افرادي هستند كه پيرو خط دراويش و عقيده محكمي به امام علي«عليه السلام» دارند؛ ولي علي اللهي نيستند، آن حضرت را به عنوان خدا قبول ندارند و ...؛ چه تحليلي از اين گونه افراد داريد؟
حقيقت آن است كه برداشت هاى افراطى از برخى معارف دينى، سبب شد تا براى كسانى، تقوا به صورت يك شغل درآيد به طورى كه بايد سراسر زندگى اش را وقف آن كند. او فقط بايد در انديشه خدا باشد و براى اين كه در اين كار توفيق كامل يابد از خلق خدا بگريزد، از همه چيز فاصله بگيرد و دست به هيچ چيز دنيوى نزند. او نزديك شدن به دنيا را آلودگى تفسير مى كند و تنها راه را ارتباط از درون با اذكار و اوراد مى داند.
اينجا است كه بخش عمده اى از فقه كه دانش اجتماعى زيستن اسلام است، نزد او اعتبارى نمى يابد و به جاى آن اصطلاحات ديگرى را جعل مى كند. بدين ترتيب تصوف پديد مى آيد. اين گرايش از مسجد فاصله مى گيرد، در كنجى مى خزد و انزوا را برمى گزيند، جايى كه بعدها خانقاه، زاويه، رباط و ... نام گرفت. اين رويه نيازمند بود تا براى گريز از اتهام غيراسلامى و در برخى مواضع غيرشيعى بودن، الگويى براى روش و كيش خود برگزيند و از اين ميان چه كسى بهتر از حضرت على«عليه السلام» كه زهد و تقوا و ساده زيستى و دنياگريزى او زبانزد عام و خاص است. برخى او را تا خدايى رساندند و بعضى ديگر نه. به هر روى، با گذر زمان، اين رويه فرقه هاى گوناگونى به خود ديد، ولى روح همه آنها همين نكات اساسى بود كه به شكل فشرده بيان گرديد.
اما آيا اسلام چنين روش و منشى را مى پذيرد؟ ترديدى نيست كه در صدر اسلام، كسانى زاهدتر از ديگران بوده اند. از طرفى زاهدان افراطى - كه از زن و فرزند بريده بودند - از سوى رسول خدا«صلى الله عليه وآله» مطرود شناخته شدند كه ذكر و ورد نيز يكى از مهم ترين راه هاى تهذيب نفس است و ... اما در اسلام تنها «مسجد» پايگاه نماز است و آن هم در نوبت هاى خاص.
واقعيت آن است كه تصوف بدين معنا، از آموزه هاى رسمى اسلامى نيست. بريدن از خلق خدا، گريز از مسؤوليت هاى اجتماعى، فاصله گرفتن از قدرت سياسى جامعه، فرو رفتن در خود با غفلت از اطراف و به اصطلاح رهبانيت، چيزى است كه با طبيعت اسلام سازگار نبوده و نيست. هر چقدر بتوان از عرفان دفاع كرد، از مشى صوفيانه - كه مهم ترين ركن آن در عرصه زهد به صورت يك شغل است - نمى توان دفاع كرد.
امام على«عليه السلام» در رسيدگى به بينوايان، ساده زيستى و اجتناب از كمترين لذايذ دنيوى، اجراى عدالت و حفظ و رعايت بيت المال، اخلاق نيكو و ايثار، سخاوت، صلابت، شجاعت، عبادت و درايت سرآمد روزگار بود؛ با اين حال در صحنه سياست و كارزار حضور دائمى و هميشگى داشت. او خود مدت كوتاهى متصدى امر حكومت گشت و در زمان هاى ديگر، كه در كنار بود همچون ناظرى دقيق، اعمال حاكمان را تحت نظارت داشت. او هيچ گاه به زهد به عنوان يك شغل نمى نگريست.
گفتنى است دين، داراى سه ركن اساسى است كه ما از آنها به نظام اعتقادى، نظام ارزشى يا اخلاقى و نظام فقهى ياد مى كنيم. هيچ دينى بدون سه ركن پيش گفته، تحقق پذير نيست و در شناخت دين، معرفت به هر سه ركن، بايسته و ضرورى است. اگر فردى تنها به يكى از اين سه ركن توجه كرده و آن را فراگيرد دانش و نگرش دينى او ناقص خواهد بود.
صوفيان با تمامى شعبه ها و فرقه هاى گوناگون خود، نگرشى يك سويه و ناقص به دين دارند و عمده آموزه هاى دين را در اخلاق مى بينند. حتى در اين بخش نيز اين آموزه ها را به طور كامل از كلمات گهربار ائمه«عليهم السلام» و به خصوص حضرت على«عليه السلام» درنيافته اند. نظام فقهى آنان بسيار اندك است و بدعت هايى در آن ديده مى شود و نظام اعتقادى مستحكم، منسجم و مستدل ندارند.


پرسمان را در پیام رسان های ایرانی سروش/ایتا/گپ به نشانی @porseman همراهی کنید

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن