمزه از نوادگان امام سجاد (علیه السلام) ؛

ج. امامزاد ابوجعفر از نوادگان امام سجاد (علیه السلام) ؛

د. امامزاده ابوالقاسم از نوادگان امام سجاد (علیه السلام) ؛

ه. امامزاده على بن حمزه از نوادگان امام سجاد (علیه السلام) ؛

و. امامزاده ابوعلى از نوادگان امام سجاد (علیه السلام) ؛

ز. امامزاده ابوجعفر ثانى؛

ح. امامزاده ابومحمد از نوادگان امام سجاد (علیه السلام) ؛

ط. امامزاده ابوعلى ثانى؛

و... .[82]

اولين سايه بان مقبره شريف حضرت معصومه (علیهاالسلام) را خاندان اشعرى بنا نمودند. حضرت زينب دختر امام جواد (علیه السلام) نيز گنبد و بارگاهى با آجر و سنگ و گچ بر روى مرقد مطهر ساخت و در هر دوران صحن و سراى حضرت پرشكوه تر گشت تا اينكه در زمان صفويّه گسترش حرم به اوج خود رسيد و حرم فعلى از آثار همان دوره است.

 

 

مختصرى از مسجد مقدس جمكران

  

تاريخچه مسجد:

«شيخ عفيف صالح حسن بن مثله جمكرانى مى گويد:

شب سه شنبه، هفدهم ماه مبارك رمضان 393 هجرى، در سراى خود خفته بودم كه جماعتى به در سراى من آمدند. نيمى از شب گذشته بود، مرا بيدار كردند و گفتند:

«برخيز و امر امام محمد مهدى صاحب الزمان، را اجابت كن كه تو را مى خواند».

حسن بن مثله مى گويد: «من، برخاستم و آماده شدم». چون به در سرا رسيدم، جماعتى از بزرگان را ديدم، سلام كردم. جواب دادند و خوشامد گفتند و مرا به آن جايگاه ـ كه اكنون مسجد (جمكران) است ـ آوردند.

حضرت امام (علیه السلام)  مرا به نام خود خواند و فرمود: «برو به حسن بن مسلم بگو: رخصت نيست كه تو ديگر در اين زمين زراعت كنى، بايد هر چه از اين زمين منفعت برده اى، برگردانى تا در اين موضع مسجد بنا كنند».

به حسن بن مسلم بگو: «اينجا، زمين شريفى است و حق تعالى اين زمين را از زمين هاى ديگر برگزيده و شريف كرده است».

حسن بن مثله مى گويد عرض كردم: «سيد و مولاى من! مرا در اين باره، نشانى لازم است؛ زيرا مردم سخن مرا بدون نشانه و دليل نمى پذيرند».

امام (علیه السلام)  فرمود: «تو برو رسالت خود را انجام ده. ما در اينجا، علامتى مى گذاريم كه گواه گفتار تو باشد».

 

كيفيت نماز تحيّت مسجد:

«مردم را بگو تا به اين موضع رغبت كنند و عزيز بدارند و چهار ركعت نماز در اين جا بگذارند: دو ركعت تحيت مسجد، در هر ركعتى، يك بار سوره حمد و هفت بار سوره «قُلْ هُو اللّه  اَحَد» [خوانند ]و تسبيح ركوع و سجود را هفت بار بگويند».

 

كيفيت نماز امام زمان(عج):

«و دو ركعت نماز صاحب الزمان بگذارند، بر اين ترتيب كه در [هنگام خواندن سوره] حمد چون به «اياك نعبد و اياك نستعين» برسند، آن را صد بار بگويند و بعد از آن، فاتحه را تا آخر بخوانند. ركعت دوم را نيز به همين طريق انجام دهند. تسبيح ركوع و سجود را نيز هفت بار بگويند. هنگامى كه نماز تمام شد، تهليل (لا اله الا اللّه ) و تسبيح فاطمه زهرا (علیهاالسلام)  را بگويند. آن گاه سر بر سجده نهاده، صد بار صلوات بر پيغمبر و آل او فرستند».

اين نقل، از لفظ مبارك امام (علیه السلام)  است كه فرمود:

«فمن صلاّ هما، فكانما صلى فى البيت العتيق»[83]؛ «هر  كس، اين دو  ركعت (يا اين دو نماز) را بخواند، گويى در خانه كعبه نماز خوانده است...».

 

 

احكام زيارت

 

شرايط قصر نماز

پرسش 1 . در چه صورتى در مسافرت، نماز شكسته مى شود؟

همه مراجع: اگر همه شرايط ذيل فراهم شود، نماز شكسته مى شود:

1. سفر او (رفت و برگشت) كمتر از هشت فرسخ شرعى نباشد؛

2. از اول مسافرت، قصد هشت فرسخ داشته باشد؛

3. در بين راه از قصد خود برنگردد؛

4. قصد ماندن ده روز در آنجا را نداشته باشد؛

5. سفر او معصيت و حرام نباشد؛

6. شغلش مسافرت نباشد مانند راننده ها؛

7. آنكه به حد ترخّص برسد؛

8. جايى كه سفر مى كند، وطن دوم او نباشد.[84]

تبصره 1 . حد ترخّص يعنى از وطن يا محل اقامتش به اندازه اى دور شود كه ديوار شهر را نبيند و صداى اذان آن را نشنود. (البته در تعريف حدترخص بين مراجع تقليد اختلاف نظر است). بنابر اين كسى كه قصد مسافرت دارد اگر بخواهد نمازش را نزديك دروازه شهر بخواند، بايد تمام بخواند.

تبصره 2 . ميان مراجع تقليد در تعيين مقدار فرسخ شرعى كمى اختلاف نظر است:

آيات عظام: امام خمينى، خامنه اى، بهجت، صافى، فاضل و نورى: مقدار هشت فرسخ شرعى را تقريبا 45كيلومتر،

آيات عظام: تبريزى، سيستانى و وحيد: تقريبا 44 كيلومتر،

آيه اللّه  مكارم: تقريبا 43 كيلومتر مى دانند.

 

پرسش 2 . كسى كه نمى داند در مسافرت چند روز مى ماند تكليف نمازش چه مى شود، آيا بايد شكسته بخواند يا تمام؟

همه مراجع: بايد نمازش را شكسته بخواند مگر آنكه تصميم داشته باشد ده روز يا بيشتر در آنجا بماند و اگر بدون تصميم و با ترديد سى روز را در يك شهر (نه چند شهر) اقامت كرد، بعد از سى روز (روز سى و يكم) بايد نمازش را تمام بخواند.[85]

 

سفر اتفاقى كثيرالسفر

پرسش 3 . اگر استاد يا دانشجويى كه در محل درس نمازش تمام است؛ چنانچه به طور اتفاقى، به سفرى مانند زيارت حضرت على بن موسى الرضا غير از محل درس مسافرت كند، نماز و روزه او چگونه است؟

همه مراجع (به جز سيستانى): نماز شكسته است و روزه صحيح نيست.[86]

آيه اللّه  سيستانى: نماز تمام و روزه صحيح است.[87]

 

انصراف قصد ده روز

پرسش 4 . به مشهد مقدس مشرّف شديم تصميم داشتيم بيش از ده روز در آنجا بمانيم. نمازمان را كامل خوانديم ولى بعد از گذشت چند روز، از اقامتمان منصرف شديم و تصميم گرفتيم قبل از ده روز به وطن باز گرديم، تكليف نماز در بقيه روزها چيست، آيا شكسته بخوانيم يا تمام؟

همه مراجع: تا هنگامى كه در آنجا بسر مى بريد نمازتان تمام است.[88]

 

سفر اطراف شهر

پرسش 5 . اگر قصد ماندن ده روز و يا بيش تر را در جايى داشته باشيم؛ چنانچه از آنجا به محلى كه فاصله آن تا اقامتگاه كمتر از چهار فرسخ شرعى (تقريبا 5/22 كيلومتر) است برويم و برگرديم، تكليف نماز در هر دو جا چيست؟

همه مراجع: اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى بخواهد به آن محل سفر كند نمازش در هر دو جا تمام است.[89]

 

پرسش 6 . بنا داريم با اردوى دانشجويى بيش از ده روز به سفر زيارت حضرت على بن موسى الرضا مشرف شويم و گاهى روزها به محل هاى اطرف كه از حد ترخص خارج است و فاصله آنها تا اقامتگاه (مشهد مقدس) كمتر از چهار فرسخ شرعى است سفر كنيم، تكليف نماز در آنجا چگونه است؟

آيات عظام امام و نورى: اگر در مدت ده روز، تنها يك مرتبه و به اندازه دو ساعت، از محل اقامت به اطراف برويد و بازگرديد، نماز تمام است و در غير اين صورت شكسته است.[90]

آيه اللّه  بهجت: اگر قسمت عمده روز را در محل اقامت باشيد، نمازتان تمام است.[91]

آيات عظام تبريزى و وحيد: اگر مدت رفت و بازگشت، به اندازه يك يا دو ساعت باشد، كه در نظر عرف با اقامت ده روز منافات ندارد، نماز تمام است و اگر از اين مقدار بيش تر شود، بنابر احتياط واجب بايد جمع بين شكسته و تمام كنيد و اگر تمام يا بيش تر روز را از محل اقامت خارج شويد بايد نماز را شكسته بخوانيد.[92]

آيه اللّه  خامنه اى: اگر در مدت ده روز، به اندازه يك تا دو ساعت در روز ـ يا چند روز كه مجموع آن به مقدار يك سوم روز يا يك سوم شب باشد ـ از محل اقامت به اطراف برويد، نماز تمام است و در غير اين صورت شكسته است.[93]

