من شنيده ام كه سن يائسگي در زنان سيده بيشتر از بقيه است، لطفا علت اين موضوع را بنويسيد.

جواب اجمالي:
سن حقيقي يائسگي سن مشخصي نيست و حتي بين دو خواهر نيز ممکن است متفاوت باشد.
سن حقيقي يائسگي به عوامل متعدد وراثتي، بهداشتي،تغذيه اي و اقليمي بستگي دارد. لکن سن حکمي يائسگي که در شرع تعيين شده است و بر اساس ميانگين سني يائسگي حقيقي است احتمالا دو عامل وراثت و اقليمي دخالت داده شده لذا بنا بر مشهور سن يائسگي زنان سيده در صورتي که شک به يائسگي حقيقي داشته باشند 60 سال و در زنان غير سيده 50 سال اعلام گرديده است. برخي پژوهش هاي علمي در رشته پزشکي نيز مويد اين حکم شرعي است.
جواب تفصيلي:
در مورد يائسگي با دو مفهوم روبرو هستيم.1.يائسگي حقيقي 2. يائسگي حکمي.
يائسگي به عنوان يک حقيقت طبيعي:
يائسگي حقيقي ، يک امر تکويني است که طي آن، قواي تخمک سازي زنان از کار افتاده و نوسانات هرموني و واکنش هاي رحم از بين مي رود و در نيتجه براي هميشه حيض نمي شوند و امکان توليد نسل به طور طبيعي از وي سلب مي گردد.
اينکه چه عواملي بر يائسگي حقيقي فرد مؤثر است. واقعيت آن است که براي يائسگي حقيقي نمي توان زمان دقيقي را براي همه زن ها معين نمود. عوامل متعددي در پيدايش يائسگي مؤثر است، که در درجه اول وضعيت ژنتيکي و وراثتي فرد ، سلامت دستگاه تناسلي،سلامت غدد و... و در درجه دوم شرايط اقليمي و نيز شرايط ظاهري فرد نظير قدرت جسمي، نوع تغذيه و سوابق پزشکي اثردارد.
اين نوع يائسگي از موضوعاتي نيست که مبتني بر استنباط از شرع باشد، بلکه از موضوعات و واقعيات خارجي بوده که به وسيله متخصصان علم پزشکي و بهداشت قابل تشخيص است.
لکن به اين نکته بايد توجه داشت که شارع مقدس براي اين حالت طبيعي و موضوع خارجي احکامي وضع نموده است.
يائسگي به عنوان يک حکم شرعي:
موضوع يائسگي يکي از چيزهايي است که منشا آثار فقهي و حقوقي فراواني در عرصه هاي مختلف براي زن و ديگران است.بسياري از احکام فردي و عبادي(نماز،روزه،حج،...)،اجتماعي و خانوادگي(مقاربت،طلاق،اثبات نسب و...)و بسياري از احکام کيفري و قضايي(انتفاء عده که منجر به انتفاء حد زناي محصنه زن مي شود و...) بر موضوع يائسگي مترتب است.
با توجه به گستردگي لوازم و احکام مرتبط با موضوع يائسگي ،ضابطه مند کردن اين موضوع خارجي که آثار فراوان حقوقي و کيفري و عبادي بر آن مترتب است يکي از ضروريات قانون است. از اين رو سن ميانگيني که معمولا زنان يائسه مي شوند به عنوان سن يائسگي مشخص شده است. يعني زنان در اين سن بنا به شرايطي حکم زن يائسه را دارند که به آن يائسگي حکمي مي گوييم.
دقيقا شبيه همين مطلب را در مورد سن بلوغ جنسي شاهد هستيم.سن بلوغ جنسي تابع عوامل متعدد زيستي ،محيطي،وراثتي،تربيتي و...است لکن به دليل اينکه سن بلوغ جنسي منشا آثار مختلف حقوقي، جزايي،و عبادي است از نظر شرع مقدس سن خاصي که به طور ميانگين است براي سن بلوغ مشخص مي شود که ممکن است بالاتر يا پايين تر از سن بلوغ حقيقي يک شخص باشد.
حال نکته اي که در مورد اعلام سن يائسگي حکمي از نظر شرع حائز اهميت است اين نکته است که در اعلام اين سن احتمالا عامل وراثت و اقليمي به عنوان يکي از شرايطي که در رسيدن به ميانگين سن يائسگي حقيقي دخالت دارد لحاظ گرديده است و به اين سبب سن يائسگي حکمي زنان سيده 60 و غير سيده 50 سال قمري عنوان گرديده است.
لازم به ذکر است اعلام سن از نظر شرع به هيچ وجه به معناي اثبات واقعيت يائسگي در خارج نيست بلکه صرفا منشا آثار اعتباري و حقوقي يا عبادي در صورت عدم اطمينان به يائسگي حقيقي است. به اين توضيح که :
يک زن بعد از رسيدن به سن يائسگي اگر دوران قاعدگي و حيض او بدون هيچ تغييري ادامه يابد به گونه اي که هيچ اختلافي بين خون بعد از سن اعلام شده يائسگي و قبل از آن نبيند اين شخص حکم يائسه را نيز ندارد لکن اگر مشخصات خون بعد از سن مذکور با قبل از آن متفاوت باشد يا اينکه بعد از مدت زيادي وقفه در خونروش وبعد از رسيدن به سن مذکور خوني ببيند در حکم زن يائسه خواهد بود و خون مذکور را بايستي بر خون استحاضه حمل نمايد و اين شخص از نظر احکام اسلامي و آثار حقو.قي و عبادي زن يائسه محسوب مي شود. پی نوشت 1] .مراجعه کنيد به سايت مدارک علمي ايران. پايان نامه(دكتراي حرفه‌اي)--دانشگاه علوم پزشكي زاهدان، دانشكده پزشكي،1382 .بيماري هاي زنان، نو واک، ترجمه دکتر بهرام قاضي جهاني، ص 728

در مورد سوالات احکام، جهت اطلاع از آخرين استفتائات با دفتر مرجع تقليد خود در تماس باشيد