سلام، به پرسمان خوش آمديد.

پرسش:

چرا در دعاي يستشير درعبارت نورالسموات والارضين، ارض جمع آمده؟

پاسخ:

در پاسخ نکاتی قابل توجه است :
1- تعبیر به ارضین و آوردن کلمه ارض به شکل جمع در دعا ها و روایات بسیاری آمده است و اختصاصی به دعای یستشیر ندارد .
2-مثلا در دعای معروف به فرج که خواندن آن در قنوت نماز مستحب است چنین آمده است : سبحان الله رب السموات السبع و رب الارضین السبع
3- در قرآن تعبیر ارضین به صورت جمع به کار نرفته است اما درآیه12 سوره طلاق بعد از ذکر سبع سماوات به معنای آسمان های هفتگانه در مورد زمین و ارض تعبیر مثلهن به کار رفته است که به معنای زمین هایی مانند هفت اسمان است که به جای ارضین به کار رفته و همان معنا را دارد . خداوند می فرماید :
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً ؛ یعنی خداوند همان كسى است كه هفت آسمان را آفريد (اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ
و از زمين نيز همانند آن (و مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ).
يعنى همانگونه كه آسمانها هفتگانه اند زمينها نيز هفتگانه مى‏باشند، و اين تنها آيه‏اى از قرآن مجيد است كه اشاره به زمينهاى هفتگانه مى‏كند.
3- اكنون ببينيم منظور از اين آسمانهاى هفتگانه و زمين‏هاى مشابه آن
چيست؟ :
ممكن است، منظور از عدد هفت، همان كثرت باشد، زيرا اين تعبير در قرآن مجيد و غير آن گاه به معنى كثرت آمده است، مثلا مى‏گوئيم اگر هفت دريا را هم بياورى كافى نيست.
بنا بر اين منظور از هفت آسمان و هفت زمين، تعداد عظيم و كثير كواكب آسمانى و كراتى مشابه زمين است.
اما اگر عدد هفت را براى تعداد و شماره بدانيم، مفهوم آن وجود هفت آسمان مى‏شود، و با توجه به آيه 6 سوره صافات كه مى‏گويد: إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ: ما آسمان نزديك (آسمان اول) را با كواكب و ستارگان زينت بخشيديم روشن مى‏شود كه آنچه ما مى‏بينيم و علم و دانش بشر به آن احاطه دارد همه مربوط به آسمان اول است، و ما وراى اين ثوابت و سيارات، شش عالم ديگر وجود دارد كه از دسترس علم ما بيرون است.
اين در مورد آسمانهاى هفتگانه، و اما در مورد زمينهاى هفتگانه ممكن است اشاره به طبقات مختلف كره زمين باشد، زيرا امروز ثابت شده كه زمين از قشرهاى گوناگونى تشكيل يافته، و يا اشاره به اقليمهاى هفتگانه روى زمين چرا كه هم در گذشته و هم امروز كره زمين را به هفت منطقه تقسيم مى‏كردند (البته طرز تقسيم در گذشته و امروز متفاوت است، امروز زمين به دو منطقه منجمد شمالى و جنوبى و دو منطقه معتدله و دو منطقه حاره و يك منطقه استوايى تقسيم مى‏شود، اما در گذشته اقليمهاى هفتگانه به شكل ديگرى تقسيم مى‏شد).
ولى ممكن است در اينجا نيز عدد هفت كه از تعبير مثلهن استفاده مى‏شود نيز براى تكثير و اشاره به زمينهاى متعددى باشد كه در عالم هستى وجود دارد. تا آنجا كه بعضى از دانشمندان فلكى مى‏گويند كراتى كه مشابه كره زمين بر گرد خورشيدها در اين عالم بزرگ گردش مى‏كند حد اقل سيصد ميليون كره است! ».
هر چند با اطلاعات كمى كه ما از ما وراى منظومه شمسى داريم به دست دادن عدد در اين زمينه كار مشكلى است، ولى به هر حال دانشمندان ديگر فلكى نيز تاكيد مى‏كنند كه در كهكشانى كه منظومه شمسى جزء آن است ميليونها ميليون كره وجود دارد كه در شرايطى مشابه كره زمين قرار گرفته، و مركز حيات و زندگى مى‏باشد.
البته ممكن است پيشرفت علم و دانش بشر در آينده اطلاعات بيشترى در باره تفسير اينگونه آيات در اختيار ما بگذارد .
در اين زمينه در جلد اول تفسیر نمونه ذيل آيه 29 سوره بقره و در جلد بيستم ذيل آيه 12 سوره فصلت، بحثهاى مفصلی شده است که می توانید مراجعه نمایید .
تفسير نمونه، ج‏24، ص: 261