خانه > تاريخ و سيره >1014


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
قرص شب امتحان (تار...
پيامدهاي خودارضايي...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
همجنسگرايي، علل و ...
هولوكاست چيست؟
عجم، دشمن اهل بيت؟...
علامت قبولي توبه
گناهان كبيره
چگونه از ياران اما...
چشم چراني، آثار و ...
رابطه دختر و پسر
احكام نماز و روزه ...
تقويت اراده در انج...
اخلاق پيامبر (4) -...
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
نقش قرآن در زندگي ...
لیست کتب اداره مشا...
شوخي هاي پيامبر
دوستي با نامحرم در...
جلسه خواستگاري
...

شيوه هاي کنترل نفس...
چه كنم گناه نكنم؟!
دفتر 30 پرسش ها و ...
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
اثر بيدار ماندن بي...
گرايش دختران آمريك...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
فطريه چيست؟
ايميل هايي از شيطا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
دفتر 32 پرسش ها و ...
مهارت ارتباط مؤثر ...
اخلاق پيامبر(2)- م...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2218

بازدید مقالات:
8468900

بازدید سوالات:
2662326



دست‏هاي شما زخمي شده بازديد: 2179

فاطمه عليهاالسلام، دختر حاکم جامعة اسلامي بود. پدرش به او فهمانده بود که ريز و درشت کارهايش زير نظر مردم است. فاطمه فهميده بود که بايد قيد خيلي چيزها را بزند و مثل ساده‌ترين مردم، زندگي کند؛ حتي اگر توانايي زندگي بهتري را داشته باشد. در کنار همة اينها او خود را براي يک زندگي دشوار، آماده کرده بود.
او در کودکي و در زمان تبليغ پدرش، توهين‌هاي مردم را مي‌ديد و سکوت مي‌کرد و از کنار آنها مي‌گذشت؛ اما در عين حال مي‌دانست که عده‌اي هم هستند که جاهل نيستند و مغرضانه دست به آزار اين خاندان مي‌زنند؛ پس چارة آنها، سکوت نيست و بايد در برابر آنها که نماد باطل مي باشند، تا آن جا که مي‌تواند، از حق، دفاع کند.

ازدواج
ده ساله که شد، به بلوغ عقلي کافي براي ازدواج رسيده بود. خواستگارهاي زيادي داشت که از هيچ نظر، به ويژه ايمان، در حد او نبودند و يکي يکي جواب منفي شنيدند. بعضي از خواستگار‌ها به پيامبر صلي الله عليه وآله اصرار مي‌کردند و از اموال زياد خود سخن به ميان مي‌آوردند. پيامبر صلي الله عليه وآله در جواب آنها خشمگين مي‌شد و مي‌گفت: مي‌خواهي با اموالت مرا راضي کني؟
سرانجام، فاطمه عليهاالسلام با هم کفو خود، امام‌ علي عليه السلام ازدواج کرد. وقتي به امام علي عليه السلام پاسخ مثبت داد، دهان زنان قريشي به سخن‌چيني پشت سر امام علي عليه السلام باز و حسادت‌ها آغاز شد. وقتي اين خبر ازدواج به گوش رقباي ظاهري امام علي عليه السلام رسيد، اعتراف کردند که امام علي عليه السلام تنها کسي است که هم کفو اوست.

مهريه و جهيزيه
اين ازدواج با مهريه اي پانصد درهمي که با فروش زره امام علي عليه السلام به دست آمد، صورت گرفت. جهيزية حضرت فاطمه عليهاالسلام هم فهرست بلند بالايي نداشت و عبارت بود از:
يک پيراهن هفت درهمي، يک نقاب چهار درهمي، يک قطيفة مشکي، يک تخت بافته از ليف خرما، دو تشک، چهار متکا، يک پردة پشمي، يک حصير، يک آسياي دستي، يک بادية مسي، يک ظرف آبخوري، يک کاسة چوبي براي شير، يک مشک آب، يک آفتابه و چند کوزة سفالي.

مراسم عروسي
پيامبر يکي از حجره‌هاي خانه‌اش را براي زندگي آنها مهيا کرد و آنان براي مراسم عروسي، آماده شدند. وليمة عروسي را دو طرف بين هم تقسيم کردند و قرار شد گوشت و نان را پيامبر صلي الله عليه وآله و خرما و روغن را امام علي عليه السلام تهيه کند. پيامبر صلي الله عليه وآله به امام علي عليه السلام فرمود: هرکس را که مي‌خواهي، براي اين مراسم دعوت کن. امام علي عليه السلام به مسجد رفت و گفت: همه براي وليمه عروسي فاطمه دعوتيد! جمعيت کثيري را براي اين مراسم آمدند. امام علي عليه السلام نگران شد. پيامبر صلي الله عليه وآله که متوجه نگراني او شد، فرمود: دعا مي‌کنم خدا به غذايتان برکت دهد و همين هم شد و غذا به همه رسيد.
حضرت فاطمه عليهاالسلام را سوار بر استري آوردند. پيامبر صلي الله عليه وآله به زنان گفت که خوشحالي کنند و تکبير بگويند و خدا را شکر کنند؛ ولي حرکتي نکنند که خدا ناراضي شود.
نزديک غروب بود. پيامبر صلي الله عليه وآله به ام سلمه گفت: فاطمه را بياوريد. حضرت فاطمه عليهاالسلام با خجالت پيش پيامبر صلي الله عليه وآله آمد و لباسش به زمين کشيده مي‌شد. پيامبر صلي الله عليه وآله نقاب حضرت زهرا عليهاالسلام را برداشت و دست آن حضرت را در دستان امام علي عليه السلام گذاشت و فرمود: علي! خدا قدم اين دختر را برايت مبارک کند. فاطمه، همسر خوبي است و بعد رو به حضرت فاطمه عليهاالسلام کرد و فرمود: علي عليه السلام همسر خوبي است. علي امام عليه السلام و فاطمه عليهاالسلام به خانه رفتند؛ سپس پيامبر صلي الله عليه وآله آمد و سنت‌هاي ازدواج را اجرا کرد و براي آنها دعا کرد. حضرت فاطمه عليه السلام و امام علي عليه السلام از پيامبر خواستند که وظايف زندگي را بين آنها تقسيم کند. پيامبر صلي الله عليه وآله، کارهاي خانه، مثل خمير کردن، نان پختن و آب و جارو را به عهده فاطمه عليهاالسلام و کارهاي بيرون، مثل هيزم آوردن و تهيه مواد غذايي را به عهده امام علي عليه السلام گذاشت. امام باقر عليه السلام مي‌فرمايد:‌ حضرت فاطمه عليهاالسلام از اين که با چنين تقسيم کاري، مجبور نبود با مردان معامله کند، خيلي خوشحال بود.

کارهاي منزل
زندگي مشترک و پر فراز و نشيب آنها، آغاز شد.
طبق قانونِ جهاد، بخشي از غنايم جنگي بين رزمندگان تقسيم مي‌شد. يک بار امام علي عليه السلام سهم غنيمت خود را به فاطمه عليهاالسلام بخشيد و فاطمه عليهاالسلام با آن براي خود دو النگوي نقره اي و يک پرده براي خانه خريد. پيامبر صلي الله عليه وآله که از سفر بازگشت، به خانه فاطمه عليهاالسلام رفت و متوجه پردة جديد و آن دو النگو شد و با تعجب نگاهي به فاطمه عليهاالسلام کرد؛ اما چيزي نگفت و پس از مدت کوتاهي رفت. فاطمه عليهاالسلام همه چيز را از نگاه پدر خواند و دوباره يادش آمد که دختر پيامبر و حاکم جامعة اسلامي بايد در سطح ساده‌ترين مردم، زندگي کند. از اين رو، پرده و النگو‌ها را درآورد و براي پيامبر صلي الله عليه وآله فرستاد و گفت که آنها را در راه خدا مصرف کند. پيامبر صلي الله عليه وآله که جز اين انتظاري نداشت، وقتي آنها را تحويل گرفت، لبخندي زد و گفت: پدرش به فدايش؛ مال دنيا براي آل محمد ارزشي ندارد.
کارهاي خانه و بچه‌داري براي فاطمه عليهاالسلام با آن سن کم، خيلي سخت بود. حمل مشک آب، آسياب کردن، جارو کردن و غذا پختن‌هاي زياد، باعث شد امام علي عليه السلام به حضرت فاطمه عليهاالسلام پيشنهاد کنيز بدهد. وقتي اين پيشنهاد را با پيامبر صلي الله عليه وآله در ميان گذاشتند، آن حضرت به حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: فاطمه! به خدا چهارصد مرد فقير در مسجد من زندگي مي‌کنند که غذا و لباس هم ندارند. من مي‌ترسم که در اين شرايط، براي تو کنيز بگيرم. فاطمه! من نمي‌خواهم اجر و ثواب تو نصيب يک کنيز شود و بعد براي اين که به آنها قوت قلب بدهد، فرمود: مي‌خواهيد چيزي به شما ياد بدهم که بيشتر از کنيز به کارتان بيايد... هر شب قبل از خواب، 34 بار الله اکبر، 33 بار الحمدلله و 33 بار سبحان الله بگوييد.
بعدها که وضعيت جامعه بهبود پيدا کرد و سطح زندگي مردم بالاتر رفت، پيامبر صلي الله عليه وآله فضه را به عنوان خادم به خانة فاطمه عليهاالسلام فرستاد؛ ولي باز هم نخواست که همة کارها به کنيز سپرده شود و کارها را بين آنها تقسيم کرد.
يک روز سلمان به خانه امام علي عليه السلام رفت و ديد فاطمه عليهاالسلام مشغول آسياب کردن است و دسته آسياب از زخم‌هاي دستش، خوني شده است و امام حسين عليه السلام هم گوشة اتاق از گرسنگي گريه مي‌کند. سلمان گفت: اي دختر پيامبر خدا! دست‌هاي شما زخمي شده، آن وقت فضه بيکار است! حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: پدرم فرمود که کارهاي خانه يک روز بر عهده من و يک روز بر عهده فضه باشد و نوبت فضه ديروز بود.

فعاليت اجتماعي
حضرت فاطمه تا زماني که نيازي نمي‌ديد، تا حد امکان در خانه مي‌ماند و مي‌گفت: زن، زماني به خدا نزديک‌تر است که در خانه خود باشد. وقتي اين سخن او به گوش پيامبر صلي الله عليه وآله رسيد، پيامبر فرمود: حقا که فاطمه، پارة تن من است. وقتي پيامبر صلي الله عليه وآله از او پرسيد: چه چيزي براي يک زن خوب است، حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: اين که مرد نامحرمي را نبيند و مرد نامحرمي هم او را نبيند.
با همة اين احوال، زماني که ديد حق دارد براي مردم مخفي مي‌ماند و حضور او در صحنه لازم است، به مسجد رفت و با بيان خطبة فدکيه، حقيقت را بيان کرد.1
 





ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها