زندگينامه ابوبكر و عمر و عثمان را برايم بنويسيد.
پاسخ: خليفه اول:
اسم: ابوبكر، اما نام اصلي او عبدالله بن عثمان تيمي است كه اهل سنت، او را خليفه اول بعد از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي دانند.
نام پدر: عثمان بن عامر
محل تولد: مكه مكرمه از طايفه بني تيم قبيله قريش
زمان اسلام آوردن: وقتي اسلام آورد كه حدود 50 نفر از مرد و زن مسلمان شده بودند.
مدت خلافت: دو سال و اندي
محل وفات: مدينه منوره
فعاليت اجتماعي ويژه اي در مورد ايشان در تاريخ ذكر نشده است (تاريخ طبري، وفات الدعيان )
ابوبكر بن ابي قحافه از طايفه تميم است و اين طايفه قبل از اسلام موقعيتي نداشت.وقتي كه ابوبكر بر سر كار آمد , ابوسفيان گفت :چه شده است كه حكومت به دست ذليل ترين و كم جمعيت ترين طايفه افتاده است ؟
بنا به نوشته مورخان، ابوبكر پيش از اسلام به بازرگاني (در رشته بزازي) اشتغال داشت و مردي ثروتمند بود. ولي بر پايه برخي روايات او شير دوشي مي كرد و از اين راه درآمد به دست مي آورد برخي مورخان نيز گفته اند وي كسب و كاري بي اهميت داشته است، برجسته ترين حادثه زندگي ابوبكر همراهي با پيامبر در هجرت به مدينه و پنهان شدن در غار ثور است.
وقتي پيامبر از طريق وحي از توطئه قتل خويش آگاه شد، تصميم به هجرت به مدينه گرفت، كه در ابتداي راه به ابوبكر برخورد، و به اتفاق او از مكه خارج شد.
در پي تعقيب مكيان، ابوبكر ترسيده بود اما پيامبر وي را آرام كرد. اهل سنت براي همراهي ابوبكر با پيامبر در هجرت به مدينه، به ويژه اقامت چند روز در غار ثور، اهميت بسيار قائل شده اند.
اما مفسران شيعه و برخي از اهل سنت با توجه به جمله « لا تحزن » در آيه 40 سوره توبه ( كه اشاره دارد به توصيه پيامبر به ابوبكر مبني بر نترسيدن از چيزي) بر اين باورند كه اين همراهي ابوبكر تصادفي بوده و با توجه به هراس و وحشت او، فضيلتي براي وي به شمار نمي آيد.
وقتي رسول خدا صلي الله عليه و آله و ابوبكر به قبا رسيدند، ابوبكر اصرار كرد بي درنگ رهسپار شهر مدينه شوند ولي پيامبر مدتي براي رسيدن پسر عموي خود، علي بن ابي طالب، به انتظار نشست. اين امر بر ابوبكر گران آمد، پيامبر را رها كرد و خود تنها به مدينه رفت و در محله سنح مدينه، به منزل خارجه بن زيد اقامت كرد. البته شايان ذكر است كه بعضي از مورخان اصل همراهي ابوبكر با پيامبر را قبول ندارند و آن را رد كرده اند.
(منابع: الطبقات،  ج 3،  ص 169؛ سفينه البحار،  ج 1، ص 347؛ مستدركات علم الرجال،  ج 8، ص 342 الغدير،  ج 3،  ص 73 - 329؛ اسدالغابه،  ج 3،  ص 209؛ قاموس الرجال،  ج 6، ص 503).
خليفه دوم:
اسم: عمر
نام پدر: خطاب
محل تولد: مكه مكرمه از قبيله قريش
شروع خلافت: روز وفات ابوبكر به وصيت ابوبكر
مدت خلافت: 10 سال
محل وفات: مدينه منوره در سال 13 هجرت
در اصل و نسب عمر اختلاف بسيار است و اهل سنت تا به بحث در اين مورد مي رسند اكثرا سكوت پيشه مي كنند تا گرفتار عواقب آن نشوند.
تا پيش از مسلمان شدن، از دشمنان رسول خدا صلي الله عليه و آله به شمار مي رفت.
بنابر برخي روايات، هنگامي كه عمر از سوي سران قريش مامور كشتن رسول خدا شد، متوجه شد كه خواهر و شوهرخواهرش مسلمان شده اند. از اين رو خشمگين به خانه آنها رفت و خواهر خود را به شدت كتك زد. اندكي بعد با آيات قرآن آشنا شد و در سال ششم بعثت اسلام آورد.
عمر اندكي پيش از رسول خدا به مدينه هجرت كرد. وي در بسياري از جنگ هاي زمان پيامبر شركت داشت؛ ليكن مورخان هيچ ماجرايي از مبارزات او نقل نكرده اند. هنگام رحلت خاتم الانبيا، مانع نوشتن وصيت نامه شد و گفت:« تب بر رسول خدا چيره شده و هذيان مي گويد!» از اين رو، مايه حسرت بسياري از ياران رسول خدا صلي الله عليه و آله شد كه چرا مسلمانان از آن وصيت مهم محروم شدند.
عمر در سقيفه بني ساعده حضور داشت و بيشترين نقش را در برگزيدن ابوبكر و بيعت مردم با او ايفا كرد. ابوبكر نيز در هنگام مرگ، وصيت كرد كه عمر پس از وي خليفه شود. از اين رو عمر در سال 13 هجري، پس از مرگ ابوبكر، به خلافت دست يافت و لقب «اميرالمؤمنين» را براي خود برگزيد. عمر ده سال و شش ماه خلافت كرد و در اين مدت به تاسيس ديوان و دفتر براي حكومت همت گماشت و مقررات حكومتي بسياري وضع كرد. بسياري از سرزمين هاي اسلامي (مانند عراق، فلسطين، شام، مصر و بخش هاي بسياري از ايران ) در دوران خلافت او فتح شد.
يكي از اقدامات نادرست وي، طبقه  بندي اصحاب رسول خدا جهت دريافت حقوق و مزايا بود؛ به طوري كه در سال اّخر زندگي خود با مشاهده اختلاف طبقاتي شديد بين مسلمانان گفت:«اگر سال ديگر زنده باشم، بيت المال را به روش پيامبر به طور مساوي بين مردم تقسيم مي كنم.»
با اين حال، زندگي ساده اي داشت و در امور مالي سختگير بود. مورخان عمر را مردي بلندقد، سرخ رو و تندخو توصيف كرده اند كه در مواردي به رسول خدا نيز اعتراض مي نموده است؛ از جمله در واقعه صلح حديبيه و متعه حج.
(منابع: اسدالغابه، ج 4، ص 145، الكامل، ج 2، ص 209 تا 219 و 9 تا 19، معجم رجال الحديث، ج 13، ص 31.(
خليفه سوم:
اسم: عثمان
نام پدر: عفان
محل تولد: مكه مكرمه
شروع خلافت: پس از وفات عمر توسط شورايي كه اعضاي آن را عمر مشخص كرده بود. در سال 23 هجري.
مدت خلافت: 12 سال
محل وفات: مدينه منوره در شورش مسلمانان به قتل رسيد.
عثمان بن عفان بن ابي العاص بن اميه در شمار مسلماناني است كه در همان سالهاي نخست مسلمان شد. وي از بني اميه و يكي از اشراف و ثروتمندان مكه بود و اسلام وي در ميان خانداني كه قريب به اتفاقشان مخالف اسلام بودند، عجيب مي نمود. او در شمار مهاجران به حبشه بود، اما به زودي به مكه بازگشت و به مدينه مهاجرت كرد. بنا بر بعضي نقلها وي در مدينه به ترتيب با دو دختر رسول خدا ام كلثوم و رقيه كه هر دو به زودي درگذشتند، ازدواج كرد و لذا به ذوالنورين مشهور شد.
عثمان به دليل بيماري همسرش در بدر حاضر نشد. در جنگ احد نيز به اتفاق جميع مورخان در شمار فراريان بود . بعدها در تاريخ نيز جز در قضيه حديبيه يادي از وي وجود ندارد.
در زمان ابوبكر وي از افراد نزديك به وي بوده و كاتب وي به شمار مي آمد. در دوره عمر نيز از نفوذ قابل توجهي برخوردار بود و در آن شرائط نماينده بني اميه به شمار مي آمد.
احتمالاً عمر دريافته بود يا عملاً به آن تمايل داشت كه عثمان به دليل نفوذ و محبوبيت در قريش، زمينه بيشتري براي خلافت پس از او دارد. لذا با تعيين او در شوراي شش نفره راه خلافت او را هموار نمود، عثمان در آخرين روز ذي حجه سال 23 به عنوان خليفه بر منبر رسول خدا جاي گرفت، خلافتي كه اّن را بايد آغاز خلافت امويان دانست.
عثمان از همان ابتدا قدرتمندانه به اداره امور پرداخت. او به گمان خود زيركانه عمل كرد، زيرا در شش سال نخست خلافت بسيار آرام عمل كرد، و كوشيد تا موقعيت خود را مستحكم كند. پس از آن در نيمه دوم خلافت بود كه سياستهاي اصلي خويش را آشكار كرد و به تدريج دگرگوني در ساختار سياسي مناطق مختلف پرداخت. او اساساً در انديشه سپردن خلافت به بني اميه بود و اين كارها را مقدمه اي براي اموي كردن تمام امور سياسي انجام مي داد.
وي در اقدامات خود در آغاز از حمايت قريش برخوردار بود و مي كوشيد تا سهم همه آنان را حفظ كند. اما در شش سال دوم خلافت كار وي قدرت بخشيدن به طايفه خاص اموي شد اين امر خشم برخي از قريش را نيز برانگيخت. حاكم كردن افراد خاندان اموي بر شهرها، خشم بسياري را برانگيخت و مردم را به مرور به شورش بر ضد وي وا داشت.
در زمان او بسياري از سرزمينها فتح شد. مانند قفقاز، خراسان، كرمان، قبرس و قسمتهايي از شمال آفريقا. بدين ترتيب ثروتها و غنائم بي شماري به مركز خلافت سرازير شد كه تقسيم آنها حساسيت ويژه اي مي طلبيد. گر چه عثمان به اين امر توجه نكرد و تقسيم ناعادلانه غنائم يكي از عواملي گشت كه در بروز شورش عليه او نقش مؤثري داشت. به طور كلي علل شورش ضد عثمان را مي توان بدين ترتيب تقسيم بندي كرد:
1. بدعتهاي ديني توسط عثمان.
2. واگذاري فرمانداري شهرها به افرادي از خاندان بني اميه.
3. بذل و بخششهاي بي حساب او به افراد خاندان اموي.
4. آزار بعضي از اصحاب بزرگ رسول خدا مانند ابوذر و عمارياسر.
بدين ترتيب مردم از او ناراضي شدند و بسياري از بزرگان صحابه، مخالفت علني را با او آغاز كردند. كساني چون طلحه، زبير، عايشه، عمار ياسر، عبدالرحمن بن عوف، عبدالله بن مسعود، ابو ايوب انصاري، جابر بن عبدالله انصاري و ابوذر و . . . .
البته همه اينان به قتل او اعتقاد نداشتند يا آنرا به مصلحت نمي ديدند، اما به هر روي شديدترين انتقادات را به اعمال و رفتار سياسي و ديني او داشتند. در اين شرائط امام علي نه به همراه عثمان بود و نه بر ضد او اقدام مي كرد. به مرور اعتراضات عليه عثمان بالا مي گرفت و عثمان مجبور بود براي آرام كردن آنها از زور استفاده كند كه خود اين امر منجر به نزاع و درگيري بيشتر مي شد.
تا وقتي كه عده اي از مردم مصر و كوفه به عنوان اعتراض نزد عثمان آمدند. پس از مدتي گروه بيشتري از مصريان كه شمار آنها را بين چهارصد تا هفتصد نفر گفته اند به مدينه آمدند و درخواستهاي خود را مطرح كردند. عثمان تعهد كرد كه به درخواستهاي آنان توجه كند. مصريان به شهر خود بازگشتند اما توطئه اي شد مبني بر اينكه آنها كشته شوند.
اين عده از جريان آگاهي يافتند و خشمگين به مدينه بازگشتند. خبر به كوفيان نيز رسيد. از آنجا دويست نفر و از بصره صد نفر به مدينه آمدند و عثمان را در محاصره گرفتند و ابتدا از او خواستند تا از حكومت كناره گيري كند اما عثمان زير بار اين وضع نمي رفت. تلاش هاي امام علي كه ميانجي صلح بود نيز ره به جايي نبرد.
عثمان چهل و نه روز در محاصره بود. در اين مدت از شهرهاي مختلف استمداد كرد. اما كسي به كمكش نرفت، تا سرانجام توسط انقلابيون به قتل رسيد .
(منابع : تاريخ خلفا،  ص 142، 146، 155 به نقل از منابع متعدد كه در همين كتاب مسطور است .(


پرسمان را در پیام رسان های ایرانی سروش/ایتا/گپ به نشانی @porseman همراهی کنید

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن