ماركسيست يعني چه و طرفداران آنها؟

على رغم ابهامى كه در پرسش وجود دارد ، به صورت كلى مطالبى پيرامون ماركسيسم بيان مى شود : ماركسيسم {L= marxism =L} يكى از مكاتب و جنبشهاى فكرى عمده در قرن نوزدهم و بيستم به شمار مى آيد و طى يك صد سال گذشته تاثيرات گسترده اى بر تاريخ و انديشه غرب بر جا گذاشته است بنيان گذار اين مكتب فلسفى - سياسى كارل ماركس اقتصاددان , جامعه شناس و فيلسوف آلمانى است يار و همفكر نزديك او فردريش انگلس نيز در تدوين اين مكتب نقش عمده اى داشته است . ماركسيسم در متن جنبش كارگرى و سوسياليستى شيوع يافت و همواره به عنوان يكى از بزرگترين مكاتب انتقادى در برابر ليبراليسم اقتصادى و نظام سرمايه دارى مطرح بوده است امروزه نيز اگر چه ماركسيسم در جنبه هاى عملى و ايدئولوژيك يك تفكر شكست خورده است اما در برخى از جنبه هاى نظرى خصوصا در غرب همچنان نظريه اى مورد بحث و توجه است و به گونه اى بر برخى از نظريات و حوزه هاى فكرى جدى اروپايى همچون مكتب فرانكفورت تاثير گذارده است ( عبد الرسول بيات و جمعى از نويسندگان , فرهنگ واژه ها , در امدى بر مكاتب و انديشه هاى معاصر , قم : موسسه انديشه و فرهنگ دينى , , 1381 ص 290 و 291 ) اين مكتب باهدف مقابله با نظام سرمايه دارى و ليبراليسم شكل گرفت و سرانجام نظام سرمايه دارى را شكست دانسته و معتقد بود سرانجام سرمايه دارى به نبرد ميان سرمايه دارى و پرولتاريا ( نيروى كارگر ) مى انجامد و به پيروزى پرولتاريا منجر مى شود و پيروزى طبقه كارگر در مرحله اول پيروزى سوسياليسم است و سپس با محو همه آثار نظامهاى طبقاتى به مرحله كمونيسم يا همان جامعه اشتراكى نهايى پا مى نهد . ماركسيسم هر چند در برابر ليبراليسم و سرمايه دارى شكل گرفت و سقوط نظام سرمايه دارى را پيش بينى كرد اما در حقيقت بزرگترين خدمت را به آن كرد و نظام سرمايه دارى با استفاده از نقدهاى او به ترميم نواقص و نارسايهاى خود پرداخت و دولتهاى رفاه شكل گرفت و نظام سرمايه دارى به حيات خود ادامه داد و تا امروز نيز ادامه دارد .
كمونيسم {L= communisme =L} به معناى اشتراك يكى از قديمى ترين مكاتب سياسى دنيا است كه از فلاسفه قديم يونان مانند ديو جنس و افلاطون نخستين بار آنرا عنوان كرده اند از قرن پانزدهم به بعد نيز بسيارى از فلاسفه و متفكرين اروپايى درباره كمونيسم سخن گفته اند كه برجسته ترين آنان سن سيمون و فوريه و لوئى بلان هستند تا اينكه كارل ماركس و فردريك انگلس با انتشار مانيفيست كمونيست حركت تازه اى در نهضت كمونيسم جهانى به وجود آوردند و نزديك به هفتاد سال پس از آن لنين با استقرار نخستين حكومت كمونيستى جهان در روسيه امكانات اجرائى تئورى هاى كمونيستى را در معرض ازمايش گذاشت از نظر فلسفى و اقتصادى كمونيسم و سوسياليسم داراى ريشه واحدى هستند و هر دو بر مالكيت عمومى وسايل توليد تكيه مى كنند با اين تفاوت كه كمونيسم مرحله پيشرفته يا مرحله نهايى سوسياليسم به شمار مى آيد و به حذف مالكيت خصوصى و دولت مى انجامد . در يك جامعه كمونيستى به اعتقاد طرفدارنش مالكيت وسائل توليد و همه چيز اشتراكى است و هر كس بدون توجه به مقدار و ارزش كارى كه انجام مى دهد مى تواند به قدر نياز خود از امكانات رفاهى بهره مند شود در چنين جامعه مرفه و پيشرفته اى نيازى به دولت به عنوان تنظيم كننده روابط افراد جامعه نيز احساس نمى شود تجاربى كه پس از بيش از هفتاد سال حكومت كمونيستى در شوروى سابق و بيش از چهل سال حكومت كومنيستها در اروپاى شرقى به دست آمده و سرانجام به فرو پاشى شوروى و سقوط رژيمهاى كمونيست كشورهاى اروپاى شرقى انجاميد محك خوبى براى امكانات اجرايى اين تئوريها بود حذف دولت و ارده جامعه بدون دولت در جامعه كمونيستى نيز خيالى محالى است و بهترين دليل ان قدرت روز افزون دستگاههاى دولتى در كشورهاى كمونيستى و كنترل همه جانبه و تمام عيارى است كه بر كليه فعاليت هاى سياسى و اجتماعى و اقتصادى در اين كشورها اعمال مى شود .
( محمود طلوعى , فرهنگ جامع سياسى , تهران : نشر علم , , 1377 ص 702 و 703 ) سوسياليسم {L= socialism( =L} جامعه باورى ) اصطلاح سوسياليسم از واژه فرانسوى « سوسيال » به معناى اجتماعى اخذ شده است . فرهنگ آكسفورد در تعريف اين واژه مى نويسد : « نظريه يا سياستى كه هدف خود را مالكيت يا نظارت كل اجتماع بر ابزار توليد ( سرمايه ، زمين ، دارايى و غيره ) در جهت تأمين منافع همگانى قرار مى دهد ، و يا از اين مالكيت و نظارت حمايت مى كند » . بطور خلاصه سوسياليسم در صدد اجتماعى كردن ابزار توليد است اهميت و ويژگى اساسى اين مكتب عمدتا اقتصادى در جنبه سلبى و انتقادى آن نهفته است سوسياليسم اصولا در مقابل تعاليم فرد گرايانه ليبراليسم اقتصادى و سرمايه دارى قرار مى گيرد و بر خلاف اين مكاتب كه بر فرد و منفعت فردى اهتمام دارند اين انديشه بر جمع گرايى و سود همگانى تاكيد دارد هر چند امروزه از جاذبه رويايى سوسياليسم به عنوان يك مكتب مستقل كاسته شده است اما هنوز هم به ويژه از حيث تئوريك و در جنبه نقدى و از جهت تاثيراتى كه بر روند مدرنيته غربى داسته است داراى اهميت و قابل مطالعه است مهمترين عنصر مشترك نظريه هاى سوسياليستى تكيه بر برترى جامعه و سود همگانى بر فرد و سود فردى است . از جهت تاريخى : سوسياليسم طغيانى است بر ضد فردباورى و ليبراليسم اقتصادى عصر جديد . سوسياليسم نفى اين نظريه است كه پيگيرى نفع فردى - چنان كه هواداران سرمايه دارى ادعا مى كنند - خود به خود به نفع اجتماعى مى انجامد ، بلكه عقيده اين مكتب ، دخالت اكثريت و دولت ، در مقام نماينده اكثريت ، مى تواند نفع عمومى را از دستبرد افراد در امان دارد . بعضى ريشه هاى سوسياليسم را تا نخستين نظريه هاى اخلاقى و دينى مشوق برابرى و همكارى اجتماعى و يا آرمانشهر افلاطون ، به گذشته مى برند اما سوسياليسم جديد ، در واقع فرآورده مستقيم انقلاب صنعتى است . سوسياليسم يك ايدئولوژى شورنده عليه پيامدهاى شوم انقلاب صنعتى براى اكثريت جامعه بويژه پرولتارياست .
مهمترين مؤلفه مشترك تمامى نظريه هاى سوسياليستى ، اهتمام آنها بر ترجيح جامعه بر فرد و فراتر نهادن سود همگانى بر سود فردى است . از اين رو لبه تيز انتقاد سوسياليست ها به سوى « مالكيت خصوصى » به عنوان اساسى ترين مؤلفه سرمايه دارى بوده است . از اين رو مالكيت خصوصى ابزار توليد را سرچشمه تمامى مفاسد و بيدادگرى ها و نابرابرى هاى زيان خيز اقتصادى و اجتماعى مى دانند . به همين خاطر اين تفكر در مقابل « آزادى » بر اصل « برابرى » تأكيد مى كند . سوسياليسم معاصر در مقابل بعضى شالوده هاى اساسى مدرنيسم مثل فرد گرايى و اقتصاد صنعتى و سرمايه سالار پديد آمده است اين مكتب با فرديت انسان و آزاديهاى اقتصادى ليبرالى و سرمايه سالارانه موافق نيست و فرد را به مثابه عضوى از پيكره جامعه و نه در برابر آن مى نگرد پس سوسياليسم و جامعه باورى در واقه شورشى است بر ضد فرد گرايى و جلو ه هاى اقتصادى آن يعنى ليبراليسم اقتصادى و كاپيتاليسم . يكى از اصول و عناصر سوسياليسم تفكرات فرامليتى ( انتر ناسيو ناليستى ) و گونه اى از تمايلات انسان گرايانه و اومانيستى بوده است ( اومانيسم جمع گرا ) . بيشترين انتقاد مخافان سوسياليسم متوجه كاهش منزلت فرد و فرو نشاندن انگيزه هاى شخصى براى شكوفايى اقتصادى و زمينه سازى براى تمركز گرايى و گاه استبداد و سرمايه دارى دولتى است در نهايت سوسياليسم هم نتوانست به اهداف خود دست يابد معمولا از سرگذشت سوسياليسم در اروپاى شرقى و شوروى به عنوان شاهدى بر اين بن بست ها ياد مى شود از همين روست كه سوسياليسم در اروپاى غربى همت خود رامصروف آشتى دادن وآميختن دموكراسى و آزاديهاى فردى با مسئوليت اجتماعى كرده است . ( عبد الرسول بيات و جمعى از نويسندگان , فرهنگ واژه ها , ص 347 تا 353 وداريوش آشورى , دانشنامه سياسى , تهران : مرواريد , , 1373 ص 204 و 205 ) .
در پايا ضمن ارزوى موفقيت براى شما ، به دليل ابهامى كه در پرسش وجود داشت اگر همچنان سوالى باقى است در مكاتبه بعدى به صورت شفاف مرقوم نمائيد تا بررسى و پاسخ داده شود .


پرسمان را در پیام رسان های ایرانی سروش/ایتا/گپ به نشانی @porseman همراهی کنید

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن