در مورد ارزش وقت و غنيمت شمردنش مقاله و كتاب معرفي كنيد.

مقدمه:
عمر، يكي از سرمايه ها است كه در صورت بهره گيري صحيح مي تواند، آينده سعادتبخش و روشني براي ما به ارمغان آورد. بهره وري از سرمايه عمر، ويژه انسان هاي عاقل و آينده نگر است.
در فرصت هاي روزگار، وفا نيست و پيوسته رو به كاهش است، اگر قدر آن شناخته نشود، به سرعت از دست مي رود، بي آنكه دستاوردي براي انسان داشته باشد.
عمر انسان كه تنها سرمايه او است، همچون آب روان در سراشيبي، با تندي مي گذرد و با گذشت هر روز، به اندازه يك روز از سرمايه انسان مستهلك مي شود. بنابراين بايد نهايت توجه و وسواس را داشت تا در قبال اين رفتن سرمايه، توشه و كمالي كسب كنيم. نيروها، نشاط، سلامتي و بالاخره فرصت هاي مختلفي كه اكنون براي هركسي فراهم است، هميشه همينطور نمي ماند. روز به روز از مقدار آن كاسته مي شود. انسان عاقل آنست كه قبل از پايان يافتن فرصت ها، استعداد هاي خويش را شكوفا و كمال مطلوب خود را تحصيل نمايد.
سعديا دي رفت و فردا همچنان معلوم نيست در ميان اين و آن فرصت شمار امروز را.
براي استفاده شايسته از سرمايه عمر و جلوگيري از حسرت هاي آينده، توجه به مطالب و نكات زير ضروري مي نمايد. ما در اين مقاله كوشيده ايم با استفاده از آموزه هاي ارزش مند ديني، به مقدار توان و فرصت برخي از اين نكات مهم را گوشزد نماييم، به اين اميد كه براي نسل جوان ما سودمند باشد.

مفهوم وقت:
وقت يعنى فرصت‏ها، ساعت‏ها، روزها و ماه‏ها و سال‏ها بلكه دقيقه‏ها و ثانيه‏ها و لحظه‏هايي كه در ظرف عمر طي مي شوند و زمان؛ يعني گذر همين ثانيه ها و لحظه ها.
در روايتي از مولي علي (ع) است كه عمر تو همان وقت تو است كه در آني إن عمرك وقتك الذي أنت فيه ( غرر الحكم، 3231) و در مقابل نيز فرموده: همانا وقت هاي تو اجزاء عمر تو است و سپس نصيحت نموده كه مواظب باش از آن جز در جهت نجات خويش بهره نگيري. إنَّ أوْقاتِكَ أجْزاءُ عُمْرِكَ، فَلاتُنْفِذْ لَكَ وَقْتاً إلاّ فيما يُنْجيكَ بدون شك اوقاتى كه مى گذرانى پاره هاى عمر تو هستند، لذا نبايد وقت خود را تمام كنى مگر در چيزى كه نجات تو در آن باشد. (همان،3642)
در كلام ديگري فرموده: عمر، مجموعه نفس هايي است كه مي كشي العمر أنفاس معدده (همان، 535) هر نفسي كه آدمي مي كشد، در حقيقت پاره اي از عمر خويش را سپري نموده است. بهره‏گيرى از وقت بزرگترين توفيقى است كه نصيب بشر مى‏شود، و او مى‏تواند در پرتو آن به اهداف عاليه برسد، و به پيروزى در همه ابعاد دست يابد.
بهاي عمر:
از نظر اسـلام، ارزش عـمـر بـسـتـگـى به كاركرد قربي دارد. هر چيزي كه باعث نزديكي انسان به خداي خود شود، تامين كننده سعادت او است و وقت و عمر او را ارزشمند خواهد كرد.
از مجموعه آموزه هاي قرآن كريم استفاده مي شود كه با ايمان ، عمل صالح ، بندگى خدا و اخلاق نيكو راه سعادت انسان طي مي شود و وقت و عمر او قيمت پيدا مي كند. امير مؤ منان (ع ) در اين زمينه فرموده: هـمـانـا عـمـر تـو، مـهـريه سعادت و خوشبختى تو است به شرط آنكه ، آن را در طاعت و بندگى پروردگارت ، به پايان ببرى، اِنَّ عُمْرَكَ مَهْرُ سَعادَتِكَ، اِنْ اَنْفَدْتَهُ فى طاعَةِ رَبِّكَ. غرر الحكم،ح 3429
اگر كـسى عمرش را در راه تحصيل ايمان و معرفت ، بندگى خدا و كسب اخلاق انسانى صرف كند، از وقـت خود خوب استفاده كرده و در غير اين صورت ،دچار ضرر و خسران خواهد شد. آن امام همام در كلام گهر بار ديگري فرموده: . به راستى كه زيانكاركسى است كه در جهت عمرش زيان كرده; و بهره ورى كه ديگران به او در خرج عمرش حسرت خورند كسى است كه وقتش را در طاعت پروردگارش تمام كرده است. إن المغبون من غبن عمره ، وإن المغبوط من أنفذ عمره في طاعة ربه. همان، 3502
و نيز فرمود: براى نفس شما قيمتى جز بهشت نيست , جانتان و خودتان را به غير از بهشت , به چيز ديگرى , نفروشيد .
فليس لا نفسكم ثمن الا الجنة فلاتبيعوها الا بها. بحار الانوار، ج1، ص144
طلاي وقت:
: به وفور ديده‌ايم كه برخي در مقام نصيحت و براي اين كه اهميت وقت را يادآور شوند به ديگري مي‌گويند «وقت طلا است‌». آنها گرچه وقت را با يك شيء به ظاهر با ارزش و گران سنگ مقايسه مي‌كنند، اما در عين حال حق مطلب را به جا نياورده‌اند. به خاطر اين كه طلا يك شي قابل تقويم است‌. ارزشش قابل اندازه‌گيري است‌. ارزشش به كميت درمي‌آيد يا چيزي قابل جبران است، اما وقت انسان قابل تقويم و ارزشگذاري نيست و اگر هدر شد با هيچ چيز قابل جبران نخواهد بود؛ بنابراين تشبيه ارزش وقت به طلا گرچه ارزش وقت را از ساير امور بالاتر مي برد، اما صحيح نيست زيرا اين تشبيه به عكس مقصود ما، باعث كاستن ارزش حقيقي وقت و عمر انسان مي شود‌. اگر انسان به اين نكته كه عمر يا وقت چيزي است كه اگر هدر شد قابل جبران نيست توجه داشته باشد، دچار وسواس عجيبي در استفاده بهينه از ساعات عمرش خواهد شد و آن را ارزان ازكف نخواهد داد. تنها چيزي كه ارزش هم سنگ وقت و عمر انسان را دارد، علم و اخلاق است كه اگر انسان در تحصيل آن كوشيد، مي‌تواند ادعا كند كه قدر وقت و عمر خويش را شناخته است‌.


عزيزترين سرمايه:
بى شك وقت و فرصت بزرگترين سرمايه گرانبها و بى‏نظير براى بشر است، كه مى‏توان در استفاده بهينه از آن، در همه عرصه‏ها به پيش رفت و به عالى‏ترين درجات مادى و معنوى نايل گشت.
وقت همان عمر انسان است كه سرمايه‏اى بالاتر از آن نيست، مشروط بر اين كه از آن براى رشد و ترقى ظاهر و باطن استفاده شود، يعنى وقت نردبان ترقى گردد، و گرنه نه تنها سرمايه نيست بلكه شرمايه، و وسيله شرّ و تيره بختى است. بر همين اساس امام سجّاد(ع) در فرازى از دعاى خود به خداوند عرض مى‏كند: عمر طولانى تا هنگامى كه عمرم در راه اطاعت تو صرف شود به من عطا كن، و هرگاه عمرم چراگاه شيطان گردد، جانم را قبل از پيشى گرفتن عذابت بگير. و عمرني ما كان عمري بذله في طاعتك فاذا كان عمري مرتعا للشيطان فاقبضني اليك. ) صحيفه سجاديه، دعاي 20)
بهره‏گيرى از وقت بزرگترين توفيقى است كه نصيب بشر مى‏شود، و او مى‏تواند در پرتو آن به اهداف عاليه برسد، و به پيروزى در همه ابعاد دست يابد، وقت گوهر ناب و گران سنجى است كه ارزش هيچ‏چيز را نمى‏توان با آن مقايسه كرد.
سعدى چيزى را براى سنجش ارزش وقت نيافته جز شب قدر را كه مطابق قرآن بهتر از هزار ماه است آنجا كه گويد:
قضا روزگارى زمن در ربود كه هر روزش از پى شب قدر بود
مكن عمر ضايع به افسوس و حيف‏ كه فرصت عزيز است و الوقت ضيف‏
و از سخنان، امام صادق(ع) است كه هيچ چيزى عزيزتر از روح و وقت تو نيست: «ليس شى‏ء اعزّ من قلبك و وقتك. لئالى الاخبار، ج 1، ص 16.
برهمين اساس پيامبران و امامان و اولياء خدا بيشترين استفاده را از وقت خود نموده و وقت گذرانى بيهوده را از گناهان بزرگ مى‏شمردند.
سهل بن عبداللّه گفته است: وقت توعزيزترين چيزها است پس آنرا به گرانبهاترين چيزها به كارگير وقتك اعزّا لأشياء فاشغله بأعزّالأشياء.
پيروان راستين امامان(ع) از علما و مراجع و ساير اولياء، به پيروى از امامان(ع) به اوقات خود احترام شايانى مى‏كردند، و به همين علت به درجات عالى رسيدند. يكى از اين علما و مراجع، مرحوم آيت اللّه العظمى شيخ محمد حسن نجفى معروف به صاحب جواهر(مؤلف جواهرالكلام) است، اين مرد بزرگ بر اثر اهمّيت دادن به وقت، اين كتاب را كه شامل فقه استدلالى همه ابواب فقه است و در بيش از 40جلد تأليف شده، به رشته تحرير درآورد، و چنين كتاب ارزشمندى رابه جهان بشريت تحويل داد، نقل شده يكى از پسرانش از دنيا رفت، او از آن با خبر شد، دست از قلم كشيد و كنار جنازه پسر آمد، و پس از تلاوت آياتى از قرآن، همانجا بقچه خود را گشود، و از فرصت استفاده نمود، و مشغول نوشتن كتاب جواهر شد، تا حاضران از غسل و تكفين پسرش فارغ شوند.
كيمياى جوانى:
: وضع اكثر جوانان مانند مردى ثروتمند مي ماند كه سرمايه خود را بدون پروا خرج مى كند, غافل از آن كه دير يا زود ثروت كلانش به پايان خواهد رسيد. (آنتوان چخوف) با اين كه كمتر از پنجاه سال عمر كرد, اما به دليل آن كه قدر وقت را مى دانست هزار داستان كوتاه و چندين كتاب از خود به يادگار گذاشت.
شايد (يك روز) خيلى بى اهميت به نظر برسد, اما از لحاظ كيفيّت با (يك سال) بلكه گاهي با (ابديت) برابر است. دانشمندى مى نويسد: (ما همچون زارعى هستيم كه هر روز بيشتر از روز گذشته كشتزار مرگ خود را شخم مى زنيم. )
رشته عمـر تو را ليـل و نهار پاره سازد لحظه لحظه تارتار
ايام جوانى, دوران درخشندگى و فروغ زندگى است. دنيا با درخشش جوانان, سرسبز و با طراوت است, به طورى كه دنياى بى جوان, ماتمكده اى بيش نيست.
ويژگى هايى نظير نشاط, كوشش, هيجان, انتقاد, زيبا دوستى, پويايى, نوجويى و نوآورى, همزاد با اين دوران است. جوان با اين توشه به سوى هدف گام بر مى دارد و همواره در پى رسيدن به سعادت, تلاش و كوشش مى كند. دل جوان با نوخواهى, طراوت مى يابد, چرا كه جوان براى زمانى غير از زمان گذشتگان آفريده شده و پذيرش سخن و انديشه نو با سرشت او آميخته است.
جـوانى يكى از نعمتهاى پرارج الهى و ازسرمايه هاى بزرگ سعادت در زندگى بشر شناخته شـده است. اين دوران از عمر انسان، اگر چه خود قسمتى ازمجموع عمر آدمى است، ولي از نظر اسـلام بـه انـدازه اى ، مـهـمّ، ارزنده وممتاز قلمداد شده كه گفته مي شود در روز قيامت از اين نعمت بطور خاص ، پرسش مى شود.
پيامبر اكرم (ص ) فرمود: در قـيـامـت هـيـچ بـنـده اى قـدم از قـدم بـرنـمـى دارد، مـگـر ايـنـكـه از او سـؤ ال مى شود: عمرش را در چه كارى صرف نموده و از جوانى اش كه در چه راهى تمام كرده است و از مالش كه از چه راهي بدست آورده و چگونه مصرف نموده است و از محبت ما اهل بيت(ع) . اذا كان يوم القيامه لا يزول العبد قدما عن قدم حتي يسئل عن اربعة اشياء، عن عمره فيما افناه و عن شبابه فيما ابلاه و عن ماله من اين اكتسبه و في ما انفقه و عن حبنا اهل البيت. (جامع الاخبار، ص204)
على عليه السلام فرمود: دو چـيـزاسـت كـه قـدر و قـيمتشان را نمى شناسد، مگر كسى كه آن دو را از دست داده باشد، يكى جوانى و ديگرى تندرستى . شيئان لا يعرف فضلهما الا من فقدهما: الشباب و العافيه. (غرر الحكم، ح5764)
پيامبران و امامان (ع) به طور مكرر مردم را به اغتنام فرصت‏ها و اهميت دقت و استفاده صحيح از آن سفارش مى‏كردند، و خود در اين راستا پيشتاز و الگو بودند، پيامبر(ص) به ابوذر فرمود: پنج چيز را قبل از فرارسيدن پنج چيز ديگر غنيمت بشمار؛ زندگى قبل از مرگ، سلامتى قبل از بيمارى، فراغت قبل از اشتغال، جوانى قبل از پيرى،و بى‏نيازى را قبل از تهى دستى. اغتنم خمسا قبل خمس، حياتك قبل موتك و صحتك قبل سقمك و فراغك قبل شغلك و شبابك قبل هرمك و غناك قبل فقرك. (مكارم الاخلاق، ج2، ص364)
البته علت اينكه برخي جوانان قدر جواني خود را نمي دانند و آن را به بطالت مي گذرانند ، نا آگاهي ايشان است. جوان يعني كسي كه در ابتداي راه زندگي است و به طور طبيعي تجربه اش براي زندگي اندك است. از جوان توقع نمي رود كه مانند يك فرد مسن و سرد و گرم چشيده روزگار آگاهانه انتخاب و عمل نمايد، ولي بايد به لحاظ فرهنگي شرايط را به گونه اي سامان دهي نمود كه اين آگاهي و اختيار در او تقويت شود و از فرصت هاي خود در جهت رشد و كمال انساني بهره بيشتري ببرد.
مصرف بهينه جواني:
راهـهـايـى كـه فـرصـت جـوانـى بـايـد در آنـهـا مـصـرف شـود، در روايـات اهل بيت عليهم السلام نشان داده شده كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم :
الف ـ تـحـصـيـل عـلم : دانش و آگاهي خوراك روح انسان است. انسان به هيچ چيزي در زندگي خود به اندازه علم و دانش نياز ندارد. بهترين دوران كسب دانش ايام جواني است، زيرا به هر ميزان كه آدمي پير مي شود قدرت فراگيري اش كاهش مي يابد. رسـول خـدا (ص) فرمود: كسى كه درجوانى دانش بياموزد، مانند نقشى است كه بر سنگ كنده باشند. من تعلم في شبابه كان بمنزله الرسم في الحجر. (بحار الانوار، ج1، ص222)
امام صادق عليه السلام فرمود: دوسـت نـدارم ، جـوانى از شما مسلمانان را ببينم مگر آنكه روز او به يكى از دوحالت آغاز شود؛ يا دانشمند باشد يا دانشجو، اگر چنين نكرد ( ودر نادانى به سر برد) در اداى وظيفه كوتاهى كـرده و كـوتاهى دراداى وظيفه از بين بردن جوانى است . از بين بردن جوانى گناه است و اگر مـرتـكـب گـناه شود، درعذاب الهى مسكن خواهد گزيد، قسم به خداوندى كه محمد(ص ) را به حق به نبوّت فرستاده است .
ب ـ عـبادت و بندگى : بعد از دانش هيچ چيزي به مانند عبادت در رشد و كمال انسان موثر نيست. اسلام ، نسل جوان را دعوت مى كند كه بنده خدا باشند وخود را از افسار گـسـيـختگى و بى بند و باريهايى كه دشمنان اسلام پيش پاى جوانان مى گذارند، برهانند. آنـان كـه ايـام جـوانـى خود را صرف عبادت و بندگى خدا كرده ، از گناهان پرهيز مى كنند، در پـيـشـگـاه الهـى مـورد احـتـرام وارزش بـوده ، در سـايـه رحـمـت او بـهـره مـنـد خـواهـنـد بـود. رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: همانا خداوند، جوانى را كه جوانى خود را در اطاعت و بندگى خدا گذرانده ، دوست دارد. ان الله يحب الشاب الذي يفني شبابه في طاعه الله. (كنز العمال، ح43060)
همچنين فرمود: خـداونـد هـفـت گـروه را در سـايـه رحمت خود جاى مى دهد، روزى كه سايه اى جز سايه او نيست ، اوّل زمامدار دادگر و دوّم جوانى كه در عبادت خداوند پرورش يافته باشد... .
ج ـ اخـلاق نـيـكـو: شخصيت انسان را صفات و ملكات اخلاقي او شكل مي دهد و دوران جـوانـى ، بـهـتـريـن فـرصـت بـراى بـه دسـت آوردن فضايل اخلاقى است .
رسول خدا (ص )فرمود: جوان سخاوتمند خوش اخلاق ، در نزد خدا از پير بخيلِ عابدِ بداخلاق ، محبوبتر است . شاب سخي حسن الخلق احب الي الله من شيخ بخيل عابد سيء الخلق. (كنز العمال، ح16061)
د ـ تـوبـه : جـوانـى ، بهترين فرصت براى تغيير مسير از زشتيها و پليديها به پاكيهاست . اسـلام بـه جـوانـان ، پـناهگاه مطمئن ومحكمى را نشان داده و آنها نيز بايد براى درامان ماندن از سـقـوط و افـتـادن درمـنـجـلاب گناه ، به آن پناهگاه پناه برده توبه نمايند كه جوانى ، بهار توبه است . پيامبر اكرم (ص ) فرمود: هيچ چيزي نزد خداوند از جوان توبه كار محبوب تر نيست . ما من شئ احب الي الله تعالي من شاب تائب. ( كنز العمال، ح10233)
ظهور لحظه ها:
به طور كلي قيامت ظرف ظهور انسان است و لحظه هاي زندگي هر يك صندوقچه هايي هستند كه در آخرت باز مي شوند و محتواي خويش را به آدمي مي نمايانند. در صورتي كه انسان از آن لحظه ها به خوبي استفاده كرده باشد، در قيامت شاد مي شود و در غير اين صورت افسرده و حسرت زده خواهد شد.
رسول گرامي اسلام در روايت بسيار عبرت آموزي به اين حقيقت اشاره نموده است . ايشان فرموده: روز قيامت كه مي شود براي هر روز از عمر انسان بيست و چهار صندوقچه به تعداد ساعت هاي شبانه روز باز خواهد شد. صندوقچه اي را باز مي كنند، و بنده آن را مملو از نور و سرور مي يابد، در آن هنگام باندازه اي خوشحال مي شود كه اگر آن خوشحالي را به تمام اهل جهنم تقسيم كنند، همه آنها حالتي پيدا مي كنند كه درد سوزنده آتش را احساس نمي كنند، آن ساعتي است كه در آن خداي تعالي را اطاعت نموده است.
سپس صندوقچه ديگري را باز مي كنند و مي بيند كه پر از تاريكي و بوي بد بسيار ناراحت كننده است، در آن هنگام چنان ناله و حالت دردناكي پيدا مي كند كه اگر آن ناراحتي را به تمام اهل بهشت تقسيم كنند، لذت درك نعمت هاي بهشتي براي آنها نقصان مي يابد، آن ساعتي است كه در آن، خداي تعالي را معصيت نموده است.
پس از آن صندوقچه ديگري را باز مي كنند و مشاهده مي كند كه كاملا خالي است، يعني محتواي آن نه باعث خوشحالي او مي شود و نه باعث آزار او، اين ساعتي است كه در آن خوابيده و يا به كارهاي مباح دنيا مشغول شده است، در اين لحظه است كه احساس خسارت مي كند و تاسف مي خورد كه چرا از آن فرصت هاي سرنوشت ساز بهره نبرده، در صورت كه مي توانست آنها را پر از كارهاي نيكي و نور و سروري كند كه قابل توصيف نباشد.
بعد مي فرمايد: به همين خاطر است كه قرآن كريم قيامت را روز تغابن ناميده است. يفتح للعبد يوم القيامة على كل يوم من أيام عمره أربعة وعشرون خزانة عدد ساعات الليل والنهار ، فخزانة يجدها مملوءة نورا وسرورا فيناله عند مشاهدتها من الفرح والسرور ما لو وزع على أهل النار لأدهشهم عن الإحساس بألم النار ، وهي الساعة التي أطاع فيها ربه ، ثم يفتح له خزانة اخرى فيراها مظلمة منتنة مفزعة فيناله عند مشاهدتها من الفزع والجزع ما لو قسم على أهل الجنة لنغص عليهم نعيمها ، وهي الساعة التي عصى فيها ربه ، ثم يفتح له خزانة اخرى فيراها فارغة ليس فيها ما يسره ولا ما يسوؤه ، وهي الساعة التي نام فيها أو اشتغل فيها بشئ من مباحات الدنيا ، فيناله من الغبن والأسف على فواتها - حيث كان متمكنا من أن يملاها حسنات - ما لا يوصف ، ومن هذا قوله تعالى :( ذلك يوم التغابن ) . (بحار الانوار، ج7، ص262)
منابع اصلي اخلاق اسلامي:
-راه روشن, ترجمه مهجه البيضاء فيض کاشاني
- اخلاق اسلامي, ترجمه جامع السعادات ملا مهدي نراقي
- معراج السعاده، ملا احمد نراقي
- نقطه هاي آغاز در اخلاق عملي آيت الله مهدوي كني
- اخلاق در قرآن (3 جلد) مصباح يزدي
منابع بيشتر:
- خودسازي براي خودشناسي، مصباح يزدي
- تهذيب نفس، ابراهيم اميني
- مقالات استاد محمد شجاعي
- خودسازى، شهيد باهنر
- خودسازى، محمد يزدى
- جهاد با نفس، ج 3، حسين مظاهرى

در مورد سوالات احکام، جهت اطلاع از آخرين استفتائات با دفتر مرجع تقليد خود در تماس باشيد
برچسب ها: اهميت وقت    ارزش زمان