نظرتان در مورد عايشه چيست و اين آيه و( و ما مردان پاك را براي زنان پاك و نا پاكان را براي ناپاكان) محمد(ص) پاك بودند، عايشه چي؟
در پاسخ به اين پرسش به چند مطلب توجه نماييد :
1- در مورد اينكه زنان پاك به مردان پاك تعلق دارند ضمن بيان آيه آن به توضيحاتي پيرامون آن دقت نماييد :
الف) در اينكه منظور از خبيثات و خبيثين و همچنين طيبات و طيبين در آيه مورد بحث كيست؟ مفسران بيانات مختلفى دارند:
1-1 گاه گفته شده منظور سخنان ناپاك و تهمت و افترا و دروغ است كه تعلق به افراد آلوده دارد و به عكس سخنان پاك از آن مردان پاك و با تقوا است، و از كوزه همان برون تراود كه در او است.
2-1 گاه گفته مى شود خبيثات به معنى سيئات و مطلق اعمال بد و كارهاى ناپسند است كه برنامه مردان ناپاك است و به عكس حسنات تعلق به پاكان دارد.
3-1 خبيثات و خبيثون اشاره به زنان و مردان آلوده دامان است، به عكس طيبات و طيبون كه به زنان و مردان پاكدامن اشاره مى كند و ظاهرا منظور از آيه همين است، زيرا قرائنى در دست است كه معنى اخير را تاييد مى كند: الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ الْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثاتِ وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ أُولئِكَ مُبَرَّؤُنَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ (نور- 26) ؛ زنان خبيث و ناپاك از آن مردان خبيث و ناپاكند! و مردان ناپاك نيز تعلق به زنان ناپاك دارند، اينان از نسبتهاى ناروايى كه به آنها داده مى شود مبرا هستند، و براى آنها آمرزش (الهى) و روزى پر ارزش است.
ب) در اينجا سؤالى مطرح است و آن اينكه در طول تاريخ يا در محيط زندگى خود گاه مواردى را مى بينيم كه با اين قانون هماهنگ نيست، به عنوان مثال در خود قرآن آمده است كه همسر نوح و همسر لوط زنان بدى بودند و به آنها خيانت كردند (سوره تحريم آيه 10) و در مقابل، همسر فرعون از زنان با ايمان و پاكدامنى بود كه گرفتار چنگال آن طاغوت بى ايمان گشته بود (سوره تحريم آيه 11) .
در مورد پيشوايان بزرگ اسلام نيز كم و بيش نمونه هايى از اين قبيل ديده شده است كه تاريخ اسلام گواه آن مى باشد.
در پاسخ علاوه بر اينكه هر قانون كلى استثناهايى دارد بايد به دو نكته توجه داشت:
1- در تفسير آيه گفتيم كه منظور اصلى از خباثت همان آلودگى به اعمال منافى عفت است و طيب بودن نقطه مقابل آن مى باشد، به اين ترتيب پاسخ سؤال روشن مى شود، زيرا هيچيك از همسران پيامبران و امامان به طور قطع انحراف و آلودگى جنسى نداشتند، و منظور از خيانت در داستان نوح و لوط جاسوسى كردن به نفع كفار است نه خيانت ناموسى.
اصولا اين عيب از عيوب تنفر آميز محسوب مى شود و مى دانيم محيط زندگى شخصى پيامبران بايد از اوصافى كه موجب نفرت مردم است پاك باشد تا هدف نبوت كه جذب مردم به آئين خدا است عقيم نماند.
2- از اين گذشته همسران پيامبران و امامان در آغاز كار حتى كافر و بى ايمان هم نبودند و گاه بعد از نبوت به گمراهى كشيده مى شدند كه مسلما آنها نيز روابط خود را مانند سابق با آنها ادامه نمى دادند، همانگونه كه همسر فرعون در آغاز كه با فرعون ازدواج كرد به موسى ايمان نياورده بود، اصولا موسى هنوز متولد نشده بود، بعدا كه موسى مبعوث شد ايمان آورد و چاره اى جز ادامه زندگى توام با مبارزه نداشت مبارزه اى كه سرانجامش شهادت اين زن با ايمان بود.
تفسير نمونه، ج 14، ص: 426
قضاوت درباره عايشه، از مسايلي است كه شيعه و اهل سنت در آن اختلاف نظر دارند. بنابراين به نظر مي رسد قرآن كريم (كه مورد اتفاق فريقين است) و احاديث قطعي و متواتر (كه حجيت آنها قابل انكار نيست) بهترين راه براي بررسي چنين مساله اي باشد. براي رسيدن به نتيجه مطلوب، بايد به سه سوال پاسخ دهيم:
1- آيا تنها همسر پيامبر بودن، مي تواند دليل شرافت و فضيلت يك زن باشد، يا اين كه ممكن است زني همسر پيامبر باشد و در عين حال معصيت كار باشد؟!
2- آيا در بين زنان پيامبر اكرم(ص)، زن معصيت كار بوده است، يا اين كه همه زنان پيامبر(ص) شايسته و نيكوكار بوده اند؟
3- به فرض اين كه بعضي از زنان پيامبر(ص) مذموم بوده باشند، آيا عايشه از آن دسته بوده است يا نه؟
الف) قرآن كريم مي فرمايد: ((يا نساء النبي لستن كاحد من النساء ان اتقيتن؛ اي زنان پيامبر! شما مانند ساير زنان نيستيد (يعني برتريد) اگر تقواي الهي پيشه كنيد))، (احزاب ، آيه 33) .
و نيز مي فرمايد: ((يا نساء النبي من يات منكن بفاحشه مبينه يضاعف لها العذاب ضعفين و كان ذلك علي الله يسيرا و من يقنت منكن لله و رسوله و تعمل صالحا نوتها اجرها مرتين و اعتدنا لها رزقا كريما؛ اي زنان پيامبر! هر كدام از شما كار زشتي مرتكب شود، عذاب او دو برابر خواهد بود و آن بر خدا آسان است و هر كدام از شما اطاعت خدا و رسولش را به جا آورد، دو برابر اجرش مي دهيم و روزي كريمانه اي برايش مهيا مي كنيم))، (احزاب، آيه 31) .
خداوند سبحان در اين دو آيه شريفه، آشكارا بيان مي دارد كه ملاك شرافت و فضيلت در زنان پيامبر(ص)، تقواي الهي است نه همسري آن حضرت؛ گرچه بيان مي دارد كه اين موقعيت ( همسري پيامبر ) موقعيت خطيري است كه اگر حسن استفاده از اين موقعيت شود، سود دو چندان در پي دارد و اگر سوء استفاده شود به همان ميزان، زيان دو برابر به همراه دارد. تاييد اين مطلب كه صرف همسري پيامبر(ص) نمي تواند ملاك شرافت و فضيلت باشد، اين است كه در ميان زنان پيامبران گذشته نيز، زناني بوده اند كه دچار خشم و غضب الهي شده اند: در آيه 10 سوره ((تحريم)) خداوند متعال، همسران نوحو لوط را به شدت مذمت نموده و مي فرمايد: ((اين دو زن همسر دو تن از بندگان صالح من بودند و به همسرشان (نوح و لوط((ع))) خيانت كردند، و همسر پيامبر بودنشان نتوانست آن دو را از عذاب قهر الهي حفظ كند و به آن دو گفته شد، همراه اهل آتش داخل آتش شويد)). نتيجه اين كه امكان دارد كه زني همسر پيامبر باشد؛ ولي معصيت كار بوده و اهل آتش باشد.
ب) اما اين كه آيا در ميان زنان پيامبر گرامي اسلام(ص) نيز زن ناشايسته و مذموم بوده است يا نه؟ در قرآن كريم - و به تبع در احاديث معتبر- از دو تن از زنان پيامبر(ص) مذمت شده است: در آيه 3 تا 5 سوره تحريم حال دو تن از همسران پيامبر(ص) بيان شده است. خلاصه اين كه آن دو زن سر پيامبر(ص) را افشا مي كردند و خداوند متعال پيامبر(ص) را از گناه آن دوزن آگاه ساخت و نسبت به آنان فرمود: ((اگر شما دو زن توبه كنيد بسيار بجاست چرا كه دل هاي شما از حق برگشته است و اگر در مخالفت پيامبر(ص) همديگر را ياري كنيد، پس بدانيد كه خداوند ياور و نگهبان اوست و جبرئيل و مؤمنان صالح و فرشتگان همه پشتيبان او هستند وامي داست كه اگر پيامبر(ص) شما را طلاق دهد، خداوند به عوض شما، زنان بهتري به پيامبر(ص) بدهد كه مسلمان و مومن و مطيع باشند)). حاصل اين آيات شريفه اين است كه يقينا بعضي از زنان پيامبر(ص)، معصيت كار بوده و گاه به پيامبر(ص) ضربه مي زدند .مخفي نماند كه بيشتر مفسران شيعه و اهل سنت اين آيات را مربوط به عايشه (دختر ابوبكر) و حفصه (دختر عمر) مي دانند. كه هر دو همسر پيامبر(ص) بوده اند.
ج) با نگاهي كوتاه به زندگي عايشه در دو برهه از تاريخ (يكي زمان حيات پيامبر(ص) و ديگري پس ازپيامبر(ص)، يعني در دوران خلفا) مي توان فهميد كه آيا عايشه جوهره ايمان و تقوا را داشته است تا در رديف زنان شايسته پيامبر(ص) باشد و يا اين كه چنين نبوده است? اما در دوران خلفا عايشه فرمان هاي پيامبر(ص) را زير پانهاده و در اين برهه از زندگيش نقاط تاريكي ازخود بر جاي گذاشته است.
ازمهم ترين آنها -كه از مسلمات تاريخ است- لشكركشي عايشه و جنگ با اميرالمؤمنين(ع) است؛ آن هم در زماني كه آن حضرت رسما خليفه رسول خدا(ص) بود ؛ يعني، مسلمين پس از عثمان با آن حضرت بيعت كرده بودند؛ در حالي كه پيامبر(ص) به عايشه از اين واقعه خبر داده بود و او را از چنين گناه نابخشودني نهي كرده بود.
حتي برادر عايشه، محمد بن ابي بكر شخصا عايشه را از جنگ برحذر داشت و حديث پيامبر(ص) را به او يادآوري نمود كه حضرت رسول(ص) خبر داده بود يكي از زنان من به جنگ با برادرم علي(ع) خواهد رفت و .... با اين همه به خاطر كينه توزي با حضرت علي(ع) به جنگ با ايشان برخاست و هزاران نفر را به كشتن داد
و با آن كه امام علي(ع) پس از پايان جنگ به احترام نسبتش با پيامبر(ص) با عايشه بسيار كريمانه رفتار كرد، ولي عايشه مجددا كينه توزي خود را ابراز نمود و در مقابل امام حسن(ع) ايستاد و مانع دفن امام حسن(ع) در كنار قبر رسول الله(ص) شد و سبب گرديد تا جنازه آن حضرت تيرباران شود. آيا چنين اعمالي مي تواند از كمال ايمان و تقوا ناشي شده باشد؟!! اما در زمان حيات پيامبر اكرم(ص) با شواهد بسياري در تاريخ و احاديث معتبر در كتاب هاي شيعه و اهل سنت وجود دارد كه عايشه بعضا موجبات اذيت حضرت رسول(ص) را فراهم مي كرده و بر اين كه پيامبر(ص) محبت زيادي به حضرت زهرا(س)، سرور زنان عالميان داشته و از فضيلت او بسيارمي گفته و او را مي بوسيده است، حسادت مي ورزيد. هم چنين از حضرت خديجه -كه به اتفاق شيعه و اهل سنت يكي از چهار زن برگزيده عالم است- به زشتي ياد مي كرده است و .... گفتني است مسايلي از اين قبيل -كه بر آگاهان به تاريخ اسلام پوشيده نيست- در زندگي عايشه وجود دارد كه هيچ كدام با معيار تقوا و ايمان خالص سازگاري ندارد و همان طوري كه قبلا ذكر شد آيه 3 و 4 سوره تحريم اشاره به اين مسايل ناپسند دارد.
در اينجا براي آگاهي بيشتر شما مطالب بالا را در قالب و عبارتي ديگر مي آوريم:
1. زنان پيامبر امهات المؤمنين دانسته شده اند (احزاب، آيه 6) اما نه به لحاظ شخصيت خودشان (مثبت يا منفي) بلكه به لحاظ انتسابي كه به رسول خدا(ص) دارند. با وجود اين مقصود از اين دستور نيز حرمت ازدواج با آنان بعد از رسول خدا(ص) است به لحاظ حرمت نگهداشتن حريم رسول خدا(ص)، وگرنه براساس آيه 2 مجادله مادر هر كس همان شخصي است كه او را به دنيا مي آورد «ان امهاتهم الا اللائي ولدنهم».
2. عايشه برخلاف دستور رسول خدا(ص) دشمني هايي نسبت به اهل بيت آن حضرت نمود كه حتي مورد اعتراض ساير همسران رسول خدا(ص) از جمله ام سلمه شد و حتي موجب شد بسياري از مسلمانان در تشخيص راه حق دچار سرگرداني و انحراف شوند.
نكاتي قابل ذكر است:
به حكايت قرآن ، عايشه سرّ پيامبر را آشكار نمود. (1)
نقد عايشه در كلام پيامبر(ص) وجود دارد؛ از جمله علما اهل سنت اين روايت را نقل مي كنند كه : روزي پيامبرصلَّي اللّه عليه و آله و سلَّم رو به همسر خود عايشه كرد و گفت:«مي بينم كه به همين زودي از منطقه «حوأب» مي گذري و مورد هجوم سگان آنجا قرار مي گيري. تو با علي نبرد مي كني در حالي كه در اين نبرد، ستمگري. عايشه مبادا چنين كني!؟». (2)
غزالى از بدخلقى عايشه نسبت به پيامبر(ص) چنين ياد مي كند: «ابوبكر پدر عايشه، روزى به خانه پيامبر آمد و از عايشه رفتار ناپسندى نسبت به پيامبر ديد! » (3)
اميرمومنان (ع) با عايشه و اصحاب جمل نجنگيد ، بلكه آنان بودند كه با جنگ افروزي از مكه راهي بصره شده و با زدن بر طبل جنگ و نافرماني ، به جمع آوري نيرو و امكانات براي نبرد با خليفه وقت پرداخته ، جامعه اسلامي را دستخوش تشتت كردند. علامه ابو منصور تميمى بغدادى، از علماى اهل سنت، مى گويد:
«على با اصحاب جمل و صفين براى آن كه اسلام بياورند، نجنگيد؛ بلكه علت پيكار او با آنان اين بود كه عليه او طغيان كرده بودند و براى همين به اصحابش فرمود: شما شروع به جنگ نكنيد تا آنان نبرد را با شما آغاز كنند».(4)
به نكاتي كه از اين شورش مي توان درس گرفت ، درنگ كنيد:
الف. امام به اصحاب جمل سه روز مهلت داد تا از شورش عليه حكومت اسلامى دست بردارند. بيهقى در اين باره گويد:
«على(ع) با اهل جمل نجنگيد تا آن كه سه روز آنان را به اطاعت و حق فرا خواند. در اين سه رو سپاهيان آن حضرت مجروحين فراوانى داد، ولى به دستور امام(ع) از جنگ پرهيز مى كردند. بعد از جنگ نيز به دستور امام(ع) كارى به مجروحان و فراريان نداشتند. بنابراين امام فقط در مقام دفاع بوده است و بس».
ب. اميرمومنان(ع) بعد از پايان جنگ ، عايشه را با عزت و احترام و كليه اسباب و لوازم مورد نياز راهى مدينه كرد؛ ابن جوزى در اين باره گويد:
«على(ع) عايشه را به بهترين اسباب مورد نياز مجهز كرد و برادر عايشه، عبدالرحمان بن ابى بكر، را به همراه 30 مرد و 20 زن از اشراف و متدينين بصره از قبيله همدان و عبد متين ملازم او ساخت. وقتى از عايشه درباره مسافرتش در بازگشت از بصره سؤال كردند، گفت: به خير و خوبى گذشت و به خدا سوگند او (حضرت على(ع)) اموال فراوانى به من داد و بيش تر هم عنايت فرمود، اما به همراهم مردانى را فرستاد كه آنان را نمى شناختم. وقتى اين سخن عايشه به زنان ملازم او كه به فرمان امام على(ع) در لباس مردان در آمده بودند، رسيد، نزد عايشه آمدند و به او اعلام كردند كه زن هستند. در پى آن عايشه سجده كرد و گفت: و اللَّه اى فرزند ابوطالب، جز كرم و خوبى نيفزودي و دوست داشتم كه از اين مسير خارج نمى شدم. و دچار مصيبت و ناخوشى مى شدم تا توان خروج از من گرفته مى شد. (5)
ج. به اين آيه قرآن كه خطاب به زنان پيامبر(ص) است ، بنگريد: «وَ قَرْنَ فِى بُيُوتِكُن وَ لا تَبَرجنَ تَبَرجَ الجاهِلِيةِ الأُولى؛ و در خانه هايتان بنشيينيد و آرام گيريد (و بى حاجت و ضرورت از منزل بيرون نرويد) و مانند دوره جاهليت پيشين آرايش و خودآرايى نكنيد».(6). حركت عايشه با اين آِيه در تضاد است .
د. عايشه از شركت در اين شورش پشيمان شد ؛ ابن اعثم كوفي مورخ قرن چهارم، مي نويسد:
«فكانت عائشة إذا ذكرت يوم الجمل تبكي لذلك بكاء شديدا ثم تقول: يا ليتني لم أشهد ذلك المشهد! يا ليتني متّ قبل هذا بعشرين سنة! ؛ هر گاه عايشه به ياد جنگ جمل مى افتاد، بشدت مى گريست و مي گفت : اي كاش در آن پيكار شركت نمي جستم ! اي كاش بيست سال قبل از آن نبرد مرده بودم! » (7)
3. ازدواج پيامبر(ع) با عايشه دليل بر آن نيست كه او تا آخر عمر به عدالت زيسته ، يا آنكه به وقت ازدواج، از بهترين هاي زنان دوران خود بوده است، زيرا قرآن درباره همسران حضرت مي گويد: «عَسى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَّ مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِدات ..؛ اميد است كه اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه كار، عابد..» (8)
پي نوشت
1. مفسران در ابتداى سوره تحريم اين مطلب را ذكر كرده اند و بخارى در صحيح در كتاب طلاق و مسلم در صحيح در كتاب رضاع آن را بيان داشته اند.
2. عبد ربه، عقد الفريد، ج2، ص 283؛ حاكم نيشابوري، المستدرك علي الصحيحين ، ج3، ص 194 .
3. ر.ك: غزالي، احياء العلوم .
4. شوشتري، احقاق الحق، ج 8، ص 554 - 550،
5. ابن جوزى، تذكرة الخواص ، ص 80،
6.احزاب، آيه 33،
7. الفتوح، ج 2،ص487 ؛ ر.ك: بلاذري، أنساب الأشراف،ج 2،ص249
8.تحريم ، آيه 5.


کانال تلگرامی پرسمان: @porseman

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن