نظر شهيد مطهري در مورد اصطلاح جمهوري اسلامي چه بود آيا ايشان اي اصطلاح را مبهم
مي دانست؟
شهيد مطهري در اين مورد مي فرمايد:
جمهورى اسلامى از دو كلمه مركب شده است،كلمه جمهورى و كلمه اسلامى.
كلمه جمهورى،شكل حكومت پيشنهاد شده را مشخص ميكند و كلمه اسلامى محتواى آنرا.ميدانيم كه حكومتهاى دنيا چه در گذشته و چه در حال حاضر،شكلهاى مختلفى داشته اند از قبيل حكومت فردى موروثى كه نام آن سلطنت و پادشاهى است يا حكومت حكيمان،متخصصان فيلسوفان و نخبگان كه اريستوكراسى ناميده ميشود و يا حكومت متنفذان،سرمايه داران و قس عليهذا. يكى از اين حكومتها،حكومت عامه مردم است،يعنى حكومتى كه در آن حق انتخاب با همه مردم است،قطع نظر از اينكه مرد يا زن سفيد يا سياه،داراى اين عقيده يا آن عقيده باشند.در اينجا فقط شرط بلوغ سنى و رشد عقلى معتبر است،و نه چيز ديگر.بعلاوه اين حكومت،حكومتى موقت است.يعنى هر چند سال يكبار بايد تجديد شود.يعنى اگر مردم بخواهند مى توانند حاكم را براى بار دوم يا احيانا بار سوم و چهارم-تا آنجا كه قانون اساسيشان اجازه ميدهد-انتخاب كنند و در صورت عدم تمايل،شخص ديگرى را كه از او بهتر ميدانند انتخاب كنند.
و اما كلمه اسلامى همانطور كه گفتم محتواى اين حكومت را بيان ميكند.يعنى پيشنهاد ميكند كه اين حكومت با اصول و مقررات اسلامى اداره شود،و در مدار اصول اسلامى حركت كند. چون ميدانيم كه اسلام بعنوان يك دين در عين حال يك مكتب و يك ايدئولوژى است،طرحى است براى زندگى بشر در همه ابعاد و شئون آن.باين ترتيب جمهورى اسلامى يعنى حكومتى كه شكل آن،انتخاب رئيس حكومت از سوى عامه مردم ست براى مدت موقت و محتواى آنهم اسلامى است.
اما اشتباه آنها كه اين مفهوم را مبهم دانسته اند ناشى از اينست كه حق حاكميت ملى را مساوى با نداشتن مسلك و ايدئولوژى و عدم التزام به يك سلسله اصول فكرى درباره جهان و اصول علمى درباره زندگى دانسته اند.اينان ميپندارند كه اگر كسى به حزبى،مسلكى،مرامى و دينى ملتزم و متعهد شد و خواهان اجراى اصول و ضوابط آن گرديد آزاد و دمكرات نيست.پس اگر كشور اسلامى باشد،يعنى مردم مؤمن و معتقد به اصول اسلامى باشند و اين اصول را بى چون و چرا بدانند،دمكراسى بخطر ميافتد.
همانطور كه عرض كردم،مسئله جمهورى مربوط است به شكل حكومت كه مستلزم نوعى دمكراسى است.يعنى اينكه مردم حق دارند سرنوشت خود را خودشان در دست بگيرند و اين ملازم با اين نيست كه مردم خود را از گرايش به يك مكتب و يك ايدئولوژى و از التزام و تعهد به يك مكتب معاف بشمارند.آيا معنى دمكراسى اين است كه هر فردى براى خود مكتبى داشته باشد و يا اينكه هيچ فردى مكتبى نداشته باشد و به هيچ مكتبى گرايش پيدا نكند و اصول هيچ مكتبى را نپذيرد؟از اين آقايان بايد پرسيد آيا اعتقاد به يك سلسله اصول علمى يا منطقى يا فلسفى و بى چون و چرا دانستن آن اصول،بر خلاف دمكراسى است و يا آنچه كه بر خلاف دمكراسى است اين است كه آدمى به اصولى كه مورد قبول اكثريت جامعه است اعتقاد نداشته باشد و آنها را قابل چون و چرا بداند،ولى بديگرى اجازه چون و چرا در اعتقادات و انديشه هاى خود را ندهد؟
براى اكثريت قاطع ملت ايران،ايمان و اعتقاد راسخ به اصول اسلام داشتن و بى چون و چرا دانستن آن اصول،نه گناه است و نه عيب.آنچه كه ميتواند گناه و عيب باشد،اينست كه اين اكثريت مسلمان،به اقليت بى اعتقاد،اجازه چون و چرا ندهد. (1)
و اما قضاوت در اين مورد كه آيا آزادى بحد كافى به مخالفين داده شده است يا نه، بر عهده همانهاست كه دمكراسى را مترادف با بى اعتقادى بيك مكتب ميدانند.
پى نوشت:
1- اين قاعده در جوامع ديگر نيز صادق است.فى المثل براى كمونيستها، مونيست بودن-بى چون و چرا دانستن اصول كمونيستى-برخلاف اصول دمكراسى نيست. آنچه بر خلاف اصول دمكراسى است ممانعت از چون و چراى ديگران-غير كمونيستها-جلوگيرى از اظهار عقيده و تفكر،و منع معاشرت با غير كمونيستها و كشيدن ديوار آهنين به دور كشور و حق اظهار نظر ندادن به متفكران و انديشمندان است.

(منبع:پيرامون انقلاب اسلامى صفحه 79
نويسنده: استاد شهيد مرتضى مطهرى )


پرسمان را در پیام رسان های ایرانی سروش/ایتا/گپ به نشانی @porseman همراهی کنید

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن