افسانه غرانيق چيست؟
مي گويند: سران قريش، مانند: «وليد»، «عاص»، «اسود» و «اميه»، با پيامبر ملاقات نمودند و درخواست كردند كه براي رفع اختلافات، طرفين خدايان يكديگر را بپذيرند. در چنين موقع، سوره»الكافرون«، در پاسخ به درخواست آنان نازل گرديد؛ و پيامبر مأمور گشت كه در پاسخ آنها چنين بگويد: »لا اعبد ما تعبدون و لا انتم عابدون ما اعبد«: من آن چه را شما مي پرستيد عبادت نمي كنم، و شما نيز پرستنده خداي من نخواهيد بود«.
با اين حال، پيامبر علاقمند بود كه با قريش كنار بيايد و با خود مي گفت: اي كاش دستوري نازل مي گرديد، كه فاصله ما را از قريش كمتر مي ساخت. روزي در كنار كعبه با صداي دلنشين خود، سوره والنجم را مي خواند؛ هنگامي كه به اين دو آيه رسيد: »افرأيتم الّلات و العزّي، و منات الثالثه الاخري: مرا از »لات« و »عزّي« و »منات« (نامهاي بتان بت پرستان بودند) خبر دهيد«. ناگهان شيطان بر زبان او، اين دو جمله را جاري ساخت: تلك الغرانيق العلي، منها الشفاعه ترتجي: اينها غرانيق عالي مقام اند، شفاعت آنها مورد رضايت است. سپس باقي آيات را خواند. هنگامي كه به آيه سجده رسيد، خود پيامبر و تمام حضّار، اعم از مسلمان و مشرك در برابر بتها! سجده كردند؛ جز »وليد« كه بر اثر پيري موفق به سجده نشد.
براي تحقيق و مطالعه درباره افسانه غرانيق به كتاب خوب و ارزشمند «فروغ ابديت» نوشته استاد جعفر سبحاني مراجعه نماييد، (ج 1، ص 339).


پرسمان را در پیام رسان های ایرانی سروش/ایتا/گپ به نشانی @porseman همراهی کنید

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن