آيا آقا امام زمان(عج) ازدواج كرده است يا نه؟
پاسخ اجمالي اين است كه هيچ دليلى برهمسر و اولاد داشتن امام زماننيست، بلكه احيانا دليل بر نفى آن همدر شرايط فعلى وجود دارد. مثلا ضرورت جامعه اسلامى ونيازهاى قطعى عالم ايجاب كند كهامام زمان، عليهالسلام، تنها زندگىكند هر چند به صورت مقطعى،منتفى خواهد بود . در اينجا بحث اهم و مهممطرح است كه سنت پيامبر براىمصالح عامه و جامعه اسلامى تركشده و اين اشكالى ندارد. البته بحث مادر وجود همسر و فرزندان بر امامزمان، عليهالسلام، قبل از ظهور استو گر نه ما بر وجود همسر و فرزندبراى حضرت صاحبالامر، عليهالسلام، بعد از ظهور دلائلىداريم. در هر صورت درباره ازدواج حضرت مهدى(عج) دو نظريه وجود دارد و هر كدام شواهدى دارند. بر اساس قواعد كلى، مىتوان گفت : آن حضرت ازدواج نكرده و اشكالى هم نخواهد داشت ؛ زيرا آن حضرت هر چيزى را كه با غيبت منافات داشته باشد، انجام نمىدهد ؛ زيرا ازدواج با غيبت منافات داشته و مستلزم آشكار شدن وضعيت امام(عج) خواهد بود ؛ ازدواج با وجود غايب بودن آن حضرت (با توجه به نظر مخفى شدن بدن او از ديدهها)، امكان ندارد و اگر بخواهد ظاهر شود و ازدواج كند، اين همان محذورى است كه بايد از آن دورى كند... اگر نظر ديگران (پنهان بودن عنوان و شخصيّت امام)، را مورد توجه قرار دهيم، باز مىگوييم كه ازدواج آن حضرت با شخصيت واقعى خود، امكان ندارد و منافى با اصل «غيبت» است(1).از طرف ديگر، هيچ دليل روشن و قطعى، بر وجود زن و فرزند براى آن حضرت نيست ؛ چون مسئله غيبت، مهمتر از ازدواج است و مىتواند براى مصلحت بالاتر، مسئله مهم (ازدواج) را ترك كند و اهم را انجام دهد و عمل به سنت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم مىتواند بعد از ظهور و قيام انجام گيرد و ايشان تشكيل خانواده دهد .بنابر قولى احتمال دارد، ايشان در زمان غيبت صغرى ازدواج كرده باشد ؛ اما با آغاز غيبت كبرى به دليل مصالح مهمتر ازدواج را ترك كرده باشد.اما بعضى از شواهد، دالّ بر وجود همسر و فرزند براى او است ؛ از جمله :الف. قواعد كلىاحكام كلى شريعت محمدىصلى الله عليه وآله ايجاب مىكند كه حضرت بقية اللَّه(عج) نيز مانند ديگر پيشوايان معصوم تشكيل خانواده داده و از سنت جدّ بزرگوارش حضرت محمدصلى الله عليه وآله پيروى كند. محدّث نورى مىگويد : «چگونه ترك خواهد نمود چنين سنت عظيمه جدّ بزرگوار خود را، با آن همه ترغيب و تحريضى كه در فعل آن و تهديد و تخويف كه در ترك آن شده است! سزاوارترين امت در اخذ به سنت پيامبرصلى الله عليه وآله، امام هر عصر است و تاكنون كسى ترك آن را از خصايص آن جناب نشمرده است»(2).ب. رواياتدر كتاب الغيبة، از مفضّل بن عمر از صادقعليه السلام نقل شده است : «لا يَطّلع على موضعه احَدٌ مِن وُلدِه و لا غيره» ؛(3) ؛ «بر مكان ايشان هيچ كس، حتى فرزندى از فرزندانش اطلاع ندارد».سيد بن طاووس در جمال الاسبوع مىگويد : «روايتى با سندهاى متصل يافتم كه حضرت ولى عصر(عج) را اولاد بسيارى هست كه در شهرهاى كرانه دريا حاكم و والى هستند و درنيكى و بزرگوارى، در رأس نيكان روزگار و در قله صفات ابرار و اخيار هستند»(4).ابوبصير از امام صادقعليه السلام نقل مىكند: «گويا مىبينم كه قائم ما با خانوادهاش در مسجد سهله اقامت گزيده است. ابوبصير مىگويد : گفتم : فدايت شوم! قائم هميشه در آن مسجد است؟ فرمود : آرى»(5).البته با بررسىهاى سندى و دلايل اين روايات، به طور قطع نمىتوان وجود فرزند را براى آن حضرت اثبات كرد(6).دو. دعاهاابن طاووس دعاى امام رضاعليه السلام را در مورد حضرت مهدى(عج) چنين نقل كرده است : «اللهم صلّ على ولاة عهده و الائمّة من ولده»(7).همچنين از آن حضرت نقل شده كه دعا مىفرمود : «اللهم اعطه فى نفسِه و اهله و ولده و ذُرّيته و امته و جميع رعيّته ما تقرّبه عينه و تُسِرُّ به نفسه»(8).در بخشى از صلواتى كه از ناحيه مقدسه صادر شده، آمده است : «و صلّ على وليّك و ولات عهده و الأئمّة من ولده و مُدّ فى اَعمارهم و زد فى آجالِهم»(9).اين ادعيه به صورت كلى وجود زن و فرزند را براى آن حضرت مطرح مىكنند ؛ اما درباره همين ادعيه و الفاظ آنها نيز بين علما اختلاف نظر هست ؛ براى مثال برخى دعاى امام رضاعليه السلام «اللهم صلى على ولاه عهده و الائمّة من ولده» را چنين نقل كردهاند : «اللهم صل على ولاة عهده و الائمّة من بعده».سه. اسامى فرزندان امامروايت انبارى، گوياى اين مطلب است كه آن حضرت فرزندانى دارد ؛ بدين ترتيب :1. طاهر فرمان رواى يكى از جزاير (واقع در درياى مديترانه)، به نام زاهره ؛2. قاسم فرمان رواى جزيره رائقه ؛3. ابراهيم، حاكم شهر صافيه ؛4. عبد الرحمان حاكم شهر طلوم ؛5. هاشم حاكم شهر عناطيس ؛داستان اين شهر در بعضى از منابع ذكر شده است ؛(10) ولى بىشباهت به افسانه نيست و مدرك معتبرى هم ندارد(11).خلاصه اينكه درست است كه ازدواج از سنت هاي مهم اسلامي است و ائمه بيش از هر كس بر اهميت آن واقفند اما از طرف ديگر مساله غيبت حضرت مهمتر از آن است و چه بسا عظمت غيبت حضرت مستلزم آن باشد كه حضرت با كسي ازدواج نكند. بنابر اين به طور قطع نمي توان به اين سؤال پاسخ داد بلكه بايد گفت كه: اگر ازدواج حضرت منافاتي با ساير مصالح مهمتر مثل مصلحت غيبت نداشته باشد ايشان قطعا به اين سنت عمل كرده و مي كنند اما در صورت وجود مصالح مهمتر، ايشان اهم را فداي مهم نخواهند كرد.اما در مورد اينكه آيا حضرت در صورت ازدواج فرزنداني نيز خواهند داشت نيز دليل محكمي وجود ندارد و نمي توان به طور قطع در اين باره قضاوت كرد.نكته ديگري كه ذكر آن ضروري است اين است كه در بعضي از روايات، به امام زمان (عج) اهل و فرزند نسبت داده شده است. اما اين روايات نمي تواند راهگشاي ما در اين مساله باشد زيرا اولا: بسياري از آنها به لحاظ سندي داراي اشكال هستند و در نتيجه نمي توان به آنها اعتماد كرد. ثانيا: اين روايات ثابت نمي كنند كه آن حضرت در حال حاضر داراي همسر و فرزند باشند. بلكه شايد استناد به اهل و فرزند ايشان در آستانه ظهور يا بعد از ظهور باشد. لذا از اين روايات نيز دليل محكمي براي اثبات وجود همسر و فرزندان براي امام زمان (عج) بدست نمي آيد.خلاصه آنكه به طور يقين نمي توان ازدواج امام زمان (عج) را ثابت كرد و تنها بايد به اين گفته اكتفاء كرد كه اگر مصلحت مهمتري وجود نداشته باشد و ازدواج مشكلي را براي حضرت ايجاد نكند، ايشان قطعا به اين سنت مهم اسلامي عمل خواهند كرد. در پايان ذكر اين نكته حايز اهميت است كه بر اساس روايتى : «هر امام بايد فرزند داشته باشد، به جز حضرت مهدى(عج) كه فرزند ندارد»(12). در اين صورت، عدم ازدواج آن حضرت، مخالف سنت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم نيست ؛ زيرا آن امام همام زندگى عادى و طبيعى مثل ديگران ندارد و پنهان زيستى ايشان نيز بر اساس دستور و مصلحت خداوندى است. افراد ديگرى نيز - همچون خضر و عيسىعليهم السلام - با اينكه زندهاند، ازدواج نكرده و تشكيل خانواده ندادهاند.براي مطالعه بيشتر رك: مهدويت ( پس از ظهور ) ، رحيم كارگر...................) Anotates (.................1) محمد صدر، تاريخ غيبت كبرى، ص 80 و 81.2) نجم الثاقب، ص 224.3) الغيبة، ص 102.4) جمال الاسبوع، ص 512.5) اثبات الهداة، ج 3، ص 583، ح 776.6) براى مطالعه درباره اين روايات ر.ك : حبيب اللَّه ظاهرى،سيماي آفتاب, ص 495 و 496.7) جمال الاسبوع، ص 51.8) بحار الانوار، ج 95، ص 232.9) كتاب الغيبة، ص 107 ؛ بحار الانوار، ج 52، ص 22.10) ر.ك : نجم الثاقب، ص 220-222 ؛ بحار الانوار، ج 53، ص 213-221.11) ر.ك : ابراهيم امينى، دادگستر جهان، ص 201 و 202.12) كتاب الغيبة، ص 134.