آيه اللّه  سيستانى: اگر مدت رفت و بازگشت، در نصف روز باشد (هر چند برگشتن بعد از رسيدن شب باشد) نماز تمام است؛ مگر آنكه دفعات خارج شدن او به مقدارى تكرار شود كه در نظر عرف گفته شود دو جا يا بيش تر اقامت دارد. در اين صورت نماز شكسته است.[94]

آيه اللّه  صافى: اگر از محل اقامت خارج شويد، نمازتان شكسته است.[95]

آيه اللّه  فاضل: اگر به اندازه پنج يا شش ساعت، از محل اقامت به اطراف برويد و بازگرديد، نماز تمام است، به شرط آنكه شب را در محل اقامت بمانيد.[96]

آيه اللّه  مكارم: اگر به اندازه اى دور نيست كه جزء مسافرت محسوب شود نماز تمام است.[97]

 

مسافرت قبل از ظهر

پرسش 7 . كسى كه پيش از ظهر تصميم به مسافرت دارد، تكليف روزه او چه مى شود؟

همه مراجع (به جز تبريزى و سيستانى): اگر پيش از ظهر مسافرت كند، روزه اش باطل است؛ ولى قبل از آنكه به حد ترخّص برسد، نمى تواند روزه را بخورد.[98]

آيه اللّه  تبريزى: اگر از سر شب تصميم بر سفر داشته و پيش از ظهر مسافرت كند، روزه اش باطل است؛ ولى قبل از آنكه به حد ترخص برسد، نمى تواند روزه را بخورد و اگر پيش از ظهر تصميم بر مسافرت گرفته، بنابر احتياط واجب بايد روزه بگيرد.[99]

آيه اللّه  سيستانى: اگر پيش از ظهر مسافرت كند، بنابر احتياط واجب بايد روزه اش را افطار كند؛ ولى قبل از آنكه به حد ترخص برسد، نمى تواند روزه را بخورد.[100]

 

روزه در سفر

پرسش 8 . آيا گرفتن روزه هاى قضا، در سفر صحيح است؟

همه مراجع: خير، جايز نيست.[101]

 

نذر روزه

پرسش 9 . كسى كه در ماه رمضان در سفر است، آيا مى تواند نذر كند روزه بگيرد؟

همه مراجع: خير، جايز نيست.[102]

 

پرسش 10 . به بارگاه حضرت على بن موسى الرضا (علیه السلام) مشرف شدم، آيا در آنجا مى توانم نذر روزه كنم و روزه بگيرم؟

آيات عظام امام، تبريزى، صافى، فاضل، نورى و وحيد: در مسافرت، نذر روزه جايز نيست.[103]

آيات عظام بهجت، خامنه اى و سيستانى: آرى، در مسافرت نذر روزه جايز و صحيح است.[104]

آيه اللّه  مكارم: در مسافرت نذر روزه اشكال دارد و اگر نذر كرد، احتياط واجب آن است كه به نذر خود عمل كند.[105]

 

پرسش 11 . آيا مى توانيم پيش از سفر در وطن خود، نذر كنيم كه در سفر روزه مستحبى بگيريم؟

همه مراجع:  آرى، اين نذر صحيح است.[106]

 

اجازه همسر

پرسش 12 . اگر زن بدون اجازه شوهرش به مسافرت برود، تكليف نمازش چيست؟

همه مراجع (به جز تبريزى و مكارم): بايد نمازش را در آنجا تمام بخواند.[107]

آيه اللّه  تبريزى: اگر نشوز صدق كند، بايد نمازش را در آنجا تمام بخواند.[108]

آيه اللّه  مكارم: بنابر احتياط واجب بايد نمازش را در آنجا تمام بخواند.[109]

 تبصره . اگر سفر زن سفر واجب باشد مانند سفر حج واجب در اين صورت اجازه شوهر براى مسافرت لازم نيست. بنابر اين نماز آنجا شكسته خواهد بود.

 

اجازه پدر

پرسش 13 . اگر فرزند بدون اجازه پدر و مادرش مسافرت كند، تكليف نمازش چيست؟

همه مراجع (به جز سيستانى): اگر پدر و مادر از اين سفر نهى كنند به طورى كه مايه اذيت آنان شود، بايد نمازش را در آنجا تمام بخواند.[110]

آيه اللّه  سيستانى: اگر پدر و مادر از اين سفر نهى كنند به طورى كه مايه اذيت آنان شود و منشأ اذيت شفقت و دلسوزى آنان باشد، بايد نمازش را در آنجا تمام بخواند.[111]

آيه اللّه  بهجت: اگر پدر و مادر از اين سفر نهى كنند، بايد نمازش را در آنجا تمام بخواند.[112]

به تبصره پرسش «اجازه همسر» مراجعه كنيد.

 

اجازه دوران عقد

پرسش 14 . آيا در دوران عقد ـ كه دختر در خانه پدر و مادر زندگى مى كند ـ براى مسافرت نياز به اجازه شوهر دارد؟ اگر بدون اجازه به مسافرت برود، تكليف نمازش چيست؟

آيات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل، مكارم و نورى: آرى، بايد اجازه بگيرد و اگر بدون اجازه مسافرت كند، بايد نمازش را در آنجا تمام بخواند.[113]

آيه اللّه  فاضل: در اين فرض بنا بر احتياط واجب، بايد اجازه بگيرد و اگر بدون اجازه مسافرت كند، بنابر احتياط واجب بايد نمازش را در آنجا تمام بخواند.[114]

آيات عظام تبريزى و وحيد: خير، در اين فرض اجازه شوهر، لازم نيست و نمازش در مسافرت شكسته است.[115]

آيه اللّه  سيستانى: اگر در شهرى كه زندگى مى كنند، متعارف اين است كه دختر در اين مدت از شوهر اجازه نمى گيرد؛ در اين صورت، نمازش در مسافرت شكسته است و در غير اين صورت، بايد اجازه بگيرد و اگر بدون اجازه مسافرت كند، بايد نمازش را در آنجا تمام بخواند.[116]

 تبصره . اگر زن در ضمن عقد، شرط كرده باشد كه در اين مدت، بدون اجازه او بيرون رود و يا عقد بر توافق قبلى واقع شده باشد؛ در اين صورت به فتواى همه مراجع، اين شرط نافذ است و ديگر اجازه شوهر لازم نيست.

 

اجازه ديدار والدين

پرسش 15 . اگر زن بدون اجازه شوهرش، بخواهد براى ديدار والدين خود مسافرت كند؛ آيا مى تواند بدون اجازه او مسافرت كند، تكليف نمازش در سفر چيست؟

همه مراجع: خير، نمى تواند بدون اجازه شوهر به ديدار آنان برود و صله رحم منحصر به رفت و آمد نيست؛ بلكه با احوال پرسى و پيغام فرستادن از طريق تلفن، نامه و مانند آن نيز محقّق مى شود. نمازش در آنجا تمام مى باشد.[117]

 

حيض در سفر

پرسش 16 . زن حائض در شهرى كه وطنش نيست قصد ماندن ده روز مى كند در بين اين ده روز از خون پاك مى شود آيا بايد نماز خود را شكسته بخواند يا تمام؟

همه مراجع: اگر قصد ماندن ده روز را داشته، نمازش تمام است هر چند تعدادى از روزها را نماز نخوانده باشد.[118]

 

گلزار شهدا

پرسش 17 . آيا رفتن فرد جنب يا حائض بر سر قبر بزرگان دين و يا گلزار شهداء جايز است؟

همه مراجع: آرى، جايز است.[119]

 

حسينيه

پرسش 18 . حضور زنان حائض در حسينيه ها چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اشكال ندارد.[120]

 

سرداب مسجد

پرسش 19 . ورود زن حائض به مكان هايى كه شك دارد جزء مسجد است (مانند بام، سرداب و مقدارى كه به مسجد افزوده مى شود) چگونه است؟

همه مراجع: آنچه مشكوك است، حكم مسجد را ندارد و ورود به آنجا براى زن حائض اشكال ندارد.[121]

 

حرم امامزادگان

پرسش 20 . آيا ورود فرد جنب يا حائض به داخل حرم امام زادگان مانند حرم حضرت معصومه جايز است؟

همه مراجع: آرى جايز است.[122]

تبصره . اگر در موردى ورود به حرم باعث هتك و بى حرمتى شود، جايز نيست.

 

رواق هاى حرم

پرسش 21 . آيا زن حائض و فرد جنب مى تواند بى آنكه داخل حرم شود به رواق هاى اطراف ضريح مطهر امام معصوم (علیه السلام)  برود؟

همه مراجع (به جز بهجت و فاضل): آرى، اشكال ندارد.[123]

آيات عظام بهجت و فاضل: بنابر احتياط واجب جايز نيست.[124]

تبصره . حكم ياد شده در صورتى است كه رواق هاى حرم، مسجد نباشد.

 

حرم امامان (علیهم السلام) 

پرسش 22 . حكم رفتن زن حائض به حرم امامان (علیهم السلام) چيست؟

همه مراجع (به جز بهجت، صافى و وحيد): عبور از حرم مطهر امام معصوم براى زن حائض اشكال ندارد؛ ولى بنابر احتياط واجب نبايد در آنجا توقف كند.[125]

آيه اللّه  بهجت: جايز نيست زن حائض به حرم امام معصوم وارد شود (هر چند از يك در وارد و از در ديگر خارج شود).[126]

آيه اللّه  صافى: احتياط واجب آن است كه زن حائض به حرم امام معصوم وارد نشود (هر چند از يك در وارد و از در ديگر خارج شود).[127]

آيه اللّه  وحيد: توقف در حرم امام معصوم براى زن حائض جايز نيست و احتياط واجب آن است كه از يك در وارد و از در ديگر خارج شود.[128]

 تبصره . مقصود از حرم امام (علیه السلام)  كه توقف زن حائض در آنجا ممنوع است، همان محدوده اى است كه ضريح امام (علیه السلام)  در آنجا قرار دارد. بنابراين حياط، صحن و خانه هاى اطراف حرم را شامل نمى شود.

 

خواندن دعاى كميل

پرسش 23 . در دعاى كميل آيه (افمن كان مؤمنا كمن كان فاسقا لايستوون) وجود دارد اين آيه از سوره اى است كه سجده واجب دارد آيا زن حائض مى تواند دعاى كميل بخواند؟

آيات عظام امام، بهجت، فاضل و نورى: خواندن دعاى كميل براى زن حائض اشكال ندارد؛ ولى بايد آيه ياد شده را بر زبان جارى نكند.

آيات عظام تبريزى، خامنه اى، سيستانى، صافى و مكارم: خواندن دعاى كميل و نيز آيه ياد شده براى زن حائض اشكال ندارد؛ چه اينكه خواندن اصل آيه سجده دار براى حائض حرام است نه باقى سوره.[129]

آيه اللّه  وحيد: خواندن دعاى كميل براى زن حائض اشكال ندارد؛ ولى بنابر احتياط واجب آيه ياد شده را بر زبان جارى نكند.[130]

 تبصره 1 . آيه ياد شده، آيه 18 از سوره سجده است و آيه اى كه سجده دارد، آيه 15 از اين سوره است.

 تبصره 2 . اگر گفته شود: تنها خواندن آيات سجده دار براى زن حائض حرام است، خواندن آيه ياد شده در متن پاسخ براى او حرام نيست؛ ولى اگر خواندن تمام سوره هايى كه سجده واجب دارند، براى زن حائض حرام باشد، خواندن آيه شده براى او حرام خواهد بود؛ خواه در قرآن باشد يا در دعا.

 

غسل زيارت

پرسش 24 . آيا با غسل زيارت مى توان نماز خواند؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى و فاضل: خير، تنها با غسل جنابت مى توان نماز خواند؛ ولى با غسل هاى ديگر مانند غسل زيارت بايد وضو هم گرفت.[131]

آيه اللّه  مكارم: با همه غسل هاى واجب و مستحب مى توان نماز خواند و گرفتن وضو واجب نيست. اما احتياط مستحب آن است كه در غير غسل جنابت، (مانند غسل زيارت) وضو هم بگيرد.[132]

آيات عظام تبريزى، سيستانى، نورى و وحيد: با همه غسل هاى واجب و مستحب ـ غير از غسل استحاضه متوسطه ـ مى توان نماز خواند؛ اگر چه احتياط مستحب آن است كه در غير غسل جنابت، (مانند غسل زيارت) وضو هم بگيرد.[133]

 

غسل در سفر

پرسش 25 . اگر زن در بين مسافرت مانند قطار و اتوبوس، از حيض پاك شود و دسترسى به آب نداشته باشد تكليف نمازش چيست؟

همه مراجع: اگر وقت نماز تا رسيدن به مقصد تمام نمى شود بايد صبر كند و در غير اين صورت اگر در بين راه دسترسى به آب نداشته باشد بايد به جاى غسل حيض تيمم كند و بعد از تمييز كردن بدن نماز بخواند.[134]

 

مسافرت در رمضان

پرسش 26 . آيا مى شود در ماه رمضان، براى فرار از روزه مسافرت كرد؟

همه مراجع: مسافرت كردن در ماه رمضان ـ هر چند به عنوان فرار از روزه باشد ـ اشكال ندارد؛ ولى اين امر تا قبل از روز بيست و سوم مكروه است.[135]

 

 

كتابنامه

1. قرآن مجيد، ترجمه استاد محمد مهدى فولادوند.

2. شيخ عباس قمى، مفاتيح الجنان، قم: هجرت.

3. سيد على خامنه اى، اجوبة الاستفتاءات، تهران: انتشارات بين المللى الهدى، 1384.

4. محمد تقى بهجت، احكام دختران و بانوان.

5. حسين نورى، استفتاءات، قم: مهدى موعود.

6. سيد روح اللّه موسوى خمينى، استفتاءات، قم: دفتر انتشارات اسلامى، 1372.

7. ناصر مكارم شيرازى، استفتاءات جديد، قم: مدرسه على بن ابيطالب، 1379.

8. ميرزا جواد تبريزى، استفتاءات جديد، قم: سرور، 1378.

9. سيدمحمدكاظم طباطبايى يزدى، العروه الوثقى، قم: اسماعيليان، 1377.

10. عبدالحسين احمد الامينى النجفى، الغدير فى الكتاب و السنة و الادب، تهران: دارالكتب الاسلاميه، 1374.

11. سيد محمد حسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، تهران: دارالكتب الاسلاميه.

12. محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، تهران: دار الكتب الاسلاميه.

13. شيخ حسين بن محمد الديار بكرى، تاريخ الخميس فى احوال انفس نفيس، مصر: موسسه عثمانيه.

14. سيد روح اللّه  موسوى خمينى، تحريرالوسيله، ترجمه على اسلامى، قم: انتشارات اسلامى.

15. حسين وحيد خراسانى، توضيح المسائل، قم: مدرسة الامام باقر العلوم، 1419ق.

16. حسين نورى، توضيح المسائل، قم: مهدى موعود، 1380.

17. سيد محمدحسن بنى هاشمى خمينى، توضيح المسائل مراجع، قم: دفتر انتشارات اسلامى، 1377.

18. ابى جعفر محمد بن حسن الطوسى، تهذيب الاحكام، تصحيح: على اكبر غفارى، تهران: نشر صدوق، 1376.

19. لطف اللّه صافى، جامع الاحكام، قم: مؤسسه انتشاراتى حضرت معصومه(س) .

20. محمد فاضل لنكرانى، جامع المسائل، قم: اميرالعلم .

21. محمدى اشتهاردى، حضرت معصومه چشمه جوشان كوثر، نشر مطهر، 1386.

22. مرتضى عطايى، خاطراتى از آيينه اخلاق، نشر بهمن، 1385.

23. محمد كاظم موسوى بجنوردى، دايرة المعارف بزرگ اسلام، تهران: دائره المعارف اسلامى، 1383..

24. ذبيح اللّه  محلاتى، رياحين الشريعة، تهران: دارالكتب الاسلاميه، 1385.

25. شيخ عباس قمى، سفينه البحار، المطبعة العلمية، نجف، 1352 ق.

26. مسلم بن حجاج القشيرى نيشابورى، صحيح مسلم، بيروت : دار الكتاب العربى.

27. شيخ جواد تبريزى، صراط النجاة، قم: سلمان فارسى.

28. ابى جعفر محمدبن على ابن بابويه الصدوق، عيون اخبارالرضا، ترجمه: غفارى و مستفيد، بيروت: مؤسسه اعلمى.

29. على اكبر تشيد، قيام سادات علوى، تهران: دارالكتب الاسلاميه، 1388.

30. ابوالقاسم جعفربن محمد ابن قولويه قمى، كامل الزيارات، ترجمه: ذهنى تهرانى، تهران: طلوع آزادى، چاپ اول، 1377.

31. عباس فيض، گنجينه آثار قم، انتشارات اسلامى.

32. عزيزاللّه  عطاردى، مسند الامام الرضا، مشهد: به نشر، 1406.

33. محمد مهدى نراقى، معراج السعاده، بوستان توحيد، 1383.

34. شيخ عباس قمى، منتهى الآمال، قم: هجرت، 1386.

35. سيد على حسينى سيستانى، منهاج الصالحين، سنبله، 1384.

36. محمدبن حسن حرّ العاملى، وسائل الشيعه، قم: مؤسسه آل البيت لإحياء التراث، 1414.

37. محمد تقى بهجت، وسيلة النجاة.

38. ابوالحسن نورالدين السمهودى، وفاءالوفاء باخبار دارالمصطفى، لبنان: دارالكتب العلميه للنشر.

39. لطف اللّه  صافى، هدايه العباد، قم: مؤسسه انتشاراتى حضرت معصومه(س).

40. مجله پيام حوزه، شماره 6، قم: انتشارات اسلامى حوزه علميه قم.

41. سايت Sistani.org.

 

 

پی نوشت ها :

[1]. ميزان الحكمه، ج 2، ص 1308، 1365.

[2]. وسائل الشيعه، ج 2، ص 433.

[3]. بقره 2، آيات 257-255.

[4]. زخرف 43، آيه 13.

[5]. بحارالانوار، ج 76، ح 271.

[6]. ميزان الحكمه، ج 2، ص 1310.

[7]. نحل 16، آيه 89.

[8]. توبه 9، آيه 84.

[9]. كهف 18، آيه 21.

[10]. الميزان، ج 3، ص 285.

[11]. نجم 53، آيه 3 و 4.

[12]. الميزان، ج 10، ح 441.

[13]. دايرة المعارف بزرگ اسلام، ج 5، ذيل ابواء.

[14]. صحيح مسلم، ج 4، ص 64.

[15]. وفاءالوفاء باخبار دارالمصطفى، چاپ 4.3/932 به نقل از عبادبن ابى صالح.

[16]. الغدير، ج 5، ص 148 به نقل از اسناد اهل تسنن.

[17]. الغدير، ج 5، ص 170 به نقل از: صحيح مسلم.

[18]. الغدير، ج 5، ص 104.

[19]. تاريخ الخميس.

[20]. بحارالانوار، ج 43، ص 177.

[21]. آل عمران 3، آيات 169 و 170.

[22]. قمر 54، آيه 54.

[23]. عنكبوت 29، آيه 64.

[24]. نساء 4، آيه 80.

[25]. فتح 48، آيه 10.

[26]. معراج السعادة، ص 703.

[27]. يوسف 12، آيه 93.

[28]. طه 20، آيه 12.

[29]. توبه 9، آيه 108.

[30]. اعراف 7، آيه 31.

[31]. حديد 57، آيه 7.

[32]. مؤمنون 23، آيه 3.

[33]. احزاب 33، آيه 56.

[34]. احزاب 33، آيه 53.

[35]. اسراء 17، آيه 111.

[36]. حجرات 49، آيه 2.

[37]. ابراهيم 14، آيه 31.

[38]. مزمل 73، آيه 20.

[39]. تحريم 66، آيه 8.

[40]. بقره 2، آيه 58.

[41]. احزاب 33، آيه 56.

[42]. نساء 4، آيه 86.

[43]. يوسف 12، آيه 88.

[44]. پيام حوزه، شماره 6 .

[45]. همان.

[46]. همان، ج4، ص12.

[47]. همان، ص172 و 173.

[48]. خاطراتى از آيينه اخلاق، ص39.

[49]. سفينة البحار، ج 3، ص 492.

[50]. وسايل الشيعه، ج 10، ص 434.

[51]. شيخ صدوق، عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 248، بيروت: مؤسسه اعلمى.

[52]. وسايل الشيعه، ج 5، ص 436.

[53]. وسايل الشيعه، ج 10، ص 433.

[54]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 99، ص 44.

[55]. وسائل الشيعه، ج 10، ص 438.

[56]. كامل الزيارات، ص 306.

[57]. وسايل الشيعه، ج 10، ص 432 و 435.

[58]. وسايل الشيعه، ج 10، ص 435.

[59]. تهذيب، ج 6، ص 85.

[60]. بحارالانوار، ج 102، ص 38 ؛ كامل الزيارت، 306.

[61]. وسايل الشيعه، ج 10، ص 435.

[62]. عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 275.

[63]. بحارالانوار، ج 78، ص 352.

[64]. بحارالانوار، ج 75، ص 356.

[65]. عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 193.

[66]. شيخ جواد قيومى، صحيفة الرضا، قم: انتشارات اسلامى، 1373.

[67]. صحيفه الرضا، ص 380.

[68]. عزيزاللّه  عطاردى، مسند امام الرضا، ج 1، ص 293، مشهد: به نشر، 1406.

[69]. عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 27.

[70]. عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 31.

[71]. عزيزاللّه  عطاردى، مسند الامام الرضا، ج 1، ص 267، مشهد: به نشر، 1406.

[72]. مسند الامام الرضا، ج 1، ص 285.

[73]. مسند الامام الرضا، ج 1، ص 3.

[74]. به نقل از كتاب: هزار و يك كلمه ايشان.

[75]. تعداد 444 امامزاده بزرگوار در قم مدفونند حتى در جوار مرقد حضرت معصومه (علیهاالسلام)  دختران مكرّمه امام جواد (علیه السلام)  آرميده اند، اگر صرف اين مسئله و اهميت قم موجب آن همه تمجيد مى گشت لازم بود در شأن اين بزرگواران هم مطلبى بيان مى شد.

[76]. قيام سادات علوى، ص 166.

[77]. حضرت معصومه چشمه جوشان كوثر، محمدى اشتهاردى، ص  40.

[78]. بيان شده از جانب معصومين (علیهم السلام) .

[79]. بحارالانوار، ج 102، ص 266.

[80]. رياحين الشريعة، ج 5، ص 35.

[81]. بحارالانوار، ج 60، ص 220ـ229 ؛ منتهى الامال، ج 2، ص  162.

[82]. گنجينه آثار قم، فيض، ج 1، ص 392ـ391.

[83]. مفاتيح الجنان، آداب نماز حضرت حجتع.

[84]. توضيح المسائل مراجع، م 1272 تا 1355.

[85]. توضيح المسائل مراجع، م 1355 و وحيد، توضيح المسائل، م 1361 و دفتر: خامنه اى.

[86]. توضيح المسائل مراجع، م 1307 و وحيد، توضيح المسائل، م 1316 و خامنه اى، اجوبة الاستفتاءات، س 645.

[87]. توضيح المسائل مراجع، م 1307.

[88]. توضيح المسائل مراجع، م 1342 و وحيد، توضيح المسائل، م 1350 و دفتر: خامنه اى.

[89]. توضيح المسائل مراجع، م 1349 و وحيد، توضيح المسائل، م 1357 و دفتر: خامنه اى.

[90]. توضيح المسائل مراجع، م 1338.

[91]. توضيح المسائل مراجع، م 1338.

[92]. تبريزى، توضيح المسائل مراجع، م 1338 و وحيد، توضيح المسائل، م 1346.

[93]. خامنه اى، اجوبة الاستفتاءات، س 659.

[94]. توضيح المسائل مراجع، م 1338.

[95]. توضيح المسائل مراجع، م 1338.

[96]. توضيح المسائل مراجع، م 1338.

[97]. توضيح المسائل مراجع، م 1338.

[98]. توضيح المسائل مراجع، م 1721 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 1729 ؛ دفتر: خامنه اى.

[99]. تبريزى، توضيح المسائل مراجع، م 1721.

[100]. سيستانى، توضيح المسائل مراجع، م 1721.

[101]. امام، نورى و فاضل، تعليقات على العروة، ج 2، شرايط صحة الصوم، الخامس ؛ صافى، هداية العباد، ج  1، م 1354؛ تبريزى، سيستانى و وحيد، منهاج الصالحين، شرايط صحه الصوم؛ بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 1143 و دفتر: خامنه اى.

[102]. العروة الوثقى، ج 2، نيه الصوم، م 6.

[103]. نورى، استفتاءات، ج 1، س 231 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 584 ؛ دفتر: وحيد، تبريزى، امام و صافى.

[104]. دفتر: خامنه اى، سيستانى و بهجت.

[105]. مكارم، استفتاءات ، ج 2، س 482 و 475.

[106]. امام، نورى و فاضل، تعليقات على العروة، ج 2، شرايط صحة الصوم، الخامس ؛ صافى،هداية العباد، ج 1، م 1354؛ تبريزى، سيستانى و وحيد، منهاج الصالحين، شرايط صحة الصوم؛ بهجت، وسيلة النجاة، ج 1 م 1143 و دفتر: خامنه اى.

[107].  توضيح المسائل مراجع، احكام مسافر، شرط پنجم و دفتر: خامنه اى.

[108].  توضيح المسائل مراجع، احكام مسافر، شرط پنجم.

[109].  توضيح المسائل مراجع، احكام مسافر، شرط پنجم.

[110].  توضيح المسائل مراجع، احكام مسافر، شرط پنجم و م 1295 و وحيد، توضيح المسائل، م 1304 و دفتر: خامنه اى.

[111].  توضيح المسائل مراجع، احكام مسافر، شرط پنجم و م 1295

[112].  توضيح المسائل مراجع، احكام مسافر، شرط پنجم و م 1295

[113]. صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1333؛ امام، استفتاءات، ج 3، حقوق روجيت، س 22 و 4 و دفتر: بهجت، مكارم، بهجت، فاضل و نورى.

[114]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1677.

[115]. تبريزى، صراط النجاة، ج 3، 735؛ دفتر: وحيد.

[116]. دفتر: سيستانى.

[117]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1632؛ امام، تحريرالوسيله، ج 2، فصل فى القسم و النشوز و استفتاءات، ج 3، سؤالات متفرقه، س 90؛ صافى، هداية العباد، ج 2، فصل فى القسم و النشوز؛ تبريزى، استفتاءات، س 2189 و 1520 و صراط النجاة، ج 5، س 652؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج2، الفصل الثامن، م 338 و Sistani.org، صله رحم، س 1 و 2 و دفتر: بهجت، وحيد، مكارم، نورى و خامنه اى.

[118].  دفتر: همه.

[119].  دفتر: همه.

[120]. امام، استفتاءات، ج1، غسل حيض، س 174 تبريزى، استفتاءات، س 222 و دفتر: همه.

[121]. العروة الوثقى، ج 1، فيما يحرم على الجنب، م 4 و ج 2، الاعتكاف، م 23.

[122]. العروة الوثقى، ج 1، احكام الحيض، السادس؛ امام، استفتاءات، ج 1، غسل حيض، س 174؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتاءات، س 222؛ تبريزى، استفتاءات، س 255 فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 169؛ بهجت، احكام دختران و بانوان، ص 84 و دفتر: نورى، صافى، وحيد، سيستانى و مكارم.

[123].  امام، سيستانى، مكارم، فاضل و نورى، تعليقات على العروه، احكام الحائض، السادس؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 181 و 245؛ تبريزى و وحيد، منهاج الصالحين، غسل الجنابه، الفصل الثانى، الخامس و احكام الحيض، م 227 و دفتر: خامنه اى.

[124]. بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 186 و 267 و دفتر آيه الله فاضل.

[125]. توضيح المسائل مراجع، م 355 و دفتر: خامنه اى.

[126]. توضيح المسائل مراجع، م 355

[127]. توضيح المسائل مراجع، م 355

[128]. توضيح المسائل، م 361

[129].  توضيح المسائل مراجع، م 354؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتاءات، 199.

[130].  وحيد، توضيح المسائل، م 361

[131]. همان، 391 646.

[132]. توضيح المسائل مراجع، م 391 و 646.

[133]. همان، م 391 و 646؛ وحيد، توضيح المسائل، م 397 و نورى، توضيح المسائل، م 392 و 647.

[134].  دفتر: همه.

[135]. العروة الوثقى، ج 2، شرايط وجوب الصوم، م 4 و 6.

 



نظر شما راجع به اين مقاله

 

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها