چرا دفن مرده آداب خاصي دارد مثلا به سمت خاصي خوابانده مي شه؟

قبل از ذكر حكمت اين كه چرا مرده را رو به قبله قرار داده و دفن مي كنند توضيحاتي ضروري است كه در ابتدا به بيان آن مي پردازيم
احتمالا منظور پرشگر محترم از طرح اين سئوال آن است كه فردي كه مرده است ديگر چه فرقي دارد كه جسد او كه جسمي بي شعور بوده و مدت زماني ديگر تجزيه شده و با خاك يكي مي گردد طبق احكام و آداب خاصي دفن شود و مثلا او را غسل دهند ،روبه قبله در قبر بگذارندو...
جواب اين سئوال ضمن روشن شدن چند مطلب ارائه خواهد شد:
1) ميت از هنگام موت تا بعد از قرار گرفتن در قبر احكام گوناگوني دارد كه شيخ بهايي در كتاب جامع عباسي اهم آنان را آورده ومي گويد: «بدان كه صد و بيست و شش امر است كه تعلّق به ميّت دارد از وقت احتضار يعنى سكرات تا وقتى كه او را در قبر سپارند از آن جمله بيست و هفت امر واجب است و هفتاد و يك امر سنّت و بيست و شش امر مكروه و دو امر حرام ,... ».
اين احكام همگي از وظائف باز ماندگان و مسلمانان زنده است و لذا عمده حكمتهاي آن نيز در جهت حفظ مصالح آنان و تسلي خاطر ، عبرت آموزي ، امتحان و يا حتي حفظ نكات بهداشتي و غيره نسبت به محيط زندگي انسانهاست .
به عنوان مثال مستحب است و بلكه از حقوق مومن است كه هنگام مرگ نزديكان براي تشييع او حاضر شوند كه حكمت آن علاوه بر احترام به ميت ذكر و ياد مرگ است كه نقش فوق العاده اي در خود سازي انسانها دارد. يا مستحب است بعد از مرگ در دفن جسد تعجيل كنند كه آن عمدتا رعايت مصالح بهداشتي است علاوه بر اينكه در صورت تاخير ممكن است جسد متعفن شده و مقدمه اشمئزاز نسبت به ميت و بي احترامي به او باشد و...
2)دسته اي ديگر از حكمت اين احكام به احترام به ميت كه در حال حاضر جسد او نماينده هويت و روح اوست مي باشد به عنوان مثال بر جسد او نماز مي خوانند كه اين حاكي از طلب آمرزش براي روح اوست.
از طرف ديگر طبق مضمون بعضي روايات و اخبار ،هر چند بنا بر ظاهر بعضي از اين احكام در مورد جسد ميت است كه هيچ فهم وشعوري ندارد ولي در واقع خصوصا در ابتداي مرگ ،به لحاظ تعلق شديدي كه هنوز روح به بدن دارد از آن متاثر مي شود لذا حكمت بعضي از احكام به اين امر باز مي گردد. مثلا مستحب است كه ميت را يكباره داخل قبر نگذارند و در هنگام تشييع تا محل دفن چند مرتبه اورا روي زمين گذاشته و دوباره حمل كنند وبعد از دفن هم بعضي از نزديكان او بر مزار او باشند و به تلاوت قرآن و ادعيه مشغول باشند.
3)نكته آخري كه در مورد احكام ميت كه ناظر به جسد اوست بايد تذكر داد آن است كه ،هرچند اين جسد به حسب ظاهر جسم بي شعوري است و به زودي پوسيده و تجزيه مي شود ولي ادله ناظر به ابعاث جسماني دلالت بر آن دارد كه همين ذرات جسد روزي برانگيخته خواهد شد و در پيشگاه عدل الهي شهادت خواهند داد لذا همانطور كه روبه قبله بودن در مورد شخص زنده منشا تاثيرات اخروي است در مورد جسد او هم مي تواند منشا تاثيرات فراواني قرار گيرد.
خلاصه آنكه احكام ميت حكمتهاي متفاوتي دارد كه بعضي ناظر به حال مسلمين و اقربايي است كه در قيد حياتند و بعضي ناظر به مصالح روح ميت است بعضي از اين حكمتها در حدود 30 باب (باب 232تا 262)در كتاب علل الشرايع به نقل از ائمه معصوم عليهم السلام مذكور است .
به عنوان مثال در مورد حكمت روبه قبله قرار دادن ميت در روايتي از امام صادق عليه السلام در باب 234 همين كتاب آمده است كه:
«صورت ميت را در قبر رو به قبله قرار دهيد چرا كه با اين كار ملائكه و خداوند به او روي خواهند كرد و رحمت الهي شامل او خواهد شد».
در عين حال كه رو به قبله قرار دادن خود نوعي تعظيم شعائر بوده و اهميت قبله را در بين مسلمين تاكيد مي كند و مشعر به اين امر است كه مسلمانان در همه كار ها به يك مبدا ويك ملجا توجه داشته و حيات ومماتشان را بر اساس آن تنظيم مي كنند و اين امر رمز وحدت مسلمانان است .
از طرف ديگر اين امر اشاره اي لطيف دارد براي بازماندگان واقرباي ميت مبني بر تنذير و تبشير به اين امر كه همه ما به سوي خداوند باز خواهيم گشت (انا اليه راجعون)
بنابراين،ازمنظرانديشه ديني چون انسان با مردن نيست ونا بود نمي شود بلكه مرگ مقدمه است به سوي جهان ابديت كه مومن درجوار الهي قرار مي گيرد پس سزاوار است كه با احترام واداب خاص ورو به قبله(كانون توحيد وخدا پرستي) قرارداده شود تابيشتراز فيض ورضوان پروردگار افرينش بر خوردار گردد.

در مورد سوالات احکام، جهت اطلاع از آخرين استفتائات با دفتر مرجع تقليد خود در تماس باشيد
برچسب ها: فلسفه احكام دفن