اسم اصحاب كهف و همچنين سگ آنها چه بود؟ سن اين افراد هم چه مقدار بود؟

بنام خدا داستان اصحاب كهف از جمله داستانهايي است كه اقوال مختلفي درباره آن وجود دارد و هنوز كسي به تعداد واقعي آنها پي نبرده است ولي مفسران از ظاهر آيات قرآن چنين برداشت مي كنند كه تعداد اين افراد هفت نفر بوده كه هشتمي آنها سگ شان است.
اين داستان نخست در مسحيت با نام خفتگان بيدار يا هفت خفتگان روايت شده و تاكنون حدود دويست دست نوشته به زبانهاي لاتين، عربي، يوناني،سرياني، حبشي، قبطي، ارمني،و ايرلندي ميانه از اين واقعه پيدا شده است (1)و اين تعداد اقوال علاوه بر اينكه باعث اختلاف نقل ها مي شود در دستيابي نام واقعي اين افراد هم كمكي نمي كند.
لذا با توجه به مقدمه بالا به بيان چند قول از اين اقوال مي پردازيم:
نام اصحاب كهف طبق آنچه در تفسير منهج الصادقين(ج 5، ص 334) آمده، عبارت است از: مِكْسِلينا، مِخْشِلْمينا، گشطوس، تالوس، تِلميخا، مِرطنوس، بيرونس، ديموس و بطيوس.
در تفسير نمونه نام يكي از آنها را كه وزير شاه بود تمليخاء گفته اند(2) و محمدبن جرير طبري نام آن كس كه غذا مي خريد را يمنيح مي داند(3)؛ در داستان لاتين آن شخصي كه داوطلب رفتن و خبر آوردن مي شود يمليخاه ذكر شد(4) و طبري در تاريخ خود نظر ابن اسحاق را در مورد نام اين شخص يمليخا ذكر مي كند و در ادامه از قول ابن اسحاق نام اين افراد را چنين نقل مي كند: بزرگترينشان كه با پادشاه سخن گفت مكسملينا و ديگري محسملينا و يمليخا و مرطوس و كسوطولش و بيرونس و سمونس و بطونس و قالوس بود.(5)
به اين اسماء ذُنواس و ديونس سادبيونس را هم اضافه كنيد(6) كه شايد هم يكي از علل اختلاف در نام آنها اين باشد كه از ترجمه يك زبان به زبان ديگر تلفظ كلمات محفوظ نمانده باشد.
در مورد نام سگ آنها هم به طبع قول محكم و قابل اعتنايي وجود ندارد عده اي نام سگ آنها را قطير (قطمير) و بعضي رقيم مي دانند.(7)
و اما در مورد سن آنها خداوند در قرآن كريم سوره كهف آيه 13 مي فرمايد: «انهم فتيةٌ امنو بربهم» كه بيانگر اين مطلب است كه آنها جوان بودند، علامه طباطبايي در تفسير كلمه فِتيَةٌ گفته است: اين كلمه جمع سماعي فتي است و به معني جوانان است كه اين كلمه خالي از شائبه مدح نيست و تقريباً منظور از آن جوان خوب مي باشد.(8)
در ديگر منابع هم آنها را جواناني از شاهزادگان و بزرگان ديار خود دانسته اند.(9)
جهت مطالعه بيشتر:
پژوهشي در قصه اصحاب كهف نوشته جلال ستاري
اصهاب كهف نوشته محمد توفيق به ترجمه سيد ابوالفضل طباطبايي
تفسير الميزان جلد 13 ترجمه سيد محمد باقر موسوي همداني
تفسير نمونه جلد12
پاورقي:
1- جلال ستارس، پژوهشي در قصه اصحاب كهف، چاپ اول 1376، تهران نشر مركز، صص 8-6.
2- جمعي از دانشمندان زير نظر آية الله مكارم شيرازي، تفسير نمونه ج 12، چاپ سيزدهم 1374، ص 397.
3-محمد بن جرير طبري، تاريخ طبري، ترجمه ابوالقاسم پاينده، چاپ پنجم 1375، ناشر اساطير، ص 548.
4- جلال ستارس، پژوهشي در قصه اصحاب كهف، ص8.
5- محمد بن جرير طبري، تاريخ طبري، ص548.
6- جلال ستارس، پژوهشي در قصه اصحاب كهف، پاورقي صفحه14.
7-همان، صص 15-14
8-علامه طباطبايي، تفسير الميزان ج13، ترجمه: سيد محمد باقر موسوي همداني، دفتر انتشارات اسلامي، بي تا، ص 342.
9- محمد بن جرير طبري، تاريخ طبري، ص 548. / دكتر احمد علي المجدوب، اصحاب كهف در قرآن و انجيل و تورات، ترجمه : سيد صادق عارف، چاپ اول 1380، آستانه قدس رضوي، صص 81-79

در مورد سوالات احکام، جهت اطلاع از آخرين استفتائات با دفتر مرجع تقليد خود در تماس باشيد
برچسب ها: اصحاب كهف