 |
منو |
|
 |
جستجو |
|
 |
بورس
مقالات |
| |
|
|
|
|
|
|
 |
از فاطمه بپرس!
بازديد: 1435 |
|
خواستیم در هوای فاطمیه سخن بگوییم، نفس در سینه سنگینی کرد، و مجال سخن نداد. آنگاه اندیشه ما را با خود به پرواز در آورد و عاشقی را نشان داد که از همه بیشتر از فراق یارش پریشان است. و با خود گفتیم از حال معشوق، چه کسی بیش از عاشق با خبر است؟ پس آنچه عاشق گوید، آرام کننده دلهای دوست داران است. این بود که در این سرمقاله همه حرفها را کنار گذاشتیم و پای درد دل مولا علی امیر المؤمنین نشستیم و از او شنیدیم.
« سلام بر تو ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، سلامی از طرف من و دخترت که هم اکنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسیده است! ای پیامبر خدا، صبر و بردباری من با از دست دادن فاطمه سلام الله علیها کم شده، و توان خویشتنداری ندارم اما برای من که سختی جدایی تو را دیده، و سنگینی مصیبت تو را کشیدم، شکیبایی ممکن است. این من بودم که با دست خود تو را در میان قبر نهادم، و هنگام رحلت، جان گرامی تو میان سینه و گردنم پرواز کرد « پس همه ما از خداییم و به خدا باز می گردیم ».
پس امانتی که به من سپرده بودی برگردانده شد، و به صاحبش رسید، از این پس اندوه من جاودانه، و شبهایم، شب زنده داری است، تا آن روز که خدا خانه زندگی تو را برای من برگزیند. به زودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امت تو چگونه در ستمکاری بر او اجتماع کردند، از فاطمه سلام الله علیها بپرس، و احوال اندوهناک ما را از او خبر گیر، که هنوز روزگاری سپری نشده، و یاد تو فراموش نگشته است.
سلام من به هر دوی شما، سلام وداع کننده ای که از روی خشنودی یا خسته دلی سلام نمی کند. اگر از خدمت تو باز می گردم از روی خستگی نیست، و اگر در کنار قبرت می نشینم از بدگمانی بدانچه خدا صابران را وعده داده نمی باشد. »
نهج البلاغه، خطبه 202، ترجمه محمد دشتی
|
|
 |
نظر شما راجع به اين مقاله |
|
| |
|
|
|
| |
 |
مناسبت ها |
|
پنج شنبه 18 شهريور 1389
درگذشت جلال آل احمد
|
|
 |
ويژه |
|
 |
بازديدها |
|
|
کاربران برخط: 1703
صفحه اول: 1830228
مقالات: 1594127
|
| |