دليل تعدد زوجات پيامبراكرم(ص) چيست؟

پيامبر اسلام با يازده خانم ازدواج نمودند كه با شرح مختصري معلوم مي گردد كه سيره رسول خدا در اين باره چگونه بوده است. پيامبر در سن 25 سالگي با خديجه كبري ازدواج نمود و تا سن 50 سالگي يعني سال دهم بعثت فقط با آن بانوي بزرگ زندگي مي نمود. بعد از رحلت خديجه كبري پيامبر با خانمي به نام سوده كه شوهرش در حبشه از دنيا رفته بود و بيوه بود ازدواج نمود. سوده داراي خانواده اي مشرك و دشمن پيامبر بود و به علت اين كه مسلمان شده بود هيچ پشتيباني در خانواده خود نداشت و او را اذيت مي كردند. سپس ساير ازدواج هاي پيامبر در مدينه و حد فاصل سن 53 تا 63 سالگي رخ داد و به طور قطع آن ازدواج ها عوامل گوناگون سياسي، اجتماعي و الهي داشت زيرا سن 53 سالگي اقتضايي براي خوشگذراني جنسي مرد ندارد. به عنوان مثال ازدواج با جويره كه از قبيله بني مصطلق بود موجب شد كه بيش از صد خانواده از اين قبيله به اسلام بگروند و ازدواج با ام حبيبه دختر ابوسفيان موجب شد دل بزرگترين و قدرتمندترين دشمن مسلمانان به دست آيد و توطئه كمتري از سوي او متوجه مسلمين گردد. ازدواج با ام سلمه كه شوهرش در احد شهيد شده بود و در مدينه غريب و بي كس و سرپرست چهار يتيم بود انگيزه اي الهي بود. همچنين ازدواج با صفيه كه بيوه زن بود و شوهرش در جنگ خيبر كشته شده بود. ازدواج با زينب همسر طلاق داده شده زيد بن حارث پسر خوانده پيامبر به امر خداوند به جهت برداشتن بدعت حرمت ازدواج با همسر پسرخوانده بود (زيرا آنان همسر پسر خوانده را مانند همسر پسر خود عروس تلقي مي كردند). ازدواج با ماريه قبطيه كنيزي كه پادشاه اسكندريه براي پيامبر فرستاد به جهت علو مقام و نسب او كه به هارون برادر موسي مي رسيد و مادرش به سموئيل نبي مي رسيد بود. ازدواج با عايشه و حفصه هم حكمت هاي خاص خود را داشت - عايشه تنها خانم پيامبر بود كه قبل از ازدواج باكره بود. البته دو مسأله كه در بين مردم مشهور است از نظر تاريخي ثابت نيست يكي 9 ساله بودن عايشه هنگام ازدواج و ديگري حسن جمال او. برخي از مورخان سن عايشه را 17 يا 18 سال در هنگام ازدواج ثبت كرده اند و از نظر كمالات و زيبايي نيز او را ضعيف شمرده اند. از نظر برقراري عدالت نيز با توجه به شرايط زندگي و خانوادگي در آن زمان و نبود تجمل هاي امروزي و روحيه و اخلاق بسيار عظيم و با كرامت رسول خدا مسأله به راحتي قابل درك است.
بنابراين علت ازدواج‏هاى پيامبر(صلى الله عليه وآله) را در موارد ذيل، مى‏توان تحليل كرد:
الف) اجراى حكم الهى و زدودن افكار غلط جاهلى؛ مانند ازدواج با زينب دختر جحش.
ب) تقويت جايگاه اجتماعى زنان آسيب ديده، همچون زنان بيوه و اسير و رفع تلقى منفى عصر جاهلى در كم ارزش بودن يا بى‏ارزش جلوه دادن آن زنان (در اين دوره، همه زنان پيامبر جز عايشه بيوه بودند).
ج) دلجويى از زنان، به دليل آسيب‏هايى كه آنان به خاطر پذيرش اسلام، متحمل شدند؛ مانند ازدواج با ام حبيبه.
د) يك حركت سياسى و برقرارى پيوند با قبايل و طوايف بزرگ عرب و جلب پشتيبانى آنان؛ چون پيوند با عايشه.
ه) محافظت و تأمين زندگى بيوه زنان درمانده و فقير و يتيمان به جاى مانده؛ مانند ازدواج باام سلمه و زينب، دختر خزيمه.
و) نشان دادن عظمت، شكوه و قدرتمندى اسلام و مسلمين؛ مانند ازدواج با صفيه.
ز) حفظ آنان از خطرات جانى؛ مانند وصلت با سوده.
ح) آزادسازى اسيران و بردگان؛ مانند ازدواج با جويريه.ر.ك: الميزان، ج 4، ص 195 ؛ علامه طباطبايى، بررسى‏هاى اسلامى، ص 132 - 139؛ مؤسسه در راه حق، نگرشى كوتاه به زندگى پيامبر اسلام، ص 29؛ رسولى محلاتى، تاريخ انبياء، ج 3، ص 475. براي آگاهي بيشتر در اين زمينه رجوع كنيد به: 1- نظام حقوق زن در اسلام، شهيد مطهري 2- زن در آيينه جلال و جمال، آيه الله جوادي آملي 3- تفسير الميزان، ج 4، علامه طباطبايي(ره). دشمنان پيامبر اسلام مي خواهند با اين اشكالها پيامبر اسلام را انسان هوسران معرفي كنند تا مردم دنيا به اسلام رو نياورند ولي اين كار دشمن سودي به حالش نخواهد داشت و مردم دنيا روز به روز بيشتر به سوي اسلام متوجه مي شوند. مردم مي دانند كه پيامبر اسلام مرد هوس باز و عياشي نيست و اگر او هوسران بود مي توانست در مكه كاملترين هوسراني را بكند و قريش به او پيشنهاد مي كردند كه حاضر هستند بهترين و زيباترين دختران را در اختيار او قرار بدهند به شرط اينكه با خدايان آنها كاري نداشته باشد ولي آن حضرت نپذيرفت . پيامبر خدا همسران خود را مخير ساخته بود كه يا با پيامبر بمانند و سختيهاي زندگي را تحمل بكنند و يا اينكه طلاق بگيرند و زندگي دنيوي بهتري داشته باشند. يكي از نكته هاي بسيار شگفت آور اين است كه پيامبر با وجود همسران متعدد فقط از حضرت خديجه و ماريه بچه دار شدند.

در مورد سوالات احکام، جهت اطلاع از آخرين استفتائات با دفتر مرجع تقليد خود در تماس باشيد