مي خواستم در رابطه با موضوعي مرا راهنمايي كنيد. من 19 سال سن دارم و پس از تحصيل در هنرستان، كارداني برق قدرت را از يكي از آموزشكده ها دريافت كرده ام و به دنبال مدرك كارشناسي هستم. من به يك دختري كه از من 1 سال كوچكتر است و دم بخت هست، يك احساسي دارم ولي تا به حال از خود بروز نداده ام. در خانواده ما 2 برادر بزرگترم هنوز مجرد هستند. من در مكاني فعلا مشغول هستم كه حقوق بالايي دارد و مي توانم از عهده مخارج زندگي برايم ولي بيشتر به دنبال تحصيل هستم. ولي با كار كردن مي توانم در رفاه باشم. به نظر شما آيا من احساسم را با او درميان بگذارم و چطور؟ يا به وسيله كسي باشد يا چيزي به او نگويم؟
يك ازدواج موفق دائر مدار يك سلسله معيارهاي اصلي و فرعي و همچنين يك سلسله آگاهي ها قبل و بعد از ازدواج مي باشد. اگر انسان بر اساس آگاهي هاي صحيح آن معيارها را در فردي احراز كرد آنگاه بايد اقدام به خواستگاري كند و مراحل بعدي را به تدريج انجام دهد تا ازدواج محقق شود. معمولا يكي از مشكلات انتخاب آگاهانه عشق و علاقه زود هنگام است. چه اينكه علاقه و عشق مفرط موجب مي شود انسان نتواند بر اساس آگاهي به معيارهاي صحيح همسر خود را انتخاب كند. البته خود علاقه يكي از چيزهائي است كه براي اقدام اوليه لازم است والا هيچگاه انگيزه اي ايجاد نمي شود و اقدامي هم صورت نمي گيرد اما اين علاقه نبايد در حدي باشد كه موجب ناديده گرفتن معيارهاي مهم انتخاب همسر شود. حال بايد ديد اين علاقه شما نسبت به آن فرد چه نوع علاقه اي است. آيا از نوع اول است يعني دل شما را ربوده است و شما صرفا بر اساس همان علاقه به هيچ چيز فكر نمي كنيد مگر رسيدن به او، بايد عرض كنيم كه علاقه شما از نوع اول است و قدرت انتخاب صحيح را از شما خواهد گرفت. چنانكه اهل معرفت گفته اند: «حب الشيء يعمي و يصم» يعني علاقه و عشق به چيزي موجب كوري و كري انسان مي شود. در اين صورت بايد با اينگونه علاقه هاي افراطي مقابله كرد تا تعديل شود يا بطور كلي از بين برود.
گفتني است نيازهاى عاطفى و غرايز ديگر در ايام جوانى، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزيدن» سوق مى دهد كه البته اين يك امر طبيعى و غريزى است و كمتر مى توان راهى براى گريز از آن پيدا كرد.
آنچه در اين مقوله اهميت دارد، كنترل عقلايى بر احساسات و پرهيز از مخاطراتى است كه ممكن است فرد را به گرفتارى هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد.
همانطور كه مي دانيد ازدواج يكي از مسائل مهم زندگي هر انساني است زيرا در همه ابعاد زندگي تأثير دارد و ازدواج موفق مي تواند باعث پيشرفت انسان در زمينه هاي مختلف شود كما اينكه اگر ازدواج ناموفق باشد مشكلات زيادي را براي انسان به وجود مي آورد و مانع رشد و ترقي مي شود بنابراين بايد با اين امر مهم سنجيده برخورد كرد و از هر گونه شتابزدگي ، يك جانبه گرايي، ظاهر بيني و سطحي نگري اجتناب كرد. بنظر مي آيد راه صحيح ازدواج اين باشد كه اول با افراد مجرب و بزرگتر مشورت شود و اگر فردي مد نظر است قبل از اينكه به صورت مستقيم با خود او مطرح شود با خانواده مطرح شود كه آيا چنين فردي براي ازدواج مناسب هست يا نه؛ گام دوم اگر با مشورت و تحقيق به اين نتيجه رسيديد كه فرد مورد نظر، فرد مناسبي است. آنگاه از طريق خانواده (پدر، مادر، برادرها يا خواهران يا هر فرد ديگري مورد تأييد خانواده است) به صورت رسمي خواستگاري شود حال جواب آنها ممكن است مثبت يا منفي باشد و اين نيز يك امر طبيعي است زيرا همينطور كه ما به خودمان حق مي دهيم انتخاب كنيم اين حق را بايد براي ديگران نيز قائل باشيم تا خودشان تصميم بگيرند و انتخاب كنند.
اين مسأله دقيقا در مورد شما اتفاق افتاده يعني همانطور كه خودتان مرقوم فرموده ايد شما عاشق دختري شده ايد و اين عشق يك طرفه نيز بوده است يعني معلوم نيست كه او نيز چنين عشق و علاقه اي را به شما داشته است يا نه!
هيچ گاه توقع نداشته باشيد آنها خيلي سريع به شما پاسخ دهند چه اينكه همانطور كه ازدواج براي شما خيلي مهم است براي آنها نيز امر مهمي است بنابراين بايد به آنها فرصت داد تا خوب فكر كنند، مشورت كنند و سپس انتخاب كنند. انشاء الله جواب مورد نظر شما را خواهند داد ولي در صورتي كه جواب رد به شما دادند نگران نباشيد چه بسا خداوند كفو و همتاي شما را كس ديگري قرار داده است.
خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «چه بسا شما چيزي را دوست نداريد ولي خير شما در آن چيز است و چه بسا چيزي را دوست داريد در حالي كه خير شما در آن نيست» بنابراين در همه كارها بايد به خداوند توكل كرد و از او خواست كه آنچه به صلاح ماست مقدر كند.
حال اگر اين مراحل طي شده است و ايشان به شما جواب منفي داده است هيچ اتفاق خاصي نيفتاده است و بايد علاقه و عشقي كه نسبت به او پيدا كرده ايد را به تدريج از دلتان خارج كنيد؛ زيرا دوستي و عاشقي يك طرفه چيزي جز خسارت، اتلاف وقت و هدر دادن انرژي هاي عاطفي و شكست در زندگي و تحصيلات چيز ديگري در پي نخواهد داشت و بدانيد كه ميدان انتخاب براي شما باز است و افراد زيادي وجود دارند كه شما مي توانيد باز هم دست به انتخاب بزنيد و دليلي ندارد دختري كه به هر دليلي راضي به وصلت با شما نمي باشد شما علاقه خود و انرژي هاي عاطفي خود را براي او هزينه كنيد. به قول باباطاهر محبت و علاقه آنگاه اثر بخش خواهد بود كه از هر دو طرف باشد و علاقه يك طرفه موجب دردسر و مشكلات مي شود. به نظر مي آيد با توجه به اينكه ايشان به شما جواب منفي داده ضرورتي ندارد كه شما انرژي هاي عاطفي خود را صرف اين فرد كنيد بلكه با اين علاقه مقابله كنيد و بعد از يك مدتي كه از شدت اين علاقه كاسته شد آنگاه بر اساس معيارهاي صحيح دوباره دست به انتخاب بزنيد و با توكل به خداوند همسر مورد پسند خود را انتخاب كنيد. براي مقابله با آن علاقه اي كه نسبت به فرد مذكور پيدا كرده ايد به راهكارهاي زير عمل كنيد:
1- سعي كنيد به او نگاه نكنيد. 2- هيچگونه تماسي به صورت حضوري يا غير حضوري با او نداشته باشيد. 3- به خودتان تلقين كنيد كه ايشان به من جواب منفي داده پس من هم نبايد به او علاقه مند باشم. يا به خود بگوئيد: او من را دوست ندارند پس من هم دليلي ندارد به او علاقه مند باشم. 4- هر وقت فكر او به ذهنتان خطور كرد، خود را به كار يا فكر ديگري مشغول كنيد.
در ادامه لازم مي دانيم شما را ابتدا با معيارهاي كلي انتخاب همسر و سپس راههاي احراز آن معيارها آشنا كنيم :
معيارها و ملاك هايي كه در انتخاب همسر بايد در نظر گرفته شود دو نوع است .
الف . آنهايي كه ركن و اساس اند و براي يك زندگي سعادتمندانه حتما لازم اند.
ب . آنهايي كه شرط كمال هستند و براي بهتر و كاملتر شدن زندگي اند و بيشتر به سليقه و موقعيت افراد بستگي دارد.
ملاك هاي دسته اول عبارتند از:
1. تدين و دين دار بودن فرد. زيرا انساني كه دين ندارد هيچ ندارد انسان بي دين در حقيقت مرده ي متحرك است و كسي كه پاي بند به دين (كه اصلي ترين مسأله زندگي است) نباشد هيچ تضميني وجود ندارد كه پاي بند به رعايت حقوق همسر و زندگي مشترك باشد. انسان ديندار هرگز نمي تواند با همسر بي دين كنار بيايد و با هم زندگي سعادتمندانه اي داشته باشند.
2. اخلاق نيك داشتن كه منظور داشتن صفات و خلق و خوهاي پسنديده در نظر عقل و شرع است . در واقع اخلاق و دين دو ملاك و معيار اصل در ازدواج و انتخاب همسر است .
اگر بخواهيم نمونه هايي از اخلاق خوب و بد را اشاره كنيم مي توان موارد زير را ذكر كرد.
الف . خوش زباني و بدزباني زبان ترجمان و بيانگر احوال درون است و زبان دريچه اي است از محتويات درون فرد, زبان انسان آينده ي دل اوست
ب . بزرگواري و حسادت
ج . خوش خلقي و كج خلقي
د. حق پذيري و لجاجت
3. شرافت و اصالت خانوادگي كه منظور نجابت و پاكي خانواده است زيرا ازدواج دختر و پسر تنها پيوند و تركيب دو فرد نيست بلكه پيوند دو خانواده است و نمي توان گفت من مي خواهم با خود اين فرد ازدواج كنم و كاري به خانواده و فاميلش ندارم . زيرا اين فرد شاخه اي است از اين خانواده و از ريشه هاي همان درخت خانواده تغذيه كرده است و صفات اخلاقي , روحي عقل و جسمي آن خانواده را از راه وراثت و محيط و عادات به اين فرد منتقل كرده است .
4. عقل ; در واقع همان نور افكني است كه جاده زندگي را روشن مي كند و بايد زن و شوهر براي اداره ي زندگي و تربيت فرزندان از نيروي عقل و فهم مجهز برخوردار باشند و رشد عقلي كافي پيدا كرده باشند همان طور كه ائمه اطهار ما را از ازدواج با افراد احمق و كم عقل نهي فرموده اند.
5. تناسب , همتايي و كفو همديگر بودن كه از حساس ترين نكاتي است كه بايد در انتخاب همسر مورد توجه قرار گيرد همتايي و تناسب از نظر و جنبه هاي مختلف مثل
الف . تدين و ميزان پاي بندي به دستورات شرع
ب . همتايي و هماهنگي فرهنگي و فكري
ج . همتايي اخلاقي و پاي بندي به آداب اخلاقي
د. كفو همديگر بودن از نظر تحصيلات علمي
ه. تناسب در زيبايي
و. تناسب سني
ز. تناسب مالي و سطح اقتصادي و...
ملاك ها و معيار و مسائل ديگري كه بيشتر مربوط به سليقه و موقعيت افراد دارد. در دسته ي دوم قرار مي گيرد و مي توان از آن صرف نظر كرد. ولي براي اينكه بتوانيد به يك تصميم صحيح و عاقلانه اي برسيد بهتر است با افراد مورد اعتماد خويش، والدين، يا اقوام نزديك دلسوز و عاقل و داراي تجربه مشورت كرده و با دقت كافي تصميم مناسبي اتخاذ فرماييد.
ما معيارهايى را كه در احاديث براى همسر خوب ذكر شده، بيان مى كنيم. شما هم همين شرايط را مد نظر بگيريد و با توكل به خداوند اقدام نماييد. البته اين شرايط نسبت به افراد نسبى هستند و نبايد انتظار داشته باشيد شخص مورد نظر شما از بالاترين حد آن برخوردار باشد.
حضرت على(ع) ضمن آموزش دعايى جهت ازدواج معيارهايى را براى انتخاب همسر بيان فرموده اند كه عبارتند از:
1- صالحه (شايسته): خانمى كه كارهاى شايسته و مورد پسند خدا را انجام دهد؛
2- ودود: با محبت باشد؛
3- ولود: نازا وعقيم نباشد؛
4- شكور؛ در مقابل نعمت هاى الهى شكرگذار باشد؛
5- قنوع: اهل قناعت باشد تا در زندگى تو را به زحمت نيندازد؛
6- غيور: نسبت به دين خدا و عفت غيرتمند باشد؛
7- در برابر احسانى كه به او مى شود، قدردانى كند؛
8- چنانچه از سوى تو كار ناروايى سرزد، عفو و اغماض كند؛
9- اگر در زندگى يادآور خدا شدى، تو را همراهى كند و اگر خدا را فراموش كردى، يادآور تو شود و به تو تذكر دهد؛
10- آن گاه كه از منزل خارج شدى، خودش را حفظ كند؛
11- و هرگاه به منزل وارد شوى، با ورودت خوشحال و مسرور گردد؛
12- چنانچه به او دستور و فرمان دادى، اطاعت كند و اگر براى او قسم خوردى، باورت كند و تكليف خود را انجام دهد؛
13- و اگر ناراحت شدى و او را مورد غضب قرار دادى، اسباب خشنوديت را فراهم آورد.


کانال تلگرامی پرسمان: @porseman

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن